عربستان از چه چیزی بیشتر میترسد؟/ نظام سوریه باید از هم بپاشد!
گروه بین الملل جهان نیوزـ سایت "شام تایمز" به نقل از روزنامه گلوبال ریسرچ تأکید کرد که بر اساس اسناد افشا شده توسط ویکیلیکس ترس عربستان به قدری زیاد بود که رسانه های خود را از ابتدای بحران از انتقاد از روس ها یا حمله به آنان منع کردند.
بر اساس این اسناد، مقام های عربستان سعودی دریافتند کودتا در سوریه با استفاده از زور فقط در صورتی امکان پذیر و قابل تحقق خواهد بود که مسکو نسبت به این موضوع بی تفاوت باشد.این روزنامه خاطرنشان کرد که این اسناد رمز گشایی شده متعلق به سال 2012 است.اسناد افشا شده از سوی ویکیلیکس حاکی است، که عربستان اعتقاد دارد اگر نظام سوریه بتواند پایداری کند و بحران را پشت سر گذارد، ماموریت اولش پس از این دوره، انتقام گیری از کشورهایی است که علیه این کشور ایستادند؛ که به طور حتم اولین هدفش عربستان سعودی و کشورهای عرب دیگر حوزه خلیج فارس خواهد بود.این اسناد بیانگر آن است که عربستان به دنبال آن بوده است که از همه راهکارهای موجود جهت براندازی نظام سوریه استفاده کند.
منبع: مشرق
کویت؛ پیشگام دشمنی عملی با حزب الله
به گزارش جهان به نقل از فارس، رسانه کویتی از اخراج 14 نفر از این کشور به دلیل مظنون بودن به «عضویت در حزبالله لبنان» خبر داد.
در ادامه تحرکات کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه حزبالله لبنان، رویترز به نقل از روزنامه کویتی «القبس» گزارش داد که کویت ۱۱ لبنانی و سه عراقی مظنون به عضویت در حزبالله لبنان را از این کشور اخراج کرد.به گفته روزنامه کویتی القبس، درخواست اخراج این ۱۴ نفر توسط نهاد و سازمان امنیتی کویت مطرح شده بود.
این اقدام در حالی صورت گرفته که چنید قبل کویت تعدادی از لبنانیهای مقیم این کشور را اخراج کرد و به برخی نیز اعلام شده باید خاک کویت را ترک کنند.
«مئیر داگان»؛ پرونده سیاهی از "ترور دانشمندان هستهای" تا حمایت از "برجام"
گروه بین الملل جهان نیوز ـ روز 17 مارس سال 2016 میلادی مقارن با بیست و هفتم آخرین ماه سال 1394 شمسی، مرگ به سراغ کسی آمد که نام او برای ایرانیان آشنا با پرونده هستهای ایران کاملا شناخته شده است.
«مئیر داگان»، کسی که از سال 2002 تا 2010 میلادی ریاست موساد، سازمان امنیت خارجی رژیم صهیونیستی را برعهده داشت روز گذشته در سن 71 سالگی جان باخت.
داگان در سال 1945 یعنی آخرین سال جنگ دوم جهانی متولد شد. وی از پدر و مادری لهستانی بهدنیا آمد که از بیم حملات آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی گریخته بودند. پدربزرگ او را نازیها کشته بودند و عکسی از سربازان آلمانی پیش از شلیک به او منتشر شده بود. داگان در دورانی که ریاست موساد را بر عهده داشت، این عکس را بر دیوار اتاقش آویخته بود.
پدر و مادر داگان در سال 1950 به اسرائیل سوگند وفاداری یاد کردند و ملیت اسرائیلی دریافت کردند. داگان در سن 18 سالگی وارد نیروهای مسلح رژیم صهیونیستی شد و قصد داشت وارد نیروهای ویژه «سایرت متخل» شود اما سرانجام یک چترباز از آب درآمد. وی در جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل نیز حضور داشت و در گروهی عضویت داشت که مسئولیت سرکوب خشونتها در اراضی فلسطینی بر عهده آن گذاشته شده بود. در جنگ یوم کیپور هم داگان در نقش یک افسر در جبهه صحرای سینا ظاهر شد. در سال 1982 و در جنگ لبنان هم مئیر داگان فرماندهی گردانی را بر عهده داشت که مسئولیت ورود به شهر بیروت به آن سپرده شده بود. داگان در سال 1995، با درجه سرلشکری از ارتش اسرائیل بازنشته شد.
پس از بازنشستگی، داگان در سمت مشاور مبارزه با تروریسم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر قدس ظاهر شد. در دوران نخست وزیری آریل شارون هم، داگان «گیاهخوار»، بدوا سمت مشاور امنیت ملی را داشت و سپس در اوت 2002 از سوی شارون به عنوان رئیس موساد منصوب شد و جای «افرایم هالوی» را گرفت. او تا تاریخ 1 ژانویه 2011 در این سمت باقی بود تا در این روز «تامیر پاردو» جای او را بگیرد.
* ترور دانشمندان هستهای ایران
موساد متهم ردیف اول ترور دانشمندان هستهای جمهوری اسلامی ایران است. مسعود علیمحمدی، مجید شهریاری، داریوش رضایینژاد و مصطفی احمدی روشن به ترتیب در این تاریخها به شهادت رسیدند:
12 ژانویه 2010
29 نوامبر 2010
23 جولای 2011
11 ژانویه 2012
تاریخ شهادت مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری، بهطور دقیق در دوران ریاست داگان بر موساد قرار میگیرد. نکته جالب آن است که شهید شهریاری دقیقا در همان روزی به شهادت رسیده که انتصاب تامیر پاردو به جای داگان (از ابتدای ژانویه بعد) اعلام شد. در همین روز ترور دکتر فریدون عباسی ناکام ماند.
دو ترور بعدی در دوران ریاست داگان بر موساد صورت نگرفته اما بدیهی است که طرح ترور دانشمندان هستهای ایران ارثیه دوران داگان برای موساد است که پس از او نیز ادامه یافته است.در ژوئیه 2010، حادثه دیگری رخ داد که کشف و شناسایی ویروس استاکسنت بود. در خصوص انتشار استاکسنت هم متهم ردیف اول، موساد داگان بود.
به این ترتیب نام مئیر داگان همواره با اخلال و خرابکاری در برنامه هستهای ایران گره خورده است. بدون شک داگان تصویب کننده طرح ترور دانشمندان هستهای ایران و تصویب کننده اخلال نرمافزاری در برنامه هستهای ایران بوده است.
* مخالفت با حمله پیشدستانه به ایران
داگان حتی پس از پایان دوران ریاستش بر موساد همواره با حمله پیشدستانه نظامی رژیم صهیونیستی به تاسیسات هستهای ایران مخالف بود.
در سال 2012 وی در مصاحبهای با شبکه خبری سیبیاس شرکت کرد که مواضعش در این خصوص را بهصورت شفاف بیان میداشت. وی در این مصاحبه تصریح کرد که پیش از بررسی تمام رویکردهای پیشرو، حمله نظامی به ایران ایده درستی نیست.وی در این مصاحبه تاکید کرد که حکومت ایران، حکومتی عقلگراست هرچند که شاید این عقلگرایی با عقلگرایی از نوع غربی متفاوت باشد.
او معتقد بود ایران در پروژه هستهای خود بسیار با احتیاط قدم برمیدارد و عجله نمیکند و حمله نظامی به برنامه هستهای را بیملاحظهگی و بیمسئولیتی میدانست. داگان به صراحت میگفت که اگر قرار باشد کسی به ایران حمله نظامی کند، او ترجیح میدهد که آمریکا این تهاجم را انجام دهد.
داگان معتقد بود که اگرچه اسرائیل میتواند آغازگر نبرد نظامی با ایران باشد اما پایاندهنده آن نخواهد بود، بلکه این حمله نظامی به جنگی منطقهای دامن خواهد زد. او معتقد بود که باران موشکهای ایران بر سر شهرهای اسرائیل و پاسخ حزبالله لبنان به این حمله، اسرائیل را در شرایط بغرنج قرار داده و زندگی روزمره را در تلآویو مختل خواهد کرد.
یکی از ادعاهای جالب و عجیب داگان این بود که در ایران 4 سایت هستهای وجود ندارد بلکه تعداد آنها به دهها مورد میرسد. به باور داگان، حمله نظامی تنها میتوانست برنامه نظامی ایران را دچار تاخیر کند اما آن را متوقف نمیکرد.
داگان معتقد بود که راه تقابل با ایران حمایت از گروههای مخالف نظام در داخل ایران است. اسناد نشان میدهند که وی در سال 2007 به آمریکاییها توصیه کرده بود که کار بیشتری برای تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران انجام دهند. 2007 همان سالی است که داگان به واشنگتن سفر کرد تا آمریکا را در جریان تصمیم اسرائیل برای حمله نظامی به تاسیسات هستهای سوریه قرار دهد.
در مصاحبه سال 2012، داگان وقتی با این سوال مواجه شد که آیا اسرائیل برای تشویق این گروهها کاری کرده است یا نه؟ ترجیح داد که به سوال پاسخ ندهد. نباید فراموش کرد که داگان در زمان فتنه 88، رئیس موساد بوده است.
* داگان و برجام
در شرایطی که بنیامین نتانیاهو، دستکم در ظاهر منتقد روند مذاکرات هستهای 1+5 با ایران بود، داگان از این روند حمایت میکرد، از نتانیاهو انتقاد میکرد و نگران روابط اسرائیل با ایالات متحده بود.
وی حتی در سال 2015 در تظاهرات بر ضد نتانیاهو شرکت کرد و ابراز داشت که نگران دشمنان اسرائیل نیست بلکه نگران شیوه اداره این رژیم است.
وقتی «فرید زکریا»، مجری مشهور سیانان و نظریهپرداز نورئالیسم تهاجمی پس از حصول برجام با «ران درمر»، سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن گفتوگو میکرد، در برابر سخنان ضدبرجامی او به صراحت به او گفت که «مئیر داگان»، رئیس سابق موساد از این توافق حمایت میکند! درمر پاسخ داد که در یک سیستم دموکراتیک نمیتوان مانع اختلاف نظر شد!
بر این اساس، مئیر داگان یکی از حامیان برجام بهشمار میرفت، از این منظر که بهزعم او برجام بدون آنکه هزینههای نبرد با ایران را به اسرائیل تحمیل کند، توانسته است راه دستیابی ایران به بمب اتمی را سد کند.
داگان پس از شرکت در جنگهای شش روزه و یوم کیپور، کسب مقامات متعدد در ارتش صهیونیستی و رسیدن به درجه سرلشکری، ریاست بر موساد، ترور دانشمندان هستهای ایران و حمله سایبری به تاسیسات هستهای این کشور، انتقادات شدید از نتانیاهو و حمایت از روند منجر به توافق هستهای با ایران، سرانجام بر اثر ابتلا به سرطان کبد از دنیا رفت.
منبع:فارس
مجموعه شبکه های GEM و پروژه ترکیهسازی ایران/ مثلث آنکارا، تلآویو، لندن چه در سر میپروراند؟!
گروه فرهنگ جهان نیوزـ ترکیه در همسایگی غرب ایران کشوری با تاریخ و تمدن قابلاعتنا و البته تا حد قابلتوجهی مشترک با ایران است. آنها همانطور که در عرصه سیاسی معادلات منطقه کشوری تعیینکننده و مهم بهشمار میروند، به دلیل جاذبههای گردشگری، خصوصا برای ایرانیها بسیار شناختهشده هستند. اتکای درآمد این کشور به صنعت توریسم نشان میدهد که توجه و تمرکز آنها برای سرمایهگذاری در این بخش به چه میزان گسترده بوده است. همانطور که گفته شد نزدیکی فرهنگی، همسایگی، سطح بالای مبادلات تجاری و بسیاری از مولفههای دیگر سبب شده که ایرانیها ترکیه را بهعنوان یک مقصد پرطرفدار در گردشگری مورد توجه قرار دهند و مسئولان این کشور نیز به همین جهت به طرق مختلف برای جلبتوجه ایرانیها اقدام به تبلیغات میکنند تا سرمایهگذاری گردشگران ایرانی را به سمت ترکیه سوق دهند.
حال روش منطقی و عرف چنین تبلیغاتی قطعا استفاده از بستر شبکههای تلویزیونی داخلی همان کشور یعنی ایران است؛ اما التزام شبکههای ملی ایران به برخی حدود برگرفته از اعتقادات اسلامی و اولویت سلامت اخلاقی در پخش برنامهها که اتفاقا برای آگهیهای اقتصادی با معیارهای زندگی سرمایهداری غربی محدودیت محسوب میشود، تمایل ترکها را به سمت درج تبلیغ در بستر شبکههای ماهوارهای فارسیزبان هدایت کرده است. در این میان نیز چند نکته نیاز به تامل دارد که اول از همه تعدد شبکههای ماهوارهای فارسیزبان است. این شبکهها که حالا تعدادشان از صد نیز گذشته است، بدون هیچگونه محدودیت، نظیر آنچه در کانالهای ماهوارهای کارتی وجود دارد، با هزینهای اندک در دسترس مخاطبان داخل کشور قرار میگیرند. نکته دوم به میزان مخاطبان بازمیگردد که اولویت اصلی شرکتهای بازرگانی و تجاری برای انتخاب بستر درج آگهی است. طبیعی است که شرکتهای توانمند و بینالمللی ترکیه پول خود را خرج رسانههای ضعیف از لحاظ میزان مخاطب نمیکنند، تداوم پخش آگهی شرکتهای ترک در برخی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان بیانگر حصول نتیجه و جذب سرمایهگذاری است. پس این مهم حکایت از استقبال درصد قابلاعتنایی از مخاطبان ایرانی در استفاده از ماهواره دارد و در این میان باید پذیرفت که قوانین و ابزارهای جمهوری اسلامی در منع استفاده از ماهواره ناکارآمد بوده است.
«جم» که پیشتر ماهیت آن در گزارش مشرق آشکار شده بود، در بین حدود 125 شبکه ماهوارهای فارسیزبان، نهتنها بسیار مورد توجه شرکتهای تجاری ترکیه قرار دارد، بلکه در ارائه و پخش برنامههای اصلی و غیربازرگانی خود نیز به سمتوسوی ترکیه غش کرده است. چند کانال از مجموعه «جم» را میتوان بستر جولان برنامههای ترکیه و تبلیغات بازرگانی شرکتهای تجاری ترکتبار دانست؛ اما اینکه شبکههایی مانند «جم» به این سمت متمایل شدهاند جدای از اهداف اقتصادی که پیشازاین توضیح داده شد، پرده دیگری نیز دارد که البته مستتر است و واکاوی آن نیاز به بررسیهای فرهنگی، سیاسی و کنکاش در پشت پرده ظهور این دست شبکهها دارد.
در بررسی علل سیاسی و فرهنگی شبکه جم ابتدا به نام آیدین دوغان سرمایهدار ترکیهای برمیخوریم که اولین بار با سرویس ترکزبان شبکه بیبیسی این نام شنیده شد. وی یکی از مهمترین حامیان مالی شبکه «جم» است که اخباری نیز در خصوص ارتباطش با شبکه رسانهای صهیونیستها وجود دارد. دوغان را میتوان یکی از غولهای رسانهای ترکیه دانست که رسانههای متنوع بسیاری از قبیل روزنامهها، سایتها و کانالهای تلویزیونی زیر نظر او فعالیت میکنند؛ روزنامههایی مانند «ملیت»، «حریت»، «رادیکال»، «فاناتیک» و «رفرانس» و شبکههایی مثل «کانال D»، «سی.ان.ان ترک» و 21 کانال تلویزیونی دیگر.
وی غیر از دسترسی رسانهای گستردهاش که باعث شده او را با رابرت مرداک امپراتور رسانهای صهیونیستها مقایسه کنند، در حوزههای دیگر اقتصادی نظیر نفت و پتروشیمی نیز فعال است و اتفاقاً در همین حوزهها شریک اقتصادی رژیم صهیونیستی است؛ بهطوریکه بر اساس اخبار آشکار رسانهای رژیم صهیونیستی در سال 2006 در حدود 25 درصد سهام شرکتهای دوغان را رسما خریداری کرد. همانطور که گفته شد دوغان از یکسو با رژیم صهیونیستی در ارتباط و همکاری نزدیک است و این مسئله بهخوبی در رسانههای تحت رهبریاش نمود دارد و از سوی دیگر بهواسطه حمایتهای مالیاش از گروه «جم» در خطدهی و هدایت به این مجموعه نقش مهمی ایفا میکند.
حال با توجه به این پل ارتباطی میبینیم که گروه «جم» در حوزه پخش برنامه برای مخاطبان فارسیزبان در راستای اهداف کلان رژیم صهیونیستی علیه ایران و اسلام شیعی به شکلی کاملا نرم و غیرمحسوس فعالیت دارد. پس حالا اگر تمایل فراوان شبکه «جم» به خرید و دوبله و پخش سریالهای ترکیه را در کنار ارتباطش با دوغان قرار دهیم، سطحیترین نگاه متوجه اهداف تجاری «جم» و دوغان از پخش پیدرپی سریالهای ترکیه و پیامهای بازرگانی این کشور میگردد و نگاه عمیقتر ما را متوجه علل عمیقتر و سیاسی در ظهور این روند میکند. چراکه هزینه گزاف این کار با یک حساب ساده تناسبی با میزان دریافت آگهی از سوی این شبکه ندارد! بهعبارتدیگر خرید، دوبله و پخش سریالهای پرخرج و چندصد قسمتی ترکیه با حجم محدود تبلیغات تجاری موجود در این شبکه تامین نمیگردد و این مهم نیاز به تامین هزینه از منابعی دیگر و با اهدافی غیرتجاری دارد.
پشت پرده اهداف «جم» در تمایل به ارائه برنامههای ساخت ترکیه در اینجا عیان میشود، وقتیکه بدانیم اهداف رژیم صهیونیستی در استحاله مذهبی و فرهنگی مخاطب ایرانی با ارائه یک مدل الگو برای خانوادههای ایرانی پیگیری میشود. ترکیه کشور همسایه ایران در بُعد دینی از یک اسلام سکولار بهره میبرد. آنها درعینحال که خود را مسلمان میدانند، در حوزههای سیاسی و فرهنگی هیچ خطری برای غرب و اهدافش در منطقه ندارند و حتی گاهی بازیگر بسیاری از برنامههای آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه هستند. این مدل ایدهآل صهیونیستها برای کشورهای مسلمان است و تبعات آن در مقایسه با تبلیغ مستقیم علیه اسلام بسیار کمتر است. به عبارت دیگر نه آسیب واکنشی جامعه در برابر تبلیغات تند و مستقیم اسلام ستیز را دارد و نه تهدید روح آِزادیخواهی و استکبارستیز اسلام واقعی را ایجاد میکند. امثال شبکه «جم» در واقع در حال تبلیغ ترکیه و سبک و سیاق زندگی به روش آنهاست و تلاش میکند ساختار فرهنگی ایران و ترکیه را قرابت بخشیده و علاوه بر افزایش آمار مخاطبان، آموزشهای لازم جهت ادغام و یکسان سازی این دو فرهنگ را به ارمغان آورد. حال آنکه فرهنگ جامعه ترکیه روزبهروز به سمتوسوی فرهنگ اروپایی و بیبندوباری جنسی میرود.
زندگیهای مصرفگرا و لوکس، حتی زمانی که در یک سریال، داستان در محیطی روستایی شکلگرفته و پیش میرود، در سریالهای ترکیه در حالی نمایش داده میشود که در سکانسهایی نیز آثار وجود یک اسلام ظاهری و محدود به نام را ارائه میکنند. همین مهم در تبلیغات تجاری بهنوعی دیگر نمود یافته که شامل ارائه چهرهای مصرفگرا و لوکس بهعنوان یک شرایط ایدهآل در زندگی است. تفریحات ناسالم و بیبندوبار بهعنوان عالیترین سطح سرگرمی و تفریح القا میگردد و آزادی نیز دقیقا معادل بیبندوباری معنی میشود. چشماندازهای طبیعت ترکیه و ارائه تصویری زیبا از مراکز فساد نیز بهعنوان چهره یک زندگی مطلوب تصویر میشود که ازجمله مؤلفههای مشترک در سریالها و آگهیهای بازرگانی است.
در اینجا ذکر یک نکته نیز جالبتوجه است که اگر تجربه سفر به ترکیه یا زندگی در این کشور را داشته باشیم، خیلی زود متوجه میشویم که سطح زندگی و اعتقادات دینی و مذهبی در اکثریت جامعه این کشور متفاوت از آن تصویری است که در این سریالها نمایش داده میشود و بخش مهمی از سریالسازیها و ترویج سبک زندگی غربی از طریق رسانهها تلاش عواملی با الهام از سیاستهای غربی برای ایجاد تغییرات در سلیقه و سبک زندگی مردمان این کشور است که متاسفانه با سرعتی بالا در مسیر کسب نتیجه و تبدیل به زندگی غربی حرکت میکند.
البته مجموعه شبکههای جم به مدیریت سعید کریمیان از نهادها و دولتهای مختلفی پول جذب میکند که در این یادداشت به یکی از آنها اشاره شد اما درمجموع میتوان گفت که این نوع برنامهسازی از دو جهت برای هدایتکنندگان پشت پرده شبکههایی چون «جم» سودآور بوده است؛ اول اینکه هدایت سرمایهگذاریهای خرد ایرانیها به سمت ترکیه برای شرکتها و اقتصاد این کشور بسیار سودآور بوده و این مسئله در کنار تمایل گردشگران ایرانی برای انتخاب ترکیه بهعنوان یکی از مراکز پرطرفدار مقصد گردشگری اقتصاد این کشور را تحت تاثیر قرار داده است و جنبه دوم نیز مدلسازی از ترکیه بهعنوان زندگی ایدهآل که ظاهرا مذهبستیز نیز نبوده، سلیقه مخاطبان ایرانی ماهواره را تغییر داده و این نیز در پازل استحاله فرهنگی جامعه ایران متاسفانه تاثیرگذار نیز بوده است.
منبع: مشرق