سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار سیاسی روز

وزیر دفاع چین فردا به ایران می‌آید

به دعوت رسمی سردار سرتیپ پاسدار دکتر حسین دهقان وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران سپهبد چانگ وان کوانگ وزیر دفاع جمهوری خلق چین فردا برای انجام یک دیدار رسمی سه روزه به ایران سفر می کند.
به گزارش عصرایران و به نقل از اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، سپهبد چانگ وان کوانگ در این سفر علاوه بر دیدار و مذاکره با وزیر دفاع کشورمان با مقامات بلند پایه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران نیز دیدار و پیرامون مسائل دو جانبه، منطقه ای و بین المللی گفتگو خواهد کرد.

ترامپ: ایران به دلیل سیاست‎های آمریکا در حال قدرتمند شدن است

وی با بیان اینکه روسیه اکنون رابطه تنگانگی با سوریه دارد اظهار داشت: از سوی دیگر ما ایران را داریم که به دلیل سیاست های آمریکا در حال قدرتمند شدن است.رئیس جمهور جدید آمریکا با اشاره به اینکه ایران متحد اصلی دولت سوریه است ادعا کرد: تهران به دلیل سیاست های واشنگتن در حال قدرتمند شدن است.
به گزارش میزان، دونالد ترامپ در مصاحبه با روزنامه «وال استریت ژورنال» در خصوص بحران سوریه و نقش روسیه گفت: اگر روسیه به بشار اسد حمله می‌کرد، آمریکا دشمنی خود را با مسکو پایان می‌داد.ترامپ پیرامون دلیل حمایت خود از نقش روسیه و دولت بشار اسد در  بحران این کشور تصریح کرد: از نظر من مسأله اینگونه است که ما درحال جنگ با دولت سوریه هستیم ، دولت سوریه درحال جنگ با داعش است و ما مجبوریم از شر داعش خلاص شویم.
وی با بیان اینکه روسیه اکنون رابطه تنگانگی با سوریه دارد  اظهار داشت: از سوی دیگر ما ایران را داریم که به دلیل سیاست های آمریکا در حال قدرتمند شدن است.
ترامپ همچنین ایران را نیز متحد اصلی دولت سوریه عنوان کرد.
رئیس‌جمهور منتخب آمریکا همچنین درباره نقش واشنگتن در سوریه اظهار داشت که آمریکا از افراد مسلحی در سوریه پشتیبانی می کند که ما هیچ شناختی از آنها نداریم و تنها مشخصه آنها اقدامات ضد بشار اسد است.
گزارش اندیشکده مطالعات استراتژیک و بین‌الملل:
مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل CSIS هم‌زمان با اعزام ناوگروه ایران به خلیج عدن، در گزارشی مفصل به بیان نقاط قوت نظامی کشورمان در مقایسه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پرداخته است.

سرویس جنگ نرم مشرق- اعزام ناوها و ناوگروه‌های جنگی ایران به آب‌های بین‌المللی از سال‌ها پیش انجام می‌شده و طی این سال‌ها به طور خاص آمریکایی‌ها را نگران کرده است. در آخرین مورد از حضور بین‌المللی ناوهای جنگی کشورمان، 14 مهرماه سال جاری ناوگروه 44 نیروی دریایی ارتش متشکل از ناوشکن رزمی الوند و ناو پشتیبانی بوشهر[1] راهی آب‌های آزاد خلیج عدن و تنگه فوق‌العاده مهم باب‌المندب در جنوب یمن شد تا امنیت عبور و مرور کشتی‌های مختلف تجاری از این منطقه را تأمین و منافع ملی کشورمان دفاع کند.

قدرت نظامی ایران در مقابل کشورهای عربی خلیج فارس

نیروی دریایی ایران سال‌هاست مسئولیت تأمین امنیت کشتی‌های تجاری را در منطقه و به خصوص اطراف خلیج عدن به عهده دارد

خبر اعزام این ناوگروه، کم‌وبیش هم‌زمان با خبر حمله آمریکا به مواضع دفاعی انصارالله در یمن (به بهانه حملات ناموفق به کشتی‌های جنگی این کشور از سواحل تحت کنترل یمنی‌ها)، رسماً منتشر شد و برخی کارشناسان، استقرار ناوهای ایرانی را تلاشی در جهت مقابله با هرگونه ماجراجویی نظامی واشینگتن در ابعاد گسترده‌تر تفسیر کرده‌اند[2]. البته ایران از سال‌ها پیش مسئولیت تأمین امنیت این منطقه حساس را، به خصوص در مقابل حملات دزدان دریایی خلیج عدن، به عهده دارد[3] و اعزام ناوگروه به این خلیج برای اولین یا آخرین بار نبوده است.

صرف‌نظر از این‌که آیا اعزام ناوگروه ایرانی پاسخ به اولین حملات رسمی آمریکا علیه انصارالله بوده یا نه، این یک واقعیت است که حضور نیروی دریایی ایران در منطقه طی سال‌های اخیر بسیار پررنگ شده و حتی چنان‌که در مواردی مانند دست‌گیری ملوانان آمریکایی در اواخر دی‌ماه سال 94 دیدیم، نظامیان آمریکایی را نیز به چالش کشیده است.

کارشناسان آمریکایی گزارش‌ها و تحلیل‌های متعددی را با موضوع توازن قوا در خاورمیانه و خلیج فارس ارائه داده‌اند که بخش مهمی از این تحلیل‌ها به موضوع حضور نظامی ایران در منطقه می‌پردازد. یکی از این تحلیل‌های مفصل را اخیراً اندیشکده مطرح «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» آمریکا ارائه داده است.

«آنتونی کوردزمن» کارشناس شناخته‌شده آمریکایی در زمینه خاورمیانه و «عبدالله توکان» کارشناس مسائل جهان عرب در گزارشی تحت عنوان «ایران و توازن نظامی خلیج [فارس]» طی چند ده هزار کلمه، به طور مشروح نقش و توان نظامی ایران را در منطقه خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس بررسی می‌کنند. آن‌چه پیش از خواندن این گزارش باید بدانید این‌که طبق قاعده ادبیات اندیشکده‌های آمریکایی، هر جا کلماتی مانند «تهدید» درباره ایران استفاده شده، می‌توان آن را «توان نظامی بالا» خواند. مشرق در این‌جا خلاصه‌ای از گزارش اندیشکده «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» را در اختیار مخاطبان محترم قرار می‌دهد.

برتری نظامی ایران به‌رغم حمایت‌های گسترده غرب از اعراب

نویسندگان گزارش به نقاط قوت متعدد ایران اعتراف می‌کنند؛ هرچند آن‌ها را با عبارت‌هایی مانند «تهدید» توصیف می‌نمایند. در همین راستا، گزارش مذکور، نیروی انسانی نظامی را یکی از نقطه‌های قوت کلیدی ایران و عامل برتری کشورمان نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس می‌داند. هم‌چنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز ترکیبی از قدرت متقارن و نامتقارن می‌داند که «قدرتی دائماً در حال ظهور» و نقش آن در منطقه خلیج فارس و توسعه موشک‌های بالستیک و کروز بسیار مهم است.

کوردزمن و توکان می‌نویسند که سپاه پاسداران ایران از طیفی از نیروهای زمینی-هوایی-دریایی برخوردار است و در کنار آن‌ها نیروی قدس را برای حمایت از نیروهای خارجی و بسیج را برای دفاع عمیق و امنیت داخلی تحت کنترل دارد. گزارش سپس ادامه می‌دهد که سپاه پاسداران کنترل موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و میان‌برد، و پهپادها، پهپادهای مسلح و موشک‌های کروز دوربرد ایران را به دست دارد. نویسندگان گزارش سپس آمارهای مفصلی درباره آن‌چه تصور می‌کنند ظرفیت‌های سپاه پاسداران است ارائه می‌دهند.

نویسندگان گزارش در تشریح برتری ایران نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس می‌نویسند: «سپاه پاسداران ایران، نیروی انسانی و [ظرفیت] کمیتی‌ای فوق [کشورهای عربی] دارد و از نیروهای پرشمار توپ‌خانه‌ای بهره‌مند است.» با این وجود، این‌ها تمام نقاط قوت ایران در مقابل کشورهای عربی نیستند. جدول‌ها و نمودارهایی که در ادامه گزارش آمده، نقاط قوت بی‌شماری را برای ایران برمی‌شمارد که در بسیاری از آن‌ها ظرفیت‌های نظامی ایران حتی از مجموع ظرفیت‌های نظامی اعضای شورای هم‌کاری خلیج فارس نیز با فاصله زیادی، بیش‌تر است.

اذعان به نقاط قوت و پیش‌رفت ایران و اعتراف به نقش مخرب آمریکا در منطقه

اندیشکده «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» در گزارش خود ابتدا به تغییر و تحول در توازن نظامی در منطقه خلیج فارس می‌پردازد و اعتراف می‌کند یکی از عوامل تأثیرگذار بر تغییر این توازن، «ظرفیت‌های دائماً در حال بهبود ایران در نبرد نامتقارن، ... گسترش ظرفیت این کشور برای تهدید عبور و مرور دریایی درون و نزدیک خلیج [فارس]، و ایجاد تهدید با موشک‌های بالستیک و کروز علیه هم‌سایه‌های عربش» است.

قدرت نظامی ایران در مقابل کشورهای عربی خلیج فارس
برد موشک‌های ایران با قابلیت حمل 1000 کیلوگرم

گزارش مذکور بنا به عادت اندیشکده‌های آمریکایی تلاش کرده تا ضمن ارائه کدهای خاص، قدرت نظامی ایران را کوچک‌نمایی کند. با این حال، سراسر گزارش مملو است از اعتراف نویسندگان آن به پیش‌رفت‌های ایران در حوزه‌های نظامی و موشکی و بسیاری از حوزه‌های دیگر. «مطالعه و ارزیابی قوی از مواضع غربی و خارجی»، «توانایی بستن خلیج [فارس]» و «ارتقای دائم ظرفیت‌های نامتقارن» از جمله نقاط قوتی هستند که نویسندگان گزارش در بخشی تحت عنوان «حرف مقابل عمل» برای ایران برمی‌شمارند. اما این پایان کار نیست.

«مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» در بخش دیگری به نام «نقاط مثبت اصلی برای ایران» در توصیف فوایدی که تغییر توازن در خلیج فارس برای ایران داشته است، به شکلی عجیب ادعا می‌کند «آمریکا، «متحد مخفی» ایران است» و سپس «حمله به عراق و پیامدهای آن، به هم ریختن سوریه از ابتدا، «خط قرمز» نامشخص و منعطف هسته‌ای، تلاش‌های لنگان در افغانستان، و از دست دادن اعتماد متحدان در مصر» را از جمله اقدامات آمریکا می‌داند که به سود ایران تمام شده است.

گزارش سپس با نقض ادعاهای قبلی خود درباره این‌که پیش‌رفت‌های نظامی در ایران بزرگ‌نمایی می‌شود و مدرنیزه‌سازی نظامی هم صرفاً ادعایی از سوی تهران است، «پیش‌رفت‌های موشکی و هسته‌ای»، «پیش‌رفت‌های واقعی در زمینه مدرنیزه‌سازی، انطباق [نظامی با دنیای مدرن] و واردات انتخابی [نه محدود و اجباری]»، «یک‌پارچه‌سازی نیروهای عادی و انقلابی»، و همین‌طور «بازسازی بسیج و نیروهای امنیتی داخلی» را پیش‌رفت‌های ایران در عرصه توازن نظامی منطقه‌ای می‌داند.

جالب این‌جاست که نویسندگان گزارش اعتراف می‌کنند بی‌ثباتی در لبنان، عراق، و افغانستان، و افزایش تنش‌ها میان شیعه و سنی، به ضرر ایران است. هم‌چنین قائل به این هستند که ایران سلاح‌های هسته‌ای یا کشتار جمعی ندارد، و البته این را نقطه ضعفی برای تهران می‌دانند. کوردزمن و توکان، به علاوه، «بی‌ثباتی در یمن و جمعیت‌های شیعه در بحرین، عربستان و دیگر کشورهای عضو شورای هم‌کاری خلیج [فارس]» را نیز نقاط منفی برای ایران می‌داند. همه این‌ها نشان می‌دهد بر خلاف ادعای سیاستمداران آمریکایی، منشأ این ناآرامی‌ها در منطقه نمی‌تواند ایران باشد.

قدرت نظامی ایران در مقابل کشورهای عربی خلیج فارس
نیروی انسانی نظامی ایران (چپ) در مقابل عراق و کشورهای عضو شورای هم‌کاری خلیج فارس

نقاط ضعف کشورهای عربی عضو شورای هم‌کاری خلیج فارس

نویسندگان گزارش از سوی دیگر، به طور مفصل درباره حمایت‌های غربی‌ها از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس توضیح می‌دهند و هم‌چنین هزینه‌های نظامی کشورهای عربی به خصوص عربستان را با بودجه نظامی ایران مقایسه می‌کنند. کوردزمن و توکان سپس نتیجه می‌گیرند که از این منظر، کشورهای عربی و اعضای شورای هم‌کاری خلیج فارس با ایران حتی قابل‌مقایسه هم نیستند. با این حال، عوامل دیگری هم از نظر نویسندگان گزارش روی قدرت نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس تأثیر می‌گذارند.

«مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» ضمن اعتراف به ده‌ها قرارداد نظامی آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس و کمک‌های نظامی به این کشورها، در بخشی با عنوان جالب «تهدید شورای هم‌کاری خلیج [فارس] برای شورای هم‌کاری خلیج [فارس]» توضیح می‌دهد که عواملی مانند «ناتوانی در تشکیل ساختار مؤثر برای فرمان‌دهی، برنامه‌ریزی نیروها، حمایت پدافندی، و درگیری در ظاهرسازی و لفاظی بسیار بیش از اندازه»، «عدم وحدت ملی، استفاده از تأسیسات مشترک، وابستگی واقعی به آمریکا»، «تمرکز ضعیف بر مأموریت، هم‌راه با محدودیت [و نقص] در هماهنگی»، «انطباق ضعیف با نبردهای نامتقارن/چریکی»، «عدم یک‌پارچگی، استانداردسازی، و هم‌کاری‌های عملیاتی»، «مشکلات در آموزش‌ها و مانورهای مقیاس بزرگ»، «مشکلات در هم‌کاری مشترک»، و «عدم گسترش متوازن نیروها: عدم کیفیت و ثبات نیروی انسانی» را از جمله واقعیت‌هایی می‌داند که توان نظامی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را تضعیف می‌کند.

عوامل محتمل تأثیرگذار بر آینده منطقه

گزارش اندیشکده «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» از جمله عوامل احتمالی تأثیرگذار بر آینده خلیج فارس را دست‌رسی کشورها از جمله ایران به «موشک‌های فوق‌العاده دقیق»، «قیام جدی (به خصوص توسط شیعیان) در عربستان و بحرین»، «تنش میان آمریکا و کشورهای عضو شورای هم‌کاری خلیج [فارس] (و مصر یا اردن)»، «کاهش بیش از حد تعداد یا بروز بحران در بودجه نظامی نیروهای آمریکایی» می‌داند.

این گزارش هم‌چنین «دست‌رسی ایران به مدرن‌ترین تسلیحات روسی و چینی: جنگنده‌های پیش‌رفته، اس300/اس400 و غیره»، «پیروزی یا شکست اسد در جنگ داخلی»، «قطبی شدن آشکار عراق»، «شورش‌های سیاسی یا تقابل جدی بر سر قدرت در ایران»، «درگیری جدید میان اعراب و اسرائیل» و «تشکیل واقعی محور ایران-عراق-سوریه-حزب‌الله» را بخشی دیگر از عواملی معرفی می‌کند که می‌توانند آینده و توازن قوا در خلیج فارس را تحت‌الشعاع قرار دهند.

قدرت نظامی ایران در مقابل کشورهای عربی خلیج فارس
تحویل سامانه اس300 از روسیه، یکی از عواملی است که توازن در خلیج فارس را تحت تأثیر داده است

گزارش 200 صفحه‌ای اندیشکده آمریکایی

همین حضور قدرتمند ایران در منطقه و به خصوص آب‌های استراتژیک خاورمیانه، چنان‌که گفته شد موجب شده تا تحلیلگران آمریکایی نظریات و گزارش‌های متعددی درباره توازن در خلیج فارس ارائه دهند. گزارش فوق در 14 فصل و حدود 200 صفحه نوشته شده و به موضوعات مختلفی می‌پردازد.

سرفصل‌های این گزارش عبارتند از: «توازن در حال تغییر در خلیج [فارس]»، «تهدید ایران: ترکیبی نامشخص از [نقاط] مثبت و منفی»، «نقص مخارج نظامی»، «نقص نوسازی»، «آمریکا و نیروهای متحد خارجی: دیگر نیروهای مؤثر بر توازن منطقه»، «مقایسه نیروی انسانی نظامی»، «چالش جنگ نامتقارن: ارعاب، بازدارندگی و اقدام به جنگ از جانب ایران و بازیگران غیردولتی»، «توازن زمینی در خلیج [فارس]»، «توازن هوایی در خلیج [فارس]»، «توازن دریایی در خلیج [فارس]»، «بستن خلیج [فارس]: تهدید دریایی-موشکی-هوایی ایران برای عبور و مرور دریایی»، «نیروها و تهدیدهای موشکی»، «جنگ‌های موشکی و پدافند موشکی»، و «تهدیدهای نامشخص هسته‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی».

مواجهه ترامپ با ایران، روسیه و چین چگونه خواهد بود؟
تجارب تیم امنیتی و مشاوران حلقه درونی کاخ سفید می‌تواند نقش جدی در شکل‌دهی سیاست خارجی آمریکا در این دوره همانند دوره‌های گذشته داشته باشد.
سرویس جهان مشرق - پیروزی دانلد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات‌متحده ورای جنجال‌ها و مباحث داخلی این کشور به دلیل تعریف منافع آمریکا به شکل جهانی، دارای تبعات وسیعی در بخش‌های مختلف جهان است. از سوی دیگر شکل خاص مبارزات انتخاباتی آمریکا در این دوره که بیش از محتوای برنامه‌ها به شخصیت نامزدها و افکار و عقاید آن‌ها می‌پرداخت؛ سبب شده است ابهام جدی در مورد سیاست‌های عملی و برنامه‌های نامزدها و ازجمله رئیس‌جمهوری منتخب به وجود آید. در این یادداشت تلاش می‌شود مبتنی بر اظهارات ترامپ در مبارزات انتخاباتی مهم‌ترین الگوهای رفتاری وی در سیاست خارجی به‌اجمال بررسی شود.

بر اساس سیاست‌های اعلامی ترامپ خصوصاً بر اساس سخنرانی وی در 27 آوریل در حوزه سیاست خارجی، این سیاست در دوره جدید بر بازیابی صلح جهانی، افزایش قدرت و حجم ارتش آمریکا، حذف داعش، مهار اسلام رادیکال، عمل به‌مثابه یک متحد قابل‌اعتماد و تجدیدنظر در سیاست آمریکا در قبال ناتو، بنا خواهد شد. چنانکه مشخص است این سیاست‌ها مبهم و متناقض هستند؛ ابهامی که ترامپ تلاشی جهت برطرف نمودن آن در مبارزات انتخاباتی از خود نشان نداد.

نگرش به اتحادها

از تحلیل سخنان ترامپ می‌توان دریافت که او دارای یک تفکر انزوا گرا است. او مخالف ایده‌های همچون بهبود دموکراسی، چندجانبه گرایی، ضمانت‌های امنیتی و همکاری آمریکا با سایر ملت‌ها در مورد مشترکات جهانی است. تحلیل سخنان ترامپ بیانگر تعلق‌خاطر او به رویکردهای انزواگرایانه‌ای است که در دهه‌های بیست و سی میلادی توسط حزب جمهوری‌خواه در این کشور تعقیب می‌شد. او معتقد است عضویت آمریکا در اتحادیه‌های بین‌المللی سبب، افول آمریکا می‌شود و در دولت او، واشنگتن هیچ‌گونه توافقی را که سبب کاهش توانایی آمریکا برای کنترل امور خویش شود؛ امضا نخواهد کرد.

این نوع نگرش طبعاً باعث نگرانی متحدان سنتی آمریکا در جهان خواهد بود. تأکید ترامپ مبنی بر افزایش تعهدات متحدان و کاهش هزینه‌های آمریکا سبب می‌شود متحدان اروپایی آمریکا از یک‌سو بیش از گذشته به فکر ایجاد اتحادیه امنیتی مستقل از ناتو باشند امری که هزینه‌های این کشورها را افزایش خواهد داد از سوی دیگر این امر فلسفه وجودی ناتو که آمریکا به شکل گسترده بعد از فروپاشی ساختار دوقطبی، همواره بر ثبات و پابرجایی آن تأکید داشته، اثر خواهد گذارد. این مسئله در مورد متحدان شرق آسیای آمریکا نظیر چین و کره جنوبی و تایوان نیز صادق است. کاهش تعهدات آمریکا در این منطقه نیز باعث خواهد شد این کشورها نگران اوضاع امنیتی خود در برابر توسعه‌طلبی چین و اقدامات کره شمالی باشند.

ترامپ معتقد است که متحدان آمریکا که تاکنون با هزینه آمریکا از خود دفاع کرده‌اند، یا باید این هزینه‌ها را به آمریکا بازگردانند و یا اینکه در دولت او آمریکا هیچ تضمینی برای دفاع از آن‌ها نخواهد داد و خود می‌بایست از کشور و امنیت خویش دفاع کنند. ترامپ معتقد است، آمریکا دارای هیچ‌گونه منافعی از حضور نظامی در آسیا و اروپا نیست و لذا مایل به ادامه این روند نیست. لذا می‌توان پیش‌بینی کرد که در صورت تحقق این شعار، باید شاهد سردی در روابط آمریکا با کشورهای اروپایی و آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی باشیم.

تبعات این امر در این مناطق بسیار گسترده خواهد بود. در این شرایط اروپا مجبور خواهد شد به دلیل احساس تنها ماندن در برابر روسیه، قرار گرفتن بخش‌هایی از شرق اروپا تحت سلطه روسیه را بپذیرد؛ کره جنوبی در برابر کره شمالی احساس ضعف خواهد کرد و ژاپن احتمالاً به نظامیگری روی خواهد آورد. در این راستا روسیه و چین نفوذ خود را در مناطق پیرامونی افزایش خواهند داد. پکن و مسکو به این نتیجه خواهند رسید که دیگر واشنگتن به دنبال مهار آن‌ها نیست، لذا این امر تبعاتی نظیر بحران‌های ژئوپلیتیکی به دنبال خواهد داشت.

ترامپ برخلاف رویکرد سنتی جمهوری خواهان نظامی‌گری را در گسترش حوزه نفوذ آمریکا تعریف نمی‌کند و به‌نوعی عمل‌گرایی از نوع عمل‌گرایی اوباما متعهد است. سیاست خارجی وی ایدئولوژیک نبوده و بر اساس اظهاراتش اولویت اصلی وی در تمام موضوعات تأمین منافع ایالات‌متحده است و این امر ضرورت دفاع از متحدان ایالات‌متحده در جهان با هزینه آمریکا را کمرنگ می‌کند. ترامپ معتقد است متحدان آمریکا نه‌تنها برای دفاع از خود، بلکه برای مبارزه با تروریسم نیز بایستی هزینه و از نیروی نظامی خود استفاده کنند. درواقع وی خواستار مداخله کمتر نظامی و مستقیم آمریکا در جهان است انتقاد وی از جنگ عراق و تحمیل هزینه گزاف جنگ به مردم آمریکا مثال بارزی از این معنا است.

روسیه

سیاست خارجی و امنیتی دونالد ترامپدر مقابل سخنان ترامپ نشان می‌دهد که او به دنبال تنش‌زدایی با روسیه و بهبود روابط با این کشور است. او معتقد است که اگر آمریکا به سمت بهبود روابط و انعقاد یک معامله سیاسی با روسیه نرود، به‌تدریج باید عرصه بین‌المللی را به روسیه واگذار کند. تلاش برای معامله با روسیه به‌ویژه بر سر مبارزه با تروریسم صورت خواهد پذیرفت.

ترامپ حضور نظامی روسیه در سوریه جهت مبارزه با تروریسم را موردحمایت قرار داده در این راستا وی خواهان حفظ رابطه خوب و تعامل با روسیه است. ترامپ و تیم مشاوران وی به‌احتمال‌زیاد به سمت روابط گرم‌تر با روسیه و شخص پوتین پیش خواهند رفت. احتمال می‌رود ترامپ بر سر سرمایه‌گذاری مشترک در منابع انرژی روسیه برای انتقال آن به اروپا به تفاهم برسند. احتمالاً سیاست آمریکا در قبال روسیه، در دوره ترامپ بازتعریف خواهد شد و بر اساس تحولات و چشم‌انداز موجود؛ بین شکل‌گیری جنگ سرد جدید یا حرکت به‌سوی گفتگوهای انتقادی و همکاری گزینشی، یکی از دو گزینه انتخاب خواهد شد.

خاورمیانه

خاورمیانه همواره پس از جنگ جهانی دوم از حوزه‌های اجتناب‌ناپذیر نفوذ آمریکا بوده و منافع متعددی که این کشور برای خود تعریف کرده است؛ بر نقش آن در سیاست خارجی و امنیتی آمریکا افزوده است. بحران‌های این منطقه و حضور متحدان منطقه‌ای آمریکا و مسئله انرژی و امنیت آن سبب شده است در طول تاریخ خاورمیانه موردتوجه آمریکا باشد. هرچند ترامپ به‌تفصیل دراین‌باره ورود پیدا نکرده است اما می‌توان از مطالب بیان‌شده به اولویت‌های وی دست‌یافت. در مورد متحدان عربی آمریکا نظیر عربستان سعودی قاعده اتکای بیشتر به منابع داخلی آن‌ها و عدم هزینه مستقیم آمریکا جهت حمایت مستقیم از این کشورها، جاری است از سوی دیگر ترامپ انتقاداتی به نقش عربستان در اقدامات تروریستی داشته است که می‌تواند در روابط آینده با این کشورها اثرگذار باشد.

در مورد رژیم صهیونیستی، طبعاً ترامپ بهترین گزینه برای این رژیم نبوده است؛ وی در اظهارات اولیه خود در مسئله فلسطین اعلام بی‌طرفی و عدم جانب‌داری نمود چراکه این امر را مانع حل‌وفصل مسئله می‌داند. در رابطه با سیاست آمریکا در دوره ترامپ در قبال اسرائیل نباید از نقش لابی آیپک و نیز ساختار حاکمیت آمریکا غافل شد احتمالاً به سیاق جمهوری‌خواهان، ترامپ دست اسرائیل را در بسیاری از حوزه باز خواهد گذارد و ممانعتی در برابر رفتارهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی به عمل نخواهد آورد و احتمالاً ابتکار جدی برای حل مسئله نیز ارائه نخواهد داد امری که مطمئناً مطلوب اسرائیل است.

در مورد مسائل عراق و سوریه؛ به نظر می‌رسد اولویت اصلی سیاست خارجی ترامپ مسئله داعش و مدیریت آن باشد. علیرغم لفاظی‌های مکرر ترامپ علیه نامزد حزب دمکرات در این حوزه و اتهام زنی به هیلاری کلینتون در مورد ایجاد داعش؛ هنگامی‌که گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا به ترامپ عرضه شود احتمالاً وی از سیاست تأکید مطلق بر شکست داعش به شکل گذشته تغییراتی ایجاد نموده و سیاست محتاطانه‌تری اتخاذ کند؛ اما به دنبال نشان دادن برتری خود در حوزه سیاست خارجی به نسبت حزب رقیب خواهد بود؛ لذا پیش‌بینی می‌شود ترامپ مسئله داعش در عراق را از مسئله سوریه تفکیک نموده و اقداماتی در جهت حل مسئله داعش در عراق نماید. در مورد سوریه احتیاط ترامپ احتمالاً بیشتر خواهد بود. وی سرنگونی دولت سوریه و شخص اسد را مسئله‌ای ثانوی می‌داند و احتمالاً به شکل جدی در این حوزه در کوتاه‌مدت ورود نخواهد کرد. از سوی دیگر همکاری با روسیه در این حوزه بسیار محتمل است.

چین

روابط دولت ترامپ و چین حول دو محور مشخص که البته مسائل جدیدی نیستند متمرکز خواهد بود. اول؛ مسائل تجاری دوجانبه و دوم؛ مسائل مربوط به ظهور چین به‌عنوان قدرت برتر ژئوپلیتیک در شرق آسیا.

در حوزه مسائل تجاری ترامپ به‌شدت از سیاست‌های اوباما انتقاد کرده و معتقد است این سیاست‌ها باعث فرار میلیاردها دلار سرمایه آمریکایی‌ها و گسیل آن‌ها به چین شده و باعث گردیده مزیت تجاری به رقیب داده شود لذا احتمالاً از طریق در پیش گرفتن سیاست‌های اقتصادی حمایتی و وضع تعرفه‌های گمرکی رفتار چین را تعدیل نماید این امر احتمالاً با اقداماتی نظیر مقابله با حملات سایبری و سرقت حقوق مالکیت معنوی توسط چین و شکل‌گیری نوعی جنگ ارزها میان دو کشور و کاهش ارزش یوان توسط چین همراه خواهد شد.

در حوزه مسائل ژئوپلیتیک کاهش احتمالی حمایت ترامپ از ژاپن و کره جنوبی بر اساس سیاست اعلامی فعلی برای چین مطلوب خواهد بود و از سوی دیگر استراتژی چرخش به شرق و موازنه مجدد اوباما با تعدیل و یا تغییر مواجه خواهد شد که این امر نیز مطلوب چین است؛ اما تأکید ترامپ بر حضور بیشتر در دریاهای جنوبی و شرقی چین قطعاً با مخالفت این کشور مواجه خواهد شد و رقابت را افزایش خواهد داد.

ایران

ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود به شکل مستقیم به ایران نپرداخته است بلکه در انتقاد به سیاست‌های دولت اوباما مسئله ایران را مطرح کرده است. در این راستا توافق هسته‌ای مهم‌ترین موضوع بوده است. ترامپ توافق هسته‌ای را افتضاح اوباما نامیده و اعلام کرده باید شرایط بهتری برای آمریکا در توافق ذکر می‌شد. وی در مورد برجام از ادبیات مختلفی استفاده کرده است: طرح پاره نمودن برجام، مذاکره مجدد با ایران در حوزه هسته‌ای، جلوگیری از تقلب ایران از توافق هسته‌ای ازجمله این موارد است. وی درعین‌حال با اصل توافق مخالف نیست و تصور می‌کند آمریکا می‌توانست امتیازات بیشتری از توافق به دست آورد. در حوزه مسائل منطقه‌ای نیز عموماً در سخنان ترامپ، نام ایران همراه با روسیه در بحث مبارزه با داعش طرح‌شده است که ابعاد مثبت نیز در آن مشاهده می‌شد.

باید توجه کرد سیاست کلان آمریکا در قبال جمهوری اسلامی فارغ از این لفاظی‌ها و بر اساس تقابلی ماهیتی با انقلاب اسلامی تعریف‌شده است و مهار جمهوری اسلامی از اصول اولیه هر دولتی در آمریکا خواهد بود بااین‌وجود تفاوت تاکتیک‌های این دولت‌ها می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌هایی را به وجود آورد. دولت جمهوری‌خواه ترامپ به همراه کنگره‌ای که کاملاً در اختیار این حزب قرار دارد در عمل طرح‌ها و اقدامات ضد ایرانی گسترده‌ای را احتمالاً بدون مخالفت ترامپ به تصویب خواهد رساند و فشار در این حوزه افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر به نظر می‌رسد لفاظی‌های ترامپ در حوزه برجام چه منجر به نقض مستقیم برجام توسط آمریکا شده و یا حتی منجر به مذاکره مجدد در این حوزه گردد؛ از شرایط فعلی اجرای برجام منافع بیشتری برای جمهوری اسلامی داشته باشد. پیش‌بینی می‌شود نزدیکی احتمالی آمریکا و روسیه در حوزه مسائل منطقه‌ای در دوره ترامپ سبب بروز فرصت‌ها و چالش‌هایی برای جمهوری اسلامی گردد که ضرورت دقت و تغییرات سیاست‌گذاری برای کشور در این حوزه جدی است. متن حاضر در این مجال به درصدد طرح این مسئله نیست.

جمع‌بندی

به قدرت رسیدن ترامپ با توجه به فقدان سابقه و عدم تجربه وی در حوزه حکومت‌داری تبعات مختلف داخلی و خارجی خواهد داشت. شخصیت و سوابق ترامپ به‌عنوان متغیرهای فردی می‌تواند در تصمیمات و سیاست‌های آمریکا در ابعاد مختلف تأثیرگذار باشد اما نباید فراموش کرد ساختار سیاسی و بوروکراتیک حکومت آمریکا می‌تواند در بسیاری حوزه‌ها متغیرهای فردی را تحت تأثیر قرار داده و متغیر نقشی و حکومتی باعث تعدیل رفتار و سیاست‌های افراد گردد. دونالد ترامپ نیز با توجه به فقدان تجارب کافی مجبور به مصالحه و پذیرش این ساختارها خواهد بود لذا سیاست خارجی و امنیتی آمریکا می‌تواند مسیر گذشته را همچنان با تغییراتی تاکتیکی حفظ نماید.

از سوی دیگر، تجارب تیم امنیتی و مشاوران حلقه درونی کاخ سفید می‌تواند نقش جدی در شکل‌دهی سیاست خارجی آمریکا در این دوره همانند دوره‌های گذشته داشته باشد. به نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت و در سال اول حکومت ترامپ در صورت عدم بروز حادثه‌ای ویژه، روند سیاست خارجی آمریکا با تغییر جهت جدی مواجه نشود. همکاری، کنترل و نظارت کنگره آمریکا با ترامپ برگ برنده پیشبرد اهداف وی خواهد بود اما نباید ازنظر دور داشت ترامپ به شعارهای داده‌شده توسط خود نیز نمی‌تواند پایبند نباشد و این پایبندی به همراه شخصیت تاجر مسلک وی جهت انجام معامله در حوزه‌های مختلف ابهامات سیاستی را در کاخ سفید افزایش خواهد داد. به نظر می‌رسد اولویت اصلی سیاست‌های ترامپ در گام نخست مسائل داخلی آمریکا و بهبود مسائل درونی این کشور و نشان دادن تغییر ملموس نسبت به دوران دمکرات‌ها باشد ازاین‌رو مسائل سیاست خارجی تبعی و وابسته به تحولات احتمالی جدی در خارج باشد. درمجموع انتخاب تیم اجرایی و انتخاب اعضای اصلی کابینه و نهادهایی نظیر وزارت خارجه، وزارت دفاع، رئیس سازمان سیا، مشاور امنیت ملی؛ در تحلیل نهایی جهت‌گیری سیاست خارجی و امنیتی ترامپ با توجه به فقدان تجارب خارجی وی، نقش جدی خواهد داشت.

** دکتر ابوذر گوهری مقدم

 
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد