ترامپ و احتمال شکل گیری مثلث افراطی ها علیه ایران
برخلاف نظر غالب در ایران، ترامپ و همراهانش روابط خوبی با سعودی ها دارند و در آینده هم بهتر خواهد شد و اقدام علیه ایران هم یکی از اشتراکات این دو طرف است.
عصرایران؛ رضا غبیشاوی - در انتخاب ترامپ به عنوان رئیس ایالات متحده آمریکا یک چیز تقریبا قطعی است و آن حضور تندروهای جمهوری خواه در وزارت خارجه و کاخ سفید است.
می توان انتظار داشت برخلاف دولت فعلی آمریکا، دولت آینده به ویژه در بخش های وزارت خارجه، کاخ سفید، وزارت دفاع و مشاور امنیت ملی شاهد در پیش گرفتن سیاست های تند و افراط گرایانه در برابر پرونده های مهم جهان خاصه پرونده های مورد توجه ایران خواهد بود.
همزمان با بازگشت تندروها به کاخ سفید، هم اکنون در عربستان سعودی و اسرائیل هم تندروها بر سر کار هستند. نگاهی به نحوه برخورد و تعامل ریاض و تل آویو با پرونده ها و مسائل مختلف مؤید تندرو بودن آنهاست.
نقطه اشتراک دولت تندروی آینده آمریکا و تندروهایی که هم اکنون در راس هیات حاکمه در عربستان سعودی و اسرائیل قرار دارند، مقابله با سیاست های ایران به ویژه برجام است.
در میان سیاست ها و موضوعات مختلف مربوط به ایران، برجام در راس اولویت ها قرار دارد. بعد از برجام، سیاست های منطقه ای ایران در برابر یمن و سوریه و کشورهای جنوب خلیج فارس خاصه عربستان سعودی نیز در اولویت های بعدی قرار دارد.
سرنوشت برجام، اولویت اصلی عربستان سعودی و اسرائیل و یکی از اولویت های سیاست خارجی دولت جدید آمریکاست.
عربستان سعودی و اسرائیل در نارضایتی از برجام و اعتراض و انتقاد به آن اشتراک نظر دارند. آنها معتقدند برجام برای دولت و حکومت ایران خیلی خوب است و مزیت های زیادی برای تهران دارد چرا که هم ایران را از انزوا و باتلاق پرونده مسئله هسته ای خارج کرد هم باعث بازگشت ایران به حیات عادی و طبیعی شد و به مانند شارژری، سیاست های ایران در خاورمیانه را تقویت می کند.
دونالد ترامپ هم قبلا به شدت از برجام انتقاد و آن را فاجعه بار توصیف کرده و وعده داده بود آن را لغو خواهد کرد. حالا اما ولید فارس مشاور سیاست خارجی ترامپ گفته ترامپ به دنبال تغییر محتوای برجام خواهد بود.
درباره برجام اشاره به این نکته لازم است که چیزی به نام تغییر برجام غیرممکن است. یعنی ترامپ یا باید برجام را بپذیرد یا از آن خارج شود. امکان تغییر در محتوای برجام، صفر است اما حد وسطی هم وجود دارد. اجرای بخشی از محتوای برجام بر پایه تصمیمات شخص رئیس جمهور آمریکا و ارائه مجوزها و تصمیماتی از سوی دولت آمریکا دارد که در غیراین صورت، به میزان زیادی برجام منتفی خواهد شد.
در صورت عدم همراهی رئیس جمهور جدید آمریکا با اجرای برجام، اجرای برجام قطعا شبه غیرممکن خواهد شد.
علاوه بر این در صورت خروج آمریکا از برجام، این توافق خاصیت خود را از دست می دهد و عملا موضوعیت نخواهد داشت.
حداقل واکنش یا واکنش مورد پیش بینی ترامپ نسبت به برجام، عدم همراهی و ایجاد اختلال در روند اجرای آن است.
عربستان سعودی و اسراییل نیز خواستار آسیب زدن و نابودی برجام هستند اما توانایی آن را ندارند. حالا کسی در راس هرم حاکمیت در پرقدرت ترین کشور جهان قرار گرفته که قرار است رفتار متفاوتی نسبت به برجام داشته باشد و این یعنی شانس بزرگ برای ضربه زدن به برجام و در نتیجه آسیب زدن به ایران.
ایران باید مواظب شکل گیری این ائتلاف خطرناک میان عربستان سعودی، اسرائیل و دولت ترامپ باشد. حداقل کار ممکن برای جلوگیری از این ائتلاف یا تضعیف آن، کنترل و کاهش اختلافات با عربستان سعودی است.
اشاره به این نکته نیز اهمیت دارد که برخلاف نظر غالب در ایران، ترامپ و همراهانش روابط خوبی با سعودی ها دارند و این رابطه در آینده هم بهتر خواهد شد و اقدام علیه ایران هم یکی از اشتراکات این دو طرف است.
درخواست امارات از ترامپ برای افزایش مداخله آمریکا در خاورمیانه
امارات متحده عربی روز یکشنبه از دونالد ترامپ رئیس جمهوری منتخب آمریکا خواست میزان مداخله کشورش در خاورمیانه را افزایش دهد و راهبردی غالب نسبت به تحولات در این منطقه اتخاذ کند.به گزارش ایرنا، خبرگزاری فرانسه از ابوظبی، انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجه امارات گفت: نفوذ واشنگتن بیش از هر زمان دیگری از اهمیت برخوردار است. وی در جمع سیاستمداران اماراتی حاضر در نشستی در ابوظبی افزود: پس از هشت سال تعامل ضعیف آمریکا در منطقه که بسیاری احساس کردند باعث ایجاد خلا شده است، اکنون باید منتظر مشخص تر شدن رویکرد دونالد ترامپ بمانیم. قرقاش گفت: لازم است که یک راهبرد غالب به جای مواضع منزوی کننده درخصوص موضوعات منطقه ای اتخاذ شود.
وی افزود: در یک کلام، تعامل آمریکا، مثبت است و عقب نشینی این کشور و نداشتن تعامل، نتیجه زیانباری دارد.قرقاش گفت: سیاست دولت باراک اوباما رئیس جمهوری فعلی آمریکا در زمینه خروج از منطقه، راهی برای ناآرامی و خشونت بی امان ایجاد کرده است و برای از میان برداشتن این چرخه بی ثباتی، به اتخاذ تصمیم های دشوار، اقدام جمعی و جستجوی مستمر راهکارهای سازنده نیاز است.
براساس این گزارش، روابط آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در دوره زمامداری اوباما و به دنبال توافق هسته ای ایران و گروه 1+5، به سردی گرائید.
بعلاوه، نداشتن میل چندانی از سوی اوباما برای مداخله جدی در درگیری های منطقه ای، متحدان تاریخی واشنگتن در حاشیه خلیج فارس را به خشم آورده است.
ترامپ، فرصت است یا تهدید؟
حسین اصغری ثانی در یادداشتی تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد که «ترامپ، فرصت است یا تهدید؟».
به گزارش ایسنا، اصغری ثانی در روزنامه «19 دی» مینویسد: «تصور کنید در خانواده نظم نباشد. چه اتفاقی میافتد؟ یا در یک کشور؟ جهان انسانها نیز بر پایه رژیمهای بینالمللی نظم یافته است؛ رژیمهایی که توسط قدرتهای بزرگ ساخته شده است و توسط آنها پشتیبانی میشود.
مثلا محدودیت در گسترش انرژی هستهای یک رژیم است که به شدت توسط قدرتهای بزرگ حفاظت میشود. زمانی که یک کشور قصد تجدیدنظر در این رژیمهای حقوقی را داشته باشد با واکنش هماهنگ همه قدرتهای بزرگ روبهرو میشود؛ شبیه آن چیزی که درباره ما اتفاق افتاد. کشورهای کوچک و متوسط هرگز توانایی تغییر رژیمها را ندارند. این به آن معنی نیست که رژیمها هرگز تغییر نمیکنند یا اصلاح نمیشوند. آنها وقتی تغییر میکنند که قدرتهای بزرگ یا قدرت هژمون بخواهد.
اکنون ترامپ در آمریکا به قدرت رسیده است. شعارهای انتخاباتی او آشکارا بر خلاف رژیمهایی است که خود آمریکاییها پایهگذار آن بودهاند. ما امیدواریم آنچه او در سخنرانیهای انتخاباتی گفت تنها جنبه تبلیغاتی داشته باشد و حداقل بخشهایی از آن هرگز عملی نشود. پیروزی او با واکنشهای بینالمللی زیادی روبهرو شده است. فقط ما نگران نیستیم. خاورمیانه، اروپا، آمریکای لاتین و جنوبی، جنوب شرق آسیا و اعراب همگی نگران سیاست خارجی ترامپ هستند. او واقعا ممکن است دنیا را به هم بریزد.ما نمیتوانیم ترامپ را نادیده بگیریم. او با تمام رؤسای جمهور آمریکا متفاوت است. او درکی از سیاست بینالملل ندارد. جمهوریخواهان تندرو اطراف او را گرفتهاند. ایران محور مباحث سیاست خارجی ترامپ و هیلاری بود و او اعلام کرده که به توافق هستهای 1+5 با ایران پایبند نیست. موگرینی، نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا به سخنان ترامپ واکنش نشان داده و گفته که توافق هستهای یک توافق چندجانبه است که قطعنامه شورای امنیت آن را تضمین کرده است. آقای ظریف هم واکنش مشابهی داشته است اما هم موگرینی و هم ظریف میدانند که اگر ترامپ بخواهد میتواند توافق را نادیده بگیرد؛ هر چند که کشورهای دیگر به آن پایبند باشند.
با چنین آدمی که در رأس قدرتمندترین کشور دنیا قرار گرفته باید چگونه برخورد کرد؟ من ترامپ را هم فرصت میدانم و هم تهدید. او یک جمهوریخواه تاجر است. ایران در دوره دموکراتها که در سیاستهای نرمافزاری تخصص عجیبی داشتهاند بزرگترین ضربهها را خورده است. تحریمهای فلجکننده توسط بیل کلینتون تصویب شد و هیلاری رژیم تحریمها را تثبیت کرد اما در دوره بوش جمهوریخواه، به واسطه سیاستهای او از شر صدام و طالبان راحت شدیم. اکنون ترامپی که قصد دارد به جای بازیگری در سیاست بینالملل به اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا بپردازد میتواند برای ما یک فرصت خوب باشد. مدیریت برخورد با ترامپ، ما را به یک قدرت بزرگ منطقهای و حتی جهانی تبدیل خواهد کرد. او اهل حساب و کتاب است، نه سیاست. بازار ایران، میتواند نقش مهمی در برنامههای اقتصادی ترامپ داشته باشد. با کمک او میشود از شر داعش و حامیانش خلاص شد.
اما ترامپ یک تهدید نیز هست. عدم آشنایی او با سیاست بینالملل ممکن است نتایج وخیمی داشته باشد. برای نمونه اگر ماجرای دستگیری سربازان آمریکایی در خلیج فارس در دوره ترامپ اتفاق افتاده بود، شروع یک جنگ حتمی بود. او مفهوم دریای سرزمینی و برنامههای روزانه نیروی دریایی را نمیفهمد. مانور یک قایق تندرو ممکن است ما را صد سال به عقب برگرداند. هیچ کس به اندازه صاحبخانه از موجودی یخچال خبر ندارد.دوره ترامپ، دوره تدبیر و اتحاد ملی است، نه خطر کردن و تسویهحسابهای سیاسی با دولت روحانی. یقینا هیچکس به اندازه رهبری، ترامپ را نشاخت. کسی که بر خلاف پیشبینیها ترامپ را پیروز انتخابات خواند، میتواند ما را از این پیچ خطرناک عبور دهد و ترامپ را به یک فرصت تبدیل کند. شاید بر خلاف انتظارها، دوره ترامپ آغازی بر روابط سیاسی دو کشور باشد.
10 نکته درباره حساسیت افکار عمومی به شکست هیلاری کلینتون
هیچ گاه انتخاب یک دموکرات یا جمهوری خواه تا این اندازه برای اقشار غیر سیاسی اهمیت نداشته خاصه این که ذهنیت دایی جان ناپلئونی بر این باور است که اتفاقات اصلی پشت پرده رخ می دهد اما این بار به خاطر برجام نگاه های بیشتری به سوی انتخابات آمریکا بود.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- با این که 5 روز از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میگذرد و به قاعده موضوعی است مربوط به آن سامان و نه ایرانیان اما همچنان در محافل سیاسی و اجتماعی و خانوادگی ایرانیان درباره دلایل پیروزی دونالد ترامپ صحبت میشود.
کار به جایی رسیده که برخی به گونه ای از شکست خانم کلینتون سخن میگویند که انگار عزیزی را از دست داده اند یا بعضی آن قدر از پیروزی ترامپ ذوق زده اند که انگار قرار است بخشی از ثروت خود را به آنها ببخشد و برخوردها به گونه ای است که موضوع بیش از آنچه تصور می شود به ایران و ایرانیان مربوط به نظر می رسد.
اما چرا پیروزی ترامپ و شکست هیلاری و کل پروژه یا پروسه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا حتی فرای سیاسیون و نخبگان برای شهروندان عادی و غیر سیاسی یا متخصص اما در حوزه های دیگر هم جذاب است و در این دوره بسیار جذاب تر؟
مهمترین دلیل این است که دونالد ترامپ تهدید کرده بود در صورت پیروزی «برجام» را لغو میکند. هر چند بعدتر نظر خود را تعدیل کرد اما حساسیت افکار عمومی را در ایران برانگیخت. چون برجام (توافق هسته ای ایران با 6 کشور) بر اقتصاد و معیشت و تجارت و صنعت هم در ایران اثرگذار است.
هیچگاه انتخاب یک دموکرات یا جمهوری خواه تا این اندازه برای اقشار غیرسیاسی اهمیت نداشته خاصه این که ذهنیت دایی جان ناپلئونی بر این باور است که اتفاقات اصلی پشت پرده رخ می دهد اما این بار به خاطر برجام نگاههای بیشتری به سوی انتخابات آمریکا بود.
دومین دلیل این است که دو رقیب، فراتر از سیاست مطرح بودند. یکی به خاطر زن بودن و این که میخواست اولین رییس حمهوری زن در تاریخ ایالات متحده باشد و دیگری به سبب اشتهار به بازرگانی و کارآفرینی و ثروت و جذابیت های دیگر و خصوصا به سبب مناظره ها که یکدیگر را متهم می کردند و قضیه به روابط غیراخلاقی و فراخانوادگی و حتی اتهام تجاوز هم سرایت کرد.
موضوعی که سیاست را از هسته سخت و زمخت آن خارج ساخت و مانند سوژه های زرد برخی رسانه های غیر جدی قابل نقل در گفت و گوهای شماری از مردم شد.
دلیل سوم را می توان جمعیت ایرانی ساکن آمریکا دانست که موجب شده برخی خانواده ها به صورت مستقیم ارتباط داشته باشند و آن حساسیت ها به داخل هم منتقل شده بود.
وجه چهارم گسترش شبکه های مجازی است. اگر در دوره های قبلی مردم تنها از طریق صدا و سیما و شبکه های ماهواره ای و مطبوعات و تارنماها باخبر می شدند این مرتبه نرم افزارهای پیام رسان موبایلی هم تصاویر و گفته های هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ را به جمعیت بسیار گسترده تری منتقل می کردند.
اگر صدا و سیما و مطبوعات و سایت ها نمی توانستند برخی تصاویر و صحبت ها را منعکس کنند شبکه های اجتماعی بی محابا و بی سانسور این کار را انجام دادند و همین امر مردم را بیشتر درگیر کرد.
پنجمین دلیلی که می توان برشمرد اشتهار ترامپ به پوپولیسم است و چون مردم ایران این تجربه را در 8 سال پر ماجرا با محمود احمدی نژاد پشت سر گذاشته اند می خواستند بدانند آمریکایی ها با این قضیه چه مواجهه ای دارند.
هر چند هنوز مشخص نیست که پوپولیسم ترامپ از چه سنخی است و آیا در عمل نیز همان شیوه را ادامه می دهد یا نه اما به هر رو مقایسه او با احمدی نژاد به رغم همه تفاوت های ایدیولوژیک و خاستگاهی نه تنها در ایران که در کشورهای دیگر هم صورت پذیرفته است.
جذابیت بعدی به سبب این است که «ایران» یکی از موضوعات محل مناقشه در مناظره ها بود و طبعا وقتی از ایران صحبت می شد هم مقامات و هم مردم ایران با دقت بیشتر موضوع و محتوا و نتیجه را پی گیری می کردند.
نکته هفتمی که می توان برشمرد این است که در ایران شبیه سازییی شکل گرفته بود که هر چند اصالت ندارد اما انگار رقابت دموکرات ها و جمهوری خواهان مانند رقابت اصلاح طلبان و اصول گرایان است و همین دسته بندی را در قالب هیلاری و ترامپ سامان دادند.
برخی رسانه ها هم در ایران این ذهنیت را دامن زدند و انگار پیروزی ترامپ تضمین کننده پیروزی اصول گرایان است و روحانی شکل ایرانی هیلاری است!
دلیل هشتم را می توان در این دانست که سیاست بار دیگر به مقوله جذابی در ایران تبدیل شده است. یک چند ایرانیان از سیاست فاصله گرفته بودند اما دوباره دریافتند بر همه شئون زندگی سایه انداخته است و اگر آنان سیاست را رها کنند سیاست رهایشان نمی کند. بنابراین سیاست را خاصه وقتی همه جهان درباره آن صحبت می کنند بیشتر پی می گیرند.
نهمین دلیل پی گیری و حساسیت این است که مدتی است اقتصاد ایران منتظر دستاوردهای برجام است. به موضوع برجام در بخش دیگری اشاره شد و غرض از این اشاره مستقل احساس تأثیرگذاری نتایج انتخابات آمریکا بر قیمت اقلامی چون طلاست و این که سرمایه گذاری کنند یا نه.
ذهنیت ایرانی در گیر سود و زیان است و اهل کسب و کار و تجارت از این منظر به قضیه می نگرند. از دو سه هفته مانده به انتخابات این بحث درگرفت که قیمت طلا بالا می رود یا نه چون هر گاه فضا غیر مطمئن می شود مردم به خرید طلا روی می آورند.
دست آخر این که مردم برای خود فرضیاتی دارند و بعضا با هم قول و قرار میگذارند و احساس همذاتپنداری میکنند.
کم نبودند کسانی که میگفتند قرار است یک زن رییس جمهور شود و برای همین فردی با مختصات ترامپ را به عنوان رقیب برای او تراشیده اند تا پیروزی هیلاری تضمین شود. برخی از نظریه پردازان نیز به عنوان پیش بینی بر همین ادعا پای میفشردند.
مردم پیگیر بودند تا ببینند چه اتفاقی میافتد و همچون انتخابات ریاست جمهوری در ایران سه شنبه شب تا بامداد بیدار ماندند. جالب این که خیلیها هم بدشان نمیآمد ترامپ پیروز شود. ما مردمانی در پی هیجان هستیم...