محسن رضایی:
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: آمریکا دو بار و اسرائیل سه بار قصد حمله به ایران را داشتند اما توانمندی ایران مانع از تحقق اهداف آنها شد.
به گزارش مشرق، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در برنامه زنده تلویزیونی «متن حاشیه» شبکه سه سیما به موضوع جنجال آفرینی اخیر کشورهای غربی بخصوص آمریکا درخصوص موشکهای ایران پرداخت.
رضایی در پاسخ به سوالی درباره نامه اخیر آمریکا و 3 کشور اروپایی به دبیرکل سازمان ملل درباره برنامههای موشکی ایران، اظهار داشت: بنده منتظر چنین خبری بودم، زیرا آمریکاییها برنامهای را علیه ما چیدهاند که مسئله هستهای گام نخست آن بود و مسئله موشکی بعد از آن است و سپس میخواهند مسائل مربوط به حقوق بشر را مطرح کنند و در نهایت میخواهند کمکم وارد بحث سپاه پاسداران شوند و بگویند که شما بیایید و دست از این نظام بکشید.
وی ادامه داد: این یک برنامه طراحیشده است که قبلا با جنگ و درگیری به ما فشار میآوردند تا ما را به عقب برانند، اما الان سیستم جدیدی پیدا کردهاند و طبق آن عمل میکنند. آمریکاییها علیه سیستم دفاعی ما برنامه دارند و آن را دنبال میکنند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که نگرانیهای اخیر که از سوی مقامات غربی مطرح میشود از چیست، تصریح کرد: بعد از برجام و همکاری که ایران در مذاکرات با آنها داشت و یک فضای جدیدی از تعامل بین ما و غرب بهوجود آمده، قطعاً نباید آنها اینقدر سریع وارد این حساسیتها میشدند. حداقل باید چند سالی میگذشت تا یک تعاملی بین ما و غرب بهوجود میآمد و آنگاه یک میز جدید مذاکره باز میکردند اما از همین شتابزدگیشان میتوان فهمید کار آنها از موضع تعامل و گفتوگو نبوده، بلکه باید یک مسئله دیگر پشت صحنه باشد.
رضایی ادامه داد: ایران امروز به خاطر اینکه بخش مهمی از توان دفاعیاش را بر روی قدرت موشکی متمرکز کرده و الان موشک تبدیل به یک قدرت بازدارنده برای ما شده است، آنها به دنبال این هستند که این امکان را بگیرند و یا اینکه اگر نتوانند، تا یک حدی ما را در تولید و قدرت موشکی به عقب برانند تا خودشان دست برتر را در منطقه داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی موازنه قوا به نفع آنان عوض شود، یعنی وقتی اسرائیل بتواند ما را تهدید کند و ما نتوانیم جواب دهیم، آنها به هدف مطلوب خود رسیدهاند. کشوری که نمیتواند جواب تهدیدهای خود را دهد، قاعدتاً دستش بالاست و تسلیم خواهد شد.
فرمانده سپاه در سالهای دفاع مقدس گفت: الان بحث آنها صراحتا معطوف به موضوع موشکی است و در این زمینه دو دیدگاه را دنبال می کنند. در وهله میخواهند یک فضایی را طرح کنند که بگویند ما به ساخت موشک در ایران اطمینان نداریم و اینها میتوانند حامل کلاهک هستهای باشند و بعد از مدتی که این فضا را ساختند، قصد دارند بگویند که ما میخواهیم بازرسی کنیم که بازرسی کردن به این معناست که می خواهند وارد پادگانهای ما شوند و موشکهای ما را تست کنند و قدرت، بُرد و تخریبشان را بفهمند که بهراحتی این اطلاعات را میتوانند به اسرائیل بدهند و یا این اطلاعات را به کسانی که فردا میخواهند به ایران حمله کنند، بدهند یا اینکه وقتی آنها سلاح ما را بشناسند، میتوانند ضد آن را بسازند و این یکی از اهداف آنان است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه آمریکاییها و غربیها متوجه جایگاه ویژه و خاص قدرت موشکی در نظام دفاعی ما هستند، افزود: به خاطر همین ویژگی، ما الان قدرت اول منطقه هستیم و میتوانیم از وقوع جنگ جلوگیری کنیم و یا اگر جنگی علیه ما اتفاق بیفتد، میتوانیم آن را با شکست مواجه کنیم.
رضایی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران حرف اول را در منطقه میزند، اظهار داشت: ایران الان قدرت اول منطقه است و آنها میخواهند ایران را از این قدرت پایین بکشند.
وی افزود: از زمانی که جنگ تمام شد تا الان آمریکاییها دو بار و اسرائیلیها سه بار میخواستند به ما حمله کنند، اما نتوانستند که این مسئله نشاندهنه قدرت دفاعی بالای ایران بوده است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه آنها قصد دارند جلوی توسعه توان دفاعی و موشکی ما را بگیرند، تصریح کرد: همه کشورها به دنبال ارتقای توان خود هستند و اگر ما در همین سطح باقی بمانیم، ۵ سال آینده فاصله اسرائیل با ما بسیار زیاد میشود، لذا ما همواره نسبت به افزایش دقت موشکهایمان اقدام کردهایم.
رضایی ادامه داد: اگر در گذشته خطای موشک های ما ۲-۳ کیلومتر بود، الان این میزان خطا به چند متر رسیده و ما حتی قصد داریم این اختلاف را به چند سانتیمتر برسانیم.
وی تاکید کرد: تلاش دشمن در وهله اول جلوگیری از توسعه و محدود کردن توان موشکی ماست و درنهایت قصد دارند کلا این قدرت بازدارندگی را از بین ببرند.
رضایی در پاسخ به این سوال که آیا بهتر نبود به خاطر کاهش تنشها، یک مدت توسعه توان موشکی کنار گذاشته می شد، گفت: علت اینکه ما به دنبال ساخت موشک هستیم، به دلیل تجربه ذیقیمتی بود که در جنگ بهدست آوردیم، بر همین اساس طبق آمار، ۱۶ هزار نفر از هموطنانمان در دوران دفاع مقدس بر اثر بمبارانها و شلیک موشکها شهید شدند که بلافاصله بعد از جنگ، نیروهای انقلابی همت کردند و این خلاء دفاعی را پر کردیم.
وی تأکید کرد: آنها خوب میدانند مسئله پیشرفت موشکهای ایران، یکی از عوامل اقتدار ما در منطقه است و میخواهند این توان را از ما بگیرند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: کشور ما در چهارراه منافع بینالمللی است و تاریخ نشان داده که هر ۳۰ سال در ایران جنگ شده و الان میبینیم که وضع منطقه بسیار بد است و اگر ما جلوی داعش را نمیگرفتیم، امروز شاهد ناامنیهایی در تهران بودیم.
رضایی افزود: ممکن است کشوری مانند ژاپن نیازی به این سطح از توانمندی های دفاعی مثل ما نداشته باشد، اما ما بر سر قلهای هستیم که همه میخواهند به آن حمله کنند و آن قله را بگیرند. بنابراین باید برای مردم آرامش و امنیت ایجاد کنیم.
وی با اشاره به تاریخ تلخ گذشته که منجر به جدایی بخشی از شهرها از ایران شد، گفت: یکی از دلایلی که نصف ایران جدا شده، به خاطر این جوهای روشنفکری است که بعضی وقتها وارد کشور ما میشود و آن اقتدار و پشتوانه ما را متزلزل میکند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: آن کسانی که میگویند ایران نباید موشک داشته باشد و مدعی دلسوزی برای کشور هستند، چرا تاریخ گذشته را نمیخوانند و اگر هم می خوانند و باز این حرفها را میزنند، مطمئنا خیانت آشکاری به کشور میکنند. نمیتوانیم اجازه دهیم یک بار دیگر صحنههای تلخ تاریخ گذشته تکرار شده و قسمت دیگری از کشورمان جدا شود.
رضایی خاطرنشان کرد: ما موشک را برای امنیت و صلح میخواهیم و هدف ما ایجاد ثبات در منطقه است.
رضایی با بیان اینکه ما گفتوگو را نفی نمیکنیم، افزود: اگر گفتوگو بدون موشک باشد، کمتر از ۴۸ ساعت، ما را بههم میریزند. به طور مثال کارشکنی عربستانیها در جریان مذاکرات، حتی بیشتر از رژیم صهیونیستی بود، اگر اقتدار و موشک نداشته باشیم، رقبای ما در منطقه مشکل ایجاد میکند.
وی با بیان اینکه ما در طول ۳۷ سال اخیر همواره بر گفتوگو تأکید داشتهایم، افزود: البته برخی از مسائل مانند موضوع موشک قابل مذاکره نیست و نمیتوانیم به کسی اجازه دهیم وارد حریم دفاعی ما شود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: رزمایشها در ایران همیشه وجود داشته و دارد. ما ۱۰ سال است که رزمایش موشکی برگزار میکنیم، اما در 2 سال اخیر برادرانمان در سپاه برای همکاری با دولت، رزمایشهای خود را علنی نمیکردند تا دوستانمان در جریان مذاکرات هستهای، حداکثر فرصت رایزنی را داشته باشند.
رضایی در پاسخ به این سوال که آیا ایران بعد از برجام، تغییر یافته است، گفت: از بُعد خارجی تغییر ایجاد شده و بعد از ۱۲ سال در سیاست چند گام جلو افتادیم و دنیا به این نتیجه رسیده که ایران را نمیتوان منزوی کرد، اما از نظر اقتصادی و اینکه آیا آمریکاییها به تعهداتشان عمل میکنند یا خیر، برایند تحلیلها اینگونه است که آنها تعهدات خود را عملی نمیکنند و تأثیر چندانی هم بر اقتصاد ما نخواهد گذاشت.
وی گفت: اگر اقتصاد مقاومتی بهدرستی در کشور اجرا شود، اجرا یا عدم اجرای برجام، تأثیری نخواهد داشت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، نسبت به اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی در سال جاری، اظهار داشت: انتظار داریم جناب آقای روحانی و دوستانشان کار انقلابی کنند و بدانند که با شعار دادن نمیشود مشکلات کشور را حل کرد.
وی با بیان اینکه دولت باید یکپارچهسازی را برای موفقیت در عرصه اقتصادی از خودش آغاز کند، ادامه داد: این تمرکزی که در دولت است باید از بین برود و موضوع مدیریتی باید در دولت حل شود، روحیات محافظهکارانهای که در دولت وجود دارد نمیتواند کاری کند. وقتی گفته میشود به استانداران اختیار لازم دهید تا بتوانند اقدامات اساسیتری در عرصه اقتصادی انجام دهند، میگویند که باید قانون اساسی عوض شود که اصلا این موضوع درست نیست.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: اگر اقدام انقلابی انجام شود، قطعا در عرصه اقتصادی به موفقیتهایی خواهیم رسید و منظورمان از حضور نیروهای انقلابی کسانی است که قدرت فهم اقتصاد را دارند، لذا در همین بخش خصوصی افراد موفقی حضور دارند، اما در سیستم بروکراسی گرفتارند.
رضایی بیان کرد: تحریمها برداشته شد، حالا ببینیم دوستانمان در دولت می خواهند چهکار کنند، زیرا اگر بخواهند مانند روند سهسال گذشته کارها را پیش ببرند، معلوم است که راه به جایی نمیبرند. دوستان ما در دولت باید ابتدا از خود شروع کنند و موانع راه تولید را بردارند تا انقلابی صورت بگیرد.
وی در پاسخ به این سوال که برخی میگویند شرایط لازم برای اجرای اقتصاد مقاومتی فراهم نیست و تحقق آن نیازمند بودجه است، تصریح کرد: اینکه میگویند بودجه دولت آقای روحانی کمتر از دولت آقای احمدینژاد است، از نظر ارزی شاید درست باشد، اما از نظر ریالی درست نیست، زمان آقای احمدینژاد ارز را هزار تومان میفروختند، الان در این سالها شاید میزان درآمدهای ارزی کمتر شده، اما قیمت ارز به ۳ هزار تومان رسیده، بنابراین از نظر ریالی تفاوت چندانی ندارد و شما میتوانید بودجه دولت را مقایسه کنید هم از نظر ریالی و هم از نظر ارزی، ضمن اینکه پول فراوانی در اختیار مردم وجود دارد، اما آنها اعتماد ندارند تا وارد چرخه اقتصادی کنند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفت: الان نقدینگی به ۹۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده و سیر صعودی دارد و نتیجه این مسئله این است که پول بر سر جای خودش نمیرود. به هر حال اقتصاد مقاومتی، شدنی است، اما دولت باید روش مدیریتی اقتصادی خود را عوض کند. تا زمانی که دولت این روش را عوض نکند، ممکن است ما به جایی نرسیم، البته همه باید به دولت کمک کنند و امسال منتظریم دولت در عرصه اقتصاد مقاومتی کارهایی را انجام دهد.
کشته شدن دهها تن در درگیریهای قرهباغ
رییسجمهوری ارمنستان در حالی از کشته شدن 18 سرباز کشورش در جریان درگیریهای اخیر در منطقه ناگورنو-قرهباغ خبر داد که باکو اعلام کرد، 12 سرباز آذربایجانی در این درگیریها کشته شدهاند.
به گزارش مشرق به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، سرژ سارکیسیان، رییسجمهوری ارمنستان اعلام کرد، 18 سرباز این کشور در جریان درگیریها در منطقه ناگورنو- قرهباغ کشته شده و 35 تن دیگر زخمی شدند.
وی درگیریهای اخیر را شدیدترین درگیریها از زمان برقراری آتشبس در این منطقه در سال 1994 قلمداد کرد.
رییسجمهوری ارمنستان افزود: با عملکرد به موقع نیروهای ارتش توانستیم نه تنها اوضاع را تحت کنترل درآوریم بلکه آسیب قابل توجهی به دشمن وارد سازیم.
در همین حال، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری آذربایجان در گفتوگو با خبرگزاری نووستی اعلام کرد که 12 سرباز کشورش در جریان درگیریهای اخیر جان خود را از دست دادند. پیش از این الهام علیاف، رییسجمهوری آذربایجان نیز این آمار را تایید کرده بود.
علیاف در آخرین اظهارات خود گفته که به دنبال راهکاری برای حل مسالمتآمیز درگیریهای اخیر است.
ادعای باکو درباره کشته شدن بیش از 100 سرباز ارمنستان
خبرگزاری رویترز گزارش داد، وزارت دفاع جمهوری آذربایجان در بیانیهای مدعی شده در جریان درگیریهای اخیر بیش از 100 سرباز ارمنستان کشته و شش تانک این کشور نیز منهدم شده است؛ ادعایی که دولت ارمنستان آن را رد کرده است.
پیش از این اخباری هم از سرنگون شدن یک بالگرد جمهوری آذربایجان توسط نیروهای ارمنستان منتشر شد و البته باکو این موضوع را تایید کرده است.
درگیری میان دو کشور از زمانی که ناگورنو-قرهباغ از جمهوری آذربایجان جدا شد، در سال 1988 آغاز شده است و این دو کشور مدعی مالکیت این منطقه هستند.
واکنشها
حسین جابری انصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در خصوص درگیریهای اخیر در منطقه قره باغ گفت: درحالی که منطقه شاهد اقدامات ویرانگر گروههای افراطی بوده و نیازمند آرامش و استقرار است، دریافت اخبار نگرانکننده از تشدید درگیریها در منطقه قرهباغ میان آذربایجان و ارمنستان موجب نگرانی شدید جمهوری اسلامی ایران است.
رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم نسبت به درگیریهای اخیر میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در منطقه ناگورنو- قرهباغ ابراز نگرانی کرد.
عصمت یلماز، وزیر دفاع ترکیه نیز گفته که کشورش در جریان درگیریهایی که میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در منطقه مورد مناقشه ناگورنو-قرهباغ رخ داده، از باکو حمایت میکند.
از سوی دیگر، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه نیز در تماسی تلفنی با الهام علیاف، در خصوص کشته شدن سربازان جمهوری آذربایجان در درگیریهای اخیر، با رییسجمهوری این کشور ابراز همدردی کرد.
این درگیریها درحالی صورت گرفته که دولت روسیه به دو کشور تاکید کرده هرچه سریعتر اعلام آتشبس کرده و از درگیریها خودداری کنند.
ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه مراتب نگرانی خود را بابت گزارشهای اخیر درباره درگیریها در این منطقه مورد مناقشه ابراز کرده و خواستار پایان یافتن درگیریها در این منطقه شده است.
دیمیری پسکوف، سخنگوی کرملین گفت: پوتین به طرفهای درگیر تاکید کرده تا آتش بس را رعایت کرده و از خود خویشتنداری نشان دهند.
در همین حال، سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه نیز در تماس تلفنی فوری با وزرای دفاع ارمنستان و جمهوری آذربایجان به این درگیری ها اشاره کرده و خواستار توقف آن شد.
ارتش ایران آماده حضور در «آمریکای لاتین» میشود
پس از حضور در اقیانوس آرام و چندین مرتبه اعزام ناوگروههای ارتش به اقیانوس هند، حالا نیروی دریایی آماده حضور قدرتمند در اقیانوس اطلس و سواحل آمریکای لاتین میشود.

به گزارش مشرق، در تاریخ 27 تیرماه سال 90، امیر دریادار سیاری برای اولین بار از آمادگی نداجا برای اعزام ناوگروه به اقیانوس اطلس خبر داد.
ناوگروههای ارتش اگرچه از بدو آغاز ماموریت های طولانی مدت خود (از اردیبهشت سال 88) اکثرا به منطقه خلیج عدن و تنگه باب المندب (به منظور حراست از کشتی های ایرانی و خطوط مواصلاتی کشورمان در برابر دزدان دریایی) سفر میکنند، اما برخی از این ناوگروهها (بخصوص ناوگروههای آموزشی) به مناطق مهم دیگری نظیر دریای مدیترانه، کانال سوئز، دریای سرخ، تنگه مالاکا، جنوب شرق اسیا و اقیانوس آرام نیز اعزام شدهاند.
ناوشکن الوند در یکی از ماموریت های برونمرزی
برای مثال ناوگروه دوازدهم (متشکل از ناو لجستیک «خارک» و ناو رزمی «الوند») اولین بار در اوایل بهمن سال 89 در قالب ناوگروه دوازدهم، با عبور از کانال سوئز، وارد دریای مدیترانه شد و یک سال بعد نیز ناوگروه بیست و چهارم (متشکل از ناوشکن «سبلان» و ناو لجستیک «خارک»)، با عبور از اقیانوس هند، خلیج بنگال، تنگه مالاکا و دریای چین، برای اولین به بزرگترین اقیانوس جهان (اقیانوس ارام) سفر کرد.
ناو لجستیک خارک در حال عبور از کانال سوئز
بعدها پس از اعلام دریادار سیاری، بارها «حضور در اقیانوس اطلس» توسط رسانهها مورد سوال قرار گرفت اما فرماندهان تنها به این جمله که ما «در صورت تصویب سلسله مراتب، آماده این اعزام هستیم» بسنده میکردند تا اینکه فرمانده نیروی دریایی ارتش در تاریخ دوم آذرماه سال 92 در نشست خبری خود از احتمال اعزام ناوگروه بیست و نهم به اقیانوس اطلس خبر داد اما این ناوگروه با تغییر در ماموریت خود، از رفتن به اقیانوس اطلس بازماند.
* آشنایی با اقیانوس اطلس
اقیانوس اطلس یا آتلانتیک، دومین اقیانوس بزرگ دنیا است که قارههای آفریقا و اروپا را از قاره آمریکا جدا میسازد و طول آن نیز از قطب جنوب تا اقیانوس منجمد شمالی است.
این اقیانوس به صورت منطقه S شکلی است که در جهت شمالی-جنوبی گسترش دارد و توسط جریان های متقابل استوایی در حدود 8 درجه عرض جغرافیایی شمالی به اطلس شمالی و اطلس جنوبی تقسیم میشود.
اقیانوس اطلس از غرب توسط قاره آمریکا (شمالی و جنوبی) و از شرق توسط قاره های اروپا و آفریقا محصور شده و توسط تنگه «جبلالطارق» با دریای مدیترانه در ارتباط است.
از سمت شمال توسط تنگه دانمارک، دریای گرینلند و دریای نروژ و دریای بارنتز به اقیانوس منجمد شمالی(اقیانوس شمالگان یا دریای آتلانتیک) و از سمت جنوب شرقی به اقیانوس هند و از سمت جنوب غربی توسط تنگه دریک به اقیانوس آرام و از جنوب به اقیانوس جنوبی متصل می شود (در برخی تعاریف دیگر امتداد آن را تا قطب جنوب در نظر میگیرند).
اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام از طریق کانال پاناما در بین آمریکای شمالی و جنوبی نیز به هم متصل هستند.
این اقیانوس همچنین با دریای کارائیب، خلیج مکزیک، خلیج هودسن، خلیج بافین، خلیج بیسکای، دریای شمال، دریای بالتیک و دریای کلتیک مجاورت دارد.
موقعیت جغرافیایی اقیانوس اطلس
مساحت اقیانوس اطلس با در نظر گرفتن دریاهای مجاور آن در حدود 106 میلیون و 400هزار کیلومتر مربع (41٬100٬000 مایلمربع) است که 20 درصد مساحت کل زمین و 26 درصد مساحت آبهای زمین را شامل میشود. بدون احتساب این دریاها مساحت آن 82 میلیون و 400هزار کیلومتر مربع میشود.
عمق متوسط اقیانوس اطلس با احتساب دریاهای مجاور، 3هزار و 339 متر و بدون در نظر گرفتن آنها، 3 هزار و 926 متر و عمیق ترین قسمت این اقیانوس نیز در گودال پورتوریکو به عمق 8هزار و 605 متر است.
عرض اقیانوس اطلس از 2هزار و 848 کیلومتر (بین برزیل و لیبریا) تا 4هزار و 830 کیلومتر (بین آمریکای شمالی و آفریقا) متغیر است.
همسایگان اقیانوس اطلس را در قاره اروپا، کشورهایی نظیر ایسلند، نروژ، سوئد، دانمارک، آلمان، هلند، بلژیک، انگلستان، ایرلند، فرانسه، اسپانیا، پرتغال
در قاره آفریقا، کشورهایی نظیر مراکش، موریتانی، سنگال، گامبیا، گینه بیسائو، گینه، سیرالئون، لیبریا، ساحل عاج، غنا، توگو، بنین، نیجریه، کامرون، گینه استوایی، گابون، کنگو، آنگولا، نامیبیا، آفریقای جنوبی و جزایر قناری
در آمریکا جنوبی، کشورهایی نظیر جورجیای جنوبی، جزایر فالکند، شیلی، آرژانتین، اروگوئه، برزیل، گویان، ونزوئلا، کلمبیا
در حوزه کارائیب، کشورهای ترینیداد و توباگو، کوراسائو، سنت وینسنت و سنت لوسیا، جزیره گوادلوپ، دومینیکا، آنتیگوا و باربودا، سنت کیتس و نویس، سنت مارتین، پورتوریکو، جمهوری دومینیکن، هائیتی، باهاما، کوبا و جامائیکا
در آمریکای شمالی و مرکزی، کشورهایی نظیر پاناما، کاستاریکا، نیکاراگوئه، هندوراس، گواتمالا، مکزیک، آمریکا و کانادا تشکیل میدهند.
بعدها با شروع تعمیرات اساسی ناو لجستیک «خارک»، اظهار نظر در خصوص اعزام ناوگروهها به اقیانوس اطلس نیز فروکش کرد.
* بزرگترین ناو لجستیک ایران آماده ماموریت
ناو خارک با 33هزار تُن وزن، بزرگترین ناو لجستیک غرب آسیا محسوب میشود.
این ناو بالگردبر با طول 207 متر، عرض 26.5 متر و سرعت 39.8 کیلومتر بر ساعت (تا قبل از تعویض سیستم رانش)، 8 مرتبه در ماموریتهای آبهای آزاد به همراه ناوگروههای 3،7،9،12،18،22،24 و 27 حاضر بوده و آخرین ماموریت آن نیز در تاریخ 28 مرداد 92 بود که در میانه ماموریت ناوگروه بیست و هفتم، جای خود را به ناو لجستیک لارک داد.
بزرگترین ناو منطقه غرب آسیا که تجهیزاتی نظیر یک قبضه توپ 76م.م، 4قبضه توپ 23م.م دو لول، 2قبضه توپ 20 م.م تک لول و 4 قبضه تیربار 12.7 م.م را برروی خود دارد، در سال 1356 (1977 میلادی) در انگلستان ساخته و 7 سال بعد به ایران تحویل داده شد.
امیر دریادار سید محمود موسوی معاون عملیات نیروی دریایی ارتش، در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در بهمن ماه سال گذشته از پایان تعمیرات و آماده شدن ناو لجستیک خارک تا اوایل سال جاری (سال95) خبر داد؛ تعمیراتی که انجام آن بیش از 2 سال طول کشید و طی آن، دیگهای بخار و سیستم رانش ناو به طور کامل عوض شد.
امیر موسوی این را هم گفت که در کنار سیستم رانش، بسیاری از سیستمها و سامانههای موجود بر روی این ناو نیز بهینهسازی و یا تعویض شده است.
با اعلام روز گذشته امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش مبنی بر آمادگی نداجا برای حضور در «آمریکای لاتین» که در حاشیه مراسم استقبال از ناوگروه سی و هشتم نداجا در بندرعباس عنوان شد و نیز به پایان رسیدن مراحل اورهال و تعمیرات ناو خارک، به نظر میرسد اعزام به اقیانوس اطلس -که حدود 5 سال از اولین اعلام آن میگذرد- نزدیک باشد.
سرلشکر صالحی گفته است: با برنامهریزی به دنبال آمادهسازی تجهیزات برای حضور قدرتمندانه در سواحل کشورهای آمریکای لاتین هستیم و ارتش جمهوری اسلامی ایران با حضور در آبهای دور و سواحل کشورهای آمریکای لاتین به دنبال نشان دادن سیادت دریایی خود به جهانیان و انجام اقدامات مشترک با کشورهای دوست در آن منطقه است.
وی البته به کشور خاصی اشاره نکرد.
* راههای رسیدن به اطلس
با نگاهی به نقشه میتوان دریافت که راه رسیدن ناوگروههای ارتش به اقیانوس اطلس از 2 مسیر ممکن است، که یکی از این مسیرها از طریق دریای سرخ و دریای مدیترانه خواهد بود و همانطور که گفته شد، ناوگروههای اعزامی ارتش، 2 بار تجربه حضور در مدیترانه یعنی در نزدیکی ورودی به اقیانوس اطلس را دارند.
مسافت ورودی تا خروجی دریای سرخ، 2هزار و 220 کیلومتر، از کانال سوئز در ورودی دریای مدیترانه تا تنگه جبلالطارق یعنی خروجی این دریا به طور تقریبی 3هزار 600 کیلومتر است.
در این صورت، تنگه جبلالطارق (محصور میان دو کشور اسپانیا و مراکش) دروازه ورود به اقیانوس اطلس خواهد بود.
اما در مسیر دوم (که به نظر میرسد شانس بیشتری داشته باشد) ناوگروه اعزامی میبایست با حرکت به سمت جنوب و عبور از آبهای جنوبی قاره آفریقا وارد اقیانوس اطلس شود.
این در حالیست که دریادار سیاری در مهرماه سال 92 در جریان دیدار با فرمانده نیروی دریایی ارتش نامیبیا در تهران از آمادگی نداجا برای اعزام ناوگروههای خود به بنادر این کشور خبر داده بود
نامیبیا کشوری در جنوب غرب آفریقا و در سواحل اقیانوس اطلس است.
اطلاعات نقشه
1- خلیج فارس 2-شمال اقیانوس هند 3-خلیج عدن 4-تنگه باب المندب 5-دریای سرخ 6-کانال سوئز 7-دریای مدیترانه 8-تنگه جبلالطارق 9-کشور نامیبیا
باید منتظر ماند و دید کدام یگانها در چه تاریخی دست بلند نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران را به دومین اقیانوس بزرگ دنیا میرسانند؛ ماموریتی که میتواند یکی از طولانیترین مسیرهای دریانوردی را در تاریخ نداجا ثبت کند.
وقتی برجام به مذاق آمریکاییها خوش میآید؛
آمریکا در شرایطی که به تعهدات خود در قبال برجام بهطور کامل عمل نکرده، در نظر دارد از همین مدل برای محدودیت سایر توانمندیهای راهبردی ایران استفاده کند. جنجالهای اخیر در مورد آزمایشهای موشکی ایران که با برخی از پالسهای داخلی همزمان شده است، نشان از برنامه غرب برای آغاز فرایند «برجامیزه» کردن توان دفاعی کشور دارد.
گروه جنگ نرم مشرق- موضوع موشکی ایران هیچگاه به اندازه امروز در صدر سخنان مقامات غربی و اخبار رسانههای آنان و همچنین نقل محافل داخلی قرار نگرفته است. این اتفاق نیز بیربط به مسئله برجام نیست، چراکه دولتهای غربی به رهبری آمریکا چند پروژه اصلی برای تضعیف، استحاله و در صورت امکان تغییر نظام جمهوری اسلامی تعریف کردهاند که برنامه هستهای ایران یکی از این پروژهها بود. در واقع غربیها بهویژه آمریکا با «برجام» درصدد آن بودند که به اهداف اولیه خود مانند کاهش انگیزه و حمایت مردم ایران از طرحهای استراتژیک مانند برنامه هستهای با بالا بردن هزینههای بینالمللی آن برای جمهوری اسلامی، برسند.
پروژههای اصلی آنان به غیر از مسئله هستهای عبارت است از:
1. از بین بردن قدرت موشکی ایران با برچسب «احتمال حمل کلاهک هستهای توسط موشکهای بالستیک».
2. کاهش نفوذ و در صورت امکان از بین بردن قدرت محور مقاومت به رهبری ایران با برچسب «حمایت ایران از تروریسم».
3. اجبار ایران به ایدئولوژیزدایی و از بین بردن نهادهای قانونی حکومتی مانند شورای نگهبان با برچسب «نقض حقوق بشر و مغایرت با دموکراسی».
آمریکاییها بعد از به نتیجه رسیدن با دولت کنونی ایران در موضوع هستهای و اعلام این توافق که در ایران به برجام شناخته میشود، اکنون دارای انگیزهای بیشتر برای به سرانجام رساندن پروژههای بعدی خود در قبال ایران شدهاند که میتوان نامهایی مانند برجام 2، 3 و 4 را به این پروژهها اطلاق کرد.
آمریکاییها بعد از به نتیجه رسیدن با دولت کنونی ایران در موضوع هستهای، اکنون دارای انگیزهای بیشتر برای به سرانجام رساندن پروژههای بعدی خود در قبال ایران شدهاند که میتوان نامهایی مانند برجام 2، 3 و 4 را به این پروژهها اطلاق کردبرجام 2، آرزوی دیرینه آمریکا
موشکهای ایران یکی از دغدغههای اصلی آمریکاییها در چند سال اخیر محسوب میشود و مقامهای سیاسی و تصمیمگیر، و بسیاری از اندیشکدهها و مراکز تصمیمساز آمریکا نسبت به قدرت موشکی ایران موضع خصمانهای گرفته و حتی تحریمهایی را نیز در این باره به تصویب رساندهاند.
آمریکاییها از ابتدای مذاکرات هستهای گروه 1+5 با ایران، اصرار به طرح موضوع موشکهای ایران در این مذاکرات را داشتند و بارها توسط رسانهها و مقامات سیاسی این موضوع را با جدیت دنبال میکردند. آمریکاییها معتقدند در موضوع موشکی باید شبیه موضوع هستهای رفتار شود؛ یعنی ایران مورد تحریمهای جداگانه و شدیدتری قرار بگیرد و با همسو کردن متحدان جهت فشار به جمهوری اسلامی، ایران را مجبور به نشستن پشت میز مذاکره با دستور کار موشکهای بالستیک کنند.
غربیها به رهبری آمریکا برای تحقق این پروژه خود، ابتدا در متن قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق برجام تصویب شد، بندی آوردهاند که میتواند مبنای حقوقی برای تحریمهای جدید موشکی ایران باشد. در بند 3 از پیوست B این قطعنامه که توسط وزارت خارجه ترجمه شده، آمده است:
«ایران فراخوانده میشود به اینکه هیچ فعالیتی در ارتباط با موشکهای بالستیکی که برای برخورداری از قابلیت حمل سلاحهای هستهای طراحی میشوند، صورت ندهد؛ از جمله پرتاب با استفاده از این قبیل فناوریهای موشکهای بالستیک، تا زمان 8 سال پس از «روز توافق» یا تا زمانی که آژانس گزارشی مبنی بر تایید "نتیجهگیری گستردهتر" ارائه کند، هرکدام زودتر باشد».

در متن قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل که در تایید توافق برجام تصویب شد، بندی آمده که میتواند مبنای حقوقی برای تحریمهای جدید موشکی ایران باشدقطعنامه 2231 در رابطه با برجام، بسترساز تحریم موشکی ایران
در همین رابطه جان کری در یکی از مصاحبههای خود گفته بود: «برنامهای 8 ساله که خود بخشی از برنامه 10 ساله راه حل شورای امنیت ملی است، وجود دارد تا ایران را در مورد موشکهایش تحت کنترل داشته باشیم» و در جای دیگری نیز گفته بود: «ما موضوع موشکی ایران را تحت ماده 41 و فصل هفتم منشور سازمان ملل به مدت 8 سال نگه داشتیم و همچنین موضوع تسلیحاتی محدودیت 5 ساله را اعمال کردیم».
لازم به ذکر است که لفظ «ایران فراخوانده میشود» به هیچ عنوان به معنای اختیاری بودن این تعهد نیست و با توجه به اینکه قطعنامه شورای امنیت طبق فصل هفتم منشور بهصورت کاملا الزامآور تصویب شده و ضمیمه B آن به عنوان بخشی از قطعنامه، از درجه یکسانی از الزامآوری برخوردار است، این تعهد به اندازه سایر تعهدات الزامی است.
گام بعدی نیز بلافاصله یک روز بعد از اعلام اجرای توافق هستهای شروع شد و وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهای تازهای را در واکنش به آزمایش موشکی اخیر ایران وضع کرد و اکنون نیز در صدد طرح این موضوع در شورای امنیت سازمان ملل هستند تا بتوانند تحریمهای موشکی را از حالت یکطرفه توسط آمریکا به سطح بینالمللی برسانند تا شرایط ایران شبیه زمان فشار در مورد تاسیسات هستهای شود.
تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد پیرامون رسیدگی به آزمایشهای موشکی ایران در رزمایش اخیر سپاه و همچنین نامه مشترک آمریکا و همپیمانان اروپایی آن به "بان کیمون" نیز در همین پازل قرار میگیرد. در این نامه آمده است: «آزمایشهای موشکی بالستیک اخیر ایران «در تقابل» و «ناسازگار» با قطعنامه 2231 شورای امنیت است» و در ادامه این نامه با بیان این ادعا که موشکهای آزمایش شده ایران «ذاتاً قابلیت حمل سلاح هستهای را دارد»، از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواسته شده است که «پاسخهای مناسب» به آزمایش موشکی اخیر ایران را بررسی کند.
تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد پیرامون رسیدگی به آزمایشهای موشکی ایران در رزمایش اخیر سپاه و همچنین نامه مشترک آمریکا و همپیمانان اروپایی آن به "بان کیمون" در رابطه با شلیک موشکها، در پازل تحریمهای جدید تعریف میشودآیا آمریکا واقعا نگران نصب کلاهک هستهای بر روی موشکهای بالستیک ایران است؟
آمریکا در تبدیل موضوع موشکهای بالستیک ایران به موضوع اول امنیت جهان، چند هدف را دنبال میکند؛ اما قبل از تبیین اهداف آمریکا لازم است تا یک نگاه فنی به بهانه این کشور در رابطه با موشکهای بالستیک انداخت تا میزان صداقت آمریکاییها به خوبی روشن گردد:
تمام متخصصان نظامی هوا – فضا میدانند که ساختار موشک بالستیکی که میتواند کلاهک هستهای حمل کند، با سایر موشکهای بالستیک که سر جنگی غیرهستهای دارند، فرقی ندارد؛ در واقع نصب کلاهک هستهای ربطی به موشک بالستیک ندارد و هر موشک بالستیکی میتواند با تغییراتی بر روی سر جنگی، قابلیت حمل کلاهک داشته باشد و ربطی به برد موشک هم ندارد و اصل موضوع به طراحی کلاهک مربوط میشود و نه به موشک.
اگر آمریکاییها در این موضوع صداقت داشتند، خیلی سادهتر بود که طراحی و توسعه سر جنگی هستهای برای موشکهای بالستیک ایران را ممنوع و در قطعنامه به آن اشاره میکردند تا اینکه از اساس کل صنایع موشکهای بالستیک ایران را به عنوان خطر جهانی مطرح و به واسطه آن ایران را تحریم کنند.
نصب کلاهک هستهای ربطی به موشک بالستیک ندارد و هر موشک بالستیکی میتواند با تغییراتی بر روی سر جنگی، قابلیت حمل کلاهک داشته باشد و ربطی به برد موشک هم ندارد و اصل موضوع به طراحی کلاهک مربوط میشود و نه به موشکبنابراین آمریکاییها و متحدان غربیاش نگران فقط کلاهک هستهای نیستند و اهداف دیگری را در پی این پروژه دنبال میکنند:
1. توقف توان موشکی، جهت تضعیف بلندمدت قدرت دفاعی ایران
ایران از زمان شروع جنگ تحمیلی توسط صدام که توسط آمریکاییها حمایت اطلاعاتی و تسلیحاتی میشد، خلا نداشتن یگان موشکی را احساس کرد و برای تکرار نشدن یک جنگ تحمیلی دیگری توسط آمریکا یا مزدوران منطقهایاش مانند رژیم صهیونیستی، در راستای استراتژی دفاع نظامی خود اقدام به ایجاد یگان موشکی جهت بازدارندگی از حملات احتمالی کرده که اکنون به یکی از قدرتهای مطرح در این حوزه تبدیل شده و توانسته قدرت بازدارندگی قابل توجهی را ایجاد کند. در واقع در صورت نبود این قدرت موشکی با برد بلند و همچنین عدم تقویت موشکی همپیمانان منطقهای نظیر حماس و حزب الله، طمع برای حمله به ایران افزایش پیدا خواهد کرد.
از طرفی مدل آمریکاییها در برخورد با حکومت رژیم بعثی عراق و یا کشور لیبی در زمان حکومت قذافی که آنها را قبل از سرگونی خلع سلاح کرد، بسیار معروف است. رویکرد غرب و بهویژه آمریکا در قبال عراق و لیبی، خالی کردن دست آنها از انواع تسلیحات نظامی استراتژیک بود تا در صورت جنگ یا حمله نظامی، قابلیت دفاعی این کشورها تا حد زیادی کاهش یافته و هزینه های نبرد نیز به همان نسبت کاهش پیدا کند. سیاستی که در قبال ایران نیز در حال پیگیری است و محدود کردن توان دفاعی کشور، یکی از هداف استراتژیک دولتهای گوناگون آمریکا بوده است.
در صورت نبود این قدرت موشکی با برد بلند و همچنین عدم تقویت موشکی همپیمانان منطقهای نظیر حماس و حزب الله، طمع برای حمله به ایران افزایش پیدا خواهد کرد2. جلوگیری از پیشرفت برنامه فضایی ایران
جمهوری اسلامی که از ابتدا توسط آمریکا و همپیمانانش تحریمهای تکنولوژیکی شده بود، توانست چهل و سومین کشور صاحب فناوری فضایی و ماهواره در فضا گردیده و در باشگاه فضاییهای جهان، نهمین کشور پرتابگر ماهواره باشد.
از طرفی فناوری ماهوارهبرها در جهان معادل و یک به یک با فناوری موشکهای بالستیک است و در واقع موشکهای بالستیک دومنظوره هستند و نقش ماهوارهبر را هم ایفا میکنند. موشکهای ماهوارهبر نیاز به قدرتی به اندازه موشکهای قارهپیما دارند که این موضوع نیز یکی دیگر از چالشهای آمریکا در قبال برنامه فضایی ایران است.
از طرفی افزایش قدرت فضایی ایران موجب نگرانی آمریکا شده زیرا میداند که تسلط بر فضا به یکی از مولفههای اصلی قدرت کشورها تبدیل شده و اکنون اگر به بهانههای مختلف مانند توسعه موشکی و همچنین با ابزارهایی مانند تحریمهای تکنولوژیکی جلوی برنامه فضایی جمهوری اسلامی را نگیرد، باید با یک ایران بسیار قویتر روبرو شود که در این صورت هزینه مقابله با ایران بسیار افزایش پیدا خواهد کرد.
فناوری ماهوارهبرها در جهان معادل و یک به یک با فناوری موشکهای بالستیک است و در واقع موشکهای بالستیک دومنظوره هستند و نقش ماهوارهبر را هم ایفا میکنند3. ایرانهراسی و کاسبی جدید از تحریمها
شاید خیلی از افراد فکر میکنند بزرگترین کاسب تحریمهای ایران توسط آمریکا بعضی دلالهای رانتخوار داخلی و خارجی هستند، اما آمار و ارقام چیز دیگری را بیان میکند. بازوی تحقیقاتی کنگره آمریکا در گزارشی درآمد مستقیم آمریکا از جریمه کردن شرکتهای بینالمللی بابت نقض تحریمهای ایران طی ۱۰ سال اخیر را بیش از 22 میلیارد دلار اعلام کرد. بر اساس گزارش سرویس تحقیقاتی کنگره، در واقع این رقم 22 میلیارد دلار، مجموع درآمد ناشی از جریمهها و عوارض اعمالی علیه شرکتهای ناقض تحریمهای ایران طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ است که نشان میدهد لقب بزرگترین کاسب تحریم ایران را باید به خود آمریکا داد.
دانست این نکته نیز جالب است که در فاصله سالهای 2005 تا پایان 2014 مجموعا ۳۷۳ مورد جریمه علیه شرکتهای ناقض تحریم ایران وضع شده و چون قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران متعدد است، در این سالها پیش آمده که شرکتهای مختلف بابت یک همکاری تجاری با ایران، ناقض چند قانون تحریم شناخته شده و در نتیجته همزمان مشمول چند جریمه بابت یک جرم شدهاند و نکته دیگر آنکه بخش عمده درآمدهای آمریکا از جریمه ناقضان تحریم ایران، مربوط به بانکهای بینالمللی است.
بنابراین آمریکاییها این بار با تحریمهای دوباره و جدید میتوانند به کاسبی خود ادامه داده و بدون هیچ فعالیت اقتصادی و یا تولیدی، پول خوبی را به جیب بزند.
آمریکا با دریافت بیش از 22 میلیارد دلار از جریمه کردن شرکتهای بینالمللی بابت نقض تحریمهای ایران طی ۱۰ سال اخیر، لقب بزرگترین کاسب تحریم ایران را به خود اختصاص داده است4. ترساندن اعراب از قدرت موشکی ایران جهت فروش تسلیحات بیشتر
از مناطقی که آمریکا از دوران جنگ سرد نیروهای نظامی خود را وارد کرده میتوان به خلیج فارس اشاره کرد که البته بعد از وقوع انقلاب اسلامی شدت حضور ارتش آمریکا در این منطقه افزایش چشمگیری پیدا نمود. اکنون اصلیترین دلیلی که آمریکا توانسته حضور نظامی خود را در کشورهای حوزه خلیج فارس توجیه کند، محافظت و توازن امنیت در برابر تهدیداتی که ناشی جمهوری اسلامی میداند، است و هر روز نیز به این تهدیدات دامن میزند.
آمریکا موشکهای ایران را بزرگترین تهدیدکننده کشورهای منطقه غرب آسیا بهویژه کشورهایی مانند عربستان و امارات معرفی میکند و با این حربه توانسته میلیاردها دلار تجهیزات نظامی خود را به این کشورها بفروشد. برای تعطیل نشدن کارخانههای نظامی آمریکا، معرفی دائمی تهدیداتی مانند ایران برای امنیت منطقه و حتی جهان، برای آمریکاییها ضروری است.
آمریکا موشکهای ایران را بزرگترین تهدیدکننده کشورهای منطقه غرب آسیا بهویژه کشورهایی مانند عربستان و امارات معرفی میکند و با این حربه توانسته میلیاردها دلار تجهیزات نظامی خود را به این کشورها بفروشدفشار از بیرون، امید به نفوذیهای داخلی
تا قبل از موضوع هستهای، جمهوری اسلامی هر سال رزمایش برگزار میکرد اما شدت حملات زبانی و رسانهای غربیها به رهبری آمریکا تا این اندازه وجود نداشت؛ اما اکنون پس از برجام، بیشترین تمرکز جامعه اطلاعاتی آمریکا بر روی موضوع موشکی متمرکز شده و پس از اینکه سرعت پیشرفت هستهای ایران کاهش پیدا کرد، حتی میزان کیفیت و کمیت تبلیغات منفی و تحریکسازی نسبت به برنامه موشکی ایران توسط مراکز و مقامهای سیاسی و تصمیمگیر، و بسیاری از اندیشکدهها و مراکز مطالعاتی – پژوهشی که بازوی تصمیمسازی آمریکا محسوب میشوند، افزایش چشمگیری پیدا کرده است.
از طرفی آمریکاییها با پروژه نفوذ، درصدد تاثیرگذاری بر روی مسئولان سیاسی و تغییر در محاسبات آنها و همچنین تغییر نگاه نخبگان جامعه هستند تا آنها گفتمان «دنیای فردا دنیای گفتمانها است، نه دنیای موشکها» را در جامعه رواج دهند و افکار عمومی داخلی را نسبت به اهمیت مسئله موشکی کرخت و بیتفاوت کنند.
اوباما پس از توافق هستهای گفت که همان گزینههایی که امروز در اختیار من است، در اختیار هر رئیس جمهوری در آمریکا در آینده خواهند بوددر واقع آمریکاییها در موضوع موشکی بهطور همزمان فشار از بیرون و امید به نفوذیهای داخلی را دنبال میکنند تا بتواند مسئله موشکی ایران را نیز "برجامیزه" کنند و بعد به سراغ برجامهای 3 و 4 یعنی دست کشیدن ایران از حمایت محور مقاومت و همچنین اجبار ایران به جدا کردن دین از سیاست (ایدئولوژیزدایی) بروند. در همین رابطه هفته گذشته معاون مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت به واسطه توافق هستهای، واشنگتن میتواند بدون نگرانی اتمی نسبت به تهران، با برنامه موشکی ایران مقابله کند
چکیده این مطلب را میتوان در صحبتهای اوباما پس از توافق هستهای با ایران فهمید: در همین حال ما تحریمهای خود را در ارتباط با حمایت ایران از تروریسم، برنامه موشکی بالستیک و نقض حقوق بشر وضع شدهاند، ادامه میدهیم. اگر در بدترین حالت، ایران توافق را نقض کند، همان گزینههایی که امروز در اختیار من است، در اختیار هر رئیس جمهوری در آمریکا در آینده خواهند بود.