













رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به مقاومت ها در برابر خصوصی سازی واقعی، گفت: نیشکر هفت تپه حدود ۵۰ سال دولتی بود و ۳۵۰ میلیارد تومان زیان انباشته به بار آورد و حقوق کارکنانش هفت ماه معوق مانده بود، اما طی مدتی که به بخش خصوصی واگذار شده است در آن ۳۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری شد و حقوق معوق به دو ماه رسید؛ چرا کسی در زمانی که هفتتپه دولتی بود نمیگفت چرا این شرکت ۳۵۰ میلیارد تومان زیان انباشته دارد و حقوق کارگرانش هفت ماه عقب افتاده است؟
علی اشرف عبدالله پوری حسینی در گفتوگو با ایسنا، درباره واگذاری نیشکر هفت تپه با اشاره به وقایعی که در ماهها و سالهای گذشته رخ داد، اظهار کرد: در سال ۱۳۹۵ از دو موسسه خواستیم که واگذاریهای سازمان خصوصیسازی را ارزیابی کند. آنها حدود ۹۰ شرکت را که واگذار شده بود را ارزیابی کردند و نمره دادند.
وی ادامه داد: آنها در ارزیابی خود به این نتیجه رسیدند که شرکتهایی که کنترلی واگذار شدهاند، حدود دو درصد سطح اشتغال را افزایش دادهاند. البته امکان دارد در تعدادی از بنگاهها اشتغال کاهش پیدا کرده باشد، ولی برآیند کلی این است که اشتغال افزایش پیدا کرده است.
رئیس سازمان خصوصی سازی، گفت: برخی مدعی میشوند که روند خصوصیسازیها ناصحیح بوده است، اما سوال من این است که آیا کسی خصوصیسازی ها را ارزیابی کرده که بر اساس آن میگویند خصوصیسازیها درست نبوده است؟! تنها ارزیابی که درباره خصوصی سازیها انجام شده، توسط آن دو موسسه بوده که آنها هم روند خصوصیسازیها را مطلوب ارزیابی کردند و گفتند دو درصد اشتغال افزایش پیدا کرده است.
وی افزود: اگر می پرسید آیا اجرای اصل ۴۴ در ۱۲ سال گذشته موفق بوده است؟ من در پاسخ میگویم که اصلا موفق نبوده است، اما دلیلش سازمان خصوصیسازی و واگذاریها نیست. دلیل موفق نبودن اصل ۴۴ این است که نمیگذارند خصوصیسازی کارش را انجام دهد. این موضوع باعث شده الان که در سال جاری ما هنوز ۶۰۰ بنگاه واگذار نشده داشته باشیم.
او درباره عملکرد سازمان خصوصی سازی در مورد واگذاری نیشکر هفت تپه گفت: من به عنوان رئیس سازمان خصوصی سازی از واگذاری این شرکت دفاع میکنم. ۵۰ سال دولت صاحب شرکت کشت و صنعت هفت تپه بود و در این مدت این شرکت ۳۴۵ میلیارد تومان زیان انباشته به وجود آورد که ۱۷۰ میلیارد تومانش را دولت پرداخت کرد. این شرکت ۱۵۰ میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهی داشت؛ یعنی بیش از ۱۰ تا ۱۵ سال حق بیمه کارگرانش را نداده بود، اما پس از خصوصی سازی وضعیت بهتر شد، چرا که الان حقوق معوقه کارگران به دو ماه رسیده است؛ ۳۰۰ میلیارد تومان توسط بخش خصوصی در هفت تپه سرمایهگذاری شده است؛ هزار هکتار برای کشت انگور و مرکبات اختصاص داده شده و زیرساختهای آن فراهم شده است.
پوری حسینی تاکید کرد: سوال من این است که چرا کسی تا سال ۱۳۹۴ که این شرکت دولتی بود نمی پرسید که چرا نیشکر هفت تپه ۳۵۰ میلیارد تومان زیان انباشته داشت؟
وی در پاسخ به این سوال که آیا اگر به گذشته باز می گشتید، باز هم نیشکر هفت تپه را به خریدار فعلی می فروختید؟ گفت: خریدار را سازمان خصوصی سازی انتخاب نمیکند؛ خریدار در مزایده برنده می شود.
پوری حسینی درباره اینکه چرا سهام این شرکت به صورت مذاکره ای به فروش نرسید؟ گفت: اگر سازمان خصوصیسازی خودش مشتری را خلق کند، تبانی و فساد ایجاد می شود. ما در مجلس قانون تشکیل تعاونی های استانی شهرستان ها را داریم. در قانون آمده اگر جایی شرکت تعاونی توسعه درست شد، سازمان خصوصی سازی موظف است به صورت مذاکره ای آن سهم را بفروشد، اما آیا در جایی شرکت تعاونی توسعه درست شد که از ما مذاکرهای سهم بخواهد و ما به آن ها آن سهم را نفروشیم؟
رئیس سازمان خصوصی سازی با اشاره به زمانی که نیشکر هفت تپه دولتی بود گفت: محصول این شرکت شکر است؛ وقتی دولت قیمت شکر را تعزیراتی میکند و باعث می شود خرج و دخل این بنگاه به هم بریزد، معلوم است که ساز و کار این بنگاه که دولتی بود، مشکل دارد. چرا آن زمان کسی نیامد آن جا را آنالیز کند که چرا هفت تپه دخل و خرجش به هم نمی خورد؟ طبیعی است که بخش خصوصی می تواند مشکل بهرهور نبودن دولت را حل کند، ولی مشکلات دیگر را خیر.
وی ادامه داد: از آنجا که خریدار می دانست قیمت شکر تعزیراتی است، برای محصولات جدید سرمایهگذاری کرد و قرار است ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر را هم در آن جا سرمایه گذاری کند.
پوری حسینی با اشاره به مقاومت ها در برابر خصوصی سازی گفت: زمانی که قصد داشتیم شرکت هفت تپه را واگذار کنیم، در فاصله بین چاپ آگهی تا برنده شدن و تحویل شرکت، ۱۸۰۰ نفر از سوی مدیران دولتی به آن جا وارد شدند، اما خریدار لب فرو بست و هیچ کسی را اخراج نکرد. کسی که سهامداری را قبول کرده، پذیرفته که حقوق معوقه دو ماهه را به صفر برساند و همچنین علاوه بر آن سرمایه گذاری هم خواهد کرد.
به گزارش ایسنا، شرکت نیشکر هفتتپه یکی از قدیمیترین کارخانههای تولید شکر در ایران است و بیش از نیم قرن از تأسیس آن میگذرد. این شرکت کار خود را در آذر ۱۳۴۰ با بیش از ۲۰۰ هکتار سطح زیر کشت و تولید ۱۲ هزار و ۶۰۰ تن شکر آغاز کرد و هماکنون با بیش از ۷۰۰۰ هکتار برداشت محصول و بیش از ۳۰۰۰ هکتار کشت جدید مشغول به کار است. نیشکر هفتتپه در ۱۴ کیلومتری شهر شوش قرار دارد و از مهمترین قطبهای اشتغالزایی استان خوزستان محسوب میشود، اما تغییراتی که از سال ۱۳۹۴ در مالکیت این شرکت ایجاد شد، مشکلاتی را برای کارگران پدید آورد که تا بهحال چندینبار منجر به اعتراضات گسترده آنان شده است. عمده اعتراض های کارگران این شرکت به تاخیر چند ماهه در پرداخت حقوق آنان مربوط می شود.
29 آبان 1366 - عملیات « نصر 8 » با رمز «یا محمد ابن عبدالله، ادرکنی ادرکنی ادرکنی » در شمال استان سلیمانیه عراق آغاز شد.
پس از آنکه مقامات سعودی نقشه از پیش طراحی شده برای قتل خاشقجی را انکار کردند، متوجه این مساله نبودند که روایت جدید آنها، موجب محکومیت القحطانی و العسیری، در کنار گروهی میشود که به استانبول رفته اند. اما مشکل عمیتر ان است که عربستان میخواهد تنها از یک شخص حمایت کند: محمد بن سلمان. در این میان، مجازات خفیفی هم برای قحطانی و عسیری در نظر گرفته میشود که احتمالا بین ۳ تا ۵ سال حبس با پرداخت دیه خواهد بود!
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، خوزستان استانی با تمدن 4000 ساله است که علاوه بر تاریخ کهن خود اثربخشی بسیاری در عصرهای گوناگون داشته است. در روزگار ساسانیان خوزستان یکی از قطبهای مهم تجاری و اقتصادی منطقه به شمار میآمد. و امروز نیز خوزستان یکی از شاهراههای ارتباطی با کشورهای همسایه است، همچنین بیش از دهها اثر تاریخی ثبت شده در فهرست ملی وظیفه مسئولین استانی را در حفظ و نگهداری آنها سنگینتر میکند. اگرچه با سر زدن به اکثر آثار تاریخی استان مرمت و مراقبت خاصی از آنها را مشاهده نمیکنیم.
بنابر آمار منتشر شده از سوی اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان از ابتدای سال 97 تا پایان مهرماه، 83 نفر با جرمهای مختلف توسط یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی استان دستگیر شدند که این آمار در مقایسه با سال گذشته 33 درصد افزایش یافت که 47 نفر از افراد دستگیر شده بومی و مابقی غیربومی استان خوزستان بودند و برای 79 نفر از دستگیرشدهها پرورنده قضایی تشکیل شد.
اگرچه حفظ و نگهداری آثار تاریخی و ملی بر عهده نهادی خاص گذاشته شد ولی چیزی از وظیفه مردم در خصوص تاریخ و گذشته خود کم نمیکند. افزایش تعداد افراد دستگیر شده در حیطه تخصصی میراث فرهنگی زنگ خطری است برای همه ما که چرا عدهای برای سودجویی ثروت ملی و پیشینه خود را غارت میکنند؟
حفاری غیرمجاز بیشترین مورد مشاهده شده است
سرهنگ حسین بهداروند درخصوص کشفیات 7 ماه گذشته به خبرنگار فارس گفت: بیشترین موارد مشاهده شده در ماههای گذشته حفاریهای غیرمجاز بود که منجر به کشف اشیاء تاریخی به ویژه در شهرهای شمال خوزستان مانند لالی، اندیکا، مسجدسلیمان و ایذه شد.
فرمانده یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان گفت: یکی از آخرین موارد کشف شده 43 سکه تاریخی الیمایی در استان بود. این سکهها در نزدیکی بهبهان در حال معامله بودند که توسط نیروی انتظامی منطقه عملیات شناسایی انجام شد و معاملهگران دستگیر شدند، در این عملیات سکهها توسط میراث فرهنگی استان ضبط و ثبت شد.
کشف 4396 شئ تاریخی در 7 ماه
حفاری غیرمجاز در طول تاریخ نه تنها در ایران بلکه در نقاط مختلف دنیا یکی از مشکلات مسئولین در حفظ و نگهداری از آثار تاریخی و باستانی بود و شاید امروز به دلیل استفاده از تکنولوژی و امکانات بیشتر توسط متخلفان کار مقابله با آنها را مشکلتر کرده باشد. اگرچه این مسئله دلیلی برای عدم توانایی مسئولین در کشف جرم و برخورد موثر با مجرمان نمیشود و دولتها موظف به تجهیز یگانهای حفاظتی و نظارتی میراث فرهنگی هستند.
استان خوزستان نیز به واسطه قدمت تاریخی خود از این قائده مستثنی نیست و این روزها شنیدن خبر کشف و یا انهدام یک باند حفاری برای مردم ناآشنا نیست. در 7 ماه نخست سال 97 در مجموع عملیاتهای یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی خوزستان ، 12 مورد انهدام باند وجود داشت همچنین در این عملیاتها 34 مورد حفاری غیرمجاز مشاهده شد که نسبت به آمار 19 مورد سال گذشته افزایش داشت که نشان از تلاش بیشتر مجرمین در حوزه حفاریهای غیرقانونی در استان دارد.
حفاریهای غیرقانونی که در اکثر نقاط استان شاهد آن هستیم به هدف پیدا کردن گنجینههای تاریخی استان و فروش به قاچاقچیانی است که فقط به فکر سود خود هستند و تاریخ یک ملت را با پول معامله میکنند. اشیاء تاریخی کشف شده در استان خوزستان در مدت ۷ ماه اول امسال 4396 مورد بود که نسبت به مدت مشابه سال گذشته شاهد افزایش چشمگیر 97 درصدی آن هستیم. از آثار تاریخی کشف شده پس از بررسیهای انجام شده توسط متخصصین کاشف به عمل آمد 261 مورد اصل بودند، 4097 مورد بدل بودند و 38 مورد از اشیاء هنوز کارشناسی نشدند. اگرچه افزایش اشیاء کشف شده بیانگر قدرت مقابله با باندهای حفاری و قاچاق را نشان میدهد اما خلاء قانونی و اجرایی در جلوگیری از این اقدامات را به مسئولینی که در این چند سال نسبت به آمارها بیتوجه بودند هشدار میدهد.
فلزیاب از قدیم در بین حفاران غیرمجاز طرفدار داشته است و حالا از جمله کشفیات یگان حفاظت میراث فرهنگی استان است، تپه های شمال خوزستان و حتی شهرهایی مانند بهبهان و باغملک را قاچاقچیان وجب به وجب با فلزیاب بررسی میکنند به این امید آنکه به مراد دلشان برسند.
بر طبق آمار اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان در 7 ماه نخست امسال 20 فلزیاب کشف شد که از این تعداد 4 مورد در حفاری ها استفاده شده بود و 16 مورد افرادی متهم به نگهداری فلزیاب شدند. آمار کشف فلزیاب امسال نسبت به آمار کشف 8 فلزیاب در سال گذشته، افزایش داشت که به نظر میرسد در سالهای اخیر دستگاه فلزیاب پای ثابت کشفیات یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی است. وسیله ای که نگهداری و استفاده از آن برطبق قانون جرم است ولی به راحتی در فضای مجازی و سایتهای اینترنتی خرید و فروش میشود.
همکاری با سایر نهادها
بسیاری از موارد تخلف در حیطه کاری میراث فرهنگی و حفاری ها از مشاهده و شناسایی و دستگیری امری پیچیده است که به تنهایی از عهده یک نهاد برنمیآید. در بسیاری موارد گزارشهای مردمی حافظ آثار تاریخی استان است و دستگیری باندهای متجاوز جز با همکاری یگان حفاظت میراث فرهنگی و نیروهای انتظامی و بسیج امکانپذیر نیست.
در عملیاتهای مختلف که در مدت 7 ماه اول سال جاری از سوی اداره کل میراث فرهنگی صورت گرفت، 3383 مورد همکاری با نیروی انتظامی بود. همچنین 7096 مورد هماهنگی با معتمدین محلی و 2636 مورد هماهنگی با بسیج در راستای انهدام باندها و کشف اشیای تاریخی صورت گرفت. اخبار مردمی که منجر به کشف جرم شد امسال 24 مورد بود که نسبت به سال گذشته 95 درصد افزایش داشت.
به گزارش خبرگزاری فارس، اگرچه در این ۷ ماه نسبت به مدت مشابه سال گذشته شاهد افزایش کشف جرم بودیم ولی شاید نواقص قانونی در این حوزه، زمینه ارتکاب جرم دوباره را برای مجرمین قبلی فراهم میکند. در این بخش نقش قوه قضائیه در برخورد با متخلفین و مجلس در تدوین قوانین سختگیرانهتر اهمیت زیادی پیدا میکند. افرادی که یک بار راه را رفته و کسب تجربه کردند بار دیگر با تجهیزات بیشتر اقدام میکنند. شاید بتوان این موضوع را به دلیل کار فرهنگی کم بر عهده نهادهای فرهنگی و آموزشوپرورش گذاشت ولی جایی این میان ردپای همه ما وجود دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، پنجاه و ششمین جلسه شورای اسلامی شهر اهواز ظهر امروز در محل سالن جلسات شورای اسلامی شهر اهواز با 8 لایحه در دستور کار شورا تشکیل شد.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهرداری اهواز در این جلسه گزارشی از عملکرد این سازمان ارائه داد و گفت: از ابتدای سال ۹۶ تقریبا تمام کارهای سازمان تاکسیرانی برون سپاری و کارها از طریق پست و دفاتر پیشخوان دولت انجام میشود.
محمد رستم منش ادامه داد: در زمینه سازماندهی سرویس مدارس سامانه سپند طراحی شد که امسال برای اولین بار در این سامانه ثبت نام صورت گرفت. دسترسی خانواده ها و والدین به این سامانه بسیار راحت است ولی از آنجایی که این سامانه تازه شروع به کار کرده است اشکالاتی دارد که از طریق تهران و اهواز در پی رفع آنها هستیم.
وی در خصوص ساماندهی آژانسهای حمل و نقل و تاکسی تلفنی بیان کرد: با شهرداری با علم بر اینکه متولی حمل و نقل شهرداری است اختلاف نظر داریم هرچند مقامات قضایی حکم دادند که شهرداری تمکین کند ولی انجام نشد امیدوارم به صورت مثل مسالمتآمیز حل شود.
وی گفت: تاکسی بیسیم در شهر اهواز ساماندهی شد و در خصوص تاکسی فرودگاه بخشی از مشکلات حل شده و برخی از مشکلات از طریق حوزه معاونت حمل و نقل و ترافیک در حال پیگیری است.
امسال تاکسی جدیدی وارد ناوگان تاکسیرانی اهواز نشد
رستم منش با اشاره به مشکل وام بانکی برای جایگزین کردن خودروهای فرسوده، اظهار کرد: تولیدات خودرو داخلی در حال حاضر قطع شده است و بسیاری از افرادی که ثبت نام کردند در نوبت دریافت خودرو هستند. تاکنون ۱۵۵ دستگاه خودرو در سالهای گذشته تحویل گرفتیم ولی امسال تاکنون هیچ خودرویی به ما واگذار نشده است.
وی افزود: بر طبق دستورالعمل اسقاط، خودروهای از سال ۸۶ به پایین باید اسقاط شود که تاکنون ۳۰۰ دستگاه خودرو اسقاط شد ولی به دلیل اینکه در شهر با کمبود خودرو مواجه بودیم مجبور به ساماندهی تعدادی خودرو شخصی شدیم.
وی گفت: خودروی هیوندای اکسنت که برای تاکسی در نظر گرفته شده بود در گذشته قرار بود با مبلغ ۴۷ میلیون تومان در اختیار تاکسیداران قرار بگیرد ولی امروز قیمت این خودرو ۸۵ میلیون تومان شده است و تاکسیدار توان خرید خودرو با این قیمت را ندارد.
مدیرعامل سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی عنوان کرد: ۱۱۶ خودرو اروندی وارد شد که ۸۶ خودرو در فرودگاه و بقیه به صورت گردش در شهر، تاکسی راه آهن و تاکسی بیسیم در شهر اهواز وجود دارد.
بودجه سازمان عمران شهری برای سال ۹۷ حدود ۶۹۳ میلیارد ریال است
حسین حیدری عنوان کرد: بودجه سازمان عمران شهری برای سال ۹۷ حدود ۶۹۳ میلیارد ریال است که از سوی شهرداری اهواز پیشنهاد شده بود و در کمیسیون برنامه و بودجه به تصویب رسید. برآورد هزینه ها بدون در نظر گرفتن سود یا زیان نیز برای سازمان عمران شهری به همین اندازه است.
وی گفت: پروژههایی از قبیل احداث استخر سرپوشیده پارک بانوان، زیرسازی آسفالت مسیر فولاد، هزینه های پروژه های زیرسازی و آسفالت و تهیه مصالح مصرفی از جمله پروژههایی است که به نیابت از شهرداری باید انجام دهند.
عضو شورای شهر با اشاره به اینکه شهرداری در هیچ زمانی این حجم مبلغ را به دلیل مشکلات مالی به سازمان عمران شهری نمیدهد تصریح کرد: در سال ۹۶ نیز ۴۰ درصد بودجه مصوب به آنها اختصاص پیدا کرد که در حدود ۳۰ میلیارد تومان بود و برای امسال نیز از اول سال تاکنون از مبلغ ۶۹ میلیارد بودجه مصوب فقط ۱۲ میلیارد تومان در اختیار آنها قرار گرفته است.
صرفه جویی 45 درصدی در هزینههای سازمان عمران شهری
عباس دغاغله با بیان اینکه عملکرد سازمان عمران شهری بسیار بالاتر از این رقم است، عنوان کرد: مبلغی که تاکنون مرکز داده ۱۲ میلیارد تومان است و رقم کارکرد ما ۲ برابر آن است. در پایان سال حسابرسی میشود و حسابها بسته میشود و مشخص می شود چه میزان از کارکرد ما پرداخت شده است.
وی افزود: در حال حاضر از دستگاه جدیدی برای بازیافت آسفالت گرم استفاده میکنیم که در حدود ۴۵ درصد صرفه جویی در هزینه ها شده است.
مدیرعامل سازمان عمران شهرداری اهواز در پاسخ به سوال حجت الاسلام جاسم موسی پور در خصوص استخر پارک بانوان گفت: استخر پارک بانوان در حال انجام است و پیمانکار به دلیل ایراداتی که وارد است مقداری تعلل کرده و در صدد اصلاح آن هستیم.
پیشرفت 80 درصدی پارکینگ فولاد آرهنا
علی منصوری با اشاره به اینکه فعالیت های سازمان خدمات موتوری به دو دسته پروژههای عمرانی و فعالیتهای خدماتی تقسیم میشود، اظهار کرد: پروژههای مهمی در دستور کار سازمان است که بودجه به آن اختصاص داده شده است مانند پارکینگ ورزشگاه ۳۰ هزار نفری فولاد که ۸۰ درصد آن تمام شده است و محوطه ۲۱ هکتاری که شش پل دارد در حال حاضر سه پل آن اجرایی شده است.
وی افزود: پروژه بعدی احداث باند دوم خیابان روبروی کوی سیصد دستگاه است که دسترسی به پارکینگ فولاد را تسهیل میکند. طول خیابان سه کیلومتر است که زیرسازی آن تمام شده است.
مدیرعامل سازمان خدمات موتوری با اشاره به احداث جاده ساحلی فاز ۴ که در بودجه دیده نشده است، اظهار کرد: طول این مسیر ۵ کیلومتر است که در حال حاضر دو کیلومتر آن زیرسازی شده است و برای بقیه مسیر با سازمان آب و برق مشکل خوردیم به دلیل این که عرض رودخانه کم میشود و سازمان آب و برق معتقد است باید قسمت مخالف مسیر را لایروبی کنیم و یا منزل سمت جاده را تملک کنیم.
وی افزود: زیرسازی و اصلاح هندسی زیر پل هلال که ۵۰۰ متر است در حال حاضر تمام شده است و فقط بحث پیادهرو باقی مانده که در چند روز آینده تمام میشود.
منصوری با بیان اینکه ساماندهی پسماندهای ساختمانی از جمله فعالیتهای خدماتی سازمان خدمات موتوری است، تصریح کرد: در ۱۴ ماه گذشته به تمام کامیونهایی که در بحث حمل نخاله حضور دارند جی پی اس وصل شده و رصد میشوند، تخلف ها در بالای ۹۰% پیگیری شده است و میتوانیم ادعا داشته باشیم که در حال حاضر تخلفات به صفر رسیده است.
وی گفت: در مناطق هشتگانه پروژههای مختلفی داریم که از نخالهها استفاده میشود در حال حاضر نیز برای احداث جاده ها از آنها استفاده میکنیم.
نامهربانی بانکها با پروژه متروی اهواز
شهرام شاهین زاده نیز در این جلسه عنوان کرد: از سمت بانک مرکزی و بانک های عامل با نامهربانی مواجه شدیم. تامین سرمایه برای مترو در شورای چهارم به رای گذاشته نشد ولی جزو اولین مصوبات شورای پنجم بود ولی زمانی مصوب شد که سال مالی تمام شده بود.
وی افزود: در تاریخ ۳۱ شهریورماه در آخرین روز سال مالی مجوز بانک مرکزی برای ما صادر شد. دقیقا در زمانی که مجوز برای ما صادر شد موسسه تامین سرمایه نوین اعلام انصراف کرد.
مدیرعامل سازمان قطار شهری اهواز عنوان کرد: در نهایت موسسه تمدن را پیگیری کردیم و با آنها به توافق رسیدیم که برای ۴ سال ۳۰ درصد به عنوان بیعانه دریافت کنند و بعد از چهار سال هم این مبلغ به ما عادت میشود.
به گزارش خبرگزاری فارس از مسجدسلیمان؛ از صبح امروز مطلبی با موضوع زد و خورد شدید بین کارگران ایرانی و چینی دست به دست در فضای مجازی شد و خوانندگان از نحوه نگارش این مطلب طوری برداشت میکنند که دیروز و امروز در این شهرستان صحنه نبرد سنگین بین این افراد انجام گرفته است.
این خبر حاکی از این بود که حمله 4 کارگر چینی به یک کارگر ایرانی، منجر به درگیری چند صد کارگر و وحشتناک شدن درگیری و در نهایت تعطیلی پتروشیمی و به آتش کشیدن وسایل چینیها باعث شده است اما حقیقت ماجرا چیست؟
*با حاشیهسازان برخورد میشود
دادستان مسجدسلیمان در گفتوگوی رسانه ای خود در رابطه با این ماجرا اظهار کرد: این درگیری یک مساله ساده و درگیری جزئی بین یکی از کارگران ایرانی و دو نفر از چینیها در پتروشیمی مسجدسلیمان بود که با بزرگنمایی همراه شد.
علی اسکندری با بیان اینکه عدهای در پی این واقعه به دنبال دامن زدن به حواشی هستند افزود: صبح امروز برخی از افراد به دنبال انجام تحرک در این رابطه بودند که با ورود نیروهای حراست مورد برطرف شد.
وی با بیان اینکه آرامش در محل مجتمع برقرار است اضافه کرد: مطالبی که در فضای مجازی در رابطه با این واقعه با بزرگنمایی جلوه داده شد کذب است و با کسانی که با انتشار این پیامها به دنبال تشویش اذهان عمومی بودهاند برخورد جدی و قانونی صورت خواهد گرفت.
*در انتشار موضوع بزرگنمایی صورت گرفت
فرماندار مسجدسلیمان در این رابطه در گفتوگو با خبرنگار فارس در مسجدسلیمان با بیان اینکه در بیان این حادثه بزرگنمایی شده است اظهار کرد: روز گذشته سرکار چینی تذکری مبنی بر رعایت ایمنی به کارگر ایرانی که در ارتفاع مشغول به کار بود داد که با بیتوجهی کارگر ایرانی روبهرو شد.
اردوان قنبری با بیان اینکه این سرپیچی منجر به وقوع یک درگیری جزئی و شکستن سر کارگر ایرانی شد افزود: در پی این واقعه کارگر جهت انجام مداوا به بیمارستان منتقل شد و با وجود اینکه سرکار چینی نیز اقدام به وظیفه خود و انجام تذکر کرده بود توسط مسئولان شرکت از کار اخراج شد.
وی با بیان اینکه انتشار مطلب با اغراق در فضای مجازی باعث ملتهب شدن اوضاع شد گفت: صبح امروز و زمانی که کارگران چینی در حال حرکت بهسمت کارگاه بودند عدهای که قطعا نمیتوان گفت همه از کارگران بودهاند در جلوی درب محل کارگاه تجمع کرده و مانع از ورود آنها به محل شدند.
قنبری با بیان اینکه در پی این مورد چینی ها به کمپ محل استراحت خود بازگشتند عنوان کرد: با توجه به اینکه کارگران چینی طبق عادت، هر روز با استفاده از دوچرخه در محل کار خود حضور پیدا میکنند در پی بازگشت به محل استراحت دوچرخهها را در محل گذاشتند که برخی از معترضان اقدام به آتش زدن آنها کردند.
وی در پایان افزود: هم اینک منطقه که در 28 کیلومتری شهر مسجدسلیمان واقع است در آرامش کامل قرار دارد و به منظور پایان دادن به این مساله کارگاه در تعطیلی قرار گرفت.
محمد سبزهزاری امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در اهواز، اظهار کرد: در روز جاری طی ساعاتی بارش پراکنده در بخشهایی از استان به علت عبور امواج ناپایدار و ضعیف از روی استان، رخ میدهد.
وی افزود: از امروز تا آخر هفته جاری در اکثر نقاط استان مه یا مه رقیق را خواهیم داشت.
مدیرکل هواشناسی خوزستان گفت: ایذه با 22/2 و دهدز با 9/6 به ترتیب گرم ترین و خنک ترین نقاط استان در 24ساعت گذشته بودهاند و دمای هوای اهواز بین 15 تا 21 درجه در نوسان بوده است.
مدیرکل هواشناسی خوزستان با اشاره به وضعیت جوی اهواز، گفت: اهواز با حداکثر و حداقل دمای 24 و 16، کم کم خود را برای ورود به روزهای سرد سال آماده میکند.
وی عنوان کرد: امیدیه، آغاجری و بهبهان به ترتیب با 2/8، 2 و 1/9 میلیمتر، بیشترین میزان بارشها را در 24 ساعت گذشته در استان داشتهاند.
انزو فراری تائید کرد که جگوار ئی-تایپ یکی از زیباترین خودروهای ساخته شده تا آن زمان است، بنابراین ساخت فرمانی همشأن این خودرو چندان بعید و دور از ذهن به نظر نمیرسید. فرمان این خودرو الهام بخش طراحی بسیاری از ساعتهای مچی شد.
هر چند وقت یک بار تولیدکنندگان خودروهای مفهومی و تجاری دست به خلاقیت زده و فرمان خودروها را متحول میکنند.
به گزارش گزوه خودروی عصر ایران فناوری با سرعتی بیش از تصور به جلو میرود و خودرانها به شکلی اجتنابپذیر در حال صعودند. افق آینده خودروها بی فرمان ترسیم شده و خودروهای مدرن در سایه این افق محو می شوند. اما این موضوع در خصوص آینده دور صدق میکند، بسیاری از کارشناسان هنوز جوامع شهری و جادهای را آماده ورود خودرانها ندانسته و مشکلات زیادی را در این راه میبینند.
در حال حاضر نیز مهمترین بخش یک خودروی متوسط فرمان است که به اندازه اهرم تغییر دنده، پدال و صندلیها نقش دارد. آیا میتوانید خود را در هنگام رانندگی پشت رل تصور نکنید؟ به همین مناسبت قصد داریم شما را با بهترین فرمانهای به کار رفته خودروهای تاریخ جهان آشنا کنیم.
جگوار ئی-تایپ 1961
انزو فراری نیز تائید کرد که جگوار ئی-تایپ یکی از زیباترین خودروهای ساخته شده تا آن زمان است، بنابراین ساخت فرمانی همشأن این خودرو چندان بعید و دور از ذهن به نظر نمیرسید. فرمان این خودرو الهام بخش طراحی بسیاری از ساعتهای مچی شد.
بوگاتی تایپ 57 سال 1937
فرمانی ساده، ظریف و براق. به تنهایی و بدون تناسب با خودرو نیز زیبا به نظر می رسد.
پاگانی زواندای R 2009
احتمالا برای اولین بار تاکومتر یا دورسنج موتور در مرکز فرمان قرار گرفت.
سیتروئن DS 1955
فکر زیادی در خصوص این فرمان نیاز نیست و فرمان این خودرو در نگاه اول زیبائیش را به رخ شما خواهد کشید.
اسپایکر C8 2000
فلز براق و شکل داده شده در میان این فرمان بسیار جذاب از آب درآمده و این طرح درمیان خودروهای این کمپانی شایع است.
فراری انزو 2002
یکی از اولین دفعاتی که فراری از استایل فرمانهای فرمول یک روی محصولاتش بهره برد، فراری انزو 2002 است. این فرمان نمادی بود تا راحتتر افراد را به یک "شوماخر" تبدیل کند.
پاگانی هوایرا 2012
هر چه قدر در زوندا R شاهد یک فضای مینیمالیستی و سخت هستیم، در هوایرا ترکیب هندسه و تجهیزات پشت فرمان رنگی و شکیل مجذوبتان میکند.
هوندا NSX-R 1992
فضای مینیمال حرفهای فرمان در این خودرو ماهرانه بوده و دلنشین است.
لامبورگینی میورا 1966
یک فرمان سه پر، سبک و خوش استیل در دهههای 60 – 70 این خودرو را شبیه اتومبیلهای اسپورت امروزی میکند.
دوج چارجر 1996
این خودرو نیز از یک فرمان سه پر ساده و ناخالص بهره میبرد.
کارگران نیشکر هفتتپه حقوق معوقه خود را میخواهند و از آن مهمتر از بلاتکلیف بودن شرکت نگراناند خصوصاً وقتی میشنوند صاحبان شرکت از دو حال خارج نیستند یا فراریاند یا زندانی.
کارگران انگشت اتهام را به سوی سازمان خصوصیسازی نشانه میروند و معتقدند این سازمان باید پاسخگوی واگذاری غلطی باشد که موجب این اتفاقات تلخ شده است البته وقتی صحبتهای رئیس این سازمان را مرور میکنیم اثری از شرم یا عذرخواهی در او وجود ندارد او هنوز معتقد است این واگذاری به نفع نیشکر هفتتپه بوده است.
اما حال و روز کارگران نیشکر هفتتپه چیز دیگری را میگوید آنها دو هفتهای میشود فریاد میزنند و حقوق خود را مطالبه میکنند و در این میان لاشخورهای ضدانقلاب با فضاسازی و گلآلود کردن آب به دنبال ماهی گرفتن از مطالبات صنفی کارگران هستند تا آنجا که عجوزه منافقین هم به صحنه آمده و دم به دقیقه برای کارگران پیامهای متوهمانه صادر میکند غافل از اینکه کارگران در عمر چهلساله انقلاب علیرغم همه مشکلات همیشه مدافع انقلاب اسلامی بودهاند.
بیشک همانگونه که رهبر معظم انقلاب پیش از این هشدار دادهاند دشمن به دنبال ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور است و یکی از بسترها هم منحرف کردن مطالبات کارگری و ایجاد درگیری در کف خیابانهاست پس باید هشیار بود و زمینههای ایجاد اغتشاش و آشوب را برطرف کرد و این مسئولیت مدیران را دو چندان میکند اما آیا مدیران ما مرد روزهای سخت هستند؟ آیا مدیران کشور و استان با سبک مدیریت کواد کوپتری و کنترل از راه دور میتوانند مشکل فعلی را برطرف کنند؟!
وقتی پای درد دلهای کارگران مینشینیم یکی از دلخوریهایشان این است که در این دو هفته حتی یکی از مسئولان کشوری و استانی بین آنها حاضر نشده است کارگران دلخورند و میپرسند چرا استاندار خوزستان یکبار پای حرف دل آنها ننشسته است فرماندار شوش هم خود را از دسترس کارگران خارج کرده هم از دسترس رسانهها به گونه ای که نگران سلامتیاش هستیم! و با محسن چاووشی هم ناله می شویم که عدنان کجایی دقیقا کجایی ، کجایی تو بی من تو بی من کجایی؟
آری داستان تلخ نیشکر هفته تپه این روزها نمایشگاهی از سهلانگاری و نابلدی مدیران شگفتانگیزی است که خنگ میزنند آتشی میافروزند و دودش به چشم انقلاب و مردم میرود داستان همان سنگی که یک دیوانه به چاه میاندازد و صدها عاقل نمیتوانند بیرونش بیاورند.
دستگاه قضایی، دولت و دستگاههای اطلاعاتی باید جلوی لگدمال شدن جامعهٔ کارگری و اقشار محروم را بگیرند و موضوع نیشکر هفتتپه را بهطورجدی پیگیری کنند.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، انتقاد از وزارت نفت به دلیل عدم توجه کافی به خوزستان یکی از شعارهای اصلی نمایندگان خوزستان قبل و بعد از پیروزی در انتخابات است.
وزارت نفت به عقیده مردم و همچنین مسؤولان ارشد استان، نتوانسته به تعهدات خود در قبال پرداخت حق آلایندگی و سایر تعهدات اجتماعی خود به خوزستان، پایبند باشد.
علی ساری یکی از نمایندگان اهواز، برای به چالش کشیدن وزارت نفت، در روزهای پیش از آن تبلیغات زیادی کرد و در مصاحبهای گفت: سلامت مردم خوزستان به دلیل بی توجهیهای شرکت ملی نفت در معرض خطر است و از 3 درصد سهم نفت منطقه در تیرماه سال جاری از 13 هزار میلیارد تومان منابع فقط 800 میلیارد تومان دریافت شده است.
انتقادهای تند و اقناعهای زود
وی در همین راستا از بیژن زنگنه وزیر نفت در مجلس شورای اسلامی طرح سوال کرد که زنگنه در پاسخ به سوال وی ضمن تکرار وعدههای پیشین خود در سالهای قبل، گفت: در مورد آلودگی هوا و گازهای نفت سوخته شده وضعیت خوبی در استان خوزستان وجود ندارد، امیدوارم با برنامه های انجام شده ظرف 2 سال آینده هیچ گازی در اطراف اهواز سوخته نشود و این آلودگی ناشی از آنها به کلی برانداخته شود.
هرچند علی ساری در گذشته هم انتقادات تندی به معاونان روحانی داشته و حتی در سفر آنها به خوزستان با رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست درگیر شد و او را دروغگو خطاب کرد اما چندی بعد عملکرد دولت در مسائل زیست محیطی را درخشان ارزیابی کرد.
این ادعا در حالی مطرح میشود که از وعدههای شیرین زنگنه در طول سالهای گذشته، تنها استشمام بوی گاز آن نصیب مردم شده است اما علی ساری در کمال تعجب از پاسخ وزیر نفت قانع شد و ضمن تقدیر از اقدامات وی، گفت: زنگنه از بهترین انتخابهای رئیس جمهور است.
در ادامه نیز طی دیروز و امروز تعدادی از نمایندگان خوزستان از جمله همایون یوسفی، حبیب الله کشتزر، قاسم ساعدی و علی گلمرادی در اقدامی سؤال برانگیز، به تعریف و تمجید از وزارت نفت پرداختتد.
همایون یوسفی، نماینده اهواز در مجلس عنوان کرد: اقدامات مثبت وزارت نفت در بخش مسئولیتهای اجتماعی در جنوب کشور قابل مشاهده و ملموس است؛ وزارت نفت در مناطق جنوبی در رسیدگی به مناطق پیرامونی در زمینههای مختلف همواره پیشگام بوده که این موضوع بدن تردید به توسعه جنوب کشور کمک خواهد کرد.
حبیبالله کشتزر، نماینده بهبهان و آغاجاری در مجلس نیز تصریح کرد: وزارت نفت در بخش مسئولیتهای اجتماعی در جنوب کشور عملکرد مطلوبی داشته که میتوان به برخی از آنها همچون مسائل فرهنگی، اجتماعی و برگزاری کلاس آموزشی آمادگی کنکور در مدارس شهرستانهای آغاجاری، امیدیه و شهرهای همجوار یا تعمیر مسیرهای ارتباطی روستاهای این شهرستان اشاره کرد.
انتقاد از عدم موفقیت نفتیها تا قدردانی از برنامههای اجرا شده
علی گلمرادی، نماینده ماهشهر، امیدیه و هندیجان در مجلس نیز گفت: در بحث رسیدگی به مناطق پیرامونی تاسیسات، راهسازی، کمک به دانشگاهها و مراکز پژوهشی، مشارکت در برنامههای فرهنگی و اجتماعی و نقشآفرینی در زمینه اجرای برنامههای درازمدت زیست محیطی و بیابانزدایی، شرکتهای نفتی در جنوب کشور همواره پیشگام بودهاند.
وی افزود: آثار و نتایج اقدامهای مثبت وزارت نفت در بخش مسئولیتهای اجتماعی در بلندمدت آشکار میشود، اما بدون تردید کمک به فراهم کردن امکانات در روستاها، تامین آب آشامیدنی، احداث مدرسه، مراکز درمانی، راه و زیرساختهای ارتباطی از گسترش بحران مهاجرت از روستاها به شهرها و حاشیهنشینی جلوگیری میکند.
علی گلمرادی اما 5 آبان امسال گفته بود: اگر قرار بود با تیم فعلی وزارت نفت موفقیتی شکل بگیرد، تا به حال توسعه و موفقیت بیش از این شکل گرفته بود. بنابراین برای خروج از وضع موجود باید به گونه دیگری عمل کنیم و در این میان نقش کمیسیون انرژی نقشی بی بدیل است. گلمرادی در این گفتوگو حتی میزان اختلاف حقوق در وزارت نفت و نحوه استخدامها را ناعادلانه دانسته بود.
از عامل آلودگی و بدبختی تا اقدامات ستودنی
قاسم ساعدی، نماینده دشت آزادگان و هویزه هم در این باره گفت: با دستور و پیگیریهای شخص وزیر نفت، بسیاری از جوانان دارای تخصص و حرفه فنی در شرکتهای نفتی منطقه جذب شدهاند و در مجموع این گونه فعالیتها و اشتغالزایی در منطقه دشت آزادگان و هویزه، ستودنی است.
قاسم ساعدی در حالی اقدامات وزارت نفت در دشت آزادگان و هویزه را ستودنی میداند که چندی پیش در گفتوگویی گفته بود: 83 شرکت نفتی و غیرنفتی در دشت آزادگان فعال هستند اما متأسفانه توجهی به اشتغال نیروهای بومی نمیشود و این پدیده شوم طراوت و شادابی را از جوانان میگیرد. این موضوع اوج و غایت بیعدالتی را میرساند و تبعات اجتماعی خطرناکی دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس، نگاهی به عملکرد وزارت نفت در سالهای اخیر طوری بوده که نمایندگان خوزستان در مجلس همیشه در جمع مردم و در گفتوگو با رسانهها از آن انتقاد کرده بودند و وزارت نفت را عامل آلودگی هوا، خشکی تالابها و سایر مشکلات ریز و درشت خوزستان میدانستند.
اما با اینحال شاهد این هستیم که نمایندگان خوزستان در مجلس در محافل اداری به تعریف و تمجید از وزارت نفت میپردازند و معتقدند که این وزارت خانه عملکرد درخشانی دارد تا این تناقض عجیب در اظهارات نمایندگان سوالاتی را در ذهن مردم ایجاد کند در حالی که مردم خوزستان منتظر پیگیریهای صریح و اقدامات نتیجه بخش در حوزه مطالبات نفتی هستند اما معلوم نیست که ملاک نمایندگان خوزستان برای انتقاد، تعریف و تمجید از وزارت نفت چیست؟
جرمی هانت و دیگر وزرای خارجه انگلیس در سفرهای خود به تهران طی دهه هشتاد و نود اهداف متعددی را پیگیری کردهاند؛ از اصرار بر آزادی محکوم امنیتی تا تلاش برای بازگشایی سفارت انگلیس.
مجله فارسپلاس: از ابتدای انقلاب تاکنون روابط ایران و انگلیس فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده است. در این دوران چندین بار رابطه ایران و انگلیس قطع و سفارتخانههای دو کشور نیز تعطیل شده است. اما از سال 1380 که جک استرا به عنوان اولین وزیر خارجه انگلیس به ایران سفر کرد، تاکنون سه وزیر خارجه دیگر هم به ایران سفر کردهاند که هر کدام هدف خاصی را در سفر به ایران دنبال کردهاند؛ از هانت گرفته تا جانسون و هاموند.
هانت و دغدغه آزادی زاغری
جرمی هانت، چهارمین وزیر خارجه انگلیس است که پس از انقلاب به ایران سفر کرده است. او در بیانیهای قبل از سفر به ایران گفته است تا زمانی که ایران به توافق اتمی پایبند بماند، لندن نیز به آن متعهد خواهد بود. توافق اتمی، با از بینبردن تهدید ناشی از یک ایران اتمی، از ارکان حفظ ثبات در خاورمیانه است. این توافق برای نجات به صد در صد پیروی نیاز دارد.
دفتر جرمی هانت در این بیانیه علاوه بر لزوم حفظ توافق اتمی، مدعی شد: اگر قرار است چالشهایی که منطقه (خاورمیانه) با آنها روبهرو است را بهشکل اساسی مهار کنیم، لازم است تا شاهد پایان اقدامات بیثباتکننده ایران در دیگر نقاط منطقه باشیم.
آنگونه که دفتر هانت گفته موضوع دیگری که در دیدارها در تهران مطرح خواهد شد مسئله حقوق بشر و نیز آزادی شهروندان ایرانی بریتانیایی زندانی در ایران است.
بی بی سی نیز با اشاره به سفر هانت به ایران مینویسد: هانت پیشتر گفته بود که تعهد طرفین توافقنامه هستهای ایران برای ثبات در خاورمیانه ضروری است. او همچنین گفته که ایران نیز باید مفاد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را دقیقاً اجرا کند. هچنین قرار است هانت درباره نازنین زاغری، شهروند ایرانی- بریتانیایی که دو سال و نیم است در ایران زندانی است با مقامهای ایرانی گفتگو کند.[1]
گاردین در گزارشی که از سفر روز گذشته هانت نوشته است: هانت در سفر به تهران هشدار داده که غرب آسیا مثل باروت است؛ جاییکه رخدادهای کوچک ممکن است منجر به یک فاجعه در مقیاس جنگ جهانی اول تبدیل شود. وی در این سفر همچنین خواستار آزادی نازنین زاغری راتکلیف شهروند دوتابعیتی ایرانی-انگلیسی شد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طبق قانون اساسی خود شهروند دوتابعیتی را به رسمیت نمیشناسد.
نازنین زاغری دو سال پیش به جرم جاسوسی بازداشت و توسط دادگاهی در ایران به حبس محکوم شد و در حال حاضر نیز در حال سپری کردن دوران محکومیت خود به عنوان یک شهروند ایرانی است.
جانسون و سوتی درباره زاغری
بوریس جانسون، وزیر خارجه سابق انگلیس نیز در ماه پایانی سال 2017 در سفری دو روزه به تهران آمد. اغلب رسانهها دلیل اصلی سفر وی را گاف سیاسی چندی پیش او در مورد دلیل سفر نازنین زاغری به ایران میدانستند. جانسون مدتی قبل از سفر به ایران گفته بود که زاغری در ایران در حال آموزش خبرنگاران بوده است و این در حالی است که مقامات انگلیسی بارها تأکید کرده بودند که سفر زاغری به ایران شخصی و تفریحی بوده است.
رویترز در گزارشی سفر جانسون را برای رایزنی جهت آزادی نازنین زاغری خواند و نوشت: انتظار میرود بوریس جانسون در سفر دو روزه خود به تهران فشارهایی برای آزادی زاغری به این کشور اعمال کند.
این خبرگزاری به دیدار دیروز ظریف با جانسون اشاره کرد و نوشت: در این دیدار درباره همکاریهای دوجانبه تجاری و اقتصادی تبادلنظر شده است.
این رسانه بریتانیایی به بازتاب رسانهای سفر جانسون در ایران نیز اشاره کرده و نوشت: در رسانهها حرفی از صحبتها درباره زاغری مطرح نشده است، اما جانسون خودش پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بود که قرار است نگرانیهای عمیقش درباره شهروند دوتابعیتی بریتانیا را به گوش مقامات ایرانی برساند.
البته بعیدینژاد، سفیر ایران در انگلیس، نظر متفاوتی نسبت به نتایج سفر جانسون دارد و پیش از سفر جانسون گفته بود: هرچند رسانههای انگلیسی بهشدت تلاش میکنند تا سفر وزیر امور خارجه انگلیس را تحتالشعاع رسیدگی به وضعیت اتباع دوتابعیتی به ویژه نازنین زاغری که به اتهامات امنیتی در زندان به سر میبرد معطوف کنند، اما نه مقامات انگلیسی و نه ایرانی اصرار دارند که این مساله در دستور کار سفر بوریس جانسون به تهران قرار بگیرد.
بعیدی نژاد در این باره میگوید: اینکه رسانهها در انگلیس تلاش میکنند تا موضوع سفر آقای جانسون را به این موضوع خاص محدود کنند بهطورقطع غیرواقعی است. خود آقای جانسون نیز که بر پیچیدگیهای حقوقی موضوع آگاهی کامل دارند بر این امر واقف هستند که در جریان سفر ایشان اقدام فوری خاصی در خصوص آزادی این دو نفر متصور نیست چون موضوع در نظام قضایی ایران در حال بررسی است و فرایند آن بایستی طی شود.[2]
هاموند و بازگشایی سفارت
سفارت بریتانیا در تهران آذرماه سال ۱۳۹۰ و در پی حمله همزمان جمعی از معترضان به محل سفارت در خیابان فردوسی و اقامتگاه سفیر و کارکنان سفارت در خیابان قلهک تهران تعطیل شد. این سفارت پس از اظهارات و اقدامات مداخلهجویانه سفیر انگلیس در امور داخلی ایران خوانده شد، مورد حمله قرار گرفت.
نمایندگان مجلس در آبان سال ۱۳۹۰ با رأی بالا وزارت امور خارجه ایران را موظف کردند ظرف دو هفته روابط سیاسی با دولت بریتانیا را به سطح کاردار و روابط بازرگانی با این کشور را به حداقل ممکن برساند.
مصوبه به مرحله اجرا نرسیده بود که جمعی از معترضان اقدام به ورود به سفارت انگلیس در تهران کردند و پرچم بریتانیا را پایین کشیدند. پس از آن دولت انگلیس روابط خود با ایران را به صورت یکجانبه قطع، کادر دیپلماتیک خود را بهطور کامل از ایران خارج کرد و به کارکنان سفارت ایران و دیپلماتهای ایرانی مهلتی ۴۸ ساعته برای ترک خاک انگلیس داد.
هاموند در حال بازگشایی سفارت انگلیس در تهران
اما پس از چهار سال فیلیپ هاموند، وزیر خارجه انگلیس شخصاً به تهران سفر کرد تا در مراسم افتتاحیه بازگشایی سفارت این کشور در تهران شرکت کند. هاموند بلافاصله بعد از ورود به تهران راهی سفارت شد تا مراسم بازگشایی سفارت را آغاز کند.
وزیر خارجه انگلیس همچنین پس از ورود به تهران در پیامی در صفحه توییتر خود نوشته است: «وارد تهران شدم. این اولین سفر در سطح وزارت از سال 2003 است و لحظهای تاریخی در روابط انگلستان و ایران.»[3]
خندههای جک استرا در مذاکرات هستهای
اما اولین وزیر خارجه انگلیس که به ایران سفر کرد، جک استرا بود. بی بی سی در این باره مینویسد: جک استرا، نخستین وزیر خارجه بریتانیا بود که پس از انقلاب اسلامی و در شهریور 1380 به ایران سفر کرد. آن سفر به عنوان بخشی از تلاشها برای ایجاد ائتلافی علیه طالبان در افغانستان انجام شد. آقای استرا پس از آن چندین بار دیگر نیز عازم ایران شد.
اما مهمترین حضور استرا در ایران به مهرماه 1382 برمیگردد که بیانیه سعدآباد در آن سال بین ایران و سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) امضا شد.
یکی از عکسهای مهم و جنجالی در جریان مذاکرات سعدآباد، عکس خنده استرا و روحانی بود که بعدها روحانی در کتاب خاطراتش درباره این عکس نوشت: جک استرا به من گفت: بلر در بیمارستان است. به او گفتم لابد نمیخواهی زود مرخص شود؟ که هر دو خندیدیم و عکاسی هم در حالی که هر دو میخندیدیم عکس گرفت و همین عکس بود که در برخی سایتها با زیرنویس موهومی منتشر شد و حتی عدهای در داخل کشور به آن حساسیت نشان دادند.[4]
استرا نیز بعدها در خاطرهای درباره مذاکرات هستهای نوشت: پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه فعالیتهای غنیسازی را تعلیق کند، در بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهر محل زندگی خود بودم. بین راه تلفن همراهم زنگ زد. آنسوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه ایران بود. «او گفت: ما میخواهیم 20 سانتریفیوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم.» من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمیتوانم در خصوص یک پرونده حساس بینالمللی مذاکره کنم، لذا به توالت قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم: «شما توافقنامه را امضا کردهاید و دیگر نمیشود زیرش بزنید.» اما او باز اصرار کرد. من گفتم: «باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم...» در همان حال کسی هم به در توالت میزد و ظاهراً عجله داشت تا از آن برای کاری غیر از مذاکره اتمی استفاده کند!»[5]
استرا در کنفرانس امنیتی تهران
استرا پس از مذاکرات هستهای چندین بار به ایران سفر کرد. آخرین سفر وی مربوط به دی ماه 1396 که وی در کنفرانس امنیتی تهران حاضر شد و در حاشیه کنفرانس با برخی از مقامات وزارت خارجه دیدار و گفتگو کرد.
جرمی هانت و دیگر وزرای خارجه انگلیس در سفرهای خود به تهران طی دهه هشتاد و نود اهداف متعددی را پیگیری کردهاند؛ از اصرار بر آزادی محکوم امنیتی تا تلاش برای بازگشایی سفارت انگلیس.
مجله فارسپلاس: از ابتدای انقلاب تاکنون روابط ایران و انگلیس فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده است. در این دوران چندین بار رابطه ایران و انگلیس قطع و سفارتخانههای دو کشور نیز تعطیل شده است. اما از سال 1380 که جک استرا به عنوان اولین وزیر خارجه انگلیس به ایران سفر کرد، تاکنون سه وزیر خارجه دیگر هم به ایران سفر کردهاند که هر کدام هدف خاصی را در سفر به ایران دنبال کردهاند؛ از هانت گرفته تا جانسون و هاموند.
هانت و دغدغه آزادی زاغری
جرمی هانت، چهارمین وزیر خارجه انگلیس است که پس از انقلاب به ایران سفر کرده است. او در بیانیهای قبل از سفر به ایران گفته است تا زمانی که ایران به توافق اتمی پایبند بماند، لندن نیز به آن متعهد خواهد بود. توافق اتمی، با از بینبردن تهدید ناشی از یک ایران اتمی، از ارکان حفظ ثبات در خاورمیانه است. این توافق برای نجات به صد در صد پیروی نیاز دارد.
دفتر جرمی هانت در این بیانیه علاوه بر لزوم حفظ توافق اتمی، مدعی شد: اگر قرار است چالشهایی که منطقه (خاورمیانه) با آنها روبهرو است را بهشکل اساسی مهار کنیم، لازم است تا شاهد پایان اقدامات بیثباتکننده ایران در دیگر نقاط منطقه باشیم.
آنگونه که دفتر هانت گفته موضوع دیگری که در دیدارها در تهران مطرح خواهد شد مسئله حقوق بشر و نیز آزادی شهروندان ایرانی بریتانیایی زندانی در ایران است.
بی بی سی نیز با اشاره به سفر هانت به ایران مینویسد: هانت پیشتر گفته بود که تعهد طرفین توافقنامه هستهای ایران برای ثبات در خاورمیانه ضروری است. او همچنین گفته که ایران نیز باید مفاد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) را دقیقاً اجرا کند. هچنین قرار است هانت درباره نازنین زاغری، شهروند ایرانی- بریتانیایی که دو سال و نیم است در ایران زندانی است با مقامهای ایرانی گفتگو کند.[1]
گاردین در گزارشی که از سفر روز گذشته هانت نوشته است: هانت در سفر به تهران هشدار داده که غرب آسیا مثل باروت است؛ جاییکه رخدادهای کوچک ممکن است منجر به یک فاجعه در مقیاس جنگ جهانی اول تبدیل شود. وی در این سفر همچنین خواستار آزادی نازنین زاغری راتکلیف شهروند دوتابعیتی ایرانی-انگلیسی شد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طبق قانون اساسی خود شهروند دوتابعیتی را به رسمیت نمیشناسد.
نازنین زاغری دو سال پیش به جرم جاسوسی بازداشت و توسط دادگاهی در ایران به حبس محکوم شد و در حال حاضر نیز در حال سپری کردن دوران محکومیت خود به عنوان یک شهروند ایرانی است.
جانسون و سوتی درباره زاغری
بوریس جانسون، وزیر خارجه سابق انگلیس نیز در ماه پایانی سال 2017 در سفری دو روزه به تهران آمد. اغلب رسانهها دلیل اصلی سفر وی را گاف سیاسی چندی پیش او در مورد دلیل سفر نازنین زاغری به ایران میدانستند. جانسون مدتی قبل از سفر به ایران گفته بود که زاغری در ایران در حال آموزش خبرنگاران بوده است و این در حالی است که مقامات انگلیسی بارها تأکید کرده بودند که سفر زاغری به ایران شخصی و تفریحی بوده است.
رویترز در گزارشی سفر جانسون را برای رایزنی جهت آزادی نازنین زاغری خواند و نوشت: انتظار میرود بوریس جانسون در سفر دو روزه خود به تهران فشارهایی برای آزادی زاغری به این کشور اعمال کند.
این خبرگزاری به دیدار دیروز ظریف با جانسون اشاره کرد و نوشت: در این دیدار درباره همکاریهای دوجانبه تجاری و اقتصادی تبادلنظر شده است.
این رسانه بریتانیایی به بازتاب رسانهای سفر جانسون در ایران نیز اشاره کرده و نوشت: در رسانهها حرفی از صحبتها درباره زاغری مطرح نشده است، اما جانسون خودش پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بود که قرار است نگرانیهای عمیقش درباره شهروند دوتابعیتی بریتانیا را به گوش مقامات ایرانی برساند.
البته بعیدینژاد، سفیر ایران در انگلیس، نظر متفاوتی نسبت به نتایج سفر جانسون دارد و پیش از سفر جانسون گفته بود: هرچند رسانههای انگلیسی بهشدت تلاش میکنند تا سفر وزیر امور خارجه انگلیس را تحتالشعاع رسیدگی به وضعیت اتباع دوتابعیتی به ویژه نازنین زاغری که به اتهامات امنیتی در زندان به سر میبرد معطوف کنند، اما نه مقامات انگلیسی و نه ایرانی اصرار دارند که این مساله در دستور کار سفر بوریس جانسون به تهران قرار بگیرد.
بعیدی نژاد در این باره میگوید: اینکه رسانهها در انگلیس تلاش میکنند تا موضوع سفر آقای جانسون را به این موضوع خاص محدود کنند بهطورقطع غیرواقعی است. خود آقای جانسون نیز که بر پیچیدگیهای حقوقی موضوع آگاهی کامل دارند بر این امر واقف هستند که در جریان سفر ایشان اقدام فوری خاصی در خصوص آزادی این دو نفر متصور نیست چون موضوع در نظام قضایی ایران در حال بررسی است و فرایند آن بایستی طی شود.[2]
هاموند و بازگشایی سفارت
سفارت بریتانیا در تهران آذرماه سال ۱۳۹۰ و در پی حمله همزمان جمعی از معترضان به محل سفارت در خیابان فردوسی و اقامتگاه سفیر و کارکنان سفارت در خیابان قلهک تهران تعطیل شد. این سفارت پس از اظهارات و اقدامات مداخلهجویانه سفیر انگلیس در امور داخلی ایران خوانده شد، مورد حمله قرار گرفت.
نمایندگان مجلس در آبان سال ۱۳۹۰ با رأی بالا وزارت امور خارجه ایران را موظف کردند ظرف دو هفته روابط سیاسی با دولت بریتانیا را به سطح کاردار و روابط بازرگانی با این کشور را به حداقل ممکن برساند.
مصوبه به مرحله اجرا نرسیده بود که جمعی از معترضان اقدام به ورود به سفارت انگلیس در تهران کردند و پرچم بریتانیا را پایین کشیدند. پس از آن دولت انگلیس روابط خود با ایران را به صورت یکجانبه قطع، کادر دیپلماتیک خود را بهطور کامل از ایران خارج کرد و به کارکنان سفارت ایران و دیپلماتهای ایرانی مهلتی ۴۸ ساعته برای ترک خاک انگلیس داد.
هاموند در حال بازگشایی سفارت انگلیس در تهران
اما پس از چهار سال فیلیپ هاموند، وزیر خارجه انگلیس شخصاً به تهران سفر کرد تا در مراسم افتتاحیه بازگشایی سفارت این کشور در تهران شرکت کند. هاموند بلافاصله بعد از ورود به تهران راهی سفارت شد تا مراسم بازگشایی سفارت را آغاز کند.
وزیر خارجه انگلیس همچنین پس از ورود به تهران در پیامی در صفحه توییتر خود نوشته است: «وارد تهران شدم. این اولین سفر در سطح وزارت از سال 2003 است و لحظهای تاریخی در روابط انگلستان و ایران.»[3]
خندههای جک استرا در مذاکرات هستهای
اما اولین وزیر خارجه انگلیس که به ایران سفر کرد، جک استرا بود. بی بی سی در این باره مینویسد: جک استرا، نخستین وزیر خارجه بریتانیا بود که پس از انقلاب اسلامی و در شهریور 1380 به ایران سفر کرد. آن سفر به عنوان بخشی از تلاشها برای ایجاد ائتلافی علیه طالبان در افغانستان انجام شد. آقای استرا پس از آن چندین بار دیگر نیز عازم ایران شد.
اما مهمترین حضور استرا در ایران به مهرماه 1382 برمیگردد که بیانیه سعدآباد در آن سال بین ایران و سه کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) امضا شد.
یکی از عکسهای مهم و جنجالی در جریان مذاکرات سعدآباد، عکس خنده استرا و روحانی بود که بعدها روحانی در کتاب خاطراتش درباره این عکس نوشت: جک استرا به من گفت: بلر در بیمارستان است. به او گفتم لابد نمیخواهی زود مرخص شود؟ که هر دو خندیدیم و عکاسی هم در حالی که هر دو میخندیدیم عکس گرفت و همین عکس بود که در برخی سایتها با زیرنویس موهومی منتشر شد و حتی عدهای در داخل کشور به آن حساسیت نشان دادند.[4]
استرا نیز بعدها در خاطرهای درباره مذاکرات هستهای نوشت: پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه فعالیتهای غنیسازی را تعلیق کند، در بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهر محل زندگی خود بودم. بین راه تلفن همراهم زنگ زد. آنسوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه ایران بود. «او گفت: ما میخواهیم 20 سانتریفیوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم.» من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمیتوانم در خصوص یک پرونده حساس بینالمللی مذاکره کنم، لذا به توالت قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم: «شما توافقنامه را امضا کردهاید و دیگر نمیشود زیرش بزنید.» اما او باز اصرار کرد. من گفتم: «باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم...» در همان حال کسی هم به در توالت میزد و ظاهراً عجله داشت تا از آن برای کاری غیر از مذاکره اتمی استفاده کند!»[5]
استرا در کنفرانس امنیتی تهران
استرا پس از مذاکرات هستهای چندین بار به ایران سفر کرد. آخرین سفر وی مربوط به دی ماه 1396 که وی در کنفرانس امنیتی تهران حاضر شد و در حاشیه کنفرانس با برخی از مقامات وزارت خارجه دیدار و گفتگو کرد.
این نوجوان حدود 12 سال بر اثر انفجار مین باقیمانده از دوران جنگ تحمیلی درغرب کرخه بخش فتح المبین یک پای خود را از دست داد.
ظهر امروز انفجار مین در غرب کرخه شوش باعث قطع پای یک نوجوان شد.
به گزارش ایرنا، نوروز سواری رئیس شبکه بهداشت و درمان شوش خوزستان از انفجار مین در غرب کرخه شوش خبر داد که باعث قطع پای یک نوجوان شد.
این نوجوان حدود 12 سال بر اثر انفجار مین باقیمانده از دوران جنگ تحمیلی درغرب کرخه بخش فتح المبین یک پای خود را از دست داد.
او از ناحیه سر، صورت و شکم نیز آسیب جدی دیده است
مین های برجا مانده از دوران دفاع مقدس همه ساله موجب مرگ و مصدومیت تعدادی از هموطنان مناطق مرزی در شهرستان شوش می شود.
در این راستا ۱۵ نفر از عوامل اصلی و محرکین تجمعات غیرقانونی شناسایی و تحت تعقیب قرارگرفتند که پس از انجام تحقیقات و اقدامات قانونی با صدور قرار قانونی آزاد شدند.
دادستان شوش با بیان اینکه در روزهای گذشته افرادی با موجب اخلال و سلب آسایش مردم در برخی نقاط شهر و ترافیک شدند، گفت: در این راستا ۱۵ نفر از عوامل اصلی و محرکین تجمعات غیرقانونی شناسایی و تحت تعقیب قرارگرفتند که پس از انجام تحقیقات و اقدامات قانونی با صدور قرار قانونی آزاد شدند.
به گزارش ایسنا، مصطفی نظری با اعلام این مطلب، از کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خواست که مراقب افراد غیر کارگری که در قالب و پوشش صنفی کارگری قصد سوء استفاده از مقام و جایگاه کارگران زحمتکش را دارند، باشند و بدانند که مسئولان استانی و شهرستان به طور جد پیگیر حل مشکلات آنان هستند.
وی افزود: در روزهای گذشته متاسفانه افرادی با تحریک یکسری عوامل موجب اخلال و سلب آسایش مردم در برخی نقاط شهر و ترافیک شدند.
دادستان شوش ادامه داد: در این راستا ۱۵ نفر از عوامل اصلی و محرکین تجمعات غیرقانونی شناسایی و تحت تعقیب قرارگرفتند که پس از انجام تحقیقات و اقدامات قانونی با صدور قرار قانونی آزاد شدند.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان شوش همچنین گفت: در این رابطه اعلام شده است که یک خبرنگار در رابطه با اجتماعات کارگری هفت تپه دستگیر شده است که آن را به شدت تکذیب میکنیم.
روی بلندی ایستاده و بلندگو دستی گرفته است و فریاد می کشد که اگر ده ماه حقوق هم بدهند تا خصوصی سازی در این منطقه است ، اعتراضات ادامه دارد. درخواست ما دولتی شدن شرکت است.
به گزارش مشرق، محسن مهدیان فعال رسانه ای طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت:
روی بلندی ایستاده و بلندگو دستی گرفته است و فریاد می کشد که اگر ده ماه حقوق هم بدهند تا خصوصی سازی در این منطقه است ، اعتراضات ادامه دارد. درخواست ما دولتی شدن شرکت است.
این مطالبه یعنی چی؟ فریاد کارگر محروم است؟
ابعاد ماجرا را دوباره ارزیابی کنیم. درخواست کارگرها دو بخش دارد؛ حقوق معوقه و تغییر مالکیت. معوقات که روشن است؛ سه ماه است حقوق نگرفتند. باعث شرمساری است که این کارگران بی نوا شعار می دهند: گرسنه ایم، گرسنه...
اما درباره مطالبه دوم ماجرا متفاوت است. در ابتدا به نظر می رسید این خواسته ناشی از عدم شفافیت و عدم پاسخگوئی مناسب مسئولین است اما به مرور زمان و با تغییر جنس شعارها این مطالبه رنگ دیگری گرفته است.
نمانیده این بخش از کارگرها شعار می دهد: نان، کار، آزادی. این شعار از کجا آمده است؟ اما پیش از ارزیابی این شعار حرف مهمتری وجود دارد.
دور برگردان مالکیت یعنی چی؟ چرا باید آنچه یکبار مالکیتش تغییر کرده است، مجدد دولتی شود؟ منطق این درخواست چیست که به تجمعات رسیده است؟
برداشت اولیه این بود که نسبت به فرآیند واگذاری شرکت اعتراضاتی وجود دارد. استدلال معترضین چیست؟ یکم. خریداران کم سن و سال بودند. دوم. واگذاری بدون هماهنگی با مسولان محلی بوده و امام جمعه و نماینده شهر مخالفت داشتند. سوم اینکه خریدار شرکت نالایق و ناکارامد است. یا...
نیاز به توضیح نیست که هیچ کدام از استدلال ها، اعتبار لازم را برای فسخ یک معامله ندارد. حتا ناکارآمدی خریدار با فرض صحت، دلیلی برای بازگشت به دولت نیست.
مشکل خصوصی سازی البته ساختاری است. متاسفانه همه دولت ها نگاه شان به واگذاری ها صرفا درآمدزایی است و به سرنوشت شرکت بی اعتنا هستند. اما این دلیل بر نقض قانون یا فسخ معامله نیست.
اعتراض برخی کارگرها به جهت نگرانی از آینده شغلی شان توجیه دارد، اما سبک شعارهای متعصبانه و با عصبیت در تجمعات سندیکای کارگری نشان از یک اعتراض ایدئولوژیک دارد. گرایش های مارکسیستی در این تجمعات مشهود است و بدون شک جریان انحرافی و آدرس غلط از ماجرای هفت تپه است.
شعار نان کار آزادی به اعتراف خود جریان های مارکسیستی ضدنظام، چکیده اهداف سوسیالیستی طبقه کارگر است که معتقد است تا نابودی نظام حکومتی و تشکیل حاکمیت شورایی کارگری، اعتراضات با همین شعار ادامه دارد. جالب اینکه یکی از شعارهای اصلی هفت تپه "نان کار آزادی اداره شورایی" است.
مهمترین اقدامات ما برای این دو واحد تولیدی شامل پرداخت حقوق و مزایای معوق، راه اندازی مجدد خطوط تولید و ایجاد فرصت های شغلی پایدار است.
مدیرکل حمایت از مشاغل پایدار و بیمه بیکاری وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی گفت: حقوق معوق کارگران هفت تپه و گروه فولادی اهواز تا پایان هفته آینده پرداخت می شود.
کریم یاوری در گفتگو با ایرنا، افزود: فردا به نمایندگی از طرف وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی عازم اهواز می شوم تا در کار گروهی با حضور استاندار و مقامات استانی مشکلات کارگران این دو کارخانه رسیدگی و برطرف شود.
وی خاطرنشان ساخت: مهمترین اقدامات ما برای این دو واحد تولیدی شامل پرداخت حقوق و مزایای معوق، راه اندازی مجدد خطوط تولید و ایجاد فرصت های شغلی پایدار است.
بر اساس این گزارش، کارگران شرکت هفت تپه در هفته های اخیر به دلیل عدم دریافت حقوق و مشکلات معیشتی و بی توجهی به مسائل مالی کارگران از سوی مدیران این واحد تولیدی پس از واگذاری در قالب اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی دست به اعتصاب زده اند.
امیرالمومنین علیه السلام در نامه خویش به فرزندش امام حسن علیه السلام چند نکته مهم را وصیت و سفارش فرمودند که از جمله آنها بصیرت و آشنایی با مسائل اجتماعی_سیاسی است.
مشرق- امام علی علیه السلام در فرازی از نامه خویش به فرزندش امام حسن علیه السلام:
پسرم هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت، و توانایی رو به کاستی رفت، به نوشتن وصیّت برای تو شتاب کردم، و ارزش های اخلاقی را برای تو بر شمردم. پیش از آن که أجل فرا رسد،و رازهای درونم را به تو منتقل نکرده باشم، و در نظرم کاهشی پدید آید چنانکه در جسمم پدید آمد.
و پیش از آن که خواهشها و دگرگونی های دنیا به تو هجوم آورند، و پذیرش و اطاعت مشکل گردد، زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود.
پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده اند، و تو را از تلاش و یافتن بی نیاز ساخته اند، و آنچه از تجربیّات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده، و برخی از تجربیّاتی که بر ما پنهان مانده بود برای شما روشن گردد.
پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام، امّا در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکی از آنان شده ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بوده ام، پس قسمت های روشن و شیرین زندگی آنان را از دوران تیرگی شناختم، و زندگانی سودمند آنان را با دوران زیانبارش شناسایی کردم، سپس از هر چیزی مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه ای، زیبا و شیرین آن را برای تو برگزیدم، و ناشناخته های آنان را دور کردم.
پس آنگونه که پدری مهربان نیکی ها را برای فرزندش می پسندد، من نیز بر آن شدم تو را با خوبی ها تربیت کنم، زیرا در آغاز زندگی قرار داری، تازه به روزگار روی آورده ای، نیّتی سالم و روحی با صفا داری.
پس در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگری نپردازم. امّا از آن ترسیدم که مبادا رأی و هوایی که مردم را دچار اختلاف کرد، و کار را بر آنان شبهه ناک ساخت، به تو نیز هجوم آورد، گر چه آگاه کردن تو را نسبت به این امور خوش نداشتم، امّا آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجیح دادم، تا تسلیم هلاکت های اجتماعی نگردی، و امیدوارم خداوند تو را در رستگاری پیروز گرداند، و به راه راست هدایت فرماید.
متن حدیث:
أَیْ بُنَیَّ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُنِی قَدْ بَلَغْتُ سِنّاً وَ رَأَیْتُنِی أَزْدَادُ وَهْناً بَادَرْتُ بِوَصِیَّتِی إِلَیْکَ وَ أَوْرَدْتُ خِصَالًا مِنْهَا قَبْلَ أَنْ یَعْجَلَ بِی أَجَلِی دُونَ أَنْ أُفْضِیَ إِلَیْکَ بِمَا فِی نَفْسِی أَوْ أَنْ أُنْقَصَ فِی رَأْیِی کَمَا نُقِصْتُ فِی جِسْمِی أَوْ یَسْبِقَنِی إِلَیْکَ بَعْضُ غَلَبَاتِ الْهَوَی وَ فِتَنِ الدُّنْیَا فَتَکُونَ کَالصَّعْبِ النَّفُورِ وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْیِکَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ کَفَاکَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْیَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَکُونَ قَدْ کُفِیتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِیتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ فَأَتَاکَ مِنْ ذَلِکَ مَا قَدْ کُنَّا نَأْتِیهِ وَ اسْتَبَانَ لَکَ مَا رُبَّمَا أَظْلَمَ عَلَیْنَا مِنْهُ أَیْ بُنَیَّ إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَکَّرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّی عُدْتُ کَأَحَدِهِمْ بَلْ کَأَنِّی بِمَا انْتَهَی إِلَیَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَی آخِرِهِمْ فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِکَ مِنْ کَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ فَاسْتَخْلَصْتُ لَکَ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ نَخِیلَهُ وَ تَوَخَّیْتُ لَکَ جَمِیلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْکَ مَجْهُولَهُ وَ رَأَیْتُ حَیْثُ عَنَانِی مِنْ أَمْرِکَ مَا یَعْنِی الْوَالِدَ الشَّفِیقَ وَ أَجْمَعْتُ عَلَیْهِ مِنْ أَدَبِکَ أَنْ یَکُونَ ذَلِکَ وَ أَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَ مُقْتَبَلُ الدَّهْرِ ذُو نِیَّةٍ سَلِیمَةٍ وَ نَفْسٍ صَافِیَةٍ.
وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ لَا أُجَاوِزُ ذَلِکَ بِکَ إِلَی غَیْرِهِ ثُمَّ أَشْفَقْتُ أَنْ یَلْتَبِسَ عَلَیْکَ مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فِیهِ مِنْ أَهْوَائِهِمْ وَ آرَائِهِمْ مِثْلَ الَّذِی الْتَبَسَ عَلَیْهِمْ فَکَانَ إِحْکَامُ ذَلِکَ عَلَی مَا کَرِهْتُ مِنْ تَنْبِیهِکَ لَهُ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ إِسْلَامِکَ إِلَی أَمْرٍ لَا آمَنُ عَلَیْکَ بِهِ الْهَلَکَةَ وَ رَجَوْتُ أَنْ یُوَفِّقَکَ اللَّهُ فِیهِ لِرُشْدِکَ وَ أَنْ یَهْدِیَکَ لِقَصْدِکَ .
«نهجالبلاغه، نامه ۳۱»
کد خبر: ۸۵۳۰۴۱
پادشاه عربستان سعودی از جامعه بینالمللی خواست که برنامه هستهای ایران را متوقف کند.
به گزارش ایلنا به نقل از اسپوتنیک، سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی در مراسم افتتاحیه مجلس شورای عربستان در اظهاراتی مداخله جویانه و با تکرار اتهامات واهی خود از جامعه بینالمللی خواست که برنامه هستهای و موشکی ایران را متوقف کند.
وی همچنین با تکرار برخی ادعاهای بیاساس درباره سیاستهای منطقهای ایران، تهران را به دخالت در امور منطقه و ایجاد بیثباتی متهم کرد.
پادشاه عربستان در اولین سخنرانی خود پس از قتل خاشقچی اگرچه ادعاهایی را علیه ایران مطرح کرد اما از هرگونه اشارهای به پرونده قتل این روزنامهنگار سعودی در کنسولگری این کشور در استانبول امتناع کرد و این نکته مورد توجه رسانههای بینالمللی قرار گرفت.
اوایل سال جاری عادلالجبیر وزیر امور خارجه عربستان سعودی اعلام کرد که این پادشاهی در صورتی که ایران تصمیم به تمدید برنامه تسلیحات هستهای خود داشته باشد، خواهان دستیابی به توانایی هستهای خواهد شد.
در حالی که در گذشته آمارها، از قاچاق روزانه ۹ میلیون لیتر سوخت خبر میدادند، در سال ۱۳۹۷ این میزان به ۱۵ میلیون لیتر در روز افزایش یافته است. حال آنکه با این حجم از قاچاق سوخت آمار مصرف روزانه سوخت در کشور به حدود ۹۱.۷ میلیون لیتر رسیده است.
سودمندتر شدن قاچاق بنزین نسبت به گذشته و افزایش آمار مصرف بنزین در سال جاری، مسئولین را به فکر بازگرداندن دوباره کارتهای سوخت به چرخه مصرف انداخت.
در هفدهم مهر ۱۳۹۷ خبری در همین زمینه منتشر شد که در آن این گونه آمده بود: کارتهای سوخت قبلا در همه پمپ های بنزین برای سوخت گیری بنزین و گازوئیل مورد استفاده قرار میگرفت که از چندی قبل با تصمیم دولت بدون استفاده ماند؛ اما با ازدیاد تقاضا برای مصرف سوخت به ویژه در مناطق مرزی، دولت تصمیم گرفت به منظور جلوگیری از قاچاق سوخت و هدررفت انرژی، کارت سوخت را مجددا اجرایی کند.
به نظر میرسد قبل از آن که دولت طرح احیای کارتهای سوخت را کلید بزند، این طرح نیازمند اجرای پیش نیازهایی است تا مردم با رضایتمندی کامل در این طرح با دولت همکاری نمایند و به اجرای آن تن بدهند. یکی از این پیش نیازها آن است که دولت و نهادهای مربوطه، اقدام به برخورد بیشتر و جدیتر با قاچاقچیان سازمان یافته و عمده سوخت کنند.
طبیعتاً نمیتوان از کاروانهای قاچاق سوخت که با اتومبیل یا چهارپایان، سوخت قاچاق میکنند و در نقاط مرزی کشور به خصوص در مناطق مرزی شرق کشور وجود دارند، به عنوان قاچاقچیان سازمان یافته سوخت یاد کرد، بلکه مقصود از قاچاقچیان سازمان یافته سوخت، کسانی هستند که از لولههای چندین کیلومتری برای انتقال سوخت استفاده میکنند. شیوه لوله کشی برای قاچاق سوخت تقریباً در تمام مرزهای کشور مرسوم است، اما این شیوه بیشتر در مرزهای آبی جنوبی کشور دیده میشود. در مناطق جنوبی حدود ۷ هزار و ۵۰۰ لنج با ظرفیت ۵۰ تا ۵۰۰ تن وجود دارد که یکی از منابع درآمدی این لنجها، قاچاق فرآوردههای نفتی است.
شیوه کار آنها به این صورت است که منبع دریافت سوخت قاچاق را با فاصله چند کیلومتری از ساحل قرار داده اند و با لوله کشی از کف دریا این سوخت را به لنجهای مستقر بر روی دریا منتقل میکنند. در مناطقی از استان هرمزگان و میناب که امکان انتقال سوخت راحتتر است، قاچاقچیان با تعبیه مخازن بزرگ زیرزمینی سوخت را با لولههایی که تا داخل دریا امتداد دارد، به لنجها پمپاژ میکنند و این لنجها سوخت را به شناورهای بزرگی که در دریا پهلو گرفته اند، منتقل میسازند یا اینکه آن را به بنادر جنوبی خلیج فارس قاچاق میکنند.
به هر صورت در پایان باید گفت: دولت و نهادهای مربوطه باید پیش از هر اقدام در راستای احیای دوباره کارتهای سوخت به منظور مدیریت میزان مصرف سوخت، با این قاچاقچیان سازمان یافته مقابله کنند، چون به نظر میرسد، بخش اعظمی از آمارهای روزانه مصرف سوخت به این قاچاقچیان بازمیگردد.
در حالی که در گذشته آمارها، از قاچاق روزانه ۹ میلیون لیتر سوخت خبر میدادند، در سال ۱۳۹۷ این میزان به ۱۵ میلیون لیتر در روز افزایش یافته است. حال آنکه با این حجم از قاچاق سوخت آمار مصرف روزانه سوخت در کشور به حدود ۹۱.۷ میلیون لیتر رسیده است.
سودمندتر شدن قاچاق بنزین نسبت به گذشته و افزایش آمار مصرف بنزین در سال جاری، مسئولین را به فکر بازگرداندن دوباره کارتهای سوخت به چرخه مصرف انداخت.
در هفدهم مهر ۱۳۹۷ خبری در همین زمینه منتشر شد که در آن این گونه آمده بود: کارتهای سوخت قبلا در همه پمپ های بنزین برای سوخت گیری بنزین و گازوئیل مورد استفاده قرار میگرفت که از چندی قبل با تصمیم دولت بدون استفاده ماند؛ اما با ازدیاد تقاضا برای مصرف سوخت به ویژه در مناطق مرزی، دولت تصمیم گرفت به منظور جلوگیری از قاچاق سوخت و هدررفت انرژی، کارت سوخت را مجددا اجرایی کند.
به نظر میرسد قبل از آن که دولت طرح احیای کارتهای سوخت را کلید بزند، این طرح نیازمند اجرای پیش نیازهایی است تا مردم با رضایتمندی کامل در این طرح با دولت همکاری نمایند و به اجرای آن تن بدهند. یکی از این پیش نیازها آن است که دولت و نهادهای مربوطه، اقدام به برخورد بیشتر و جدیتر با قاچاقچیان سازمان یافته و عمده سوخت کنند.
طبیعتاً نمیتوان از کاروانهای قاچاق سوخت که با اتومبیل یا چهارپایان، سوخت قاچاق میکنند و در نقاط مرزی کشور به خصوص در مناطق مرزی شرق کشور وجود دارند، به عنوان قاچاقچیان سازمان یافته سوخت یاد کرد، بلکه مقصود از قاچاقچیان سازمان یافته سوخت، کسانی هستند که از لولههای چندین کیلومتری برای انتقال سوخت استفاده میکنند. شیوه لوله کشی برای قاچاق سوخت تقریباً در تمام مرزهای کشور مرسوم است، اما این شیوه بیشتر در مرزهای آبی جنوبی کشور دیده میشود. در مناطق جنوبی حدود ۷ هزار و ۵۰۰ لنج با ظرفیت ۵۰ تا ۵۰۰ تن وجود دارد که یکی از منابع درآمدی این لنجها، قاچاق فرآوردههای نفتی است.
شیوه کار آنها به این صورت است که منبع دریافت سوخت قاچاق را با فاصله چند کیلومتری از ساحل قرار داده اند و با لوله کشی از کف دریا این سوخت را به لنجهای مستقر بر روی دریا منتقل میکنند. در مناطقی از استان هرمزگان و میناب که امکان انتقال سوخت راحتتر است، قاچاقچیان با تعبیه مخازن بزرگ زیرزمینی سوخت را با لولههایی که تا داخل دریا امتداد دارد، به لنجها پمپاژ میکنند و این لنجها سوخت را به شناورهای بزرگی که در دریا پهلو گرفته اند، منتقل میسازند یا اینکه آن را به بنادر جنوبی خلیج فارس قاچاق میکنند.
به هر صورت در پایان باید گفت: دولت و نهادهای مربوطه باید پیش از هر اقدام در راستای احیای دوباره کارتهای سوخت به منظور مدیریت میزان مصرف سوخت، با این قاچاقچیان سازمان یافته مقابله کنند، چون به نظر میرسد، بخش اعظمی از آمارهای روزانه مصرف سوخت به این قاچاقچیان بازمیگردد.
در حالی که رئیس جمهور دونالد ترامپ مدت هاست سیاست آمریکا در خاورمیانه را مورد انتقاد قرار داده، اکنون خطوط تازه ای از رهیافت جدید را در منطقه ترسیم کرده است. ماه گذشته، دولت او، استراتژی تازه خود در مورد سوریه را به نمایش گذاشت، که نشان از خروج از مأموریتی است که مقابله با داعش عنوان شده بود و حرکت به سوی احاطه کردن ایران را نشان می دهد؛ اما این طرح های جدید، یک چالش بحرانی را در نظر نمی گیرند: تغییر ائتلاف ها در منطقه، که پس از کشته شدن روزنامه نگار سعودی، جمال خاشقجی در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول، شدت یافته است.
اکنون ائتلاف ها در خاورمیانه مدت هاست که صفحات تکتونیکی منطقه را تکان می دهند. در دهه های اخیر، قدرت های منطقه ای، به ویژه ایران، عراق، اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه، برای به حداکثر رساندن قدرت در برابر مداخلات روسیه، انگلیس و بعدا ایالات متحده رقابت کرده اند. تا همین اواخر، ایالات متحده و متحدان منطقه ای آن - اسرائیل، اکثریت کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه - با ایران مخالف بودند. در پی توافق هسته ای ایران در سال 2015، به نظر می رسید، این قدرت های منطقه ای که از سوی واشنگتن حمایت شده بودند، موفق به انزوای حکومت ایران شده اند. اما عوامل بی شمار، داخلی، منطقه ای و بین المللی دست به دست هم داد تا این وضع موجود تغییر کند. مهمترین نتیجه این تحولات این بوده که ترکیه از ایالات متحده دور و به سمت ایران و روسیه رانده شده است.
دلایل متعددی برای همگرایی در حال ظهور آنکارا با تهران و مسکو وجود دارد؛ نخست اینکه قیام رجب طیب اردوغان برای ریاست جمهوری ترکیه در سال 2014 ـ حرکتی که طی آن پس از گذشت بیش از یک دهه به عنوان نخست وزیر، تحکیم قدرت خود را نشان داد ـ نشانگر تغییر در سیاست های این کشور بود. اردوغان جناح های مذهبی را قدرت بخشید و کشور را دور از سکولاریسم مشهور آنکارا هدایت کرد. جهان بینی اردوغان با بسیاری از دیدگاه های جمهوری اسلامی و روسیه مشترک است. آنکارا مانند مسکو و تهران، در حال حاضر بیشتر از هر زمانی که به یاد داریم ضد غربی است. به این ترتیب، ترکیه از ناتو دور و به سوی دو قدرت تجدیدنظرطلب رانده می شود.
اعتقادات اردوغان مبنای شکل گیری ادراک او از نظم منطقه ای است. رئیس جمهور ترکیه خود را یک سلطان مدرن و وارث قانونی رهبری جهان سنی می بیند. او تا جایی پیش رفته که ادعا می کند، کشور او تنها کشوری است که می تواند جهان اسلام را رهبری کند. این امر باعث می شود که خاندان سعودی نه یک متحد بلکه بیشتر یک رقیب باشد.
در واقع، قتل خاشقجی تنها آخرین واقعه در یکسری از تحولات است که تنش بین ترکیه و عربستان سعودی را تشدید کرده است. در شکاف مداوم در خلیج فارس که عربستان سعودی و متحدان آن را با قطر روبه رو کرده (ظاهرا به دلیل سیاست خارجی قطعی و مستقل قطر، اما در واقع به دلیل تنش های رو به رشد ناشی از رویکرد سعودی به ایران و جنگ در یمن )، آنکارا در حمایت از دوحه به تهران پیوست. برای ترکیه، این دولت، یک متحد مهم بود که چشم انداز منطقه ای خود را با آن هماهنگ کند و روابط اقتصادی دو کشور نیز برای آنکارا مهم بود. حتی قبل از بحران، ترکیه پروتکل نظامی با قطر را امضا و نخستین پایگاه نظامی خود را در منطقه در سال 2015 در قطر افتتاح کرد. اخیرا، ترکیه امضای قرارداد برای خرید سیستم های موشکی روسی S-400 را امضا کرده، و جیمز ماتیس، وزیر دفاع ایالات متحده هشدار داده که ترکیه باید این حرکت را بازنگری کند، زیرا ناتو قادر به ادغام این سلاح ها در سیاست های نظامی خود نیست.
این تحولات در تقارن با پشت صحنه های بحران سوریه رخ داده است، جایی که ایالات متحده و عربستان سعودی به واسطه همکاری طولانی مدت، خصومت نسبت به ایران و جنگ ادامه دار یمن، متحد شده اند. به نظر می رسد، برای ترکیه، محور ایران و روسیه اکنون مناسب تر از ناتو باشد. آنکارا خود را مشغول ثبات در سوریه کرده است، حتی اگر این به این معنا باشد که رئیس جمهور بشار اسد در قدرت بماند. این هدف با اهداف ایران و روسیه همخوانی دارد. مسکو و تهران در سوریه همکاری نزدیکی داشته اند؛ روسیه پوشش هوایی برای نیروهای زمینی ایران را فراهم کرد تا هم امنیت قدرت اسد و هم وضعیت منطقه ای خود را حفظ کند. هر دو آنها و ترکیه علاقه مند به حفظ تمامیت ارضی سوریه هستند، که می تواند به آنها کمک کند تا از تقسیم بندی منطقه ای و نارسایی احتمالی بعد آن جلوگیری کنند.
ترکیه به نظر می رسد بیشتر از داعش در مورد کردها نگران است. یکی دیگر از عواملی که این کشور را بیشتر با ایران و روسیه هماهنگ می کند نه با ایالات متحده و عربستان سعودی. شاید ایران بهتر از ایالات متحده و ناتو می تواند نگرانی های ترکیه نسبت به آینده کردها را تسکین دهد. اگرچه ظاهرا هیچ دولتی مایل نیست که کردها را از کشور خود جدا کند، گویا ایران به مانند ترکیه به شدت تحت فشار تهدید یک جمعیت دارای قدرت کرد قرار دارد. برای هر دو کشور ایران و ترکیه، تجزیه سوریه و جدایی کردها از این کشور می تواند منجر به افزایش شیب تقویت جمعیت کرد و تهدید به تمامیت ارضی و وحدت ملی آنها شود.
در عین حال، حضور بقایای داعش، گروه چهارگانه آنکارا-تهران-مسکو-دمشق را همچنان مجاب می کند تا ارتش خود را در تئاتر فعال نگه دارند. این به آن معنا نیست که این کشورها قانونی داعش را تهدید نمی دانند. در واقع، اردوغان حتی روابط نزدیک با تحریر الشام، وابسته به گروه تروریستی القاعده ـ که عمدتا در سوریه فعال است و شمار نظامیان آن حدود 10،000 است ـ دارد. به نظر می رسد اردوغان معتقد است، می تواند از این گروه برای محافظت از خود در برابر گروه های (YPG)، یک نیروی شبه نظامی کردی ـ که از سوی قدرت های ایالات متحده و تلاش های عربستان سعودی مورد حمایت قرار می گیرد ـ استفاده کند.
قطعا ایران، روسیه و ترکیه هنوز هم یک بی اعتمادی خاص نسبت به یکدیگر دارند و بی اعتمادی آنها به سابقه رقابت های ریشه دار بازمی گردد. این سه کشور در جنگ های ویرانگر با یکدیگر رقابت کرده اند و برای قدرت در منطقه با هم وارد چالش شده اند. در عین حال، آنها در حال حاضر تعدادی از منافع مشترک و تصورات تهدید مشترک را دارند که منجر به همکاری در مناطق مختلف، از جمله در عرصه های نظامی و اقتصادی می شود.
معاون وزیر نفت با اشاره به ایجاد کانال پرداختی بین ایران و اروپا، گفت: احتمالا این کانال در فرانسه تشکیل شود و در مرحله اول، برای اقلام غیرتحریمی و از اواسط سال ۲۰۱۹ برای اقلامی که شامل تحریم میشود هم مورد استفاده قرار بگیرد.
بانوی بهایی که حدود ۲ سال قبل، از فرقه ضاله بهاییت به دین مبین اسلام پناه آورد، رنجها و مصیبتهای خود را که پس از جدایی از این فرقه با آن مواجه شده است، با ما در میان گذاشت.
به گزارش مشرق، روند اسلام آوردن بهاییان در سالهای اخیر شدت گرفته و متبریان زیادی با اعلام رسمی و آشکار جدایی از فرقه بهاییت، آیین فریبنده انگلیسی به دامن مبارک و پرمهر اسلام پای نهادهاند. پاییز سال ۹۵، زمانی است که شماری از پیروان این فرقه، اعلام جدایی کردند و دین مهربانی را برای خود برگزیدند. چرا که در خانوادهای رشد و نمو یافته بودند که حق انتخابی برایشان متصور نبود و همواره از تعالیم آسمانی اسلام دور نگاه داشته میشدند.
مهشید ضیایی، دو سال قبل یعنی در دوم آذرماه ۱۳۹۵، جداییاش را از فرقه بهاییت با اعلام عمومی در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار کشور رسانهای کرد و مصائب و رنجهای این بانوی متأهل که مادر چند فرزند هم بود، از همان روزهای تیره آغاز شد. پروندهسازی، جدا کردن فرزندان از مادر و طرد قطعی از اقوام و خویشان، دردهایی است که این زن با ما در میان گذاشته است.
گفتوگوی اجمالی ما با او را در آستانه سالگرد میلاد پیامبر رحمت، حضرت محمد (ص) بخوانید تا در آیندهای نزدیک، به امید گفت و شنودی مشروحتر، سخنان او را مطالعه کنید.
خانم ضیایی! آیا شما هم مثل سایر پیروان بهاییت در خانوادهای زاده شدید که حق انتخاب ندارند؟
بله دقیقا مثل سایرین، من در سال ۱۳۴۸ در یک خانواده بهایی نسبتاً متمول متولد شدم و آخرین فرزند خانواده نیز بودم. در نتیجه همیشه مورد توجه همه مخصوصاً پدرم قرار داشتم. به همین دلیل، معمولا از نظر مالی و معنوی تأمینم میکردند. از کودکی در تمام کلاسهای بهایی از جمله درس اخلاق شرکت میکردم تا سن ۱۶ سالگی که در حضور یکی از دوستان پدرم (دوست خانوادگی) تنها با تلاوت نماز وسطی به اصطلاح بهاییان «تسجیل» شدم. قبل از تسجیلی به علت اینکه تمام اقوام مادر و پدرم مسلمان بودند و اینکه چرا ما باید در اقلیت باشیم، سوالاتی برایم پیش میآمد. همچنین چرا ما باید بهایی باشیم که نتوانیم هیچ کجا از جمله در مدرسه، محل کار، ادارات و ... دین خود را همچون دیگران آزادانه بیان کنیم.
نوجوانی سن پرسش و دوره سئوالات بیشمار است. گویا شما هم در همین ایام، گرفتار ذهن کنجکاو و پرسشگر شدهاید.
بله و این سئوالات، مدام بیشتر و بیشتر میشد. بعد از ۱۶ سالگی وارد کلاسهای دیگری شدم و هرچه جلوتر میرفتم سوالاتم درباره بهاییت فراوانتر میشد؛ از جمله اینکه چطور میشود که همه مسلمانان دنیا منتظر ظهور امام زمان (عج) هستند تا عدل و داد در پهنه گیتی گسترده شود؛ در حالی که بهاییان میگویند امام زمان همان باب است که در شیراز اظهار امر کرد و در تبریز به شهادت رسید. سوال من این بود که اگر باب، امام زمان بود پس چرا بعد از ظهورش عدل و دادی برقرار نشد؟ و تناقضات بسیاری زیادی که در کتابها و عمل و رفتار همه بهاییان کاملاً مشهود است.
خانم ضیایی! بهاییت با پرسشهای شما چطور کنار میآمد؟ آیا پاسخی هم برای سئوالات مکرر شما داشتند؟
پس از اینکه سران بهاییان با این سوالات و رفتار مواجه شدند، تصمیم گرفتند با عضویت در مراتب بالا مرا سرگرم تشکیلات کنند؛ نظامت ضیافات (مهمانیها)، هیأتهای گلشن توحید (مهد کودک بهاییان که از سن ۳ سالگی شروع میشود) جوانان، نوجوان و .... به علت محرومیت از تحصیل به من اجازه تحصیل در چند رشته دانشگاه بهاییان را دادند و این وضع ادامه داشت تا اینکه کلاسهای تبلیغی بهایی به نام کلاسهای روحی دایر شد. در این کلاسها افراد غیربهایی نیز میتوانستند شرکت کنند و از همان جا بود که جواب هیچکدام از سوالات این افراد را نمیتوانستیم بدهیم؛ سوالات مختلفی از جمله احکام مانند ازدواج، ارث، طلاق و ... که خود من جوابی برای آنها نداشتم و نمیتوانستم افراد را در مورد سوالاتشان مجاب کنم؛ زیرا آخر همه صحبتها باید میگفتیم به بیتالعدل مراجعه میکنیم و بنا به مقتضیات زمان احکام تغییر میکنند. در نتیجه شکل و تردیدم در مورد جعلی بودن این فرقه به یقین تبدیل شد و مدتی از تشکیلات بهایی فاصله گرفتم.
پس از فاصله گرفتن شما از فرقه بهاییت، واکنشها در قبال این رفتار جدید شما چگونه بود؟
در این مدت دائماً سران بهایی با من قرار ملاقات میگذاشتند و میگفتند که با توجه به سوابق امری و تشکیلاتی که شما دارید، حیف است از شما استفاده نشود، ولی من به بهانههای مختلف از آنها دوری میکردم. اگر کسی در فرقه بهاییت از آن خارج شود، او را طرد روحانی میکنند که بنا به گفته «عبدالبها» کسی که ناقض عهد و میثاق میشود، مساوی است با کسی که جذام دارد و همه بهاییان باید از او دوری کنند.
قصه طرد شما از خانواده هم از همین جا شکل گرفت و اتفاق افتاد؟
حتی مادر و پدر و خواهر و برادر و همسر و فرزندان باید او را برای همیشه کنار بگذارند و قطع رابطه کنند. من که خود واقف به این امر بودم، همیشه از این امر هراس داشتم. تا اینکه در سال ۱۳۹۴ زندگی بر من سخت و ناگوار شد که تصمیم گرفتم از همسر سابقم جدا بشوم. پس از آن با خواهرم صحبت کردم که میخواهم مسلمان شوم؛ ولی او بر آشفته شد و گفت: «نه! لطفاً این کار را نکن. برو و اسمت را خط بزن. من اما کوتاه نیامدم. در تصمیمم قاطع و ارادهام پابرجا بود. برای همین با سران فرقه تماس گرفتم و گفتم میخواهم از این فرقه خارج شوم. آنها نیز برآشفتند و گفتند حیف است، این کار را نکنید. اگر به حرف ما گوش کنید، میتوانید به درجات به اصطلاح روحانی بالایی ارتقاء پیدا کنید.
گام اول تشرف شما به دین مبین اسلام چگونه اتفاق افتاد؟
من که تصمیمم را گرفته بودم و میدانستم که تهدیدها شدت خواهد گرفت، دیگر درنگ نکردم و بلافاصله به مشهد مقدس رفتم. در آنجا وارد حرم امام رضا (ع) شدم و در حضور یک روحانی جوان شهادتین گفتم و به دین مبین اسلام مشرف شدم. به این نیز اکتفا نکردم و در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۵ در روزنامه اطلاعات به طور عمومی اعلام کردم که من هیچ نسبتی با این مسلک بطلانی ندارم.
علنی شدن جدایی شما و گرویدن به اسلام، پیامدهای جدیدی هم برایتان داشت؟
خیلی گسترده. خبر که علنی شد، به گوش اقوام نزدیکم رسید. اولین کار آنها، گرفتن دخترانم از من بود و پس از آن طرد شدنم از طرف آنها و از همه مهمتر ایجاد پروندههای متعدد قضایی در دادگاههای مختلف. آنها با این کار دو هدف را دنبال میکردند: یکی از بین بردن آبرو و حیثیت من و دیگری عبرت شدن برای بازماندگان فرقه بهاییت؛ تا جایی که کسی جرأت خارج شدن از آن فرقه را نداشته باشد. اما من به طور ناخواسته وارد جنگ و نبرد با این فرقه شدم و تا امروز، مانند کوهی استوار در برابر این فرقه ایستادهام و از هیچ اتفاقی نترسیدهام.
علاقهمندیم بیش از اینها درباره شما و جداییتان از بهاییت، بشنویم و بخوانیم. همچنین جهانبینی شما پس از پیوستن به دین اسلام، برای ما و مخاطبان ما، حتماً جذاب خواهد بود.
به زودی و با کمال میل در این باره صحبت خواهیم کرد. به خصوص اینکه مردم ما با آموزههای این فرقه آشنایی ندارند و ممکن است به دام آن بیفتند.
از یک هفته پیش نهضت به اشتراک گذاشتن در گروههای واتس آپی و کانالهای همسوی نماینده مردم اهواز در مجلس آغاز شد با ذوق و شوق رفقایش SHARE میکردند که بله قرار است علی ساری نماینده لیست امیدشان از وزیر نفت طرح سؤال کند اللهاکبر چهکار فوقالعادهای!
تبلیغاتچیها و رفقای 24 ساعته آنلاینش چنان روی این سؤال ساری از زنگنه مانور میدادند که شهروندان فکر میکنند آری نماینده مردم اهواز رسالتش را در قبال شهر و مردمش انجام داده و دِین خود را به مردم اهواز ادا کرده اما انصافاً یک طرح سؤال اینهمه ادا و طوار داشت؟!
پشت پرده سؤال از وزیر را فعلاً کار نداریم چرا که جوجهها را آخر پاییز میشمارند اما مگر سؤالات چه بودند که اینهمه کف و هورای رفقا قبل از سؤال به پا شد در حدی که گروه اینوری واتسآپی فریاد میزد "روبرو جواب بده! ساری چیکارش می کنه؟" و تا آخر شعار را که شماها بهتر بلدید جلالخالق!
ساری که طرح سؤال از وزیرنفتش در چشم بوقچیها، عملیات غیرممکن 7 تلقی میشد به گونه برایش ایسلندی دست می زدند تو گویی که این طرح سؤال میخواست منجی خوزستان و اهواز شود و ما را از حمله بیگانگان به زمین یا زامبیهای زیر زمین نجات دهد سؤالها خیلی ساده و خیلی قدیمی بود یکی در رابطه با بیتوجهی نفتیها به خوزستان و دومی در مورد آلودگیهای نفتی.
تبلیغات و جار وجنجال یکهفتهای برای طرح این دو سؤال تمام شد و روز موعد فرا رسید بیژن به مجلس رفت و کمی حرف زد و در آخر خبر آمد نماینده اهواز از پاسخهای وزیر نفت قانع شده به همین سادگی! حالا دیگر خبری از بوقچی ها و تبلیغاتچیها واتسآپی و تلگرامی نبود همه سرها را کرده بودند در برف، چرا که وزیر در طرفهالعینی آقای نماینده را قانع کرده بود!
قانع شدن آقای نماینده خیلی حرفها در دل خود دارد به نظر شما آیا قانع شدن به این دلیل است که بیژن خان متعهد شده وظیفه خود را در قبال خوزستان منبعد انجام دهد؟! زهی خیال باطل. بالاخره ژنرالی گفتند ناسلامتی! آلودگیهای نفتی هم که سایه اش عمری است بر سرمان بوده و گویی کل خوزستان، قلیانی بزرگ را چاق کرده و میکشد و پُک می زند یکی یکی دکل های نفتی را، پس سایه این دودها حالا حالاها بر سرمان مستدام است پس به نظر شما ساری چگونه قانع شده است!؟
آقای ساری حالا که دم انتخابات است بفرمائید با تبلیغات و جوسازیهای رسانهای برای سؤال از وزیر نفت و بعد قانع شدنتان در سکوت به دنبال چه بودید منافع مردم یا منافع خودتان؟! اگر برای مردم اهواز امتیازی گرفتید بفرمایید تشریح کنید اگر برای خودتان دم انتخابات امتیازی گرفتهاید باز هم بفرمائید توضیح دهید در گوشم شعاری عجیب پیچیده است" دم دروازه میدن عدسپلو ساری تیم تو بردار و برو"
رضا طاهری صبح امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس با تکذیب حکم انتصاب مدیرعامل جدید شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، اظهار کرد: تاکنون گزینههای مختلفی برای تصدی پست مدیرعاملی شرکت مناطق نفتخیز مطرحشدهاند که هیچکدام از این گزینهها توسط منابع رسمی تأیید نشدند.
وی بابیان اینکه خبر انتصاب فقط در شبکههای اجتماعی مطرحشده و هیچ منبع رسمی آنها را تأیید نکرده است، گفت: تاکنون هیچ حکمی برای هیچکدام از گزینهها صادر نشده است.
مدیر روابط عمومی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب گفت: فعلاً بیژن عالی پور در سمت مدیرعاملی این شرکت هستند.
به گزارش خبرگزاری فارس، بیژن عالیپور یکی از مدیران بازنشسته خوزستان است که اخیراً در مصاحبهای گفته بود، بیژن زنگنه وزیر نفت از او خواسته که بر صندلی مدیرعاملی بزرگترین شرکت نفتی کشور تکیه بزند و علت انتصابش سوابق و تجربه زیاد او در حوزه نفت است.
پیش از این هم خبری مبنی بر انتصاب یکی دیگر از مدیران نفتی به جای عالیپور منتشر شده بود و قرار بود که عالیپور برکنار شود اما تاکنون هیچکدام از این خبرها به واقعیت تبدیل نشد.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، عباس پاپیزاده شب گذشته در برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما، اظهار کرد: آنچه در سیاستهای کلی اصل 44 آمده با آنچه در کشور اجرایی شده، بهشدت فاصله دارد که گواه این مطلب را میتوانیم در جامعه از افراد مختلف سوال کنیم و حتی با مسئولین بلندپایه کشور تقریبا متفقالقول به این نتیجه رسیدیم که آن نتیجه مطلوب حاصل نشده است.
وی افزود: متأسفانه نحوه واگذاری شرکتها به بخش خصوصی بهدرستی انجام نمیشود و در اینباره دولت آزمون و خطاهایی انجام داده که ابتدا گریبانگیر خود دولت شده است. شرکتهای دولتی واگذار شدهاند و کارگران نیز وضعیت نامشخصی دارند.
نماینده مردم دزفول در مجلس گفت: یکی از وظایف کمیسیون حمایت از تولید در مجلس که یکی از وظایف اصلیاش پیگیری و محقق شدن قانون 44 است، من به عنوان عضو کمیسیون ویژه، میگویم نمره قبولی به سازمان خصوصی سازی نمیدهیم.
پاپیزاده بیان کرد: واگذاری اگر غلط بود باید جلوی آن را بگیریم و این عدم موفقیت در واگذاریها سبب شده که ما جلوی واگذاری بقیه را بگیریم تا از زیان بیشتر جلوگیری کنیم. در طول 12 سال گذشته ما در استانهای مختلف این نمونه ناموفق واگذاری را داشتیم.
وی ادامه داد: یکی از دلایل مهم ما در ناکامی در اجرای اصل 44 عدم شناسایی بخش خصوصی توانمند است که اهلیت مالی و فنی داشته باشد. شرکت نیشکر هفت تپه که الان درگیر مشکلات اجتماعی هم شده با هدف تولید 100 هزار تن شکر تولید شده و در زمان واگذاری 50 هزار تن تولید شکر داشته و قرار بود با بخش خصوصی به اهداف برسیم اما برعکس شد و تولید الان به کمتر از 30 هزار تن شکر رسیده است.
عضو کمیسیون کشاورزی مجلس گفت: من مخالف واگذاری نیشکر هفت تپه نیستم اما میگویم باید این شرکت به فردی واگذار میشد که اهلیت فنی و مالی دارد. دولت از خیلی از شرکتها میخواهد خود را راحت کند، غافل از اینکه واگذاری عجولانه سبب پیدایش مشکل برای کارگران میشود اما روش واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه غلط بوده است.
وی افزود: چرا مردم که قبل از انقلاب مالک این اراضی بودند را مشارکت ندادند، چرا در قالب یک سهامی عام این اراضی به مردم واگذار نشد؟
پاپیزاده خطاب به رئیس سازمان خصوصیسازی گفت: شما در زمینه واگذاری و نحوه واگذاری اطلاع رسانی نکردید و مردم در جریان نبودند. اتفاقاً یک نمونه دیگر شرکت کشت و صنعت نیشکر کارون هست. اگر مجموعه سازمان خصوصی سازی احساس مسئولیت بکند در مقابل امانتی که مردم و دولت در اختیارشان قرار داده بودند، حداقل 4 میزگرد باید برگزار میکردید.
وی ادامه داد: ما در خوزستان کشت و صنعت کارون را داریم، هفت تپه هزار هکتار زمین دارد اما کارون هم هزار هکتار زمین دارد و هزار اشتغال دارد که الان به زیر هزار نفر اشتغال رسیده است. ما اتفاقا به دنبال این هستیم که اجازه ندهیم شرکت نیشکر کارون مانند شرکت هفت تپه واگذار شود.
پاپیزاده عوان کرد: همین الان همه متفق القول هستند که بخش خصوصی از پیش بردن کار در هفت تپه ناتوان است و سازمان خصوصی سازی بحث بازپس گیری را انجام دهد و بعد تعاونی مردمی تشکیل دهیم و به خود مردم واگذار کنیم.
عضو کمیسیون کشاورزی بیان کرد: ما در خوزستان بهجز شرکت نیشکری هفت تپه، چند شرکت نیشکری دیگر هم داریم، مثلا شرکت نیشکر خوزستان 7 زیرمجموعه بزرگ دارد، آیا قیمت شکر فقط برای آنها بالا بوده و برای هفت تپه پایین بوده؟
در حالی واگذاری کشت و صنعت هفت تپه به بخش خصوصی با ابهام در خصوص وضعیت مالکان این شرکت مواجه شده که معوقات کارگری و تأخیر در پرداخت دستمزدها در کنار توقف چرخه تولید در کارخانجات آن باعث اعتراضهای مداوم در این شرکت شده است.
به گزارش خبرنگار بورس خبرگزاری فارس، در آستانه برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی بلوک 100 درصدی سهام شرکت نیشکر هفت تپه در آذر ماه 94 با شرایط 5 درصد ارزش کل ثمن معامله و از طریق بازار سوم فرابورس به بخش خصوصی واگذار شد.
در آگهی مزایده این شرکت آمده بود: «بلوک ۱۰۰ درصدی سهام شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه شامل ۱۹۴ میلیون و ۷۴۱ هزار و ۳۳۳ سهم به قیمت پایه هر سهم ۱۱ هزار و ۲۳۱ ریال و ارزش کل پایه ۲ هزار و ۱۸۷ میلیارد و ۱۳۹ میلیون و ۹۱۰ هزار و ۹۲۳ ریال به صورت ۵ درصد نقد و مابقی اقساط ۸ ساله در 30 آذرماه امسال به مزایده گذاشته میشود.»
این میزان سهام متعلق به سازمان گسترش و نوسازی ایران بود که مبلغ سپرده شرکت در مزایده آن توسط سازمان خصوصی سازی معادل ۶۵ میلیارد و ۶۱۴ میلیون و ۱۹۷ هزار و ۳۲۸ ریال تعیین شد.
گزارشها حاکی است در نهایت مالکان 28 و 32 ساله دو شرکت پیمانکاری در استان لرستان به نامهای بازرگانی دریای نور زئوس و آریاک با پیش پرداخت ۶ میلیارد تومان توانستند شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را با برخورداری از 24 هکتار زمین کشاورزی حاصلخیز خریداری کنند.
مالکانی که گفته میشود یکی از آنها هم اکنون به دلیل بدهی سنگین بانکی در زندان بسر میبرد و پسران وی نیز هم اکنون متواری هستند. هر چند هیچ منبع رسمی این موضوع را تأیید نکرده است.
بعضی منابع میگویند مالک خصوصی جدید این شرکت رقم بسیار بزرگی دلار نیمایی برای خریداری تجهیزات جدید برای این شرکت دریافت کرده است اما به جای خرید تجهیزات این رقم را در خارج از ایران نقد کرده و در بازار آزاد به قیمت بالا به فروش رسانده است.
به گزارش فارس، به محض انجام این واگذاری، سن پایین خریداران این مجتمع و عدم هماهنگی با مسئولان محلی از سوی برخی نمایندگان مجلس مورد انتقاد قرار گرفت بطوریکه راضی نوری، نماینده شهر شوش دانیال در مجلس شورای اسلامی نسبت به واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه به دو خریدار جوان این شرکت به علی طیبنیا، وزیر وقت اقتصاد تذکر شفاهی داد.
وی در صحن علنی مجلس با طرح این پرسش که «آیا واگذاری این مجموعه بزرگ اقتصادی آن هم به دو جوان 28 و 31 ساله بدون هماهنگی مسئولان استان و شهرستان به معنای رها کردن این مجموعه نیست و آیا کار درستی انجام شده است؟» مدعی شده بود: «در سال اقتصاد مقاومتی، این واگذاری را موجب ایجاد مشکلات متعدد برای کارگران این مجموعه اقتصادی میدانم و غیرکارشناسی انجام شده است».
در خبرها آمده است، مهرداد رستمی چگنی و امید اسدبیگی نامهای این دو جوان ۲۸ و ۳۲ ساله هستند که از جمله سهامداران و مالکان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به شمار میروند.
*واگذاری شرکت با 5 درصد ثمن معامله بیسابقه است
در این ارتباط اسماعیل غلامی معاون اسبق ارزشگذاری سازمان خصوصی سازی در گفتگو با فارس پیرامون اتفاقها و رخدادهای اجتماعی پدید آمده پس از واگذاری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در استان خوزستان اظهار کرد: «در طول مدت حضورم در سازمان خصوصی سازی که مصادف با دولت احمدی نژاد بود حتی یک نمونه از شرکتهای واگذار شده وجود ندارد که به 5 درصد ثمن معامله فروخته شده باشد».
وی افزود: «در دولت روحانی علاوه بر شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، مجتمع کشت و صنعت مغان در حالی با حدود 5 درصد ثمن معامله واگذار شده که در شرایط اقتصادی خاص و کاهش حضور سرمایه گذاران با توجه به افت امنیت سرمایه گذاری در کشور مواجه هستیم».
به باور غلامی، وقتی 5 درصد از ارزش شرکت 1700 میلیارد تومانی دشت مغان و یا 218 میلیارد تومانی کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با اقساط 9 ساله و 7 ساله و با احتساب یک سال تنفس واگذار میشود تبعات اجتماعی آن چیزی جز شورشها و اعتصابهای کارگری و اعتراضهای پی در پی مردم به اقدامهایی که به ناهنجاریها انجامیده است، نیست.
در این باره بیشتر بخوانید:
*دلیل اعتراض ها در کشت و صنعت هفت تپه
این کارشناس رسمی دادگستری بر لزوم دقت در گزارش کارشناسی ارزشگذاری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و مستندات سود و زیان سنواتی اعلام شده در آن برای مشخص شدن روند عملکرد مدیریت پس از واگذاری تاکید کرد و گفت: «به عنوان کسی که مجموعههای کشت و صنعت نیشکر کارون و یا امیر کبیر را کارشناسی و ارزشگذاری کرده و به عنوان کسی که قرار بود مدیریت مالی کشت و صنعت دشت مغان را بر عهده بگیرم به خوبی واقف بر دلیل اعتراضهای پراکنده پیرامون فرایند واگذاری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در خوزستان و همینطور کشت و صنعت دشت مغان هستم».
وی افزود: «پیش از پیروزی انقلاب، به مردم ساکن در منطقه هفت تپه گفته شد به دلیل مالکیت چند هزار هکتاری هر یک از خانوارها و مشقت تقسیم و آبرسانی منصفانه به زمینهای اطراف، اقدام به واگذاری مالکیت خود بر این زمینها به نفع دولت وقت کنند و در عوض به آنها قول داده شد در مجموعههای مختلف کشت و صنعت هفت تپه همه آنها و فرزندانشان را استخدام و برای آنها خانه سازی خواهند کرد؛ بنابراین ریشه سیاسی و امنیتی اعتراضهای موجود ناشی از همین ماجرا است که اشخاص ساکن در این منطقه ادعای مالکیت بر زمینهای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دارند. ».
در این ارتباط بیشتر بخوانید:
*همه دولتها به دنبال منافع خودشان بوده اند
غلامی با انتقاد از رویکرد دولتهای مختلف نسبت به خصوصی سازی گفت: متاسفانه در دولت کارگزاران یا اصلاح طلبان و اصولگرایان و هر دولت دیگری که بر روی کار آمده نسبت به زحماتی که برای سرپا نگاه داشتن یک شرکت یا بنگاه اقتصادی کشیده میشود قدردان نیستند و همواره به دنبال کسب منافع گروهی و یا حزبی خود هستند.
وی ادامه داد: مجتمع کشت و صنعت دشت مغان در حالی ابتدای انقلاب به 88 هزار هکتار زمین زیر کشت اطلاق میشد که در این مجموعه کارخانههای متعددی شامل،پنیر سازی،قند و شکر،خط تولید کنسانتره میوه،دامداری و حتی خانه و مستغلات بزرگی وجود دارد و معلوم نیست چگونه پس از 4 دهه به 44 هکتار کاهش یافته است.
*گناه خود را گردن خصوصی سازی می اندازند
وی افزود: درباره مجموعه بی نظیر کشاورزی و دامداری که از سد ارس سیراب میشود در زمین خوردن آن از اول انقلاب تا کنون، هیچ دلیلی به جز سوء مدیریت وجود ندارد. در همه دولتها انگیزه تصاحب شرکتهای این چنینی وجود داشته که مفت خری و استخدام نیروهای غیرموثر و بی فایده مورد نظر خود را دنبال کردهاند و فقط گناه خود را گردن سازمان خصوصی سازی انداختهاند.
این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه خریداران اغلب شرکتهای واگذار شده از جمله شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با هدف کار موثر و ارزش افزوده حاضر به خرید سهام نشدهاند، افزود: هم اکنون آگهی عرضه شرکت خدمات کشاورزی نیز از سوی سازمان خصوصی سازی منتشر شده در حالی که این دارایی چیزی نیست به جزء انگیزه تملک ساختمانها و زمینهای آن که برای بساز و فروشهای خود دنبال میکنند.
*بخش خصوصی مستاصل با تورم نیروی انسانی
به گفته وی، شرکتهای دولتی آنچنان با تورم نیروی انسانی مواجه هستند که اولین قدم برای واگذاری این شرکتها اصلاح ساختار آنها است.
غلامی به تجربه خود در واگذاری مجتمع گوشت یاران اشاره کرد و گفت: پیش از واگذاری این شرکت اقدام به بازخرید 120 نفر از پرسنل این شرکت زیانده کردم بطوریکه هم اکنون این شرکت با برند سیمرغ و با دستیابی به سود توانسته در بورس تهران پذیرش شود.
وی تصریح کرد: وقتی شرکتی با تورم نیروی انسانی به بخش خصوصی واگذار میشود نتیجه ای جز مستأصل شدن مالکان جدید و سنگینی هزینههای سربار و عمومی را در پی نخواهد داشت.
*هفت تپه کجاست؟
به گزارش فارس، شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه فعالیت خود را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد و در سال ۱۳۵۴ به طور رسمی با نام شرکت٬ ثبت شد. این شرکت در ۱۵ کیلومتری شهر شوش در شمال استان خوزستان واقع است.
در اواخر دهه هشتاد بحث خصوصی سازی این واحد تولیدی به بهانه فرسودگی خطوط تولید، زیان ده بودن و بدهیهای بسیار زیاد مطرح شد اما در سال ۱۳۹۱ پروژه بازسازی و نوسازی تجهیزات مکانیکی با هدف افزایش تولید شکر، بر عهده شرکت نوسازی صنایع ایران قرار گرفت و کشت نیشکر دوباره احیا شد .
غلامی:هم اکنون آگهی عرضه شرکت خدمات کشاورزی نیز از سوی سازمان خصوصی سازی منتشر شده در حالی که این دارایی چیزی نیست به جزء انگیزه تملک ساختمانها و زمینهای آن که برای بساز و فروشهای خود دنبال میکنند.
واگذاری و خصوصی سازی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه همواره با مخالفت برخی از مسئولان استان خوزستان از جمله آیت الله محسن حیدری آل کثیر امام جمعه موقت اهواز و عضو مجلس خبرگان رهبری و سید راضی نوری، نماینده مجلس نهم و منتخب مجلس دهم شهر شوش مواجه شده است.
کشت نیشکر در خوزستان که به نام شکرستان ایران معروف شده دارای سابقه چندین هزارساله است و تنها از حدود هفتصد سال قبل این زراعت به علت بروز حوادث مختلف متروک و بدست فراموشی سپرده شده بود .
*شکرستان ایران و رد پای انگلیسیها
تلاش جهت احیای کشت نیشکر پس از قرنها فراموشی طی سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ با کشت قلمههایی در مناطق مساعد خوزستان آغاز شد ،اما در سال ۱۳۱۹ شرکت سابق نفت ایران و انگلیس بخاطر ترویج و اشاعه کشت نیشکر را با منافع خود مغایر تشخیص میداد نه تنها از کشت آن جلوگیری نمود ، بلکه براثر اقدامات آن شرکت امپریالیستی پس از چند سال تمامی قلمههای کشت شده نیز خشک و مجدداً کشت نیشکر در ایران بدست فراموشی سپرده شد.
نام نیشکر هفتتپه در تاریخ با نام طرح عمران خوزستان و ابوالحسن ابتهاج، سیاستمدار، بانکدار و مدیر ایرانی گره خورده است. طرح عمران خوزستان از دوره ریاست وی بر سازمان برنامه به یادگار ماند. طرحی که به دلایل متعددی ازجمله روحیه ستیزهجوی ابتهاج دشمنان زیادی را برای وی ایجاد کرده بود.
به گزارش فارس، واگذاری کشت و صنعت هفت تپه به بخش خصوصی در حالی هم اکنون با ابهام در خصوص وضعیت مالکان این شرکت مواجه شده که معوقات کارگری و تأخیر در پرداخت دستمزدها در کنار توقف چرخه تولید در کارخانجات این شرکت باعث اعتراضهای مداوم در این شرکت شده است.
گفتنی است این گزارش در پی درخواست مخاطبان در سامانه فارس من پیگیری شده است.
گزارش از رضا امامی