هنر هفتم آمد تا با صدا و تصویر آن چه را که در ذهن آدمی میگذرد به خوبی نشان دهد. آمد تا هر آن چه که هست اما دیده نمیشود و هر آن چه که ذهن خلاق بشر مایل به دیدنش است را به صدا، تصویر و حرکت تبدیل کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ سینما از دیرباز علاقهمندان خاص خود را دارد و هر روز نیز بر تعداد این شیفتگان عاشق سینما افزوده میشود شاید یکی از دلایل علاقه هر چه بیشتر مخاطبان به این هنر بیپرده دیدن موضوعاتی است که در پیرامونشان وجود دارد و میتوانند بازتابی از افکار، رفتارها و مسایل خصوصی خودشان را که خود قادر به بیان کردنش نیستند در قالب تصویر و صدا ببینند.
نکته این جا است که نشان دادن بیپرده مسایل همیشه برای یک سازنده فیلم سهل الوصول نیست چون سینما در هر مرز و بومی خطوط قرمز مخصوص به خودش را دارد خطوطی که بر اساس مسایل اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و قوانین آن کشور تعیین شدهاند و تخطی از آنها مساوی است با ممنوعالکار شدن یک تولید کننده اثر هنری.
خط قرمز؛ این موضوعی است که ما سعی کردیم در روز سینما آن را با کارگردانان و بازیگران سینمای ایران در میان بگذاریم. بعضی از فعالان سینمایی کشور آن چنان از این موضوع که به عقیده آنان موضوع جدیدی هم نیست دل پری داشتند که حتی حاضر به مصاحبه نشدند و ابراز کردند که حتی گفتوگو درباره این مساله برای آنها قطعا دردسرساز خواهد شد.
در هر صورت خطوط قرمز موضوعی است که وجود دارد و نمیتوان آن را انکار کرد. اما این که دقیقا چه هستند و از کجا آمدهاند و اصلا تعریفشان در سینمای ما چیست هنوز واضح و مبرهن نشده است. در پی این سوال به سراغ چند تن از هنرمندان کشور رفتیم.
هنوز گیجام و نمیدانم جایم کجا است؟
احمد نجفی، بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون، درباره محدودیتها و خطوط قرمز سینمای ایران گفت: من بعد از 35 سال هنوز گیجم و دلیل آن تغییرات مدیریتی بسیار زیاد است. همه چیز بر اساس علایق، نگاهها و سلیقههای شخصی است. هر مدیری میآید مناسبتها و خطوط قرمز را یک چیز تعریف میکند. مدیر بعدی که میآید میگوید هر که اینها را گفته دیوانه است و من میگوییم چه درست است و چه غلط!
او بیان کرد: هیچ کسی در این مملکت راجع به خطوط قرمز هیچ چیز نمیداند به ویژه در زمینه بازی و روابط اجتماعی فعالان سینما. در واقع من به عنوان یک سینمایی هنوز نمیدانم جایم کجا است. آیا در بخش فرهنگی هستم؟ در بخش صنعت هستم؟ کجا قرار دارم؟ هیچ تعریف درستی وجود ندارد. تعریف و نگاهها مشخص نیستند. هیچ کسی تعریفی از خطوط قرمز ندارد. هر کسی میداند بگوید. من دستهایش را میبوسم.
این بازیگر سینما تصریح کرد: خطوط قرمز سینمای ما سلیقهایاند. عدهای در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشستهاند که مثلا از من خوششان نمیآید و این یعنی تمام. البته این اتفاق برای من واقعا افتاده است و به خاطر آن یک سال و نیم ممنوع الکار بودم و هر چه میپرسیدم علت چیست فقط میگفتند همین است که میبینی. تازه عدهای میگفتند "ممنوع الفرهنگ" نیز هستم. یعنی حق خواندن روزنامه هم ندارم .
نجفی با بیان این که هیچ کسی هیچ تعریف خاصی از وضعیت سینما و خطوط قرمز آن ندارد ادامه داد: ما در مملکتی هستیم که یک سری چیزها را باید رعایت کنیم. در حال حاضر باید یک جایگاه برای خودمان تعریف کنیم چون به امید نشستن مدیران به هیچ جا نمیرسیم. من مقصودم بیاحترامی به مدیران نیست بلکه نگاهشان را نمیپذیرم؛ نگاهی که نه تنها کارشناسانه نیست حتی خیرخواهانه هم نیست.
او اضافه کرد: این یک واقعیت بسیار مشخص است. متاسفانه هر سال هر کسی میآید یا چیزی کم میکند یا چیزی زیاد. حال یک عده از افراد سینما با شطینت و ندانمکاری به این قضیه دامن میزنند. این قضیه همیشه بوده و خواهد بود تا این که روشن شود کجای کار قرار داریم. به طور کلی ما در مملکتی زندگی و کار میکنیم که نام جمهوری اسلامی دارد و باید مسایل اخلاقی را رعایت کنیم و کاری هم نمیشود کرد. باید بدانیم در کجا قرار داریم.
این بازیگر سینما و تلویزیون اظهار داشت: من از این جا شما را قسم میدهم به جان پدرتان و به روح کسانی که دوست دارید و به خاطر انقلاب این قدر بحث فرهنگی نکنید و حرف فرهنگی نزنید. دیگر خسته شدم. من یکی خسته شدم از این همه فرهنگ، فرهنگ گفتنها خسته شدم.
او افزود: با ما که اهل فرهنگ هستیم با بیفرهنگی برخورد میشود. با مردم چه میکنند؟ فرهنگ حرمتی دارد که باید آن را نگه داریم. در غیر این صورت به صراحت عرض میکنم که هیچ مدیری نه فقط از اول انقلاب و قبل از انقلاب بلکه از زمان قاجاریه به ما هنرمندان خوب نگاه نمیکرده است. یا ما را مطرب نگاه میکنند یا دیوانگانی که وقتشان را میگیریم. اگر میخواهند این حرف را رد کنند حاضرم رو در رو در تلویزیون مصاحبه کنم و مصداق به مصداق آن را عرض کنم.
نجفی توضیح داد: متاسفانه مدیران ما خودشان هم نمیدانند فرهنگ سینما یک فرهنگ است فرهنگ تتاتر یک نوع دیگر فرهنگ و فرهنگ رسانه نوعی دیگر. فرهنگ سینما را که نمیشود با فرهنگ ترافیک یکی دانست!
او اظهار کرد: تنها لطفی که در بخش فرهنگی وجود دارد حضور مردم عادی طبقه متوسط رو به پایین هستند. دانش، شعور و احترامی که این طبقه به اهالی فرهنگ میگذارند هیچ کسی نمیگذارد. اگر قرار است به کسی گوش دهیم همین طبقات هستند. این مردم عادی هستند که بلیط میخرند و سینما میروند. کسانی که وقتی آنها را میبینم دلمان باز میشود.
تعریف دقیقی از خطوط قرمز وجود ندارد
همچنین رضا سبحانی، فیلمساز، بیان کرد: در یک تعریف کلی هر جامعهای متناسب با فرهنگ و ارزشهایش خطوط و صافیهایی برای خود دارد. کشور ما به خاطر ویژگیها و ارزشهای خاص خود طبعا صافیهایش متفاوت است. هر چند که در این خصوص تعریف روشن و دقیقی از آن نشده است و بخشی از مدیران دغدغهها و سلیقه شخصی خود را به آن تعمیم میدهند که کار را برای هنرمند مشکل میسازد.
او ادامه داد: به هر جهت من معتقدم که صافیها نباید آن چنان باشد که باعث از بین رفتن باورپذیری اثر هنری و ارزشهای آن شود. ضمن این که در این باره هنرمندان ما چارچوبها را رعایت کردهاند.
این کارگردان تصریح کرد: در کل تعریف مشخصی برای خط قرمزها وجود ندارد. اگر تعریف دقیقی وجود نداشته باشد هنرمند نمیداند چه کند و سلیقههای شخصی خودشان را خطوط قرمز نشان میدهند. هر مدیری که میآید تعاریف متفاوتی را با خودش میآورد. همین باعث بلاتکلیقی سازندگان و هنرمندان میشود.
او اظهار کرد: اگر چارچوب مشخص وجود داشته باشد سلیقه شخصی امکان ورود پیدا نمیکند. سیاستگذاران و قانونگذاران فرهنگی باید با مشورت به یک نقطه واحد در تعریف خطوط قرمز برسند.
سبحانی افزود: هنرمندان ما قواعد را رعایت میکنند. بخشی از ارزشها مشخص و تثبیت شده هستند و هنرمندان ما نیز برای آنها احترام قایلاند. در موارد دیگر ما دچار چند جنبهنگری هستیم و هر کسی تعاریف شخصی خودش را دارد.
سینمای ما به بیراهه رفته است
در ادامه میکاییل شهرستانی، بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر، بیان کرد: من فیلمساز هستم و دلم میخواهد در این عرصه چه در زمینه بازیگری و چه تولید و ساخت جدیتر از گذشته فعالیت کنم.
وی افزود: به عقیده من امکان فعالیت در حوزه تهیه فیلم، سرمایهگذاری، تولید و مهمتر از همه پخش برای افراد مستقل بسیار کم است. در مقطع فعلی میتوان کاری را سرنگون و نابود و کاری دیگر را با شیوههایی مطرح کرد.
این کارگردان گفت: باید برای جامعه رو به رشد این امکان فراهم شود تا فیلمسازان آن چه در ذهنشان میگذرد را بتوانند بسازند نه آن چه که به آنها گفته میشود. به نظر من قوانینی در کشور ما وجود دارد که در دورههایی کمرنگتر و در دورههای دیگر پررنگتر میشوند.
وی تصریح کرد: در حال حاضر من برای ساخت فیلمم به صورت شخصی هزینه کردهام و همچنان به دنبال یک سرمایهگذار میگردم. هزینههای ساخت فیلم بسیار زیاد است. این در حالی است که برای بسیاری از سریالها هزینههای نجومی و عجیب و غریب صرف میشود.
شهرستانی خاطرنشان کرد: در چند سال اخیر به خاطر وجود سوءمدیریتها مسیر سینمای ما به بیراهه رفته است و همه پدیدههای فرهنگی اعم از موسیقی، تئاتر، سینما و ... لطمه خوردهاند. جبران این لطمه بسیار سخت و زمانبر است.
او اضافه کرد: تحولاتی در ظاهر قرار است اتفاق بیفتد. امیدوارم که این تحولات در باطن هم دیده شوند و تاثیر آن را به شکل ملموس و مشخص ببینیم.
کدام خط قرمز؟
محمودرضا ثانی، کارگردان و بازیگر، هم درباره خط قرمزها و محدودیتهای سینمای ایران عنوان کرد: کدام خط قرمز؟ بایدها ونبایدها باید در جایی تعریف شده باشند اما ما عملا میبینیم که در هر دوره به فراخور اوضاع سیاسی و اجتماعی آن مقطع زمانی محدودیتهایی وجود داشته که مانع از مثلا اکران فیلمی در آن مقطع زمانی شده و در مقطع زمانی دیگر و در شرایط سیاسی دیگر تغییر یافته است.
وی افزود: نمیتوان گفت خط قرمزی مشخص وجود داشته باشد. واضح است ما در لغت دچار سوءتفاهم هستیم. به عنوان مثال همین خط قرمزی که اصطلاحا باب شده است را من نمیفهمم یعنی چه؟ واضح است زمانی که من میخواهم در ایران برای عامه مردم فیلم بسازم مىدانم چه محدودیتهایی برای عرضه آن برای عموم وجود دارد و این ربطی به کسی ندارد و من اتوماتیکوار میدانم که مثلا نمیشود باورها و اعتقادات مذهبی را به تمسخر گرفت و یا به آنها توهین کرد.
این کارگردان سینما توضیح داد: شاید بتوان گفت خطوط قرمز مسایلی از این دست باشند و این با طرح مسایلی انتقادی بسیار متفاوت است. مثلا شما میتوانید فیلمی انتقادی درباره محیط زیست و یا روابط اجتماعی و یا حتی سیاسی بسازید. در طول همه این سالها دیدهایم که فیلمهایی از این دست بسیار ساخته شده و جریانساز نیز بوده است.
گزارش از: عاطفه جوادی (خبرنگار ایسنای خوزستان)