حرکت زیبای فرهنگی دانشجویان دانشکده نفت اهواز |
نزدیک به 23 سال پیش دو دانشجوی دانشکده نفت اهواز تصمیم گرفتند که غذای یک نفرشان را با هم نصف کنند و غذای دیگری را به فردی نیازمند ببخشند و این جرقه آغاز شکل گیری "گروه خیریه دانشجویی انصار" بود. |
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عروج به نق از ایسنا؛ گروه خیریه دانشجویی انصار دانشکده نفت اهواز هماکنون نیز پس از گذشت نزدیک به ربع قرن، بهطور فعال در زمینههای مختلف فرهنگی، آموزشی، درمانی، ایجاد اشتغال و چاره جویی برای مشکلات ویژه مردم منطقه کوتعبدالله اهواز فعالیت میکند بهطوریکه حالا دیگر امین و معتمد مردم شدهاست.
مردم این منطقه حالا این گروه دانشجویی را کاملا میشناسند و مراجعه مردم منطقه به حراست دانشکده نفت اهواز برای دادن نامههایشان روالی عادی شدهاست؛ مردمیکه پس از خدا، امید به یاری این گروه دارند و برای حسن تدبیر و یاری گرفتن، همه جور مشکل از مسائل شخصی و خانوادگی تا معضلات اجتماعی منطقه مانند وضعیت شبکه فاضلاب را، با این دانشجویان در میان میگذارند. "هدف این گروه دانشجویی حمایت از خانوادههای بیسرپرست یا دارای سرپرست از کار افتاده و با جمعیت زیاد است تا به سطحی برسند که دغدغهشان نسبت به تأمین نیازهای اولیه زندگی تا حدودی رفع شود. البته در مواردی به طور ویژه این گروه دانشجویی برای خانواده های نیازمند حتی اقدام به ساخت خانه کرده است. در حال حاضر 100 خانوار با جمعیتی نزدیک به 400 نفر، تحت پوشش خدمات این گروه هستند."
اعضای گروه در کنار همه فعالیت های خود اما معتقدند این یاری رساندن نباید منجر به این شود که آن خانواده برای همیشه دست خود را پیش دیگران دراز کند و این کار برایش عادت شود و به همین دلیل هم فعالیتهای حمایتی گروه به طور دقیق سطح بندی و زمان بندی شده است و همه کمک ها با شناسایی مستقیم و مستند و به صورت هدفمند انجام می شود تا در نهایت خانواده نیازمند به اصطلاح بتواند سر پای خودش بایستد و کرامت انسانی اعضای خانواده هم خدشه دار نشود.
اینها گفتههای محمدسعید مرادی و مهرشاد منصوری از اعضای هسته مرکزی گروه خیریه دانشجویی انصار در دانشکده نفت اهواز است که با حضور در تحریریه این خبرگزاری، فعالیتهای گروه را این گونه تشریح کردند: تمام دانشجویان دانشکده نفت نسبت به فعالیتهای این گروه آشنا هستند و با توجه به سابقه فعالیت گروه، در سلفسرویس دانشگاه هم مکانی تعبیه شده که دانشجویان بخشی از غذای خود را به سلف تحویل می دهند تا همراه با مازاد غذای پختشده همان روز، بستهبندی شود و پس از پخش و توزیع، به دست خانواده های نیازمند برسد.
پخش و توزیع غذا از فعالیت های روتین و هر روز گروه است که بهجز منطقه گاومیشآباد، که توزیع غذا در روز انجام می شود، در 6 منطقه دیگر کوت عبدالله در شب توزیع می شود؛ توزیع غذا هم برنامه زمانی خاصی دارد و غذایی که در هر نوبت توزیع به خانوادهها داده میشود معمولا کفاف مصرف سه، چهار روز خانواده را میدهد.
منصوری با بیان این که در حال حاضر 100 خانواده نیازمند خدمات حمایتی با نزدیک به 400 نفر جمعیت، تحت پوشش خدمات گروه انصار قرار دارند، افزود: اعضای گروه در یک ساختار تشکیلاتی شامل بخش های سلف سرویس، بسته بندی، پخش، پزشکی، آموزش و فرهنگی سازماندهی شده اند؛ البته شاید بتوان گفت نیمی از دانشجویان دانشکده که نزدیک به 600 دانشجو می شوند، به طور مستقیم در ارتباط با فعالیت های گروه هستند ولی هسته مرکزی گروه به 20 نفر نمی رسد.
مرادی درباره نحوه آشنایی دانشجویان با گروه و جذب و عضوگیری جدید با بیان این که هر سال، یک مراسم معارفه برای آشنایی دانشجویان جدیدالورود با فعالیت ها و اهداف گروه برگزار می شود، تصریح کرد: منابع مالی گروه بیشتر از فروش مواد غذایی و کالاهای اهدایی دانشجویان(مانند تن ماهی، دلستر، نوشت افزار و...) تأمین می شود؛ البته تعدادی از فارغ التحصیلان دانشکده هنوز هم به اهداف گروه پایبند و وفادار هستند و در حد توانشان کمک هزینه ای را معمولا در هر ترم برای فعالیت های گروه اختصاص می دهند. حتی اکنون بعضی فارغ التحصیلان دانشکده که در گذشته عضو گروه بودند با وجود اقامت در خارج از کشور به اهداف گروه کمک می کنند و جالب است بدانید که مهندس بورد مدیرعامل فعلی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب نیز در زمان دانشجویی خود در این گروه فعالیت داشته است؛ اکنون نیز برخی اساتید در زمینه فعالیت های گروه کمک می کنند و مبالغی را به این منظور اختصاص می دهند.
این عضو گروه خیریه دانشجویی انصار درخصوص اهم فعالیت های اخیر گروه به حوزه آموزشی اشاره و خاطرنشان کرد: سال گذشته بخش آموزشی گروه با کانون فرهنگی قلمچی همکاری خوبی داشت و طرح بورسیه دانش آموزان منطقه کوت عبدالله را به طور کامل بر عهده گرفت به طوری که نزدیک به 130 دانشآموز در این طرح حضور یافتند و دانشآموزان با تراز بالای 6000 کمکهزینه هم دریافت میکردند.
مرادی همچنین در پاسخ به این که فعالیت های گروه نوعی موازی کاری با سازمان های دولتی مسئول، محسوب نمی شود، با بیان این که انجام این کارها، هیچ گونه تداخل یا تقابلی با وظایف کمیته امداد ندارد، اظهار کرد: معتقدیم شناسایی و سپس پیگیری وضعیت خانواده های تحت پوشش کمیته امداد که از شرایط حمایتی این نهاد خارج می شوند و باید از حمایت کمیته بیرون بیایند به دلیل محدودیت فعالیت کمیته امداد به ساعات اداری و جمعیت بالای خانوارهای تحت پوشش این نهاد، کار مشکلی است.
وی افزود: این مسایل در گروه انصار وجود ندارد و فردی که از گروه تحقیق انصار وارد خانوادهای می شود از مسایل روز زندگی آنان اطلاع دارد. گروه با این نیت به این خانوادهها کمک می کند که روزی خودکفا شوند و این فرهنگی است که به دنبال شکل گیری آن هستیم؛ مردم منطقه هم نسبت به گروه شناخت کامل دارند و از فعالیت های آن استقبال کردهاند.
این عضو گروه خیریه دانشجویی انصار با اشاره به این که وبگاه گروه انصار یک سال است که فعالیت خود را آغاز کرده است، ادامه داد: در حال جمع آوری رزومه از اعضا و نیز فارغ التحصیلان هستیم تا برای موارد اضطراری که نیاز به کمک و یاری همه داشته باشیم به سرعت اطلاع رسانی شود زیرا فارغالتحصیلان بسیار راحت تر از کمیته امداد با گروه انصار ارتباط برقرار میکنند.
منصوری دیگر عضو گروه انصار درباره فعالیت های خاص گروه و به اصطلاح خودشان "پرونده های ویژه" گفت: برای خانواده هایی که مشکل مسکن داشته اند با کمک 10 نفر از دانشجویان به سبک گروه های جهادی، خانه ساخته ایم که چنین مواردی جزو موارد خاص محسوب می شود؛ یک سری کارها نیز حالت روتین دارد و هر ساله انجام می شود به طور مثال برای تمام دانش آموزانی که تحت پوشش گروه هستند و آمارشان را داریم، درآغاز هر سال تحصیلی لوازم التحریر و روپوش مدرسه تهیه می کنیم.
وی با بیان این که گروه در مواردی نیز توانسته برای خانواده های نیازمند با سرپرست از کارافتاده، شغل ایجاد کند، از تلاش برای ایجاد یک کارگاه تولید پوشاک جهت اشتغالزایی و فراهم کردن فرصت کسب و کار برای افراد تحت پوشش خبر داد و درباره امکان استفاده از دوره های مهارت آموزی فنی و حرفه ای برای این افراد گفت: آموزش هایی که فنی و حرفه ای به افراد می دهد، منجر به این نمی شود که بتوان از آن در آمد خاص کسب کرد. گروه با برخی تعاونی های پوشاک رایزنی کرده و قرار بر این شده است که اعضایی از این خانواده ها که توانایی کار دارند، به صورت رایگان در کارگاه های تولیدی این تعاونی ها آموزش ببینند و هزینه ایاب و ذهاب آن ها نیز توسط تعاونی ها پرداخت می شود.
منصوری افزود: پس از این که آن فرد مهارت کار را فراگرفت از منابع مالی گروه، به او وام پرداخت می شود تا بتواند چرخ دوزندگی تهیه کند. طبق قرار، کار برش داده شده از تعاونی به این افراد تحویل و کار آماده و دوخت شده گرفته می شود. این کاری است که گروه برای ایجاد اشتغال واقعی در حال انجام آن است و در حال حاضر پیگیر راه اندازی یک کارگاه خیاطی هستیم. بعد از آن می توانیم از کمیته امداد یا نهادهای مشابه انتظار داشته باشیم به ما راجع به افراد تحت پوشش آن ها که تاکنون خودکفا شدهاند، آمار بدهند و در این صورت می توانیم از کمیته امداد مطالبه داشته باشیم که یا اموراتشان را طبق نظر ما انجام دهند و یا اعلام کنند که قادر به انجام چنین کاری نیستند.
این عضو گروه خیریه دانشجویی انصار درباره نحوه بازپرداخت این وامها بیان کرد: افرادی که از گروه وام دریافت میکنند کارت یارانه خود را برای بازپرداخت وام بهصورت اقساط در اختیار گروه قرار میدهند زیرا اکثرأ منبع مالی دیگری ندارند.
وی خاطرنشان کرد: اولویت گروه حمایت از خانواده های خیلی ضعیف است؛ به عبارت دیگر خانواده های بی سرپرست که فرزندان یتیم هستند یا خانواده هایی که سرپرست ازکارافتاده و تعداد محصل زیاد دارند برای مثال برخی خانواده ها شامل یک مادر و پنج دختر هستند که در این گونه موارد انتظار خودکفایی نداریم بلکه همین قدر که مادر بتواند این پنج فرزند را بزرگ کند، بزرگترین کار است. البته گروه تمایل دارد و برای ما ایدهآل است که حمایتها مقطعی باشد ولی خانواده ها به راحتی خودکفا نمی شوند.
مرادی درباره نحوه پذیرش خانواده ها توسط گروه انصار نیز توضیح داد: خانواده مستضعف طی یک نامه شرایط خود را شرح می دهد و بعد گروه تحقیق شرایط آن ها را از نزدیک بررسی می کند؛ در صورتی که خانواده یادشده با معیارهای حمایتی گروه مطابقت داشته باشد، به لیست خانواده های تحت پوشش گروه انصار اضافه می شود. در حال حاضر خانواده هایی از هفت منطقه کوی قلعه چنعان، کوت سید صالح، کوی هادی آباد و کوی نواصر، کوی درویشیه، کوی فلوجه و اسلام آباد، شریعتی و گندمکار و نیز محله گاومیش آباد، تحت پوشش اقدامات حمایتی گروه هستند.
وی در مورد فعالیت های حمایتی گروه در بخش پزشکی و درمان هم گفت: پرونده های ویژه زیادی در این زمینه داریم و اکثر خانواده های ساکن این منطقه از مشکلات تنفسی، کلیوی و دیابت رنج می برند. سال گذشته دختری را که به علت یک بیماری نادر نیازمند قرار گرفتن تحت مراقبت های توانبخشی به صورت سه بار در هفته بود و در غیر این صورت بیماری اش به فلج مغزی منجر می شد، در زمینه رفت وآمد از قلعه چنعان به کیلنیک توانبخشی اهواز تحت پوشش قرار دادیم و این کار با هزینه دانشگاه علوم پزشکی به صورت رایگان انجام شد.
این عضو گروه خیریه دانشجویی انصار تصریح کرد: همچنین برای رفع مشکل بینایی یک دختر 6 ساله که در ایران قابل درمان نبود، با کمک و همکاری یکی از دانشجویان، او را به فرانسه اعزام کردیم که مشکل وی حل شد. یکی از مهم ترین بخش های فعالیت گروه بخش پزشکی است که بودجه موردنیاز آن بسیار بیشتر از دیگر بخش ها است و نیاز به حمایت کننده مالی دارد. سال گذشته یک مورد نیازمند پیوند کلیه داشتیم که برای تامین هزینه آن حامی پیدا کردیم و امسال هم چند مورد جراحی داریم.
مرادی درباره فعالیت دانشجویان دختر در گروه انصار اظهار کرد: گروه داری واحد خواهران به صورت جداگانه است که در بخش های مختلف فعالیت می کند و هماهنگی ها بهطور مستقیم با رییس گروه انجام می شود؛ به طور مثال در همکاری با کانون قلمچی واحد خواهران فعالیت خوبی داشت و تعدادی از دانشجویان دختر عضو گروه به طور داوطلبانه در دبیرستان های منطقه برای دانش آموزان کلاس های کنکوری و تقویتی برگزار می کنند.
وی در پاسخ به تفاوت ها و وجوه تمایز کارکردی این گروه با سایر تشکل ها و گروه های دانشجویی این چنینی در دانشگاه های دیگر، تصریح کرد: در سایر دانشگاه ها هم انجمن های خیریه وجود دارد ولی به مشکلاتی برخورد کرده اند. ما سعی کردیم در گروه انصار به این مسایل ورود نکنیم و فعالیت ها کامل تفکیک شده و مشخص است. بعضی از گروه ها در دانشگاه های دیگر کارهایی مثل برگزاری جشنواره غذا انجام می دهند ولی ما نمی خواهیم کاری در این سطح انجام دهیم.
منصوری درباره انتظار گروه از نهادها یا سازمان های مرتبط یا فعال در حوزه های حمایتی، با بیان این که برای خدمت رسانی بیشتر به خانواده های نیازمند به مراقبت های درمانی، به حمایت دانشگاه علوم پزشکی و سایر نهادها برای دریافت وام نیاز است، گفت: انتظار خاصی نداریم ولی در برخی زمینه ها به کمک، همکاری یا هماهنگی این نهادها نیاز است به طور مثال برای خرید چرخ های دوزندگی و راه اندازی کارگاه تولیدی به وام نیاز داشتیم که تامین نشد؛ همچنین در زمینه پزشکی اگر دانشگاه علوم پزشکی وارد عمل شود و به گروه کمک کند بار بزرگی از دوش ما بر خواهد داشت زیرا تأمین هزینه های این بخش برای گروه خیلی سنگین است.
وی ادامه داد: همچنین یک مشکل عمده منطقه کوت عبدالله هم شبکه فاضلاب است که البته به شهرداری مربوط می شود اما در مجموع معتقدم بزرگترین مشکل مردم این منطقه فقر فرهنگی است و ما می خواهیم که حداقل فرزندان این خانواده ها مثل پدرها و مادرهایشان در فقر فرهنگی نباشند و دوست داریم بچه ها درس بخوانند و تحصیل کنند. دومین مشکل مردم این منطقه هم فقر مادی است.
مرادی نیز خاطرنشان کرد: ما سعی می کنیم با یک کار دانشجویی که فارغ از دیدگاه ساعت اداری و حقوق است، کاری با همان کیفیت کمیته امداد و شاید هم با کیفیت بیشتر برای خانواده های محروم و نیازمند یاری انجام دهیم.
بی تفاوتی و عدم حساسیت نسبت به وضعیت زندگی دیگر انسان های جامعه، به عنوان میراث نامبارک سبک زندگی غربی، که متأسفانه در کشور هم رو به رواج است، از آسیب های بزرگ اجتماعی قرن جدید و یک چالش فراروی جوامع در تحقق آرمان ها و اهداف عدالت، امنیت و سلامت اجتماعی است.
موضوعی که هیچ گونه سنخیتی با روح یک جامعه اسلامی ندارد و سفارش نسبت به رسیدگی به وضعیت محرومان جامعه و اقشار آسیب پذیر و حتی خبرگرفتن از حال همسایگان به دفعات بسیار در احادیث ائمه مورد تأکید قرار گرفته است. چه آن که هرچه آحاد یک جامعه به طور همگون تری از حداقل های یک زندگی سالم برخوردار و نسبت به وضعیت یکدیگر حساس و مسئول باشند، بستر و زمینه بسیاری از ناهنجاری ها، نابسامانی ها و معضلات اجتماعی وجود نخواهد داشت یا بسیار کاهش خواهد یافت و جامعه برای رشد پویا و متوازن در مسیر بالندگی و کمال، شتاب خواهد گرفت.
رسیدگی به وضعیت محرومان و اقشار ضعیف جامعه اگرچه در حیطه وظایف برخی نهادهای دولتی تعریف شده است، اما این موضوع چیزی از مسئولیت ذاتی هر یک از افراد نسبت به دیگران، به ویژه در یک محله و منطقه محروم، نمی کاهد و از سوی دیگر باب مطالبهگری از این نهادها را که روزی برای پاسخگویی و رفع مشکلات این قشر متولد شدند، باز می کند که چه میزان در انجام مأموریت و تحقق اهداف خود موفق عمل کردهاند.
البته این را هم باید پذیرفت که تحقق این اهداف خارج از توان صرفا یک نهاد یا ارگان دولتی است و مسلما مستلزم عزم همگانی همه آحاد مردم به سهم خود است تا با تجمیع گامهای کوچک این مسیر طولانی طی شود. در این میان حرکت های دانشجویی اگرچه به ظاهر کوچک مقیاس هستند اما روح والای نهفته در آنها، نیت خالص اعضا بدون هیچ گونه چشمداشت مادی، احساس مسئولیت و حساسیت نسبت به معضلات و ناهمگونیهای اجتماعی، پتانسیل الگو شدن و تعمیم یافتن به دیگر بخشهای جامعه را دارد و باتوجه به ویژگی معتمدبودن، از حرکتهای دیگر گروههای اجتماعی متمایز است و می تواند در صورت هدایت صحیح پیشتاز و زمینهساز تغییرات مثبت اجتماعی شود.
وقتی عضو گروه دانشجویی انصار درباره فعالیت این گروه در زمینه پرداخت وام به مردم و بازپرداخت آن از طریق کارت یارانه آنها سخن گفت و اینکه از این طریق برایشان اشتغال و فرصت کسب درآمد ایجاد میشود، این سؤال به ذهنم رسید که چرا یارانه ناچیز 45 هزار تومانی که میتوانست به این راحتی زندگی بسیاری را از فروپاشی نجات دهد یا وثیقه اقساط برای درآمدزایی و نجات خانوادهای قرار گیرد، با پاسخ نه از سوی بسیاری که این مقدار هیچ نقشی در زندگیشان نداشت، مواجه شد و در کمال تأسف به این نتیجه میرسم که شاید مسئولان حتی بهاندازه این گروه دانشجویی نتوانستهاند در جلب اعتماد مردم برای مشارکت در اهداف خیریه و عامالمنفعه صرف یارانهها موفق باشند؛ هرچند شاید هم بتوان علت دیگر را در رواج فرهنگ بیتفاوتی نسبت به همنوع بهویژه در سطح قشر مرفه و متمول جامعه که ناشی از میراث نامیمون سبک زندگی غرب است، جستجو کرد.
به این میاندیشم که این دانشجویان هم میتوانستند مانند بسیاری دیگر از افراد با بیتفاوتی از کنار محرومیت مردمی که در چندقدمی محل تحصیلشان زندگی میکنند، بگذرند و به فکر اخذ پذیرش از فلان دانشگاه درجه یک اروپا یا آمریکا و حضور در مجامع و محافل علمی برجسته دنیا باشند و حتی این قبیل کارها را سطح پایین یا اتلاف وقت ارزشمند خود تلقی کنند و حتی ذرهای فکرکردن به حال و روز این مردم را به ذهنشان راه ندهند. اما واقعیت این است که یک درک عمیق و ارزشمند و احساس تکلیف دینی و ملی گامهایشان را در این مسیر استوار ساختهاست.
فارغ از اینکه چه نیتهایی در شکلگیری و تداوم این حرکت بزرگ گروهی نقش داشته اند، این کار ارزشمند و بدون تکلف دانشجویی، میتواند سرلوحه و الگوی بسیاری از ما قرار گیرد که شاید حتی با یک صرفهجویی کوچک در غذا یا وسایل اضافی خود، بتوانیم خانواده یا انسان نیازمندی را شاد کنیم، حیات دوباره ببخشیم و گامی هرچند کوچک در محرومیت زدایی از چهره مستضعفان شهر خود برداریم.
شاید این آیه بیش از هرچیز دیگری گویای خط فکری و نیت گروه خیریه دانشجویی انصار باشد:
"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ"سوره محمد(ص)- آیه7 (ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر خدا را یاری کنید شما را یاری خواهد کرد و قدم هایتان را ثابت خواهد نمود.) |
پیامبری که دردل شهردزفول غریب است! |
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی عروج؛به نقل از دزفول امروز،در شهر دزفول ما پیامبری دفن شده که شاید اسمش راشنیده باشید حزقیل نبی؛ مقبره ی اودردزفول است کسی که ۶۰۰ سال قبل ازمیلاد مسیح (حدود۲۶۰۰سال قبل ) زندگی می کرد کسی که پدر حضرت دانیال علیه السلام است، پیامبری ازقوم بنی اسرائیل، پس ازکالب نبی چنانچه مورخان گفته اند حزقیل به نبوت مبعوث شد. ابن اثیر وطبری گفته اند حزقیل را نیز ابن عجوز گویند زیرا مادرش پیرزنی عقیم بود وفرزند دارنمی شدتا بلاخره درسن پیری ازخدا فرزندی درخواست کرد وخداوند حزقیل رابه اوداد نقل شده حزقیل همان ذوالکفل است وعلتی که به این نام خوانده می شد این بوده که او۷۰پیامبررا از قتل نجات داده است. نقل شده مردمی از شهر شام بوده اند که درفصول مختلف بیماری طاعون به سراغشان می آمد آنها تصمیم گرفتند زمانی که طاعون آمد همگی از شهر خارج شوند وقتی که طاعون امد همگی از شهر خارج شدند وبه شهر ویرانی رسیدند که اهالی آن شهر را بیماری زاعون هلاک کرده بود آنها درآن شهر منزل گزیده وسکونت کردند وچون بارهای خود را باز کردند خداوند دستور مرگ آنها را صادر کرد وهمه آنها یکجا مردند وبدنهایشان پوسید واستخوانهایشان پیدا شد و رهگذرهای که عبور می کردند استخوانهای انها رابه گوشه ای می گذاشتند، پیغمبری از پیغمبران بنی اسرائیل به نام حزقیل برآنها گذشت وبا نگاه به استخوانهایشان گریست وبه خداوند گفت اگر اراده فرمایی هم اکنون انها رازنده خواهی کرد تا شهر هایت راآباد کنند وازبندگانت فرزند آرند وبه پرستش تو مشغول شوندخداوند به او وحی فرمود”آیا دوست داری آنها زنده شوند؟” حزقیل عرض کرد آری، خداوند کلماتی رابه حزقیل تلیم فرمود تا آنها را بخواند وزمانی که حزقیل این کلمات را بر زبان جاری کرد مشاهده کرد که استخوانهایشان به یکدیگر متصل شده همگی زنده شدند وحزقیل بسیار خوشحال شد وبه تسبیح وتکبیر خداوند مشغول گشت. ونبز از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که آن حضرت به جاثلیق فرمود حزقیل پیامبر همان کاری راکه عیسی بن مریم علیه السلام کرد انجام داد. اما پیامبری به این بزرگی در شهری مدفون است که مردمش آنچنان اورا نمی شناسند شایسته ی حزقیل نبی نیست که زائرانی اندک داشته باشد. منبع: کتاب تاریخ انبیاء ج ۲ نوشته سید هاشم رسولی محلاتی چاپ |
فعالان میراثفرهنگی خوزستان معتقدند، شهرداری منطقه یک اهواز مفاد ماده 115 قانون برنامه چهارم توسعه اجتماعی و فرهنگی ایران عمل نکرده است. آنطور که گفته میشود این ارگان شهری در همکاری با مالکان خانههای تاریخی زمینهای فراهم کرده که شاخصترین آثار تاریخی و ثبت شده اهواز دچار تخریبهای جدی شدهاند.
به گزارش خبرنگار مهر کودکان بی سرپرست اهوازی این بار هدف جوانان خیر اهوازی بود. جوانانی که روز تعطیل خود را تمام وقت از صبح تا شب صرف جمع آوری خیرات برای کودکان بی سرپرست کردند.
مسئول اجرایی این جشنواره خیریه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: این جشنواره خیریه با همت خیرین و جمعی از جوانان خیر و علاقمند به داشتن جامعه ای سالم، به نفع کودکان بی سرپرست اهوازی برگزار شد.
هدی رشیدی توضیح داد: کلیه سود حاصل از فروش محصولات جشنواره، صرف حمایت از موسسه نورهدایت مهر علی (ع) می شود. رشیدی افزود: موسسه نور هدایت مهر علی (ع) در واقع مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بد سرپرست اهوازی است.
وی درباره محصولات عرضه شده در این جشواره گفت: همه محصولات ارائه شده در جشنواره سلامتی خاصیت های دارویی مانند درمان افسردگی و استرس های روزانه، میگرن و بسیاری از بیماری دیگر را دارند.
رشیدی اظهار کرد: همچنین هر کدام از کارشناسان موجود در محل به خیرین و بازدیدکنندگان اطلاعات و راهنمایی های لازم در مورد محصولات را ارائه می دهند.
در این جشنواره تعدادی از کودکان بی سرپرست به دعوت از برگزارکنندگان جشنوار نیز حاضر شدند. همچنین تنها گروه ورزشی پارکور اهوازی با حضور در این جشنواره و اجرای حرکات نمایشی فضایی شاد ومفرح را برای کودکان ایجاد کرد.
بسمه الله، بفرمایید چای
زنی با بسمه الله بسمه الله چای داغ تعارف می کرد. می گفت نذر دارد نیت کرده که خیراتش را در چنین جشنواره هایی هزینه کند تا نذرش را ادا کرده باشد. دخترش هم مشغول خرید محصولات عرضه شده بود. مادر با دست پیرش استکان های کوچک را پراز چای لب سوز می کرد و به بازدید کنندگان می داد.
دیشب جشنواره کمک به کودکان بی سرپرست در محل رستوران گل های سابق (راشل) جنب سینما هلال، سراشار از فضای مهربانی بود. عطر محبت همه جا می پیچید و هر رهگذری را جذب می کرد.
پدران، مادران و اشک شوق
یکی از کودکان بی سرپرست نیز در گوشه ای از نشسته بود. او درباره این جشنواره گفت که وقتی چنین تجمعی از خیران را می بینیم از نظر روحی بیشتر قوت قلب می گیرد و با تلاش بیشتری به زندگی خود ادامه می دهیم.
در گوشه ای میز صندوق کمک و عضویت در موسسه خیریه وجود داشت که جوانان دختر و پسر مشغول معرفی این موسسه خیریه به مراجعه کنندگان بودند. جالب تر آنکه همه اعضای این موسسه به طور داوطلبانه و بدون اندک چشم داشتی مشغول معرفی این موسسه به مردم بودند.
اسرا عامری، یکی از نوجوانان شرکت کننده در این مراسم بود که به همراه مادرش حضور داشت. اسرا در خصوص حضور در جشنواره گفت که آمدم عضو موسسه شوم تا در سایر همایش ها بتوانم این دوستان و افراد خیر را کمک کنم.
هر کسی نه نحوی سعی می کرد که مشارکت داشته باشد. کمی آن سوتر دختری مشغول عکاسی بود. او درباره شرکتش در جشنواره گفت: دارم عکاسی می کنم که گزارش تصویری خوبی تهیه کرده باشم.
مینا افزود: من عضو موسسه نیستم اما عکس هایی که گرفتم را از طریق اینترنت برای دوستانم می فرستم تا جذب این مراسم شوند و در برنامه های بعدی شرکت کنند.
یکی دیگر از مسئولان اجرایی جشنواره گفت: هزینه های کمک به کودکان بی سرپرست حاصل نمی شوند جز با حمایت مردم. فعالیت ما در این موسسه تنها هدایت مجموعه است و تمامی اعضا به طور داوطلب در این مجموعه خدمت می کنند.
وی همچنین اظهار کرد: اعضای موسسه را اکثرا جوانان تشکیل می دهند و این جوانان نیاز به حمایت بیشتر مسئولان دارند تا دلگرم تر شوند.
این مسئول درباره برنامه های آینده این موسسه یادآور شد: از اهداف مهم ما این است تا با یاری مردم و مسئولان دلسوز بتوانتیم برنامه های جشنواره غذا را به صورت مدون و زمانبندی شده در محلی مشخص برگزار کنیم و این هدف نیز محقق نمی شود جز با یاری همه دلسوزان.
تعاون مشترک
هم اکنون برنامه های خیریه در سایر کشورهای جهان با برگزاری کنسرتهای موسیقی، برنامه های تفریحی، جشنواره های غذا و... در حال برگزاری است. مردم اهواز نیز از قافله عقب نماندند و گام به گام با همه خیرین جهان در حال تلاش و فعالیت برای ریشه کن کردن فقر هستند. مجموعه داوطلبان این امر خیر از مسئولان انتظار تسهیل امور در دریافت مجوز برای برگزاری چنین همایشهایی دارند. از سویی دیگر این تجمع ها مسیر تقارب، نزدیکی و ایجاد گفتمان تعاون مشترک را در میان همشهری هایمان هموارتر می کند.
مدﯾرعامل ﺷرکت مخابرات خوزستان گفت: بیش از 3 میلیون سیم کارت همراه اول در این استان در دست مشترکان است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، کریم آرﻣﺎت، در آیین افتتاح 383 طرح مخابراتی که ظهر امروز در سالن همایش مخابرات خوزستان برگزار شد، اظهار کرد: به دنبال این هستیم که نسل قدیم سوئیچهای مخابراتی را با نسل جدید جایگزین کنیم تا خدمات بهتری به مردم ارائه شود.
وی ادامه داد: بیش از 3 میلیون سیم کارت همراه اول در استان در دست مشترکان است و از آن استفاده میکنند که خدمات دهی به این تعداد مشترک ناشی از روحیه تلاشگر کارکنان عرصه مخابراتی خوزستان است.
مدﯾرﻋﺎمل ﺷرکت مخابرات خوزستان اضافه کرد: با پروژههایی که در 6 ماه آینده در استان انجام خواهد شد وضعیت مخابرات استان مطلوبتر از قبل خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه اولویت مخابرات خوزستان جلب رضایت مردم و مشترکان است ادامه داد: ارزش مردم ما بالاتر از همه چیز است و امیدواریم با خدماتی به روز و بهتر در استان امکان بهرهمندی مطلوبتر از وسایل ارتباطی بیش از پیش فراهم شود.
آرمات بیان کرد: امروز 383 پروژه با هزینه بیش از 99 میلیارد تومان در خوزستان افتتاح خواهد شد که تعدادی از آنها در مناطق و روستاهای دور افتاده استان است.
وی ابراز امیدواری کرد؛ با افتتاح این پروژهها خدمات رسانی به مردم بیش از پیش افزایش یابد.
رئیس شورای اسلامی شهر ماهشهر با انتقاد از عدم جمعآوری و ساماندهی کریدور انتقال نفت درون شهری گفت: مناطق نفتخیز جنوب در انجام وظیفه خود بیش از این تعلل نکند.
نافع آلبوغبیش امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در ماهشهر اظهار داشت: لولههای انتقال نفت درون محدوده شهری در بلوار بین ماهشهر قدیم و ناحیه صنعتی که مدتهاست بلااستفاده شدهاند، باید هرچه سریعتر جمعآوری و ساماندهی شوند.
وی افزود: سالها پیش مصوب شد که این کریدور به طور کامل جمعآوری و از لولههای موجود تنها یکی باقی بماند، اما مناطق نفتخیز جنوب تاکنون هیچگونه اقدام مثبتی در این زمینه انجام نداده است.
رئیس شورای اسلامی بندر ماهشهر یادآور شد: قرار بود پس از جمعآوری و ساماندهی این کریدور، در مکانی که اکنون به نیزار و محل تجمع جانوران موذی و خطرناک شده، پارکی همچون پارک معلم آبادان احداث شود.
آلبوغبیش تصریح کرد: اما با کارشکنی و عدم توجه به مناطق نفتخیز جنوب به جمعآوری و ساماندهی کریدور انتقال نفت، دست شورای اسلامی شهر و شهرداری بندر ماهشهر برای انجام هر عملیات و اجرای پروژهای بسته شده است.
وی با انتقاد شدید از کوتاهی در انجام این پروژه متذکر شد: شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب به عنوان کارفرمای این پروژه به علت تأخیر بیش از حد در انجام مسئولیت و وظیفه خود، مسئول تمام اثرات منفی زیست محیطی و بهداشتی برای شهروندان است.
رئیس شورای شهر بندر ماهشهر ادامه داد: به دلیل اینکه اطراف این لولهها حریم قانونی لولههای انتقال نفت به شمار میرود، امکان انجام هرگونه فعالیت جدی و اساسی توسط ارگانهای شهری و شهرداری وجود ندارد که این موضوع موجب شده تا بستر این لولهها به محلی برای رشد و تکثیر انواع بیماریها، حشرات و جانوران موذی شود.
آلبوغبیش همچنین خاطرنشان کرد: این لولهها در یکی از پر رفت و آمدترین مسیرهای درون شهری قرار دارد که صورت و چهره بسیار ناپسند و نازیبایی به بندر ماهشهر دادهاند که نگرانی ما را از تأخیر این پروژه دو چندان کرده است.
وی ضمن اخطار شدید به شرکت مناطق نفتخیز جنوب به منظور پیگیری و انجام سریع این پروژه، اظهار داشت: در صورت مشاهده کوتاهی مجدد در انجام این پروژه دیگر تحمل نمیکنیم و از راههایی که قانون در برابر ما میگذارد، حقوق شهر و شهروندان را مطالبه خواهیم کرد.
|
تصاویر جالب انگیز از سراسر جهان
پدر یک قربانی حادثه رانندگی که قاتل فرزندش را به آغوش می کشد
مرز کره شمالی
کفشی متعلق به قرن چهاردهم میلادی
کودکان کار که با سن میانگین 14 سال در سخت ترین شرایط در معادن کار می کنند
رستوران مک دونالد در تایوان
یک مغازه فروش پرنده شاهین در دوحه قطر
کوسه عظیم الجثه
بازیکن فوتبال آمریکایی، وز ولکر پس از پیروزی در داربی کنتاکی اسکناس های 100 دلاری را مثل نقل و نبات بین مردم پخش کرد
تمرین سربازان نیروی دریایی آمریکا ب دستان بسته در زیر آب
گران قیمت ترین عکس سلفی (Selfie) جهان با حضور افرادی با سرمایه بالای 148 میلیارد دلار !
دفتر کار هیو هفنر، صاحب امتیاز یک مجله
هواپیمای آینده بوئیینگ
پیشرفت تکنولوژی را احساس کنید !
سوئیت فرست کلاس هواپیمای بوئیینگ A380 هواپیمایی اتحاد
گفتنی است این سوئیت که شامل اتاق نشیمن اختصاصی، یک اتاق خواب با تخت خواب کینگ سایز و حمام اختصاصی است برای یک سفر یکطرفه 20 هزار دلار آب می خورد.
یک کامیون معمولی در حال حمل یک کامیون معدن غول پیکر
فرمان خودروی مفهومی لامبورگینی آتون قدیمی
حتی کف سرش هم عضله داره !
این بسته گوشت در رستوران سه ستاره فرانسوی به قیمت یک خودرو عرضه می گردد!
کمک به مادر
او گفته است: هدف از ساخت نرمافزار تور استفادههای امنیتی همچون جمعآوری و جاسوسی اطلاعات بوده است.
او در پاسخ به منتقدانی که از استفاده دولت ایران از این نرمافزار برای رصد فعالیتهای سایبری مخالفان انتقاد کرده بودند، گفته است: هدف از نرمافزار تور کمک به گروههای مخالف در کشورهای مختلف، کمک به مجرمان برای مخفی نگاه داشتن سرقتهای اینترنتی آنها، یا کمک به کودکان برای دور زدن فیلترهای ضد محتویات مستهجن نبوده است.
رید البته اعتراف کرده که استفاده دشمنان آمریکا از چنین جاسوسافزارهایی گریزناپذیر است.
یک مقام دیگر نیز اعتراف کرده که ابتدا مرکز تحقیقاتی دریایی ارتش آمریکا این نرمافزار را برای مخفی نگاه داشتن ارتباطات دولتی آمریکا تولید کرده است.
اساساً اکثر نرمافزارها و ساختارهای اصلی اینترنت را نیز دستگاهها و سازمانهای دفاعی و امنیتی آمریکا راهاندازی کرده و هنوز هم مدیریت میکنند.
![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی ![]() تصاویر هوایی از استادیوم غدیر اهواز / عکس : ایسنا - علی هویسی |
![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی ![]() دیدار تیمهای فولاد ایران و السد قطر / عکس: ایسنا - میلاد اسماعیلی |
به گزارش خبرنگار مهر، فولاد خوزستان در دیدار برگشت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا از ساعت 19 و 30 دقیقه امروز در ورزشگاه الغدیر اهواز به مصاف تیم فوتبال السد قطر رفت.
بازی رفت این بازی با تساوی بدون گل به پایان رسیده بود و با وجود اینکه فولاد خوزستان در این بازی به تساوی دست یافت ولی به علت قانون گل زده در خانه حریف این تیم قطری بود که مجوز حضور در مرحله بعد لیگ قهرمانان آسیا را به دست آورد تا فولاد خوزستان به عنوان آخرین نماینده فوتبال ایران از این رقابت های حذف شود.
رائول گونزالس بازیکن سابق تیم فوتبال رئال مادرید که در این بازی بازوبند کاپیتانی تیم السد قطر به به دست داشت از سوی هواداران فولاد به شدت تشویق شد که آنها ثابت کنند بدون در نظر گرفتن تیم حریف، اسطوره شناسی را به خوبی بلد هستند. باشگاه فولاد خوزستان نیز پیراهن این تیم، یک قاب خاتم و یادمان باشگاه فولاد به این بازیکن اسپانیایی اهدا کرد.
در نیمه دوم به علت تداوم لیزر انداختن هواداران به صورت بازیکنان به خصوص دروازه بانان، بازی برای لحظاتی متوقف شد و از بلندگوی ورزشگاه از هواداران خواسته شد از این اقدام پرهیز کنند.
احمد نجفی بازیگر سینما و تلویزیون که اصالتا اهل خرمشهر است نیز با حضور در ورزشگاه این بازی را از نزدیک مشاهد کرد.
12 دوربین ثابت و سه دوربین متحرک پوشش این بازی را انجام دادند تا صدا و سیمای مرکز خوزستان در این بازی که از بسیاری از رسانه های منطقه به صورت زنده روی آنتن می رود به قول معروف کمم نیاورند.
از سوی گوینده ورزشگاه تعداد تماشاگران این بازی 48 هزار و 753 نفر اعلام شد که با در نظر گرفتن افرادی که بدون بلیت وارد ورزشگاه شده اند این تعداد بیشتر است.
دو دقیقه قبل از پایان بازی یکی از هواداران فولاد خوزستان خود را به درون زمین بازی رساند و به سمت بختیار رحمانی کاپیتان فولاد رفت که این حرکت وی باعث توقف بازی شد. این بازی در چندین نوبت به علت رفتار نامناسب هواداران متوقف شد.
این دیدار در نهایت با نتیجه دو بر دو پایان یافت تا السد به لطف گل زده در خانه حریف به مرحله بعد صعود کند. نجیب بلحاج(16) و خلفان ابراهیم(29) گلهای السد را به ثمر رساندند و لوسیانو پریرا (77 - پنالتی و 86) گلهای فولاد را زد.
سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان گفت: قشنگی و جذابیت فوتبال به اتفاقات آن است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، حسین فرکی امشب پس از حذف تیمش از جام باشگاههای آسیا در جمع خبرنگاران اظهار داشت: حریف با هدف برد و صعود به مرحله بعد به اهواز آمده بود و موفق به این کار شد البته با این تفاوت که در هر دو بازی ما شایسته پیروز شدن بودیم.
سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان افزود: قشنگی و جذابیت فوتبال به اتفاقات آن است و امروز ما بازی را به همین اتفاقات واگذار کردیم.
وی ادامه داد: تجربه حریف با بازیکنانی که در اختیار داشت بر ما چربید حریف بازیکنانی در اختیار داشت که قیمت هر کدام از آنها معادل قیمت همه بازیکنان ما است و ما نباید این بازی را فراموش کنیم.
فرکی متذکر شد: ما به خاطر کمتجربگی و آماتور بودن در مقابل حریف در ابتدا دو گل دریافت کردیم و نتوانستیم در نهایت پیروز میدان شویم.
سرمربی تیم فوتبال فولادخوزستان عنوان کرد: از نظر من بازیکنانم شایستگی خود را نه تنها در لیگ قهرمانان آسیا بلکه در لیگ برتر کشور نشان دادند و امروز همانطور که دیدید از همه لحاظ برتر از حریف بودیم.
وی افزود: از نظر من ما برنده بازی بودیم، چراکه جبران کردن دو گل مقابل تیم باتجربه السد قطر کار بسیار ارزشمندی است.
فرکی یادآور شد: پیش از بازی به بچهةا گفته بودم که اگر حریف از ما جلو بیفتد دست به کارهای تأخیری خواهد زد؛ اگرچه ما خودمان هم در اتلاف وقت مقصر بودیم به نظر من دلیلی نداشت که آن تماشاگر وارد زمین و باعث اتلاف وقت شود این موضوع تا حدودی به ما آسیب وارد کرد.
سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان ادامه داد: باید بگویم در مجموع دو بازی به حریف نباختیم بلکه به بدشانسی خود بازی را واگذار کردیم فولاد افتخار ایران است و نباید از این موضوع غافل شد.
وی خاطرنشان کرد: من در این بازی هرآنچه به نظرم میرسید تا گلهای خورده را جبران کنیم انجام دادم ولی خوب فوتبال است و نمیتوان کاری کرد البته نباید از استرسی که روی بازیکنانم بود غافل شد.
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224001559#sthash.1flpmyba.dpuf
فولاد از جام باشگاههای آسیا حذف شد، اما هواداران این تیم در خیابانها شادی کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، اگرچه تیم فولاد خوزستان عصر امروز با تساوی مقابل السد قطر از دور رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا حذف شد، اما تماشاگران پس از بازی، بازیکنان فولاد را تشویق کردند.
تیم فولاد خوزستان در بازی مرحله برگشت جام باشگاههای آسیا مقابل تیم السد قطر به تساوی 2 بر 2 دست یافت و از صعود به دور بعد باز ماند.
در دقیقه 16 بازی نادر الحاج، بازیکن السد دروازه تیم فولاد را برای اولین بار باز کرد همچنین در دقیقه 29 بازی عرفان ابراهیم گل دوم تیم السد را به ثمر رساند.
در ادامه و در دقیقه 75 بازی لوسیانو پریرا از روی نقطه پنالتی دروازه حریف را باز کرد این بازیکن در دقیقه 86 بازی برای دومین بار دروازه تیم السد را باز کرد.
حضور بیش از 50 هزار تماشاگر خوزستانی که برای حمایت تیم خود به ورزشگاه الغدیر آمده بودند از مواردی بود که برای چندمین بار در این فصل از رقابتها در اهواز مشاهده شد.
تماشاگران فولادی از دقیقه 30 بازی با تشویق اسماعیل شریفات خواهان به میدان آمدن این بازیکن شدند.
تشویق تیم السد قطر و به ویژه رائول بازیکن اسپانیایی این تیم پس از پایان بازی از دیگر نکات جالب توجه در این بازی به شمار میرفت.
انداختن لیزر توسط تماشاگران به چشمان بازیکنان تیم السد قطر موجب شد که داور بازی به مدت 2 دقیقه بازی را قطع کند.
در دقیقه 75 بازی عبدالکریم حسن از داوری بازی کارت زرد دوم را دریافت و از میدان اخراج شد؛ این بازیکن در نیمه اول یک کارت زرد دریافت کرده بود؛ همچنین عبدالله کرمی دیگر بازیکن اخطاری این میدان بود.عدم امکانات مناسب برای خبرنگاران جهت پوشش اخبار از مواردی بود که برای چندمین بار در ورزشگاه غدیر به چشم میخورد.تیم فولاد خوزستان اگرچه در مرحله اول رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا به عنوان تیم اول به دور بعد صعود کرد اما در ادامه نتوانست حریف تجربه بازیکنان السد قطر شود و از دور رقابتها کنار رفت.
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224001589#sthash.U2uDSS4q.dpuf
سرمربی تیم فوتبال السد قطر گفت: میدانستیم که اگر گل اول را بزنیم در ادامه کار راحتی خواهیم داشت، پس با تجربهتر بازی کردیم و در نهایت به دور بعد صعود کردیم.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، حسین عموته امشب پس از تساوی 2 بر 2 تیمش مقابل فولاد خوزستان در جمع خبرنگاران اظهار داشت: امروز خوب شروع کردیم و پس از گل اول بازی را در اختیار گرفتیم اگرچه ضریب اشتباهات تیم ما بسیار پایین بود.
سرمربی تیم فوتبال السد قطر ادامه داد: پیش از بازی صعودمان به دور بعد 50، 50 بود و قطعی نبود، اما با بازی خوبی که امروز ارائه دادیم توانستیم 100 درصد به دور بعد صعود کنیم، اگرچه فولادیها فوقالعاده قوی در این بازی ظاهر شدند.
این مسئول گفت: امروز 100 درصد تاکتیکی را که مدنظرم بود به خوبی در زمین پیاده کردیم، اگرچه کار بسیار سختی بود. نتیجه صفر بر صفر در مرحله رفت به ضرر هر دو تیم بود پس میدانستیم که ما فرصتی برای از دست دادن نداریم و باید از ابتدا هجومی بازی کنیم.
عموته متذکر شد: سعی ما بر این بود که زودتر از فولاد به گل برسیم که موفق به این کار شدیم. با زدن گل دوم شیرازه فولاد به هم ریخت و این موضوع به ما کمک بسیاری کرد.
سرمربی تیم فوتبال السد قطر اضافه کرد: یوسف در خط حمله ما فوقالعاده عالی بود همچنین رائول که به تازگی از مصدومیت رهایی یافته بود بازی خوبی ارائه داد در کل از همه بازیکنانم راضی بودم.
وی در خصوص اخراج بازیکنش، گفت: اخراج بازیکن ما روی عملکرد تیم اثرگذار بود و باعث شد فشار زیادی بر ما وارد شود و نتوانستیم برنامههای خود را آنطور که باید پیاده کنیم لذا دفاع کردن ما در دقایق آخر بازی طبیعی بود چون که حریف با تعویضهای هجومی که انجام داد فشار زیادی بر ما وارد میکرد.
عموته در پایان یادآور شد: روی کارهای روانی تیم فوقالعاده کار کرده بودیم به نظرم بعد از زدن گل اول حواس تیم فولاد پرت شد و بازی را از دست داد این موضوع باعث شد که ما به گل دوم برسیم.
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224001551#sthash.Dhf9gyA0.dpuf
از مدتها پیشتر از این، بحث ها درباره لزوم بازگشایی و احیای روابط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، داغتر و بیشتر شده بودند. این بحث ها، بخصوص همزمان با رویکرد نوین دولت ایران در مذاکرات هسته ای و تماس تلفنی بی سابقه رؤسای جمهوری دو کشور و مراودات وزرای خارجه دو کشور؛ رنگ و بوی تازه تری به خود گرفتند. بی تردید، نمی توان این واقعیت را رد کرد که عده ای از نخبگان سیاسی در تهران، خواهان از سرگیری روابط با "شیطان بزرگ" هستند، از این جمله، بخش دست چپی "دانشجویان پیرو خط امام" حضور دارند که علیرغم تسخیر سفارت بدست خودشان؛ امروز و در قامت اپوزیسیون، خواهان احیای روابط با آمریکا هستند.
فوریه 2014 میلادی، «کمیته روابط عمومی ایران- آمریکاییها» (PAAIA) در گزارش تحلیلی به قلم «رامین عسگرد»، روی پیشنهاد "تأسیس دفتر حافظ منافع مستقل آمریکا" در تهران متمرکز شد و تلویحاً، آن را در قیاس با شیوههای جاری نهادهای آمریکایی برای مبارزه با انقلاب اسلامی؛ بهترین شیوه برای مهار انقلاب دانست.
متعاقباً «اندیشکده شورای آتلانتیک» که وابسته به «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» (ناتو) است، میزگردی را برای بررسی این پیشنهاد ترتیب داد. میزگرد با حضور افرادی مانند «باربارا اسلاوین» (عضو ارشد مرکز آسیای جنوبی در شورای آتلانتیک»، «رامین عسگرد» (مسؤول سابق خدمات خارجی وزارت خارجه آمریکا)، «جان لیمبرت» (معاون سابق دستیار وزارت خارجه آمریکا در امور ایران و یکی از گروگانهای آمریکا در تسخیر لانه جاسوسی) و «مراد قربان» (مدیر امور دولت و سیاسیت پایا) برگزار شده بود.
«رامین عسگرد»، همچنین عضو "کارگروه ایران" در «مرکز جنوب آسیای شورای آتلانتیک» است. وی به مدت 16 سال، مسؤولیت «خدمات خارجی وزارت خارجه آمریکا» را عهدهدار بوده است و در این مدت، پستهای ارشد کلیدی درباره ایران؛ از جمله «مدیر دفتر حضور منطقهای ایران» در دوبی، «عملیات میدانی ابتدائی ایالات متحده درباره ایران» و «مشاور سیاسی در فرماندهی مرکزی آمریکا« را احراز کرده است، جایی که به عنوان مشاور سیاست خارجی ژنرال «دیوید پترائوس» و ژنرال «جیمز ماتیس»، در «فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا» (سنتکام) فعالیت کرد. «سنتکام»، اصلی ترین و یکی از شش ستاد فرماندهی منطقهای ارتش آمریکاست.
"رامین عسگرد" دارای سوابق بسیار در حوزه اطلاعاتی و سیاست خارجی آمریکاست
«عسگرد» یک ایرانیآمریکاییتبار است که اکنون، «بخش فارسی صدای آمریکا» (VOA) را مدیریت میکند که یکی از شبکه های انحصاری تحت نظر «هیئت کارفرمایان سخنپراکن آمریکا» (BBG) است. این هیئت، یکی از چهار عامل اصلی در سیاستگذاری و اجرای سیاست های آمریکا در عرصه دیپلماسی عمومی است.
وی همین طور، به عنوان «معاون مشاور سیاسی در عربستان سعودی»، «مسؤول اقتصادی/ تجاری در افغانستان»، مسؤول سیاسی/ اقتصادی در امارات»، و «مسؤول کنسولی در ترکیه» نیز مشغول به کار بوده است. علاوه بر این، «عسگرد» عضو «بخش امور بین الملل شورای روابط خارجی» (CFR) و عضو «جامعه Phi Beta Kappa»، عضو «گروه مشاوره ایران در مرکز استیمسون»، مسؤول دفتر در عراق، ایران و ترکیه هم بوده است. وی دکترای حقوق را از «دانشگاه تولان»، کارشناسی ارشد روابط بینؤالمللی از «دانشگاه پنسیلوانیا» و کارشناسی از دانشگاه «تمپل»؛ دریافت نموده است. او همچنین، برنده "جایزه سفیر چارلز کاب" از وزارت خارجه آمریکا بخاطر طرح و موفقیت در توسعه تجارت و جایزه وزیر خارجه برای "رسیدگی به عموم" است.
آنچه اکنون و برای اولین بار، توسط «پایگاه خبری- تحلیلی مشرق» ترجمه شده است و بدون رد یا پذیرش مفاد آن در اختیار مخاطبان و تاریخ قرار گرفته است؛ به مثابه سندی توصیهای به دولت آمریکا در نظر گرفته شد که بعد از انتشار، بطور ممتد مورد توجه کارشناسان سیاسی ارشد آمریکا قرار گرفته است.
گزارش "المانیتور" ارگان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در تأیید پیشنهاد عسگرد
باید توجه کرد که سوابق «عسگرد» در عرصه تصمیم سازی برای امنیتی ترین نهادهای «ایالات متحده» و اطلاعاتی ترین اندیشکده های این کشور، رأساً به معنای اهمیت این گزارش است. با این حال، رصد ما در «مشرق» نشان داده که مفاهیم و محتوای محوری این گزارش، مستقیم یا غیرمستقیم، یکی از پایه های اصلی اقدام آمریکا در "عدم صدور ویزا" برای «حمید ابوطالبی» بوده است.
رد پای این مفاهمه بنیادین که: "اگر کسانی در ایران، خواهان بهبود روابط با آمریکا و حل و فصل مشکلات فی مابین اعم از هسته ای و غیرهسته ای هستند و نمی خواهند فقط به مذاکره موردی با این کشور محدود شوند؛ باید دولت ایران علناً و رسماً از "تسخیر لانه جاسوسی" عقب نشینی کند"، برای اولین بار در این سند دیده شد. از این جهت، سند اهمیت بیشتری می یابد، چرا که بطور ویژه روی "پروژه عذرخواهی" تمرکز دارد که پیشتر؛ «مشرق» درباره آن گزارش داده بود.
همچنین، اخیراً «مجله فوربس» آمریکا در گزارشی که درباره مشابهت سازی بین بحران اوکراین و وضعیت داخلی ایران بود، می نویسد: «مردم اوکراین، درباره توافق تجاری با اروپا فریفته شدند، آنها آن زمان منتظر امضای یک توافق بودند اما اکنون؛ خیلی بیشتر از آن را درخواست میکنند. ایران، باید به دقت اوکراین را نگاه کند، شاید که دورِ پیروزی «رئیسجمهور روحانی»؛ به یک"مأموریت عذرخواهی" متحول شود».
یک دلال پروژه عذرخواهی در دوره خاتمی- آلبرایت: آمریکا پوزش می طلبد
مضاف بر اینکه گزارش فوق، نشان بارزی است از اینکه، چرا آمریکا به اعزام هیئت دیپلماتیک مستقر در ایران مشتاق است و آن را یک نیاز در عرصه منافع ملی خود؛ تلقی می کند؟ ما در اینجا، به شکل کاملاً روشن و غیر اغراق شده ای به یاد این ضرب المثل معروف می افتیم:"آمریکا امن است چون در آمریکا؛ سفارت آمریکا وجود ندارد".
مهمترین محورهای این گزارش مهم، به ترتیب زیر است:
- در مورد آمریکا، از دست دادن موقعیتی دیپلماتیک در یک کشور حیاتی از نظر استراتژیک، به شدت توانایی این کشور در درک و نفوذ در حوادث ایران و منطقه را تضعیف کرد و به این ترتیب؛ به منافع بلندمدت امنیت ملی این کشور آسیب وارد کرد.
- طی 34 سال گذشته، حضور نداشتن دیپلمات های آمریکایی در ایران موجب شده تا توان واشینگتن، در درک و تأثیرگذاری موفق روی رویدادهای مربوط به این کشور و مهمتر خاورمیانه بزرگ؛ تضعیف شود. بدون حضور دیپلماتیک برای کمک به برنامه ریزی و اجرای برنامه های سیاستی بطور مستقیم در ایران، سیاست ایرانیِ آمریکا در دهه های اخیر، بدون انضباط بوده است.
- (راه اندازی بخش سیاسی/ اقتصادی مستقل در تهران:) این بخش، گزارش سیاسی و اقتصادی درباره وضعیت ایران ارائه می دهد. داشتن تصویری واقع گرایانه از تحولات ایران و زیرساختی برای ارتباط با دولت ایران در امور کاری؛ بهترین راه ارتباطی دهه های اخیر را در اختیار سیاستگذاران آمریکایی می گذارد تا تحولات ایران را درک کنند و بر این تحولات تأثیر بگذارند.
- دولت آمریکا به این نتیجه رسید که حفظ روابط (با شوروی در دوره جنگ سرد) برای تأمین امنیت ملی آمریکا، فوق العاده ارزشمند است. حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران هم، باید بر اساس همین عامل سنجیده شود.
- تأسیس حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، به نفع منافع ملی این کشور است، بویژه در شرایط کنونی که این کشور تلاش می کند؛ دوباره به جامعه جهانی بپیوندد ... اگر چه هنوز فاصله زیادی با اعتماد دوجانبه بین آمریکا و ایران داریم، پیشنهادها و ارتباطات سودمند چند ماه اخیر؛ نشان داد که تمایل صادقانه ای برای گذشتن از صحبت ها و سیاست های گذشته وجود دارد ... دولت ایران به اعتقاد برخی نشان داده که دارد؛ ماهیت دولتی خود را از ضد آمریکایی فاصله می دهد. ارتباطات مستقیم و بی سابقه اخیر در سطح رئیس جمهور و وزیر خارجه بین آمریکا و ایران، از جمله مهم ترین مثال هایی هستند که این تغییر بنیادین را نشان می دهند.
- به کمک احتیاط کافی با نظارت «دفتر امنیت دیپلماتیک وزارت خارجه آمریکا»، می توان ایمنی مقامات آمریکایی (در تهران) را تا حد باقی ماندن ریسک های قابل قبول و عادی تأمین کرد. به علاوه، پیش از یک مقام آمریکایی، دولت ایران باید علناً هر گامی را بپذیرد که منجر به تأمین امنیت آمریکایی های اعزامی به این کشور می شود.
- سؤال این است که آیا 34 سال اخیر با انزوای دیپلماتیک، تحریم ها، تلاش های پراکنده برای تغییر حکومت و اقدامات مخفیانه، بهبود شایانی در زمینه حقوق بشر در ایران بوجود آورده است یا نه؟ مشخص است که پاسخ منفی است ... حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، می تواند مستقیماً بر همه بخش های جامعه ایران اثر بگذارد، از جمله اقلیت ها، اصلاح طلبان، مخالفان، ژورنالیست ها، محققین و سایرین. اگرچه حضور آمریکا، به تنهایی برای ایجاد "اصلاحات پایدار داخلی" در ایران کافی نیست و این موضوع؛ نهایتاً به مردم این کشور وابسته است اما نسبت به روش های کنونی، کمک بسیار بیشتری به این روند می کند.
- اولویت های استقرار کارمند، به چندین عامل بستگی دارد اما به احتمال بسیار زیاد؛ شامل این عملکردها خواهد بود: ... یک یا چند متخصص "مدیریت اطلاعات" برای تأسیس و نگهداری شبکه های اطلاعاتی.
- دولت ایران باید "ضمانت متقن" بدهد و تأکید کند که به "کنوانسیون های وین" درباره روابط دیپلماتیک و کنسولی وابسته به حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران پایبند؛ خواهد ماند ... پیام رسان های دیپلماتیک، هرگز نباید دستگیر یا بازداشت شوند. دیپلمات ها، نباید تحت هیچ نوعی از دستگیری یا بازداشت قرار بگیرند. این افراد از محکومیت مدنی یا جزایی مصون هستند.
- ایران هنوز هم هر سال در 4 نوامبر، "سالگرد تسخیر سفارت آمریکا" را جشن می گیرد و این تسخیر؛ هنوز هم از دیدگاه بسیاری افراد، یکی از رویدادهای اساسی در تاریخ انقلاب اسلامی است. برداشتن گامی فراتر از دشمنی بین آمریکا و ایران برای تأسیس حضور دیپلماتیک هرچند محدود؛ نیازمند روایتی متفاوت از این رویداد و ایجاد شرایطی متفاوت درون ایران است. قدم اول برای رسیدن به این هدف، این است که مراسم سالانه دولت ایران در 4 نوامبر، برای بزرگداشت تسخیر سفارت آمریکا پایان یابد. به علاوه، دولت ایران می تواند بدون سر و صدا، این اتفاق را به نوعی در حق همه گروگان ها و خانواده هایشان جبران کند.
برای سهولت در مطالعه گزارش، بخش های مهمتر مشخص شده اند:
تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران:
پیشبرد منافع امنیت ملی و خدمت به شهروندان آمریکایی
رامین عسگرد
درباره گزارش
این گزارش به نوشته «رامین عسگرد» - مسؤول سابق خدمات خارجی وزارت خارجه آمریکا- راه را برای تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، باز میکند. این گزارش به شکلی مختصر، پیشینه تاریخی را بررسی می کند که منجر به نبود حضور رسمی آمریکا در ایران، در حال حاضر شده است؛ اهمیت این حضور رسمی برای جامعه ایرانی- آمریکایی را برجسته می کند و به دلایلی اشاره می کند که حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران؛ به سود منافع امنیت ملی آمریکا است. به علاوه، این گزارش مخالفت ها، ریسک ها و موانع سر راه تأسیس دوباره این حضور دیپلماتیک را بررسی می کند، زمان بندی احتمالی و توضیح درباره مراحل ابتدایی لازم برای تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران را بیان می کند و بر درس هایی تأکید می کند که می توان؛ از تاریخ دیپلماتیک آمریکا درباره چگونگی و چرایی این حضور گرفت.
پیشینه تاریخی
آمریکا و ایران برای اولین بار در سال 1856 م.، از طریق "عهدنامه تجارت و ناوبری" با یکدیگر ارتباط دوجانبه برقرار کردند، و پس از آن؛ چندین فرد مهم آمریکایی بعنوان مشاور، مبلغ و توریست در قرن نوزدهم به ایران سفر کردند. ایران در 1856 میلادی، برای اولین بار سفیری به آمریکا اعزام کرد. روابط کامل دو جانبه، در 1944 با اعزام متقابل سفیر بین دو طرف آغاز شد.
روابط دوجانبه بعد از جنگ جهانی دوم، چندین مرحله را طی کرده و بررسی جزئی آن از حوصله این تحقیق خارج است اما ناظران این روابط؛ عموماً متفقند که آمریکا و ایران در این دوره، روابط خوبی با یکدیگر داشته اند. با این حال، این روابط پس از انقلاب اسلامی که طی سال های 1978 و 1979 م. این کشور را در بر گرفت، کاملاً تغییر کرد و عملاً همه ابعاد روابط بین دو کشور را تغییر داد.
آمریکا در تاریخ 7 آوریل 1980 م.، روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد. روابط دو طرف با سقوط «محمدرضاشاه پهلوی» و روی کار آمدن ترکیبی از اسلام گراها و چپ گراها و نیروهای ملی گرای سکولار به رهبری آیت الله ]امام[ «روح الله خمینی»؛ رو به زوال گذاشته بود. اما بحران گروگان گیری 444 روزه در سفارت آمریکا بود که در نهایت، منجر به قطع روابط بین دو کشور شد.
علیرغم اظهارات ضدآمریکایی مخالفان ایرانی شاه بعد از پیروزی انقلاب، دولت موقت جدید ایران در ابتدا تلاش کرد؛ روابط دیپلماتیک با آمریکا را حفظ نماید. با این حال، ایران تهدید کرد که آمریکا در صورت پذیرفتن شاه برای مداوای پزشکی، منافع خود در ایران را به خطر خواهد انداخت. البته حتی زمانیکه آمریکا شاه را پذیرفت، باز هم دولت موقت که عمدتاً متشکل از ملی گراها و متفکرین مذهبی بود؛ تلاش کرد تا روابط با آمریکا را اصلاح کند.
اما در تاریخ 4 نوامبر 1979 م.، گروهی از دانشجویان رادیکال، دفتر سفارت آمریکا را تسخیر کردند و کارکنان آمریکایی را به گروگان گرفتند و حوادث را به گونه ای دیگر رقم زدند. ]امام[ «خمینی» و دولت موقت بدلایل گوناگون، در نهایت رسماً از این تسخیر حمایت کردند. بسیاری از اعضای دولت موقت در اعتراض به این اقدام، استعفاء دادند و آمریکا بلافاصله؛ رسماً اعلام کرد که روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کرده است.
روابط آمریکا با ایران، هرگز بازسازی نشده و آسیب هایی که منافع دو طرف از این موضوع دیده، بسیار بزرگ است. در مورد آمریکا، از دست دادن موقعیتی دیپلماتیک در یک کشور حیاتی از نظر استراتژیک، به شدت توانایی این کشور در درک و نفوذ در حوادث ایران و منطقه را تضعیف کرد و به این ترتیب؛ به منافع بلندمدت امنیت ملی این کشور آسیب وارد کرد. به علاوه، احتمالاً افرادی که بیشترین تأثیر مستقیم را از این قطعی روابط پذیرفتند، ایرانی- آمریکایی هایی بودند که دچار انزوا و دشواری شدند؛ چرا که دو کشوری که خانه و میراث آنها را معرفی می کنند، با هم مخالف و دشمن هستند. این مقاله به این موضوع می پردازد که چگونه زمان کنونی، شاید زمان آن باشد که بازسازی حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران را مورد بررسی قرار دهیم.
حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران
طی 34 سال گذشته، حضور نداشتن دیپلمات های آمریکایی در ایران موجب شده تا توان واشینگتن، در درک و تأثیرگذاری موفق روی رویدادهای مربوط به این کشور و مهمتر خاورمیانه بزرگ؛ تضعیف شود.
بدون حضور دیپلماتیک برای کمک به برنامه ریزی و اجرای برنامه های سیاستی بطور مستقیم در ایران، سیاست ایرانیِ آمریکا در دهه های اخیر، صرفاً بر اساس ترکیبی تدوین شده است از تحلیل های اندیشکده ای- اطلاعاتی، گزارش های سیاسی و اقتصادی از کشورهای ثالث، اطلاعات ورودی از طرف متحدان، فشار از سوی گروه های پرنفوذ سیاسی داخل، واسطه های ایرانی که به انتخاب خود و با انگیزه های مختلف این نقش را به عهده می گیرند، اظهارات رسمی و روایت های رسانهای. این فضای آشفته، اغراق آمیز و بشدت سیاسیشده در روابط مدرن ایران و آمریکا، اغلب شبیه به فلسفه "وضعیت طبیعتِ تامس هابز" است و عمدتاً؛ منجر به سیاست هایی گسسته، اکثراً متضاد و همواره ناقص می شود.
این وضعیت طبیعت که دلیل عمده ایجادش، عدم حضور رسمی دیپلماتیک آمریکا در ایران است، منجر به نبود جایگاه انضباط سیاستی در سیاست های آمریکا در قبال ایران و کاهش مستقیم توان آمریکا در پیشبرد اهداف سیاست خارجی اش در ایران؛ شده است. این جایگاه انضباط سیاسی که نقطه تلاقی اهداف سیاست خارجی آمریکا با واقعیت های موجود در کشورهای دیگر است، عموماً از طریق حضور دیپلماتیک آمریکا و کار سفیر، مسؤول دفتر و گروه محلی تحت نظر وی در پایتخت کشور خارجی؛ می تواند مثمر ثمر باشد.
ارزیابی و گزارش واقعیت های موجود در کشورها، همکاری مؤثر با بازیگران اصلی، خدمت رسانی به شهروندان آمریکایی، تسهیل سفر به آمریکا، ارائه موقعیت های آمریکایی در رسانه های محلی، حمایت از همکاری های فرهنگی و بطور کلی؛ پیشبرد اهداف سیاست خارجی آمریکا بطور حرفه ای از طریق دیپلمات های دارای اعتبار، همان ابزار استاندارد و مؤثر برای تأمین منافع ملی آمریکا در کشورهای دیگر است. ایران هم نباید از این قاعده مستثنی باشد.
اگرچه پیشبرد اهداف سیاست خارجی آمریکا درباره ایران را می توان، از طریق حضور رسمی آمریکا تقویت کرد اما بوضوح، مشخص است که 34 سال پیشرفت محدود در همه زمینه های دوجانبه؛ نشان داده که این رویکرد "وضعیت طبیعت" باید تغییر کند. مؤثرترین راه برای ایجاد این تغییر این است که حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران دوباره احیاء شود.
فواید حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران
برخی از فواید بازسازی حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران از قرار زیر است:
- ارتباط مستقیم با دولت ایران درباره مسائل مهم از دید امنیت ملی آمریکا: حتی حضور دیپلماتیک محدود آمریکا در ایران هم، می تواند به دولت آمریکا دسترسی مستقیم به مقامات ایرانی بدهد. به این ترتیب، می توان ارتباط دائم دیپلماتیک درباره مسائل مهم دوجانبه از طریق استانداردهای دیپلماتیک بین دو کشور برقرار کرد. البته این بدان معنا نیست که دولت آمریکا سیاست های دولت ایران را می پذیرد یا از آنها حمایت می کند و یا حتی روابط دیپلماتیک را بطور کامل دوباره برقرار می کند؛ چرا که این کار به چندین گام نیاز دارد.
- بهبود خدمات شهروندان آمریکایی: شمار بسیاری از آمریکایی ها، از جمله گروه بزرگی از ایرانی- آمریکایی ها، به ایران سفر می کنند و برخی در این کشور؛ ساکن هستند. این شهروندان آمریکایی، به علاوه ایرانی هایی که ساکنین قانونی و دائم آمریکا هستند، از حمایت کنسولی آمریکا از آنها در ایران؛ فواید بسیاری می برند. یکی از اولویت های مسؤولیتی سفارت یا کنسولگری آمریکا، خدمات شهروندان آمریکایی است. بخش خدمات شهروندان به شهروندان آمریکایی و گاه ساکنین قانونی و دائم در کشورهای دیگر، خدمات گوناگونی ارائه میدهند از جمله: خدمات صدور، تمدید و اصلاح گذرنامه آمریکایی، ثبت نام شهروندان آمریکایی در ایران، حمایت و مشاوره امنیتی شهروندان آمریکایی، گزارش تولدهای خارج از آمریکا برای فرزندان شهروندان آمریکایی ساکن کشورهای دیگر، توزیع و ثبت نام خدمات چک آپ تأمین اجتماعی، ثبت نام رأی دهندگان، ارائه اطلاعات و حمایت در ثبت مالیات بر درآمد فدرال، ملاقات و حمایت کنسولی از آمریکایی های دستگیر، بازداشت و یا زندانی شده در کشورهای دیگر، حمایت رفاهی و اطلاعات وضعیتی درباره آمریکایی هایی که گزارش مفقودی آنها صادر می شود، ثبت مرگ و میر و حمایت از افرادی که در کشورهای دیگر فوت می کنند و خانواده های آنها. به علاوه، علیرغم آنکه این مورد جزء فعالیت های استاندارد خدمات شهروندان آمریکایی نیست اما بخش خدمات تهران، مثلاً از طریق «مسؤول دفتر اقتصادی» یا دفترهای مربوط دیگر می تواند؛ به آمریکایی ها درباره تبعیت از مقررات و تحریم های اقتصادی موجود نیز کمک و راهنمایی کند.
- خدمات ویزای مهاجرتی و غیر مهاجرتی: بخش های کنسولی، می توانند به مهاجران که در نهایت ساکن دائم آمریکا می شوند، و یا غیر مهاجران که دیدار موقت دارند؛ مثل توریست ها، دانشجویان و مسافران مبادله ای، خدمات ویزا ارائه دهند. با استفاده از نظارت امنیتی و مقررات حفاظتی مناسب، این ویزاها به ایرانیان مورد تأیید، اجازه سفر یا مهاجرت موقت قانونی به آمریکا را می دهند.
- بخش روابط عمومی: این بخش با رسانه های محلی، ارتباط برقرار می کند تا مواضع سیاستی آمریکا را پیش ببرد و توضیح دهد و از برنامه های مبادلهای آکادمیک و فرهنگی آمریکا و ایران؛ حمایت کند.
- بخش سیاسی/ اقتصادی: این بخش، گزارش سیاسی و اقتصادی درباره وضعیت ایران ارائه می دهد. اگرچه فعالیت های این بخش در ابتدا به علت اندازه کوچک آن، شاید در حد یک یا دو مسؤول دفتر، محدود خواهند بود اما داشتن تصویری واقع گرایانه از تحولات ایران و زیرساختی برای ارتباط با دولت ایران در امور کاری؛ بهترین راه ارتباطی دهه های اخیر را در اختیار سیاستگذاران آمریکایی می گذارد تا تحولات ایران را درک کنند و بر این تحولات تأثیر بگذارند.
میراث سال 1979 و جامعه ایرانی- آمریکایی
جامعه بزرگ و فعال ایرانی- آمریکایی همچنان، هزینه های دشوار فاصله گرفتن آمریکا و ایران را حس می کند، بویژه غیاب حضور رسمی آمریکا در ایران را. بنابر این، بسیاری از اعضای این جامعه نمی توانند سفری ایمن به ایران داشته باشند؛ چرا که حمایت بسیار محدود دیپلماتیک و کنسولی از امنیت و رفاه خود دارند. به علاوه، از آنجا که ایران شهروندی آمریکایی آنها را به رسمیت نمی شناسد، باید با گذرنامه ایرانی سفر کنند و به این ترتیب زمانیکه در ایران هستند؛ قوانین این کشور، کاملاً در مورد آنها صادق است. همچنین، به علت تنش های دوجانبه، دولت ایران، ایرانی- آمریکایی ها و بسیاری آمریکایی های دیگر را با دید تردید می نگرد.
گاهی اوقات همین شرایط حساس، موجب شده تا شهروندان آمریکایی که اصالت ایرانی دارند، گاه تا ماه ها یا سال ها بازداشت یا زندانی شوند؛ بدون آنکه دولت آمریکایی، دسترسی مؤثری برای حمایت از آنها داشته باشد. در دهه اول بعد از سال 2000 م.، چندین ایرانی- آمریکایی بر جسته که به ایران سفر کرده بودند، دستگیر و به مدتی طولانی نگه داشته شدند و این باعث شد؛ تا برخی اعضای دیگر جامعه ایرانی- آمریکایی، از سفر به زادگاه خود منصرف شوند. آمریکایی ها و ایرانی- آمریکایی های بسیار دیگری هم، هنگام سفر به ایران با شرایط دشوار مشابهی مواجه شده اند.
...
نظرسنجی انجام شده از جامعه ایرانی- آمریکایی ها، توسط «اتحادیه روابط عمومی ایرانی- آمریکایی ها» (:PAAIA) در 2011 میلادی نیز، این نظریه را تأیید می کند. بنابر این نظرسنجی، اکثریت عمده (73 درصد) افراد شرکت کننده از تأسیس "دفتر حافظ منافع آمریکا" در ایران، برای ارائه خدمات کنسولی و صدور ویزا حمایت کردند. البته این دفتر به معنای بازگشت روابط دیپلماتیک بین دور کشور نیست. برای مقایسه آماری، لازم به ذکر است که نظرسنجی مشابهی در 2008 م.، به این نتیجه رسید که 84 درصد از افراد شرکت کننده از تأسیس چنین دفتری حمایت می کنند.
مخالفت ها، ریسک ها و موانع
شکی نیست که تأسیس دوباره، حتی حضور محدود دیپلماتیک آمریکا در ایران قدمی مهم است و با مخالفت ها، ریسک ها و موانعی روبرو خواهد شد. بسیاری از افرادی که به زندگی در "وضعیت طبیعت" عادت کرده اند، ممکن است با این تحول بزرگ، بعنوان تهدیدی علیه روایت های نهادینه و مورد اعتقاد عموم و همچنین دیدگاه ها و تابوهای بدقت ترویج شده؛ مخالفت کنند. برخی از این روایت ها همان هایی هستند که در گذشته هم، علیه تأسیس چنین دفتری به کار رفته اند. برخی از این روایت ها موارد زیر است:
- "پاداش دادن به رفتار بد": منتقدین تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، گفته اند که این اقدام "پاداشی است" برای دولت ایران؛ دولتی که سابقه طولانی در صحبت، سیاست و فعالیت های ضد آمریکایی دارد. بنابر این دیدگاه، ایران مسلماً استحقاق این پیشنهاد را ندارد. اما طرح این سؤال که آیا دولت ایران، استحقاق پاداش حضور دیپلماتیک آمریکا را دارد یا نه، نشان دهنده دیدگاهی ناقص و عدم بررسی عاقلانه این مسئله است. سؤال درست تری که باید طرح شود این است: آیا تأسیس حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، منجر به پیشبرد چشم گیر امنیت ملی آمریکا نسبت به شرایط کنونی؛ میشود یا نه؟
برای پاسخ به این سؤال، بگذارید شرایط کنون را با جنگ سرد مقایسه کنیم. آمریکا هنگام تأسیس دولت جدید و انقلابی شوروی در 1922 م.، این دولت را به رسمیت نشناخت. با این وجود از 1934 میلادی تا پایان جنگ سرد، حضور رسمی دیپلماتیک در اتحاد شوروی داشت. هنگامیکه روابط دیپلماتیک تشکیل شد، رهبر اتحاد شوروی، «استالین» بود، یکی از خشن ترین دیکتاتورهای قرن بیستم. تاریخ شوروی در دوره «استالین»، شامل حکومت مستبدانه، مملوء از پالایش و پاک سازی، اشتراک اجباری، گرسنگی دسته جمعی، و کمپ های کار طاقت فرساء بود. در دهه های بعدی جنگ سرد، رهبران بعدی شوروی، کمپینی جهانی را علیه منافع آمریکا رهبری کردند. در اوج این دوران، شوروی 7 هزار موشک بالستیک بین قاره ای نشانه رفته روی آمریکا و ارتش متعارف غول پیکری داشت که مقابل متحدان و منافع آمریکا در جبهه مرکزی در اروپا؛ صف کشیده بود.
با این وجود طی این دوران، رابطه دیپلماتیک رسمی بین دو کشور ادامه داشت. اگر چه، می توان اینگونه گفت که روابط با شوروی طی شرایط جنگ و بویژه دوره بعد از جنگ جهانی دوم؛ ضروری بود اما می توان پرسید: چرا آمریکا طی دوران محاصره برلین، جلسه استماع مک کارتی در سنا، حمله شوروی به لهستان، بحران موشکی کوبا، جنگ ویتنام، حمله شوروی به چک اسلواکی و ...؛ روابط دیپلماتیک کامل را با شوروی حفظ کرد؟ حوادث جنگ سرد، هیچگاه موجب قطع حضور دیپلماتیک آمریکا در شوروی نشد و این حضور، هیچگاه بعنوان اعطای پاداش به کشوری مستحق دریافت پاداش؛ تلقی نشد. بلکه دولت آمریکا به این نتیجه رسید که حفظ این روابط برای تأمین امنیت ملی آمریکا، فوق العاده ارزشمند است. حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران هم، باید بر اساس همین عامل سنجیده شود.
- "دولت ایران نخواهد پذیرفت": دومین پیش فرض غالب این است که دولت ایران، تأسیس حضور دیپلماتیک آمریکا در این کشور را نخواهد پذیرفت. این دیدگاه دو شکل دارد:
1- دولت ایران، هنوز هم آنچنان به اهداف دولت آمریکا مشکوک است که به این کشور؛ اجازه تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک در ایران را نمی دهد. هر چه باشد، ایران پس از انقلاب طی بحران گروگان گیری و بعد از آن ،سفارت آمریکا را "لانه جاسوسی" نامید. بنابر این، چه دلیلی دارد که ایران اجازه دهد، این لانه جاسوسی دوباره تأسیس شود؟ پاسخ بسیار ساده است.
تأسیس حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، به نفع منافع ملی این کشور است، بویژه در شرایط کنونی که این کشور تلاش می کند؛ دوباره به جامعه جهانی بپیوندد. به علاوه، ایران هم در مقابل، از ارتقای حضور دیپلماتیک خود در آمریکا بهره مند خواهد شد و مطمئن می شود که این اقدام؛ به هیچ وجه یک جانبه نیست. همچنین، اگر چه هنوز فاصله زیادی با اعتماد دوجانبه بین آمریکا و ایران داریم، پیشنهادها و ارتباطات سودمند چند ماه اخیر؛ نشان داد که تمایل صادقانه ای برای گذشتن از صحبت ها و سیاست های گذشته وجود دارد.
دولت ایران، هرگز اجازه حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران را نمی دهد، چرا که صف های طولانی ایرانیانی که مایل هستند، ویزای آمریکایی بگیرند و به این کشور سفر کنند؛ کشوری که دولت ایران مدت هاست، "شیطان بزرگ" معرفی اش می کند، موجب خجالت دولت ایران می شود.
این صف های طولانی، نماینده مخالفت همیشگی و بشدت آشکار عمومی، با سه دهه صحبت های ضد آمریکایی دولت ایران خواهد بود اما پیشرفت در فناوری و فضای در حال تغییر روابط دوجانبه؛ این دلیل مخالفت با تأسیس حضور دیپماتیک آمریکا در ایران را به چالش کشیده است. اولاً، جلوی تشکیل این صف های احتمالاً طولانی را می توان با ایجاد امکان ثبت درخواست و برنامه ریزی ملاقات به شکل اینترنتی گرفت؛ همانطور که اکنون، این کار از طریق سفارت ها و کنسول های کشورهای ثالث انجام می شود. به علاوه،دولت ایران به اعتقاد برخی نشان داده که دارد؛ ماهیت دولتی خود را از ضد آمریکایی فاصله می دهد. ارتباطات مستقیم و بی سابقه اخیر در سطح رئیس جمهور و وزیر خارجه بین آمریکا و ایران، از جمله مهم ترین مثال هایی هستند که این تغییر بنیادین را نشان می دهند.
- "ریسک ایمنی غیرقابل قبول": مسئله سوم، ریسک امنیتی بزرگی است که دیپلمات های آمریکایی حاضر در دفتر دیپلماتیک این کشور در ایران؛ با آن مواجه هستند. واضح است که این فرضیه، ریشه در همان میراث بحران گروگان گیری دارد اما ملاحظات امنیتی برای پست های دیپلماتیک آمریکا؛ به چند عامل بستگی دارد که این عوامل، در سال های اخیر دچار تحول شده اند. طی دهه گذشته، هزاران دیپلمات و پرسنل رسمی و مدنی آمریکایی در شرایط بسیار خطرناک مثل عراق، افغانستان، سودان، لیبی، یمن و غیره و در قالب گروه های کوچک تر: "تیم های بازسازی محلی" ؛ در مناطق دورافتاده و کشورهای بسیار خطرناک؛ خدمت کرده اند. این پست ها در گذشته و تا همین امروز، در مناطق جنگی یا درگیری بوده اند.
شرایط امنیتی در تهران، ممکن است که چالش هایی بوجود آورد. خاطرات بحران گروگان گیری، همچنان در ذهن آمریکایی ها باقی است. با همه اینها، شرایط امنیتی که دیپلمات های آمریکایی در دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران با آنها مواجه می شوند؛ در مقایسه با خطرات همیشگی و بزرگی که افراد اعزامی برای خدمات خارجی و یا شهروندان مستقر در کشورهای دیگر، طی ده سال گذشته با آنها روبرو بوده اند، رنگ می بازد. به علاوه، شهروندان آمریکایی که این پست ها را به عهده می گیرند، از جمله در تهران، خطرات موجود را کاملاً می دانند و می پذیرند و عموماً؛ به ازای این سختی ها و خطرات، مزایای خوبی هم دریافت می کنند. این افراد، دقیقاً مثل برادران و خواهرانشان در ارتش، این ریسک ها را می پذیرند؛ تا به کشورشان خدمت کنند. نسل کاملی از این دیپلمات ها، به خدمت در پست های خطرناک یا دشوار سازگار شده اند و حتی پرسنل وزارت خارجه هم؛ این نوع خدمات را ستایش می کنند. مثل همیشه حفاظت از این افراد حین انجام مأموریت، همواره یک اولویت مهم است.
بدون شک، این ریسک وجود دارد که محافظه کارهای متنفر از کشورهای دیگر و حامیان وضعیت کنونی در ایران، در صورت تهدید به از دست دادن موقعیت شان؛ برای رسیدن به ایرانی آزادتر و از نظر بین المللی کمتر منزوی، تلاش خواهند کرد تا هرگونه حرکت به سمت تغییر بزرگ در رویکرد جهانی ایران را از بین ببرند. شاید هیچ اقدام دیگری، نتواند به اندازه تأسیس دوباره حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، این اهداف نهادینه شده در ایران را تهدید کند. با این حال، به کمک احتیاط کافی با نظارت «دفتر امنیت دیپلماتیک وزارت خارجه آمریکا»، می تواند ایمنی مقامات آمریکایی را تا حد باقی ماندن ریسک های قابل قبول و عادی تأمین کرد. به علاوه، پیش از یک مقام آمریکایی، دولت ایران باید علناً هر گامی را بپذیرد که منجر به تأمین امنیت آمریکایی های اعزامی به این کشور می شود.
بدلایلی که ذکر شد، مسئله ایمنی و امنیت تا حدی پذیرفتنی، قابل مدیریت است، بویژه که اولویت های مهم امنیت ملی در این موضوع؛ مطرح است.
- "خیانت به مخالفان ایرانی": از روزهای اول انقلاب اسلامی، مخالفان دکترین ها و اقدامات حاکم در این کشور، به سیاست های داخلی (ایران) اعتراض کرده اند. بطور ویژه، اقدامات اعتراض آمیز در داخل ایران و در میان ایرانی های مخالف حکومت، به همراهی بسیاری از گروه های جامعه مدنی بین المللی و دولت های غربی؛ به سابقه حقوق بشری ایران انتقاد کرده اند. بعنوان مثال، "زارش سالانه حقوق بشر وزارت خارجه" و سایر گزارشات درباره ایران، همگی به کم کاری های ایران در زمینه حقوق بشر اشاره کرده اند. بخشی از مخالفان شروع دوباره ارتباطات دیپلماتیک بین دو کشور، افرادی هستند که بر اساس همین سابقه حقوق بشری، ارتباط آمریکا با دولت کنونی ایران را "خیانت" به قربانیان اقدامات خلاف حقوق بشر این کشور می دانند. با این وجود، سؤالی که باید بپرسیم این نیست که آیا ایران، مسائل بزرگی در زمینه حقوق بشر دارد یا نه. پاسخ این سؤال به وضوح مثبت است. اما، سؤال این است که آیا 34 سال اخیر در "وضعیت طبیعت"، با انزوای دیپلماتیک، تحریم ها، تلاش های پراکنده برای تغییر حکومت و اقدامات مخفیانه، بهبود شایانی در زمینه حقوق بشر در ایران بوجود آورده است یا نه؟ مشخص است که پاسخ منفی است.
برای افرادی که واقعاً می خواهند، دولتی آزادتر و شفاف تر و به تبع آن، وضعیتی بهتر برای حقوق بشر در ایران ببینند و همکاری ایران با دنیا و بویژه با آمریکا؛ به احتمال قوی تأثیر بسیار بیشتری در مقایسه با دستاوردهای سیاست های کنونی، در پیشبرد این اهداف ارزشمند دارد. حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، می تواند مستقیماً بر همه بخش های جامعه ایران اثر بگذارد، از جمله اقلیت ها، اصلاح طلبان، مخالفان، ژورنالیست ها، محققین و سایرین. اگرچه حضور آمریکا، به تنهایی برای ایجاد "اصلاحات پایدار داخلی" در ایران کافی نیست و این موضوع؛ نهایتاً به مردم این کشور وابسته است اما نسبت به روش های کنونی، کمک بسیار بیشتری به این روند می کند.
شرایط کنونی، فرصتی تاریخی پیش پای ما می گذارد
انتخاب «حسن روحانی»، رئیس جمهور عمل گرای ایران در ژوئن 2013 م.، بر اساس خواست عمومی مردم بود. پیشرفت های اولیه وی در جبهه دیپلماتیک بین المللی، از حمایت یکپارچه آیت الله «خامنه ای»، رهبر ایران و اکثریت مراکز قدرت این کشور؛ برخوردار است. عمل به توافق موقت هسته ای اواخر نوامبر 2013 میلادی بین 5+1 و ایران، در تاریخ 20 ژانویه 2014 م. آغاز شد. مذاکرات ادامه دار 5+1 با ایران، فرصت را برای رسیدن به راه حل دیپلماتیک چالش برنامه هسته ای ایران؛ باز می کند. هم «اوباما» - رئیس جمهور- و هم «کری» - وزیر خارجه- بارها تأکید کرده اند که رسیدن به توافق هسته ای قطعی نیست، هر امتیازی که آمریکا به ایران می دهد؛ تدریجی و قابل برگشت است. با این حال، روند مذاکرات، پیشرفت بی سابقه ای تا کنون داشته است.
کنگره آمریکا و گروههای مهم در این کشور و کشورهای بین المللی، هنوز تردید دارند که توافق بین 5+1 و ایران ممکن باشد اما هیچ شکی نیست که توافق بین المللی در حمایت از راه حل دیپلماتیک مسئله هسته ای وجود دارد و در حمایت از اینکه؛ پیشرفت در زمینه توافق نهایی، از دیدگاه واقع گرایانه هم ممکن است و حل این مسئله، بدون استفاده از نیروی نظامی ارجح است. هیچ دلیلی وجود ندارد که بازگشت محدود حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، به این پیشرفت ها صدمه بزند. به عکس، این حضور حتی می تواند، روند پیشرفت در مذاکرات هسته ای را تقویت کند و زمینه ای ایده آل برای اجرای موفقیت آمیز توافق نهایی و بلندمدت و همچنین؛ حمایت از اهداف کلیدی دوجانبه و منطقه ای آمریکا را فراهم می کند.
اطلاعات اساسی درباره بهبود ظرفیت های دیپلماتیک آمریکا در ایران
روند فکری که در این بخش بیان می شود، بر اساس اصول و اقدامات استاندارد دیپلماتیک است. روند دقیق برای بازگشت احتمالی حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران و در طرف مقابل حضور دیپلماتیک ایران در آمریکا، تحت تأثیر تصمیمات سیاستی دولت «اوباما»، روندها و سیاست های وزارت خارجه، نظارت های کنگره و همچنین تصمیمات سیاستی دولت ایران است. هر گامی به جلو، باید به شکل دوجانبه مورد مذاکره باشد و علناً توافق درباره آن حاصل شود؛ تا بتوان اقدامی فراتر از وضعیت دیپلماتیک کنونی، انجام داد. با در نظر داشتن این هشدارها، آنچه در ادامه می آید، توصیف روندی است که مسئله ممکن است به خود ببیند:
وضعیت دیپلماتیک کنونی آمریکا و ایران
در حال حاضر، آمریکا دفتر حافظ منافعی با نظارت سفارت سوئیس در تهران دارد. این دفتر متشکل از دیپلمات ها و کارکنان سوئیسی و کارکنان کشور میزبان یعنی ایران است. این دفتر، بطور محدود به خدمات شهروندان آمریکایی و به شکلی بسیار محدود؛ خدمات ویزا ارائه می دهد. به علاوه، سوئیس نقش واسطه را در تبادل ارتباطات دیپلماتیک بین آمریکا و ایران بازی می کند. از سوی دیگر، ایران دفتر حافظ منافعی از طریق سفارت پاکستان در واشینگتن دارد. در این دفتر، در مجموع حدود ده نفر ایرانی متشکل از افراد دارای "گرین کارت" و کارمندان دیگر، کار می کنند. به علاوه، ایران یک نماینده دائم هم در سازمان ملل در نیویورک دارد. اگرچه این نماینده دائم، رتبه سفیر را دارد اما وظایف او محدود هستند؛ چرا که نه خود او و نه کارمندان اش بدون اجازه علنی از وزارت خارجه آمریکا، نمی توانند از محدوده اطراف دفتر سازمان ملل خارج شوند. هم آمریکایی ها و هم ایرانی- آمریکایی هایی که به ایران سفر می کنند، اسناد خود را از دفتر حافظ منافع آمریکا در واشینگتن می گیرند، در حالیکه ایرانی هایی که به آمریکا می روند؛ از طریق چندین دفتر دیپلماتیک آمریکا در کشورهای ثالث مثل امارات، ترکیه و ارمنستان، می توانند خدمات ویزا بگیرند. در تمام این کشورها، مسؤولان کنسول فارسی زبان با آموزشهایی که درباره امور ایران دیده اند، مصاحبه ویزا را برگزار می کنند. به علاوه، سفارت مجازی وزارت خارجه در تهران، منابع آنلاین فارسی زبان از جمله اطلاعات خدمات کنسولی به متقاضیان ارائه می دهد.
دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران با حضور دیپلمات های آمریکایی
اگر آمریکا و ایران توافق کنند، آمریکا می تواند دفتر کنونی حافظ منافع خود را با دیپلمات های آمریکایی اداره کند. برای این قدم اول، «دفتر امنیت دیپلماتیک وزارت خارجه»، «دفتر عملیات های ساختمانی خارجی» و نمایندگان دفترهای دیگر وزارت خارجه، باید ابتدا از دفتر «سفارت سوئیس» و حافظ منافع آمریکا در تهران دیدن کنند؛ تا مطئمن شوند که شرایط خاص وزارت خارجه در زمینه استانداردهای امنیت فیزیکی را داراست. اگر اینگونه نباشد، آمریکا باید مکان ایمنتری را به دست بیاورد. این روند بازدید و ایمن سازی، نباید بیش از چند ماه زمان نیاز داشته باشد.
وقتی مکان آماده شد، چه دفتر کنونی و چه ساختمانی جدید، مسؤولان «خدمات خارجی» و متخصصین «تعیین وظایف موقت وزارت خارجه» به مدت 3 تا 6 ماه، احتمالاً اولین افرادی خواهند بود که به تهران بر می گردند؛ به احتمال قوی در ابتدا، در قالب گروه های کوچک. اگر روابط دوجانبه اجازه بدهد و در مرحله اول، مشکلی پیش نیاید، بعدها مسؤولان «خدمات خارجی» و «متخصصان مستقر» در دفتر حافظ منافع آمریکا؛ ممکن است که وضعیتشان به "تغییر دائم محل" تغییر کند، به این معنا که به مدت یک یا چند سال در تهران خواهند ماند. نظیر سایر موارد مشابه، چنین استقرارهایی به احتمال قریب به یقین، بدون همراهی همسران و فرزندان صورت می گیرد. اولویت های استقرار کارمند، به چندین عامل بستگی دارد اما به احتمال بسیار زیاد؛ شامل این عملکردها خواهد بود: یک مسؤول اصلی برای مدیریت عملیات ها و عمل به عنوان واسطه بین دولت آمریکا و دولت ایران، یک یا چند مسؤول کنسولی برای انجام خدمات شهروندان آمریکایی و حداقل برخی از خدمات ویزا، یک یا چند مسؤول امنیت منطقه ای برای اطمینان از امنیت ساختمان و کارمندان، یک یا چند مسؤول روابط عمومی برای حمایت از تبادل برنامه ها بین آمریکا و ایران و پاسخ به سؤالات رسانه ای،یک یا چند متخصص "مدیریت اطلاعات" برای تأسیس و نگهداری شبکه های اطلاعاتی، یک یا چند مسؤول اجرایی/ خدمات عمومی برای تأسیس و نگهداری ساختمان و خدمات ارسال، تخصیص اموال، مسافرت و اعمال شخصی.
با توجه به میراث سال 1979 م. و نفرت ماندگار برخی حلقه های سیاسی و تجاری ایران نسبت به آمریکا، امنیت برای دفتر منافع و کارمندان اش یکی از اولویت های اصلی است. بنابر این، دولت ایران باید "ضمانت متقن" بدهد و تأکید کند که به "کنوانسیون های وین" درباره روابط دیپلماتیک و کنسولی وابسته به حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران پایبند؛ خواهد ماند. بویژه، باید به موارد زیر پایبند بماند:
- بند 22: مکان یک هیئت دیپلماتیک نظیر سفارت، غیرقابل تعرض هستند و کشور میزبان، نباید به آنها وارد شود؛ مگر آنکه رئیس هیئت، اجازه داده باشد. به علاوه، کشور میزبان باید در مقابل تعدی و آسیب رساندن افراد از هیئت؛ محافظت کند. کشور میزبان، نباید هرگز ساختمان را جستجو کند یا اسناد یا اموال آن را تصرف نماید. (بند 30 این شرایط را به مسکن شخصی دیپلمات ها نیز تعمیم می دهد)
- بند 27: کشور میزبان، باید اجازه ارتباط آزادانه بین دیپلمات های هیئت و کشور خانه آنها را صادر و از این ارتباط؛ محافظت کند. بسته های دیپلماتیک، هرگز نباید باز شود حتی در صورت مشکوک بودن به سوء استفاده. پیام رسان های دیپلماتیک، هرگز نباید دستگیر یا بازداشت شوند.
- بند 29: دیپلمات ها، نباید تحت هیچ نوعی از دستگیری یا بازداشت قرار بگیرند. این افراد از محکومیت مدنی یا جزایی مصون هستند، اگرچه کشور اعزام کننده بنا بر "بند 32"؛ می تواند از این حق صرف نظر کند.
دفتر واسطه یا سفارت آمریکا
اگر چه این مقاله، در اصل به تأسیس یک دفتر حافظ منافع آمریکا با حضور کارکنان آمریکایی می پردازد؛ پرداختن به چند قدم برای ارتقای حضور آمریکا در ایران لازم است. در چنین صورتی، قدم بعدی احتمالاً، تأسیس "دفتر واسطه ای" در ایران خواهد بود که بعنوان حضور گستردهتر دیپلماتیک آمریکا در ایران و تحت مدیریت یک دیپلمات ارشد؛ کار خواهد کرد، دیپلماتی که احتمالاً عنوان "مسؤول امور" را یدک خواهد کشید. این مسؤول، میتواند ساکن یا غیرساکن ایران باشد. مدیریت دفتر حافظ منافع یا دفتر واسطه، می تواند برای مدتی، موقت انجام شود و بعداً به تناسب تحولات دوجانبه؛ گسترش یابد یا محدودتر شود. قدم بعدی پس از تأسیس دفتر واسطه، بازگرداندن روابط دیپلماتیک کامل از طریق اقداماتی مثل مبادله سفیر و افتتاح سفارت در تهران و واشینگتن است.
استراتژی امنیت ملی آمریکا و روابط دیپلماتیک: درس هایی از تاریخ
تاریخ دیپلماتیک اخیر آمریکا، درس های مهمی درباره بازگرداندن حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران می دهد. بویژه مثال هایی از حضور آمریکا در کوبا، لیبی، شوروی، ویتنام و چین، همگی درس های مفیدی درباره این موضوع به ما می دهد. آمریکا در سال 1961 م.، روابط خود با کوبا را قطع کرد و سپس در سال 1977 م.، دفتر حافظ منافع با کارمندان آمریکایی در این کشور تأسیس کرد که تا به امروز؛ به فعالیت خود ادامه می دهد. آمریکا روابط با لیبی را سال 1981، قطع کرد و وقتی لیبی برنامه هسته ایش را لغو کرد؛ دوباره این روابط نیز برقرار شد. پنج سال پس از بازگرداندن روابط دیپلماتیک کامل با لیبی، آمریکا به ائتلافی بین المللی پیوست و علیه این کشور جنگید. همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، اتحاد شوروی خود را وقف نابودی "شیوه آمریکایی زندگی" کرده بود، با منافع آمریکا در تمام دنیا (جدای از طول جنگ جهانی دوم) مقابله می کرد و واقعاً هم؛ آمریکا و متحدانش را چندین دهه تهدید به نابودی کرد اما آمریکا، روابط دیپلماتیک با شوروی را از سال 1934 م. تا پایان جنگ سرد حفظ کرد.
تأثیر "جنگ ویتنام" بر تاریخ آمریکا، از تأثیر بحران گروگانگیری بسیار بیشتر است. طی این جنگ، 58 هزار آمریکایی کشته، 150 هزار زخمی و 1500 نفر مفقود شدند اما آمریکا؛ دو دهه بعد از این جنگ وحشتناک، روابط خود با ویتنام را بازگرداند. چین هم در دو جنگ، به نیابت از کره شمالی و نیروهای کمونیست ویتنام شمالی علیه آمریکا جنگید و بین 1949 تا 1972 میلادی، همراه با اتحاد شوروی؛ نمایندگان جبهه کمونیسم بین المللی ضد آمریکایی بودند. با این وجود، آمریکا تصمیم گرفت تا روند بازگرداندن روابط با چین کمونیست را طی جنگ ویتنام آغاز کند. همه این تصمیمات مهم، بر اساس یک ارزیابی واحد گرفته شد، اینکه تغییر در روابط دیپلماتیک؛ به سود منافع بلندمدت امنیت ملی آمریکاست.
بنابر این، سؤال درست این است که آیا بازگرداندن محدود و قابل برگشتِ حضور مقامات آمریکایی در ایران؛ در شرایط کنونی به سود منافع امنیت ملی آمریکاست یا نه؟ اگر تاریخ دیپلماتیک اخیر آمریکا را در نظر بگیریم، پاسخ مثبت است. همانطور که تاریخ نشان می دهد، این به معنای برگرداندن روابط دیپلماتیک کامل نیست، معنایش حمایت کامل از دکترین ها و سیاست های ایران هم نیست؛ این برقراری دوباره روابط حتی قابل برگشت هم هست. اما پیش از هر قدم اولی، دو کشور باید ابتدا مسئله میراث 4 نوامبر 1979 م. را از پیش رو بردارند.
میراث بحران گروگان گیری
ایران هنوز هم هر سال در 4 نوامبر، "سالگرد تسخیر سفارت آمریکا" را جشن می گیرد و این تسخیر؛ هنوز هم از دیدگاه بسیاری افراد، یکی از رویدادهای اساسی در تاریخ انقلاب اسلامی است. برداشتن گامی فراتر از دشمنی بین آمریکا و ایران برای تأسیس حضور دیپلماتیک هرچند محدود؛ نیازمند روایتی متفاوت از این رویداد و ایجاد شرایطی متفاوت درون ایران است.
قدم اول برای رسیدن به این هدف این است که مراسم سالانه دولت ایران در 4 نوامبر، برای بزرگداشت تسخیر سفارت آمریکا پایان یابد. به علاوه، دولت ایران می تواند بدون سر و صدا، این اتفاق را به نوعی در حق همه گروگان ها و خانواده هایشان جبران کند. در نهایت هم، همانطور که گفتیم، ایران باید بطور علنی تأکید کند که به همه بخش های "کنوانسیون ژنو" درباره امور دیپلماتیک و کنسولی پایبند است. در پاسخ، آمریکا هم باید ضمانت متقابل درباره عملیات های دیپلماتیک ایران در آمریکا بدهد. ...
نتیجه
گذر از گذشته و بازسازی حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، در ابتدا محدود و تدریجی و قابل برگشت، به سود منافع امنیت ملی آمریکا است و از حمایت قوی آن دسته از افرادی برخوردار است که بیش از دیگران؛ از کمبود این حضور دیپلماتیک رنج می برند، جامعه ایرانی- آمریکایی. بسیاری از آمریکایی هایی که مستقیماً از حوادث 4 نوامبر 1979 آسیب دیده اند، گروگان های آمریکایی، هم از این اقدام حمایت خواهند کرد، به شرط آنکه؛ ایران با حرف و عمل، این فصل از روابط را به خوشی تمام کند.
بنابراین افرادی که با این اقدام مخالف هستند، باید در نظر بگیرند که بر اساس نکاتی که در بالا اشاره شد، این اقدام به اهداف اصلی امنیت ملی آمریکا؛ بیش از رویکردهای گذشته کمک می کند. مسائل زمانبندی، روندها و شرایط البته نیازمند بحث بیشتر هستند اما هر تحلیل واقع گرایانه ای از این نظریه مهم که حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران؛ منافع ملی آمریکا را پیش می برد، به این نتیجه می رسد که واقعیت همین گونه است.
نکات:
1- گفته می شود، گروه های دانشجویی که در تسخیر سفارت آمریکا نقش داشتند، گروگان ها را به این منظور گرفته بودند که آمریکا را مجبور کنند؛ شاه را برای محاکمه به ایران برگرداند. رایج ترین دلایلی که برای حمایت نهایی آیت الله ]امام[ «خمینی» از تسخیر سفارت گفته میشود، از این قرار است: 1) برای توقف کودتای متقابل احتمالی در حمایت از شاه، 2) برای تضعیف و بیرون راندن ملی گراهای میانه رو و سکولار از بین رهبران ابتدایی انقلاب اسلامی ایران و 3) برای جلوگیری از صحبت های ضد آمریکایی در بین گروه های چپ گرا. ...
2- همانطور که در آثار «توماس هابز» (1588 تا 1679 م.)، «لویاتان» (1651 م.) و «دو چیو» (1642 م.) اشاره شده: "وضعیت طبیعت"، وضعیت غریزی انسان است، پیش از آنکه نظم وضعیت و حاکمیت قانون برقرار شود. ویژگی این وضعیت "جنگ همه علیه همه" است که بر اساس نبود "یک قدرت مشترک برای نگه داشتن همه در ترس" است. تحت این شرایط، نظم بسیار نادر است و فعالیت های پرثمر یا بیش از حد خطرناک هستند و یا نتیجه آن؛ بیش از حد نامشخص و بنابر این، اجازه پیشرفت پیدا نمی کنند. در مورد روابط آمریکا و ایران، نبود ارتباط دیپلماتیک و "جایگاه انضباط سیاستی" (که می توان آن را با اژدهای لویاتان هابز مقایسه کرد) از طریق نماینده ها و پروتکل های دیپلماتیک، هم در عمل و هم در گفتار؛ فضایی بحرانی، خطرناک و خشن (وضعیت طبیعت) را بوجود می آورد که در سه دهه گذشته، ویژگی روابط آمریکا و ایران بوده است.
3- یک تیم سفارتی آمریکا به رهبری سفیر یا مسؤول اصلی آمریکایی در پست خارج از این کشور، شامل نمایندگان همه آژانس ها و دفاتر آن پست است برای برنامه ریزی، مشاوره و اجرای اهداف مهم سیاست خارجی آمریکا در کشور میزبان.
4- با این حال، محدودیت های آمریکا درباره شرایط ویزای ایرانیان غیر مهاجر از مدت ها پیش از 11 سپتامبر وجود داشته است، از اواسط دهه 1990 م. تا کنون؛ تقریباً همه ویزاهای ایرانیان غیرمهاجر، محدود به یک بار ورود/3 ماه اقامت بوده اند. (وزارت خارجه آمریکا سال 2011 میلادی، ویزای دانشجویان ایران مورد تأیید در اغلب حوزه های مطالعاتی را به چند بار ورود/ یک سال اقامت ارتقاء داد)
5- وزارت خارجه آمریکا، هشدارهای مسافرتی کنسولی را هرچند وقت یکبار برای ایرانیان منتشر می کند و این محدودیت ها را بیان می کند. آخرین نسخه این هشدارها در آدرس زیر است:
http://travel.state.gov/content/passports/english/alertswarni ngs/iran-travel-warning.html
6- شایان ذکر است که این حمایت قوی در بین ایرانی- آمریکایی ها از تأسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران که بتواند خدمات کنسولی ارائه دهد؛ به مدتها قبل از ارتباطات اخیر بین دو کشور و توافق هسته ای موقت بین 5+1 و ایران بر می گردد (بحث درباره نظرسنجی را ببینید).
7- - http://www.paaia.org/CMS/Data/Sites/1/PDFs/2011surveyo firanianamericans.pdf
8- بویژه بخش کنسولی، نیاز به رشد کاملاً تدریجی دارد و تنها در صورتیکه شرایط دوجانبه اجازه دهد؛ پیش از آنکه فعالیت های این دفتر حتی شروع به جایگزین شدن به جای پست های متعدد در کشورهای ثالث شود که ایرانیان زیادی در حال حاضر برای طی روند صدور ویزا به آن ها مراجعه می کنند. در ابتدا بخش کنسولی، احتمالاً تنها تعداد کمی از ویزاها را می توان؛ به عهده بگیرد. بنابر این، مهم است که همه طرفها با موضوع انتظارات به دقت برخورد کنند.
9- کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک، 1961 م.
http://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/conventions/9 1 1961.pdf
کنوانسیون وین درباره روابط کنسولی، 1963 م.
http://legal.un.org/ilc/texts/instruments/english/conventions/9_2_1963.p
فولاد ایران که موفق شده بود بازی دو بر صفر باخته را به تساوی بکشاند در نهایت به دلیل قانون گل زده در خانه حریف از لیگ قهرمانان آسیا حذف شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، پیکارهای مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا برگزار شد و 8 تیم برتر قاره کهن مشخص شدند.
نکته حائز اهمیت در این میان غیبت نمایندگان ایران در جمع تیم های برتر آسیاست و فولاد ایران به عنوان قهرمان لیگ برتر در شرایطی که می توانست تنها نماینده کشورمان در مرحله بعد مسابقات باشد در دیدار مقابل السد قطر و هم بازی های رائول گونزالس کم آورد تا «هیچ» سهم ایران در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان باشد.
شاگردان حسین فرکی که در دور رفت در کشور قطر مقابل السد به تساوی بدون گل رسیده بودند امیدوار بودند بتوانند در دیدار برگشت با حمایت تماشاگران خودی پیروز شوند اما در همان ابتدای کار و در نیمه اول با دو گل عقب افتادند تا شرایط آن ها برای صعود به مرحله بعد بسیار سخت شود.
در نیمه دوم فولادی ها اشتباهات 45 دقیقه اول بازی را بسیار کمتر انجام دادند و با زدن دو گل بازی را به تساوی کشاندند؛ اما در نهایت نتوانستند با وجود فشار زیادی که در دقایق پایانی بر روی دروازه نماینده قطر آوردند گل پیروزی بخش را به ثمر برسانند و در نهایت به دلیل قانون گل زده در خانه حریف وداعی تلخ البته بدون شکست، از لیگ قهرمانان داشتند و حماسه در اهواز ناتمام ماند.
در این مرحله دو نماینده از کره جنوبی و دو نماینده از عربستان در کنار یک نماینده از چین، استرالیا، قطر و امارات به دور بعد صعود کردند.
نکته جالب توجه شکست ژاپنی ها در این مرحله بود. سامورایی ها که سه نماینده در جمع 16 تیم برتر آسیا داشتند، هر سه نماینده خود را حذف شده دیدند تا سامورایی ها قربانی این مرحله لقب بگیرند.
سرزو اوزاکای ژاپن اولین نماینده ژاپن بود که توسط گوانگژو چین مدافع عنوان قهرمانی حذف شد.
یاران آریا هاسه گاوا البته در دیدار رفت با نتیجه سنگین 5 بر یک در ژاپن تحقیر شده بودند و امید بسیار کمی برای صعود داشتند و پیروزی یک بر صفر در چین هم آن ها را کمک نکرد و تیم ژاپنی در مجموع با نتیجه 5 بر دو حذف شد.
کاوازاکی فرونتال ژاپن هم با وجود پیروزی ارزشمند دو بر یک در خانه سئول کره نایب قهرمان سال گذشته به دلیل شکست سه بر دو در دور رفت و به دلیل قانون گل زده در خانه حریف حذف شد تا قهرمان و نایب قهرمان فصل گذشته بار دیگر در جمع 8 تیم برتر آسیا قرار بگیرند.
سنفرس هیروشیما هم سومین نماینده سامورایی ها بود که مقابل وسترن سیدنی تیم استرالیایی حذف شد.
هیروشیما که در ژاپن با اندوخته خوب سه بر یک به استرالیا رفته بود نتوانست در دقایق پایانی از دومین گل خورده جلوگیری کند و این تیم هم با قانون گل زده در خانه حریف حذف شد.
سه دیدار هم (درون کشوری) انجام شد، که در یکی از این پیکارها پوهانگ کره جنوبی موفق شد چونبوک موتورز را در دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه سه بر یک حذف کند.
الشباب عربستان هم که موفق شده بود در مرحله گروهی 15 امتیاز کسب کند و زمینه ساز حذف استقلال ایران شده بود تا به عنوان بهترین تیم مرحله گروهی انتخاب شود در دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه چهار بر یک مقابل الاتحاد تحقیر شد و حذف شد.
تیم های اماراتی الجزیره و العین هم سومین بازی درون کشوری را در لیگ قهرمانان برگزار کردند که در نهایت العین با نتیجه چهار بر دو به مرحله بعد صعود کرد.
در آخرین بازی هم الهلال موفق شد در عربستان با سه گل بنیادکار ازبکستان را شکست دهد تا در مجموع با برتری چهار بر صفر به مرحله بعد صعود کند.
*نتایج کامل بازی ها به شرح زیر است:
پوهانگ استیلرز یک - چونبوک موتورز صفر
( پوهانگ در مجموع با نتیجه سه بر یک صعود کرد)
گوانگژو چین صفر - سرزو اوزاکا ژاپن یک
(گوانگژو در مجموع با نتیجه 5 بر دو صعود کرد)
العین امارات 2 - الجزیره امارات یک
(العین در مجموع با نتیجه چهار بر دو صعود کرد)
الشباب عربستان یک - الاتحاد عربستان 3
(الاتحاد در مجموع با نتیجه چهار بر یک صعود کرد)
وسترن سیدنی استرالیا 2 - سنفرس هیروشیما ژاپن صفر
(وسترن به دلیل قانون گل زده در خانه حریف صعود کرد)
سئول کره جنوبی یک - کاوازاکی ژاپن 2
( سئول به دلیل قانون گل زده در خانه حریف صعود کرد)
فولاد ایران 2 - السد قطر 2
گل ها:بلحاج 16 و خلفان ابراهیم 29 برای السد و لوساینو پریرا 77 و 87 برای فولاد
(السد به دلیل قانون گل زده در خانه حریف صعود کرد)
الهلال عربستان 3 - بنیادکار ازبکستان صفر
(الهلال در مجموع با نتیجه چهار بر صفر صعود کرد)
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224001510#sthash.5j03PfYd.dpuf
رئیس مرکز تحقیقات اختلالات شغلی، یکی از بیماری های مهم و شایع خواب را اختلالات تنفسی حین خواب یا آپنه خواب اعلام کرد.
دکتر خسرو صادق نیت ضمن اعلام این مطلب هشدار داد: این وقفه های تنفسی حین خواب موجب بروز خطرات زیادی می شوند وعوارض جدی،خطرناک و مرگباری را به همراه دارند.
وی خروپف را مهمترین علامت این بیماری دانست و گفت: حتی اگر فردی بیمار را در این حالت از خواب بیدار کند خروپف متوقف می شود اما پس از خوابیدن دوباره شروع می شود.
رئیس بیمارستان بهارلو در خصوص دیگر علامت آپنه خواب گفت: گاهی میان خواب، خروپف ها قطع می شود که به معنی قطع تنفس به مدت 20 تا 30 ثانیه است. سپس با یک خرناس راه تنفسی باز می شود و فرد دوباره شروع به تنفس همراه با خروپف می کند.
وی بر خلاف عموم خروپف را علامت یک خواب خوب و با کیفیت ندانست و گفت: زیرا خروپف احتمالأ علامت ابتلا به یک بیماری خطرناک در خواب است.
دکتر صادق نیت هشدار داد: زیرا کسانی که به اختلال خروپف همراه با وقفه های تنفسی دچار اند احتمال ابتلا به بیماری های مرگباری مانند سکته قلبی و مغزی نیزدر آنان افزایش می یابد.
وی ادامه داد: در این افراد به احتمال زیاد سکته قلبی افزایش پیدا می کند- خواب آلودگی طی روز خیلی بیشتر از افراد دیگر دیده می شود و در نتیجه خطر وقوع تصادفات مرگبارهم در این افراد بیشتر به چشم می خورد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: همچنین به دلیل خستگی و خواب آلودگی افراد مبتلا به این بیماری و به دنبال عدم تمرکز درآنها خطاهای شغلی؛بروز حادثه و اشتباه نیز بیشتر می شود. محصلین مبتلا به آپنه های خواب نیز در یادگیری دچار مشکل می شوند و معمولأ به علت عدم برخورداری از تمرکز خوب، نمی توانند دروس را به خوبی یاد بگیرند.
رئیس مرکز تحقیقات اختلالات خواب شغلی یکی از راه های تشخیص این بیماری را شناخت افرادی که احتمال بروز آپنه های خواب در آنان بیشتر است دانست و گفت: در افراد چاق بروز و شیوع این بیماری بسیار بیشتر است.
وی ادامه داد: معمولأ بیشتر مبتلایان آپنه خواب مردان هستند البته در خانم ها هم بعد از سن 50سالگی یا یائسگی این بیماری بسیار شایع می شود.
دکتر صادق نیت داشتن علائمی نظیر خواب آلودگی،خستگی و خروپف را موثر در شناخت این بیماری اعلام کرد و گفت: بالا بودن فشار خون برخی افراد می تواند ناشی از آپنه های خواب باشد. به طور کلی اگر فردی خروپف شبانه کند و یکی از علائم مذکور را دارا باشد خطر ابتلا به این بیماری هم برایش افزایش می یابد.
رئیس بیمارستان بهارلو یادآور شد: فردی که خروپف می کند و طی روز هم به خواب آلودگی دچار است در موقعیت های نا مناسب امکان دارد به خواب فرو رود. این بیماران در موقعیت های نا مناسب همچون سر کلاس درس- سالن های سخنرانی و پشت چراغ قرمز ممکن است به خواب بروند.
وی با اشاره به حائز اهمیت دانستن و خطرساز بودن آپنه های خواب به خبرنگار شفا آنلاین گفت: اگر قبل از آن که این بیماری خطرناک زمینه ساز عوارض برگشت ناپذیری شود؛ با تشخیص به موقع، درمان آن به راحتی امکان پذیر است.
دکتر صادق نیت با بیان این که این بیماری در کشورمان امکان درمان کامل دارد خاطرنشان کرد: در صورت مراجعه به کلینیک های خواب برای تشخیص قطعی بیماری و تعیین نوع درمان اقدامات لازم انجام می شود.
وی توصیه کرد: یکی از بهترین روش های تشخیص دقیق نوع و شدت اختلالات خواب انجام پلی سومنوگرافی یا همان تست خواب است. به طور کلی با انجام تست خواب تمامی اختلالات خواب فرد مورد ارزیابی قرار می گیرد. آپنه یا همان وقفه های تنفسی حین خواب مشکل پرعارضه ای است. به دلیل واقف نبودن بیش از 80درصد از بیماران به بیماری شان متأسفانه این بیماری بسیار دیر تشخیص داده می شود.
رئیس مرکز تحقیقات اختلالات خواب شغلی توصیه کرد: از این رو مهم ترین وظیفه اطرافیان بیمار مطلع کردن آنها از خروپف و سایر اختلالات حین خواب و توصیه به آنان برای پیگیری بیماری تا درمان کامل است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در بازی برگشت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا از ساعت 19:30 امشب تیم فولاد به مصاف السد خواهد رفت. شاگردان حسین فرکی که در دیدار رفت به یک تساوی ارزشمند در خاک قطر دست پیدا کردند، امیدوارند امشب با حمایت هوادارانشان به جمع 8 تیم برتر قاره آسیا راه پیدا کنند. ترکیب اصلی تیم فولاد به شرح زیر است:
سوشا مکانی، ایوب والی، حسن جعفری، امید خالدی، عبدالله کرمی، شهاب کرمی، مهدی بدرلو، ساسان انصاری، سروش رفیعی، بختیار رحمانی و لوسیانو پریرا
![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() تجلیل از امدادگران هلال احمر خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی |
نماینده اهواز: برهم زدن یک نشست قانونی خلاف است/ مراقب باشیم برخی نشست ها و تجمع ها آرامش جامعه را برهم نزند سیاسی 14:34:2 1393/02/24 932-3173-5 کد خبر RSS :: پرینت |
![]() نماینده اهواز در مجلس لغو سخنرانی سیدحسن خمینی در دانشگاه بروجرد و حاشیه سازی عده ای در این زمینه را کاری غیرقانونی دانست و گفت: همانگونه که تجمع غیرقانونی خلاف قانون است، برهم زدن یک نشست قانونی هم خلاف است و اگر قرار باشد خلاف قانون عمل کنیم سنگ روی سنگ بند نمی شود.
سیدشریف حسینی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)-منطقه خوزستان-با تاکید بر اینکه برای همه افراد با هر گرایشی اعم از چپ، راست و مستقل، کلامی که خارج از چارچوب قانون باشد پذیرفته نیست، اظهار کرد: قانون نشان دهنده نوع رفتاری است که باید در چارچوب عرف جامعه انجام دهیم. اگر به سخنرانی شخصی با هر گرایشی مجوز داده نشود، یعنی این سخنرانی نباید انجام شود و اگر مجوز داده شود، باید انجام شود.
وی افزود: همه افراد در کشور باید بدانند که اصول رفتارمان باید بر اساس قانون باشد و این قانون مجریانی دارد که همان دولت است و چنانچه نیاز به اجرا باشد، مجریان قانون آن را به نحو احسن اجرا خواهند کرد. برخوردهای سلیقه ای باید کنار گذاشته شوند و اگر رفتاری با عرف سازگاری ندارد، به جای اینکه کاری خلاف قانون انجام دهیم باید از مسیر قانونی اقدام کنیم. به طور مثال با استاندار، فرماندار، شورای تأمین و هر نهادی که مجوز صادر می کند صحبت کنیم و شرایط و وضعیت جامعه را مطرح کنیم و از نظر قانونی جلوی کار را بگیریم.
حسینی تصریح کرد: نکته دوم این است که دولت هم باید توجه کند که در شرایط فعلی یکی از برگ برنده هایی که در صحبت ها به آن اشاره می کند این است که در دولت یازدهم آرامش را به مردم هدیه داده ایم و این آرامش نباید به هم بخورد و حفظ این آرامش توسط دولت بیشتر از سایرین مشهود باشد. باید با درایت و مدیریت مراقب باشیم که برخی نشست ها و تجمع ها آرامش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را برهم نزند.
عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به برخی رفتارهای تخریب گرانه نظیر بر هم زدن سخنرانی رئیس مجلس در قم، لغو سخنرانی سیدحسن خمینی در بروجرد و تخریب دولت، اظهار کرد: این رفتارها دارای ادبیات خوبی نیستند و هیچکس این روش را نمی پسندد. وقتی مقام معظم رهبری که آخرین کلام توسط ایشان مطرح می شود و همه ما موظف به تبعیت از آن هستیم از این رفتارها انتقاد می کنند و این کارها را برای فرهنگ و جامعه اسلامی بد می دانند، پس مطمئناً این رفتارها کار خوبی نیست. یک زمانی سخنرانی احمدی نژاد برهم می خورد و یک زمانی هم سخنرانی سیدحسن خمینی دچار چالش می شود؛ فرقی ندارد که سخنران چه کسی باشد، نفس این کار خوب نیست. باید یاد بگیریم که انتقاداتمان را در چارچوب قانون و در مناظره ها و نشست ها مطرح کنیم و این روش ها در جامعه اسلامی پسندیده نیست و باید توجه کنیم که این فرهنگ در جامعه ما نهادینه نشود.
نماینده اهواز در مجلس شنیده نشدن حرف منتقدان را عامل این رفتارهای تخریبی دانست و گفت: هر دولتی موافقان و مخالفانی دارد و باید توجه کنیم که همه افراد جامعه موافق یک دولت نیستند و باید سخنان مخالفان شنیده شود. اگر جایگاهی برای شنیدن حرف مخالفان در چارچوب قانون داشته باشیم کار به مسائلی مانند تولید فیلم "من روحانی هستم" و مواردی از این قبیل کشیده نمی شود. باید به مخالف حق بدهیم و نظراتش را بشنویم و نقدها را بپذیریم. البته دولت هم در ابتدای کار است و مشکلات خاصی دارد. نقد کنندگان نیز دلسوز نظام هستند، اما روش ها باید عوض شود و در چارچوب قانون باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا دولت به منتقدانش فرصت نقد سازنده نداده است؟ افزود: من فکر می کنم منتقدان و دولت هر دو یک هدف را دنبال می کنند و آن عزت و استقلال نظام است. هدف یکی است ولی راههای رسیدن به آن متفاوت است. اگر در نشست های تخصصی، بزرگان مخالفان و بزرگان دولت در کنار هم همفکری کنند، هم سریعتر به هدف می رسیم و هم چالش های کمتری خواهیم داشت. دولت شاید این کارها را انجام داده ولی آنقدری که باید و شاید نبوده است و نیاز بیشتری به نشست ها و همفکری ها و ایجاد اعتماد وجود دارد. دیوار بی اعتمادی که بعضاً بین مخالفان دولت و دولت وجود دارد باید از بین برود و این کار با برگزاری نشست های تخصصی قابل تحقق است.
|
درگذشت پیشکسوت کشتی خوزستان ورزشی 14:38:27 1393/02/24 932-18081-5 کد خبر RSS :: پرینت |
![]() یکی از بنیانگذاران کشتی آزاد اهواز روزگذشته (سهشنبه) دار فانی را وداع گفت.
به گزارش ایسنای خوزستان و به نقل از هیات کشتی استان، رضا باوی قهرمان، مربی و پیشکسوت کشتی خوزستان صبح روز گذشته، 23 اردیبهشتماه، در سن 72 سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.
باوی که یکی از بنیانگذاران کشتی آزاد اهواز است، امروز در آرامگاه کوت سید صالح (روستای جنگیه) به خاک سپرده شد. |
عضویت 2 خوزستانی در تیمملی کیکبوکسینگ جوانان ورزشی 15:0:52 1393/02/24 932-18181-5 کد خبر RSS :: پرینت | ||
![]() دو کیکبوکسینگکار خوزستانی در ترکیب ثابت تیمملی جوانان قرار گرفتند.
علی آغاجری، دبیر هیات ورزشهای رزمی استان در گفتوگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) –منطقهخوزستان- اظهارکرد: مسابقه انتخابی تیمملی روز گذشته، 23 اردیبهشتماه در بابل برگزار شد.وی بیانکرد: شایان بختیاری و جاسم امیری در این رقابتها قهرمان شدند و به عضویت ثابت تیمملی درآمدند. همچنین باتوجه به اینکه علی بنیاسد و امیرمحمد بختیارینژاد در مکان دوم قرار گرفتند، به عنوان بازیکن ذخیره انتخاب و به مرحله بعدی اردو دعوت شدند. دبیر هیات ورزشهای رزمی خوزستان گفت: تیمملی کیکبوکسینگ جوانان خود را برای مسابقات بینالمللی گرجستان که تیرماه برگزار خواهد شد، آماده میکند.
|
![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی ![]() مرکز تولید ماهیان خاویاری در خوزستان / عکس : ایسنا - محمدرضا صالحی |
متشکرم که درخواست مصاحبه ما را پذیرفتید. ما موضوع مقاله منتشر شده در نشریه "فارین پالیسی" را سال گذشته در برنامه زنده من پوشش دادیم. از آنجایی که این موضوع برای ما اهمیت زیادی دارد، قصد داریم تاریخ آنچه را که اتفاق افتاد مرور کنیم. بنابراین برای ما فرصت بسیار خوبی است که با شما به عنوان کسی که خود در متن ماجرا بوده و جرأت آن را داشته که درباره اتفاقات افتاده صحبت کند، مصاحبه میکنیم و میتوانیم جنبههایی را افشا کنیم که استتار شدهاند.
آنچه از من در آن مصاحبه نقلقول شد اشتباه بود، اما تا جایی که به شما برمیگردد احتمالاً برایتان اهمیتی ندارد. من نگفتم که از قبل میدانستیم عراق میخواهد از سلاحهای شیمیایی استفاده کند. بلکه پس از این اتفاق متوجه شدیم. اما تا قبلش نمیدانستیم که میخواهند سلاح شیمیایی به کار بگیرند. مشخصاً درباره شبهجزیره فاو صحبت میکنم.
لطفا بقرمایید موقعیت شما در آن زمان چه بود و در بغداد چه کار میکردید؟
بگذارید تاریخ ماجرا را برایتان تعریف کنم. من سال 1987 به عضویت آژانس اطلاعات دفاعی در پنتاگون درآمدم. تقریباً مسئولیت هرچه در خاورمیانه بود را به عهده داشتیم. سال 1987 آژانس اطلاعات دفاعی ارزیابی کرد که اگر ایران یک حمله تهاجمی دیگر انجام دهد، اتفاقی که پیشبینی میکردیم در بهار سال 1988 بیفتد چون ایرانیها هر سال یک حمله تهاجمی میکردند، میتوانستند از موقعیت آن زمان خود در شبهجزیره فاو به سمت بصره بروند و خود را به بغداد نزدیک کنند. اعتقاد این بود که اگر این کار را بکنند، پیروز جنگ خواهد شد.
گزارشی به کاخ سفید ارسال شد و رونالد ریگان رئیسجمهور وقت آمریکا تصمیمش این بود که پیروزی ایران در جنگ برای سیاست خارجی آمریکا غیر قابل قبول است. بنابراین اوایل سال 1988 من و یک افسر دیگر به بغداد اعزام شدیم تا با مقامات اطلاعات نظامی عراق دیدار کنیم و اطلاعات جاسوسی در اختیار ارتش این کشور بگذاریم. به بغداد رفتیم و با جانشین رئیس اطلاعات نظامی عراق دیدار کردیم. او هم پیشنهاد ما را پذیرفت و به این ترتیب شروع به تبادل اطلاعات با ارتش عراق کردیم.
چه عامل در سال 1987 باعث شد تا گام برقراری ارتباط نزدیکتر با ارتش عراق برداشته شود؟
ما این جنگ و به ویژه عراقیها را از نزدیک دنبال میکردیم. سال 1987 به این نتیجه رسیدیم که عراق دیگر در موقعیتی نیست که بتواند از جنگ جان سالم به در ببرد. میدیدیم که ایرانیها بالأخره بر عراق چیره شده بودند و سال به سال نیروهای این کشور را عقب و عقبتر میراندند. گزارشی که ما نوشتیم نامش "پشت دروازههای بصره" بود.
ما عقیده داشتیم که بصره کلید بود، به ویژه در جنوب. شبهجزیره فاو را که گرفته بودند. پیشبینی ما هم این بود که قدم بعدی گرفتن بصره خواهد بود و بعد هم از راه صحراها به سمت بغداد میرفتند. ما نگران این بودیم که نکند آنچه میبینیم روند پیروز شدن ایران در جنگ باشد.
چه اطلاعاتی درباره آن مقطع خاص زمانی وجود دارد که از نظر شما با گذشت این همه سال، هنوز هم اطلاعات تازه به حساب میآید؟
آنچه ما در آن زمان انجام دادیم، همهاش منتشر شده و تقریباً چیز زیادی نیست که بتوان گفت. این عملیات کوتاهمدت را اوایل سال 1988 آغاز کردیم و اواخر آگوست همان سال هم به پایان رسید، زمانی که جنگ به پایان رسید و حملهها متوقف شد. همان زمان هم ارتش ارتباط ما را با ارتش عراق قطع کرد.
میدانم که سیا بعد از جنگ هم همچنان با عراق ارتباط داشت اما آژانس اطلاعات دفاعی که من عضو آن بودم با پایان جنگ رابطهاش را با عراق قطع کرد. عملیات بسیار کوتاهمدتی بود که البته از دیدگاه آمریکا بسیار هم موفقیتآمیز بود، چون توانستیم اطلاعاتی به ارتش عراق بدهیم که آنها را قادر ساخت تا موقعیتهای مناسب درون ایران را شناسایی کنند و هدف قرار دهند و در نتیجه جلوی حمله ایران را بگیرند. این حمله هرگز اتفاق نیفتاد، چون نیروی هوایی عراق توانست موقعیتهای لجستیکی را در ایران هدف قرار دهد که موجب شد تا این حمله صورت نگیرد.
عراقیها بدون اطلاعاتی که شما در اختیارشان گذاشتید، چهقدر ضریب خطا داشتند؟
سؤال بسیار خوبی است. اما نمیتوان آن را جواب داد، چون نمیتوانید بفهمید اگر کاری را انجام نمیدادید، نتیجه چه میشد. اما به نظر من ما به ارتش عراق کمک کردیم تا جلوی حمله ایران را بگیرد. آیا بدون کمک ما میتوانستند این کار را بکنند؟ نمیدانم. اما فکر میکنم جواب منفی است. به نظرم اگر ما کمک نمیکردیم، ایرانیها میتوانستند جنگ را ببرند.
آیا میدانستید که صدام میخواهد از گاز سارین استفاده کند؟
نه. ما پیگیر تحولات موشکی عراق بودیم، میدانستیم که شاید سلاح شیمیایی داشته باشد. میدانستیم که هر دو طرف از گاز خردل استفاده کردهاند. ما زمانی که حادثه حلبچه اتفاق افتاد غافلگیر شدیم. الآن که برمیگردیم و به عقب نگاه میکنیم میبینیم که حلبچه صرفاً آزمایش عامل اعصاب بود. زمانی که فهمیدند عامل اعصاب مؤثر است، چون توانستند با یک حمله آن همه آدم را بکشند، آنگاه دیدیم که در شبهجزیره فاو هم از این عامل استفاده شد.
این اتفاق یک تحول بزرگ بود و برای ما مشکلات فراوانی به وجود آورد، چون زمانی که حمله به حلبچه اتفاق افتاد، من در بغداد بودم. مدتی طول کشید تا بفهمیم که این کار، کار عراقیها بوده و از گاز اعصاب استفاده کردهاند. یک ماه بعد عملیات "رمضان المبارک" صورت گرفت که شبهجزیره فاو را آزاد کرد، در واقع آن را پس گرفت. من بلافاصله پس از پایان درگیری به فاو رفتم و بسیار واضح بود، هر کس آنجا بود میفهمید که در جنگ از سلاح شیمیایی استفاده شده است.
این مسئله برای ما مشکلات زیادی ایجاد کرد، چون آمریکا در حال حاضر نباید به عنوان کمککار کشوری شناخته شود که از سلاحهای شیمیایی استفاده میکند، به ویژه علیه مردم همان کشور. بنابراین حمایت خود از عراقیها را متوقف کردیم. من به واشینگتن برگشتم. یک سری جلسات سطح بالا برگزار شد، البته من در آنها حضور نداشتم. سؤالی که مطرح شد این بود که آیا باید به حمایت از عراق، کشوری که از سلاحهای شیمیایی استفاده میکند، ادامه دهیم و به هدف سیاست خارجی خود برسیم، یعنی اجازه ندهیم ایران در جنگ پیروز شود، یا اینکه باید حمایت از عراقیها را متوقف کنیم و شاید شاهد آن باشیم که ایرانیها به سمت پیروزی گام بردارند. کمک ما به عراق در واقع ارتباطی به حمایت از صدام حسین نداشت، بلکه هدف ما متوقف کردن ایرانیها بود. تفاوت کوچکی است، اما مسئله این است که ما به بعد ایرانی جنگ بیشتر از بعد عراقی توجه داشتیم.
چرا رونالد ریگان تا این اندازه مصمم بود که جنگ را در اختیار بگیرد و چرا میخواست حتماً اطلاعات آمریکا وارد جنگ شود و به صدام حسین کمک کند؟
ریگان بسیار نگران بود که ایرانیها پیروز شوند. او کلاً بسیار درباره ایران محتاط بود. نگران بود که پیروزی ایران در عراق منجر به این شود که ایران بتواند انقلاب اسلامی را بسیار گستردهتر کند. و میخواست از این اتفاق جلوگیری کند. به علاوه، نگران بود که اگر ایران بتواند بر عراق مسلط شود، کشور بعدی کدام کشور خواهد بود؟ کویت؟ عربستان سعدی؟ همه ماجرا به نفت برمیگردد و اینکه چه سی میدانهای نفتی خاورمیانه را کنترل میکند.
چه عاملی باعث شد تا کتاب "متحد به دشمن" را بنویسید؟
برای من جالب بود که در سالهای 1987 و 1988 به عراقیها کمک میکردیم، و در عین حال سال 1991 با عراقیها میجنگیدیم. دیدگاه من در اینباره بسیار منحصر به فرد بود چون من خودم در بغداد با عراقیها ارتباط داشتم، و همینطور در میدانهای جنگ در شبهجزیره فاو، شلمچه، جزایر مجنون. اینها را میدیدم و با عراقیها از نزدیک کار میکردم. در حالی که دو سال بعد داشتیم با همین افسرها میجنگیدیم. بنابراین عامل نوشتن کتاب دیدگاه خاص من درباره این بود که سیاست خارجی ما بیشتر از آنکه بر اساس اتحادها باشد، بر اساس منافع ملی است.
ایران در رسانههای عمومی اغلب به عنوان تهدیدی علیه امنیت دنیا نمایش داده میشود. شما تا چه اندازه رسانههای عمومی را باور دارید؟
من بخش بزرگی از این رسانهها را دنبال میکنم. نه تنها رسانههای آمریکایی، بلکه رسانههای خارجی. به نظر من اگر این رسانهها را دنبال کنید دیدگاه نسبتاً جامعی به دست میآورید. نظر شخصی من این است که ایران تا اندازه برای امنیت منطقه تهدید محسوب میشود. میدانم که در خلیج فارس رقابت بین عربستان و ایران رقابت شدیدی وجود دارد. این دو کشور بازیگران اصلی در منطقه هستند.
دنیا بسیار نگران است که ایران در حال ساخت سلاح هستهای باشد. میدانم که قدرتهای غربی و ایران در حال حاضر مشغول حل و فصل دقیقاً همین مسئله هستند. اما من بسیار درباره این مذاکرات مردد هستم. صادقانه اعتقاد دارم که دولت ایران تلاش میکند سلاح هستهای بسازد. و این موجب ترس بسیاری از افراد میشود.
با وجود آنکه هیچ مدرکی وجود ندارد، و یک فتوای دینی علیه این دستیابی به این سلاحها وجود دارد؟
بله، همه اینها را میدانم، اما بسیار مردد هستم.
به مقاله برگردیم. به نظر شما چرا سیاست خارجی آمریکا اسنادی از سیا را افشا میکند که نشان میدهند این کشور به صدام حسین کمک کرده تا از سلاحهای شیمیایی استفاده کند؟ به نظر شما چرا این اسناد در 26 آگوست 2013 منتشر شده است؟
من با این مقاله مشکلات زیادی دارم. چون من خودم در بغداد بودم و در جلساتی حضور داشتم که در آنها تصمیم میگرفتیم به عراقیها کمک کنیم. شخصاً از جلساتی که در آنها حضور داشتم به شما میگویم که ما اصلاً اطلاع نداشتیم که عراقیها میخواهند از سلاح شیمیایی استفاده کنند. وقتی این کار را کردند غافلگیر شدیم و همان موقع هم ارتباطمان را با عراق قطع کردیم، تنها برای مدتی کوتاه. اما مشکلات بسیاری برای ما و درون دولت ما به وجود آمد. چون استفاده از سلاحهای شیمیایی یکی از خط قرمزهای ما بود که درباره آن بسیار محتاط بودیم.
زمانی که فهمیدیم از سلاحهای شیمیایی استفاده شده است تصمیم گرفتیم ارتباط را قطع کنیم. من باید به این مقاله یک استثنا اضافه کنم و آن اینکه حداقل من خبر نداشتم که عراقیها میخواهند از سلاح شیمیایی استفاده کنند. به نظر من هیچکس در دولت ما هم اطلاع نداشت. این ماجرا مشکلات زیادی برای ما ایجاد کرد.
وقتی به اوایل جنگ نگاه میکنیم، میبینیم که صدام در سال 1981 هم از سلاح شیمیایی استفاده کرد. من خودم در آن زمان در جزایر مجنون مستندی میساختم. ما نمیدانیم چه کسی آن سلاحهای شیمیایی را به صدام داد. به نظر شما چه کسی مسئول این کار بود؟
بگذارید بگوییم کدام سلاحهای شیمیایی چه زمانی مورد استفاده قرار گرفتند. من درباره سال 1981 نمیدانم، اما اسناد ما نشان میدهد که در سال 1984 از سلاح شیمیایی استفاده شد. و معتقدیم که هر دو طرف از این سلاحها استفاده کردند، اما بگذارید درباره طرف عراقی صحبت کنیم. آنها از گاز خردل استفاده میکردند. گاز خردل عموماً در عملیاتهای دفاعی استفاده میشود، نه به عنوان سلاح تهاجمی، چون برای چنین استفادهای مناسب نیست.
گاز خردل سلاحی بسیار قدیمی است و سالها مورد استفاده بوده است، در یمن و جنگهای دیگر. این گاز یک سلاح شیمیایی قدیمی است و موجب وخامت اوضاع نشد. استفاده از گاز اعصاب بود که موجب نگرانی همه شد. و فکر میکنم در سال 1984 عراقیها تلاش کردند از این گاز استفاده کنند، اما نتوانستند. فرمول صحیح را نداشتند و موفق نشدند. این تلاش آنها تا سال 1987 و 1988 طول کشید و سال 1988 بود که توانستند گازهای "تابون" و سارین را تولید کنند و استفاده از این گازها در میدان جنگ بود که موجب نگرانی همه شد. به عقیده ما عراق اولین کشوری بود که در میدان جنگ از عامل اعصاب استفاده کرد و این اتفاق در شبهجزیره فاو افتاد.
به عنوان مأمور اطلاعاتی با آن همه تجربه و کسی که اکنون با رسانهها کار میکنید و محقق هستید، نظر شما درباره همکاری نزدیک بین آمریکا و عراق در آن زمان چیست؟ به ویژه که آمریکا بعداً موضع خود را کاملاً تغییر داد و به بزرگترین دشمن صدام تبدیل شد. چه درسی باید از این داستان گرفت؟
من از پشت لنز سیاست خارجی به این ماجرا نگاه میکنم. در آن زمان، سالهای 1987 و 1988، تمرکز ما روی این بود که نگذاریم ایران برنده جنگ باشد. بنابراین استراتژی ما برای رسیدن به این هدف آن بود که به عراقیها کمک کنیم. هیچ ارتباطی به صدام یا عراقیها هم نداشت، بلکه همهاش درباره ایران بود.
اگر به سیاست خارجی آمریکا در خلیج فارس پس از جنگ جهانی دوم نگاه کنید، همیشه موضوع ایران بوده است، چون این کشور بازیگر بزرگ منطقه است. از زمان سقوط شاه، ما همیشه نگران قدرت ایران بودهایم. بنابراین در سال 1987 این قدرت را تهدیدی میدیدیم و هدف سیاست خارجی ما این بود که این قدرت را متوقف کنیم. در مدتی کوتاه توانستیم این کار را "از راه عراقیها" انجام دهیم.
"اتحاد" نام خیلی مناسبی برای این ارتباط نیست، بلکه عراقیها روش راحتی بودند که با آنها توانستیم سیاست خارجی خود را پیاده کنیم، که توقف ایرانیها بود. الآن که به آن زمان نگاه میکنم، میبینم بسیار در این کار موفق بودیم. به ما گفتند نگذاریم ایران پیروز شود و ما هم به خوبی این کار را کردیم. بنابراین این را به عنوان وظیفه خود میدیدم و به نظرم این وظیفه را به خوبی ایفا کردیم.
وقتی به این مقاله نگاه میکنیم، میبینیم که شما تنها کسی هستید که درباره آن صحبت کردهاید. هیچکس دیگری درباره آن با شفافیت صحبتی نمیکند.
همانطور که گفتم، از من نقلقولهای اشتباه زیادی در اینباره شده است. و اینها هم سالها بعد در مطبوعات منتشر شد. حدود سال 2002 بود که مقالاتی در نیویورک تایمز چاپ شد و نام من هم در آنها ذکر شده بود. من با نیویورک تایمز صحبت نکرده بودم، اما اطلاعاتی داشتند که تقریباً صحت هم داشت. بله، من به بغداد رفتم. بله، به جاهای مختلف شبهجزیره فاو رفتم. بله، شواهدی از استفاده از سلاح شیمیایی جمعآوری کردم. و همه این مدت هم درباره اینها بسیار شفاف گفته بودیم. من حتی در کتابم هم در اینباره نوشتهام. در اینباره که چگونه به استفاده از سلاح شیمیایی پی بردیم. این نباید از هیچکس مخفی بماند، بله، عراقیها از سلاح شیمیایی استفاده کردند.
و اگر آمریکا سال 1988 به صدام اطلاعات نظامی نداده بود، نتیجه جنگ این نمیشد؟
به نظر من جنگ بسیار طولانیتر میشد. ایرانیها میتوانستند حمله تهاجمی خود را پیاده کنند. میتوانستند شهر بصره را بگیرند. اینکه آیا این اتفاق میتوانستند آغازی برای پایان جنگ باشد؟ نمیدانم. هیچکس نمیداند. دشوار است که بگویید چه اتفاقی میافتاد. اما معتقدم که جنگ بسیار طولانیتر میشد.
نظر شما درباره پرواز 655 هواپیمایی ایران چیست که توسط ناو وینسنس هدف قرار گرفت و سقوط کرد؟
بله، بله. آن روز هر اتفاق بدی که ممکن بود بیفتد، افتاد. به نظرم حتی دشوار است که بخواهید آن ماجرا را تکرار کنیم، چون هر اتفاقی که نباید میافتاد، افتاد. یک اشتباه غمانگیز بود. من میدانم و طی سفرهای کاری خود به خاورمیانه با افسران ایرانی بسیاری صحبت کردهام، زمانی که در سفارتهای مختلف با ایرانیها برخورد میکنم. همه آنها باور دارند که این اتفاق یک اقدام عمدی از طرف ما بود. اما اینگونه نبود. و امیدوارم اکثر ایرانیهای بدانند که ما از اینگونه اقدامات انجام نمیدهیم.
آخرین سؤال من این است که چرا تصمیم گرفتید به مشاوره رسانهای وارد شوید؟
چرا وارد تلویزیون شدم؟ چرا با سیانان و انبیسی کار میکنم؟ راستش را بخواهید، چون از این کار لذت میبرم و آنها هم به من حقوق میدهند.