سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار سیاسی روز

رییس ستاد کل نیروهای مسلح 16 حسن و نقطه قوت قطعنامه 2231 و برجام(برنامه جامعه اقدام مشترک بین ایران و 1+5) را تشریح کرد.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
16 نقطه قوت توافق هسته ای از نگاه سرلشکر فیروزآبادی

 رییس ستاد کل نیروهای مسلح 16 حسن و نقطه قوت قطعنامه 2231 و برجام(برنامه جامعه اقدام مشترک بین ایران و 1+5) را تشریح کرد.

به گزارش «انتخاب» از دفتر ویژه رییس ستاد کل نیروهای مسلح، سرلشکر بسیجی دکتر سیدحسن فیروزآبادی درخصوص قطعنامه 2231 و برجام (برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و 1+5) گفت: امروز مساله مهم و دغدغه اصلی در مسوولین و مردم ما مساله قطعنامه 2231 و برجام (برنامه جامعه اقدام مشترک بین ایران و 1+5) می باشد.

نیروهای مسلح بیشترین دغدغه را درباره احتمال تاثیر قطعنامه و برجام در پیشرفت های بنیه دفاعی دارد و نگران تفسیرهای غلط مقامات آمریکایی درباره تحریم فراهسته ای هستند هرگز در استراتژی دفاعی جمهوری اسلامی ایران استفاده از سلاح های غیرمتعارف از جمله هسته ای نبوده است و نخواهد بود اما مقامات آمریکا با تحریک صهیونیست های اشغالگر قدس، مساله تهدید دروغین هسته ای را بهانه قرار داده و در جهت منافع خود و ابرسرمایه داری جوسازی می کنند، با این وجود قطعنامه و برجام محاسنی دارد که متاسفانه منتقدین کمتر به آنها می پردازند.

اینجانب به عنوان یک مطلع که نظرات کارشناسان مختلف را دریافت می کنم به نظرم رسید که محاسن را برای اطلاع ملت عزیز تشریح کنم.

ارائه محاسن به نوعی قدرشناسی از صداقت مذاکره کنندگان هسته ای و تلاش مجدانه آنها طی چند سال اخیر است، برخی محاسن و نقاط قوت برجام و قطعنامه 2231 به شرح پیوست برای بهره برداری ملت عزیز و منتقدین بزرگوار به اطلاع می رسانم.

1 نخستین نکته ای که درخصوص قطعنامه 2231 حائز اهمیت است، اینکه سند مزبور ذیل فصل هفتم صادر نشده است.

معمولا در جمله پیش از آغاز بندهای اجرایی قطعنامه های شورای امنیت به فصل یا ماده مورد نظر منشور ملل متحد اشاره می شود.

البته گاهی هیچ اشاره ای در این خصوص صورت نمی گیرد و لحن و فحوای تصمیم شورا مبین الزامی یا توصیه ای بودن آن است.

بر اساس قطعنامه 2231، این سند ذیل ماده 25 منشور ملل متحد صادر شده است. ماده مزبور موافقت دولت های عضو ملل متحد را به پیروی از تصمیمات شورای امنیت اعلام می نماید.

باید توجه داشت که بدون ذکر این ماده در تصمیمات شورا نیز تمام تصمیمات این نهاد ذیل ماده 25 قرار دارند.

براساس یک نظر، پیروی از تصمیمات شورای امنیت هم شامل تصمیمات الزام آور ذیل فصل هفتم منشور می شود و هم تصمیمات توصیه ای ذیل فصل ششم منشور، با این حال، این نکته در رویه عملی سازمان ملل و دولت ها پذیرفته شده است که صرفا آن دسته از تصمیمات شورا از وصف الزام آور برخوردار است که ذیل فصل هفتم صادر شده باشد. یا فحوای تصمیم مزبور چنین موضوعی را به ذهن متبادر کند.

نکته دیگر اینکه اگر چه در قطعنامه 2231 در 10 مورد به ماده 41 منشور اشاره شده است، اما این نکته را نیز باید در نظر داشت که به فصل هفتم اشاره ای صورت نگرفته و درج ماده 41 صرفا به منظور الزامی بودن رفع یا بازگشت تحریم های ناشی از قطعنامه های پیشین می باشد که به جهت هم سنخ بودن ماده 41 در هر دو قطعنامه 2231 جهت لغو یا بازگشت تحریم ها و همچنین، جهت وضع تحریم ها در قطعنامه های 1929 و 1803، 1747، 1737 به کار گرفته شده است. از این جهت، استفاده از ماده 41 در قطعنامه 2231 آن را به سندی شکلی تبدیل کرده است. شکلی بدین معنا که مقررات ماهوی جدیدی جهت تحریم ایران وضع نشده است و هر آنچه از محدودیت مورد توجه قرار گرفته، صرفا در یک چارچوب زمانی مشخص مطمح نظر است و از جنس همان تحریم های مندرج در قطعنامه های پیشین می باشد.

2 - یکی دیگر از دلایلی که ذیل فصل هفتم نبودن قطعنامه 2231 را تقویت می کند این است که در این قطعنامه به موضوع ماده 39 منشور جهت ورود به فصل هفتم استناد نشده است.

این ماده به مقولات «تهدید یا نقض صلح و تجاوز» می پردازد. اگرچه در قطعنامه های چهارگانه تحریمی پیشین نیز به صراحت بدان اشاره ای صورت نگرفته بود اما در قطعنامه 2224 که به بحث تمدید مدت ماموریت هیات کارشناسان ملحق به کمیته تحریمی 1737 می پردازد، به موضوع اشاعه تسلیحات هسته ای به عنوان عاملی برای تهدید صلح و امنیت بین المللی اشاره می کند. در نتیجه، قطعنامه 2231 فاقد هرگونه اشاره ای به محتوای ماده 39 منشور و ورود به فصل هفتم می باشد.

3 در قطعنامه 2231 از همه دولت ها، نهادهای منطقه ای و بین المللی خواسته شده تا در تسهیل اجرای برجام همکاری کنند و مانعی برای اجرای آن ایجاد نکنند. این نکته توجه دولت ها را از حالت خصمانه و محدودساز علیه ایران به سوی حل و فصل موضوع جلب می کند.

4 قطعنامه برنامه زمان بندی برجام را تایید کرده و برای اختتام تحریم های مرتبط، بازه های زمانی معینی را تعیین کرده است که این موضوع در تاریخ 50 ساله تحریم شورای امنیت کم نظیر است.

5 لحن قطعنامه در برخی موارد مندرج در قطعنامه های چهارگانه پیشین از حالتی آمرانه به توصیه و درخواست تنزل پیدا کرده است. این مساله در مورد تحریم های موشکی و بازرسی از هواپیماها و کشتی های ایرانی مشهود است.

6 برخلاف تصور برخی، در صورت بازگشت احتمالی تحریم ها طبق سازو کار بندهای 12 و 11 قطعنامه 2231، قطعنامه اخیر از حالت اجرایی خارج می شود و به قطعنامه های پیشین افزوده نمی شود.

7 موضع ایران مبنی بر بازگشت به برنامه هسته ای خود در صورت بازگشت احتمالی تحریم ها در قطعنامه 2231 ذکر شده است که در نوع خود کم نظیر است. هر چند برخی بحث غیرموثر بودن فصل به کار گرفته شده(noting) برای این بخش از اشاره به موضع ایران در قطعنامه توجه دارند و معتقدند که حالت الزامی ندارد، اما باید توجه داشت که تا همین حد هم که موضع ایران به عنوان کشور هدف تحریم در قطعنامه گنجانده شده است، اقدام قابل توجهی است و طبیعتا اعضای شورای امنیت نمی پذیرفتند که برای موضع ایران از لحنی آمرانه درخصوص بازگشت به فعالیت های هسته ای سابق استفاده شود. در غیر این صورت اقتدار شورای امنیت به دست خویش زیر سوال می رفت.

8 قراردادهای منعقده در بازه زمانی مابین تاریخ رفع تحریم تا بازگشت احتمالی آنها معتبر خواهند بود.

9 شورای امنیت در مورد تصمیمات کمیسیون مشترک ناشی از برجام، صرفا می تواند رای مخالف دهد. در غیر این صورت، تصمیمات کمیسیون مشترک ظرف 5 روز کاری از عدم اعتراض شورای امنیت معتبر خواهد بود. در واقع، شورای امنیت با تایید برجام ذیل قطعنامه 2231 خود را به این سازوکار مقید ساخته است.

10 تا پیش از برجام طبق نظام تحریم های پیشین، ایران نمی توانست به عنوان کشور هدف تحریم در کمیته تحریمی 1737 حضور داشته باشد و در تصمیمات آن ایفای نقش کند. اما در نتیجه تایید برجام توسط قطعنامه 2231، کمیته تحریمی 1737 با رفع تحریم های ناشی از قطعنامه های پیشین منحل می گردد و ایران نیز در کمیسیون مشترک حضور داشته و حق اظهارنظر خواهد داشت.

11 برخی اقدامات نظیر طراحی مدرن راکتور اراک و فروش سوخت تولید شده بیشتر از 300 کیلوگرم درایران مشمول تحریم های پیشین و فعلی شورای امنیت نخواهند بود و محدودیت های خاصی بر نحوه تجهیز و خرید و فروش آنها توسط دولت ها اعمال خواهد شد.

12 گزارش اجرای محدودیت های وضع شده در پیوست دوم قطعنامه از دولت ها خواسته نشده است، در حالی که طبق رژیم فعلی تحریم ها، دولت ها موظف بودند که در مورد اجرای هر یک از قطعنامه های تحریمی چهارگانه، گزارشی را به کمیته تحریمی 1737 ارائه نمایند. بنابر این، میزان نظارت بر اجرای محدودیت های وضع شده فعلی کاهش قابل توجهی یافته است.

13 موضع دولت ایران این بوده است که پیوست دوم قطعنامه 2231 را قبول ندارد. این نکته در مقدمه پیوست دوم مبنی بر اراده 1+5 در اعمال محدودیت های مزبور درج شده است که نامی از ایران درخصوص مشارکت در نگارش این پیوست برده نشده است. همچنین، این نکته در موضع ایران در بیانیه وزارت امور خارجه متعاقب صدور قطعنامه ذیربط نیز قابل مشاهده است.

بنابر این، ایران خود را صرفا به برجام متعهد می داند و مفاد خلاف صراحت برجام در قطعنامه 2231 از نظر ایران اعتباری ندارد.

به طور کلی، موضع قابل توجه ایران این است که این کشور همچون گذشته مشروعیتی را برای اعمال تحریم علیه ایران مدنظر قرار نمی دهد. شاید این نکته مطرح شود که با وجود عضویت ایران در سازمان ملل متحد و درج ماده 25 منشور و اشاره های متعدد به ماده 41 منشور در قطعنامه 2231 راه اعتراض بر ایران در مورد قانونی بودن و مشروعیت آنها را می بندد اما باید به این نکته توجه داشت که نخست، شورای امنیت باید براساس ماده 24 منشور به عنوان دارنده مسوولیت اولیه و نه انحصاری حفظ صلح و امنیت بین المللی براساس اصول و اهداف منشور عمل نماید.

ضمن اینکه اعتراض دولت هدف تحریم یا اقدام شورای امنیت همواره به عنوان ابزاری برای مقابله با پیامدهای نادرست این تصمیمات از سوی دولت های عضو مورد پذیرش قرار گرفته است. در تاریخ شورای امنیت مواردی بوده است که دولت یا گروهی از دولت ها به نشانه اعتراض به تصمیم شورای امنیت از اجرای آن سرباز زده اند و این سرپیچی را به طور علنی اعلام کرده اند. موضع دولت ایران در طول سالیان تحریم نیز بر همین اساس قابل توجیه است.

 ضمن اینکه ممکن است برخی استدلال نمایند که ایران در متن برجام پذیرفته است که برخی محدودیت ها را خواهد پذیرفت و در این حالت، نباید نسبت به محدودیت هایی که خود پیشتر پذیرفته اعتراض نموده و آن را رد نماید. نکته قابل توجه این است که در متن برجام به این نکته توجه شده است که شورای امنیت طی قطعنامه ای متعاقب برجام، آن را تایید کرده و محدودیت های خاصی را اعمال می کند.

نخست اینکه در متن برجام به عنوان نمونه صرفا به بحث محدودیت در انتقال برخی کالاهای حساس اشاعه اشاره شده است در حالی که پیوست دوم قطعنامه 2231، موارد دیگری را نیز در بر گرفته است که شامل کالاهای حساس اشاعه نمی شود. ضمن اینکه عدم ذکر نام ایران در پیوست دوم قطعنامه و حتی درج متن پیوست دوم قطعنامه به عنوان بخشی از برجام، نشان دهنده این نکته است که توافقی میان ایران و 1+5 در مورد درج مصادیق این محدودیت ها وجود نداشته است و اقدام شورای امنیت در درج پیوست دوم ارتباطی به توافق برجام ندارد.

یکی از رهبران حماس گفت که رابطه این جنبش و ایران قطع نشده است.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حماس: مواضع مان در مورد یمن باعث سردی روابط با ایران شده اما باعث قطع روابط نشده است

یکی از رهبران حماس گفت که رابطه این جنبش و ایران قطع نشده است.
به گزارش «انتخاب»، صلاح البردویل درباره رابطه حماس با جمهوری اسلامی ایران به «النشره» گفت: برخی ها تصور می کنند که رابطه حماس با جمهوری اسلامی ایران بدتر شده است و این از سفر (خالد مشعل) رئیس دفتر سیاسی حماس به عربستان سعودی برداشت می شود، اما همه این گمانه زنی ها صرفا رسانه ای است و صحت ندارد. حماس روابط خود را با ایران قطع نکرده و قطع نخواهد کرد. حماس به دنبال روابط با همه کشورهایی حامی مقاومت و ملت فلسطین در عرصه سیاسی و معنوی است.وی افزود: شکی نیست که حوادث ، چه حوادث پیش از تحولات سوریه و چه پس از موضع حماس درباره یمن بر این روابط تاثیر منفی داشت و به نوعی سردی در روابط ایجاد کرد، اما به حد قطع روابط نرسیده است. هیچ یک از دو طرف به قطع کردن روابط با طرف دیگر تصمیم نگرفته است زیرا وجوه مشترکی در روابط حماس، ایران و حزب الله وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت.
البردویل افزود: حماس خواهان این نیست که ایران از آن حمایت کند بلکه خواهان این است که ایران حامی مسئله فلسطین باشد زیرا مسئله فقط حماس نیست. هر کسی که از مسئله فلسطین حمایت کند، افتخار آزادی فلسطین را به دست می آورد و البته دشمن مشترک نیز وجود دارد.

29 دانشمند برجسته آمریکایی که در میان آنها چندین برنده جایزه نوبل، سازندگان سابق بمب‌های هسته‌ای و مشاوران کاخ سفید دیده می‌شود، نامه‌ای به اوباما نوشته‌اند و توافق هسته‌ای با ایران را راه‌حلی ابتکاری و محکم خوانده‌اند.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

پس از آنکه صداهای موافق و اکثراً مخالف در میان قانون‌گذاران کنگره آمریکا، به اعلام موضع در برابر توافق ایران و 1+5، حالا 29 نفر از دانشمندان آمریکایی هم وارد گود شده‌اند.براساس گزارش روزنامه نیویرک تایمز 29 دانشمند برجسته آمریکایی که در میان آنها چندین برنده جایزه نوبل، سازندگان سابق بمب‌های هسته‌ای و مشاوران کاخ سفید دیده می‌شود، نامه‌ای به اوباما نوشته‌اند و توافق هسته‌ای با ایران را راه‌حلی ابتکاری و محکم خوانده‌اند.
این نامه توسط دانشمندانی نوشته شده که برخی از آنها جزء خبره ترین کارشناسان در حوزه تسلیحات هسته ای هستند و از توافق آمریکا با ایران در میان افکار عمومی و در برابر فشارهای کنگره حمایت کردند.این نامه در شرایطی صادر شده که پس از اعلام حمایت سناتور دموکرات «چاک شامر» از مخالفان توافق و پیوستن به اردوگاه مخالفان اوباما در کنگره، شرایط برای دولت آمریکا دشوارتر شده است.
اولین امضای این نامه متعلق است به ریچارد گراوین که اولین طراح بمب‌های هیدورژنی بوده است و سال‌ها به دولت واشنگتن در زمینه کنترل تسلیحات مشاوره داده است و وی یکی از معدود بازماندگان فیزیکدان طراح اولین بمب اتم است.
همچنین زیگفراید هاکر یکی دیگر از امضا کننده‌گان نامه در حمایت از اوباما است که طی سال‌های 1986 تا 1997 رئیس انبار تسلیحاتی آمریکا در لوس آلاموس نیومکزیکو بوده است.نیویورک تایمز با اشاره به اینکه برخی دیگر از اسامی که نامشان در نامه به رئیس جمهور در حمایت از توافق آمده جز کسانی هستند که اطلاعات طبقه بندی شده مهمی درباره سلاح‌های اتمی در اختیار دارند و به خوبی این نوع از تسلیحات را می‌ناسند، می‌نویسد: امضا کنندگان این نامه‌ها سال‌ها به عنوان مشاور به دولت و کنگره در زمینه تسلیحاتی مشورت می‌داده‌اند و در نامه خود برجام را نوآورانه و دقیق توصیف کرده‌اند.
این نامه با اشاره به اینکه محدودیت های اعمال شده بر ایران براساس برجام در زمینه تسلیحاتی از چارچوب‌های پیشین منع تسلیحات دقیق‌تر است.
براساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز، این نامه گامی رو به جلو در زمینه ایجاد صلح و امنیت در خاورمیانه است که می‌تواند راهنمایی برای توافقات در زمینه منع تسلیحات در آینده باشد. منبع: فارس

یک روزنامه آمریکایی فاش کرد:

وزنامه آمریکایی "دیلی بیست" فاش کرد که جنگ علیه گروه تروریستی داعش به‌سود شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی تمام شده است و آنها درآمدهای هنگفتی از طریق فروش سلاح به کشورهای منطقه کسب کرده‌اند.
سرویس بین الملل فردا: روزنامه آمریکایی "دیلی بیست" فاش کرد که جنگ علیه گروه تروریستی داعش به‌سود شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی تمام شده است و آنها درآمدهای هنگفتی از طریق فروش سلاح به کشورهای منطقه کسب کرده‌اند. 
  روزنامه آمریکایی دیلی بیست در گزارش خود آورده است که جنگ علیه گروه تروریستی داعش دستاوردهای مالی زیادی از طریق فروش سلاح به برخی کشورهای منطقه که از جانب این گروه احساس خطر می‌کند، به‌همراه داشته است.  
این روزنامه افزود: درحالی که داعش یک فاجعه برای خاورمیانه به شمار می‌رود، معدن طلایی برای برخی شرکت‌های آمریکایی است.  
روزنامه دیلی بیست نوشت: پیمانکاران آمریکایی وزارت دفاع آمریکا بهره زیادی از جنگ جاری در خاورمیانه برده‌اند. شرکت تسلیحاتی "لوکهید مارتن" درخواست‌های خرید هزاران موشک "هلفایر" دریافت کرده است. شرکت "ای.ام.جنرال" نیز سرگرم اعطای 160 خودروی "هموی" است و در همین حال، شرکت آمریکایی "جنرال دینامکیس" نیز میلیون‌ها دلار مهمات تانک به عراق می‌فروشد.  
این روزنامه افزود: شرکت "اس.او.اس. اینترنشنال" در نیویورک هم یکی از بزرگترین بازیگران در خاک عراق است. این شرکت بعد از سفارت آمریکا مأمور به خدمت گرفتن اکثر آمریکایی‌ها در عراق است. پل ولفوویتز معاون سابق وزیر دفاع یکی از مشاوران هیئت مدیره شرکت و از مهندسان تجاوز به عراق است و این شرکت در پایگاه اینترنتی خود می‌گوید که قراردادهای کاری به‌ارزش 400 میلیون دلار در طول سال 2015 میلادی در عراق بسته است.  
به‌گزارش تسنیم،روزنامه دیلی بیست نوشت: عددی که کسی به آن توجه نکرده است، همان عدد رو به افزایش پیمانکاران لازم برای حمایت از این عملیات (آمریکا در عراق) است. براساس گفته ارتش آمریکا، 6300 پیمانکار در داخل عراق برای حمایت از عملیات نظامی کار می‌کنند. به‌طور جداگانه، وزارت خارجه آمریکا برای به خدمت گرفتن دیگران در زمینه خدمات نظافتی و بهداشتی، راننده، مترجم و پیمانکاران امنیتی به‌منظور کار در زندان‌های وابسته به آن در عراق تلاش می‌کند.

گزارش نبرد در سوریه؛ «احرار الشام»: بر سر آزادی «زبدانی» مذاکره کنیم

احرار الشام در بیانیه ای که به این مناسبت منتشر کرده، نوشته است: «بی تردید حرف آخر را در این زمینه تهران بیان خواهد کرد. درخواست ما از ایران این است که تونل امنی ایجاد کند تا احرار الشام بتواند از زبدانی خارج و به مناطق تحت سیطره متحدان خود کوچ کند! در مقابل، احرار الشام از جنگ و مواجهه نظامی در نبرد زبدانی خودداری خواهد کرد.»

گروه بین الملل فردا با وجود تلاش تمام عیار گروه های معارض و تکفیری حاضر در زبدانی برای مقاومت در برابر نیروهای حزب الله لبنان و ارتش سوریه، نیروهای مقاومت به پیشروی های هر چند بسیار کند؛ اما مطمئن خود در زبدانی ادامه می دهند و شورشیان مسلح و تروریست های محاصره شده چاره ای جز تسلیم سلاح ندارند. در این میان، تروریست های خارجی، دچار تشتت شده و به نظر می رسد راه حل کاملی برای فرار از مهلکه مرگ ندارند!

واکنش تروریست مشهور سلفی های حاضر در سوریه به مذاکرات احرار الشام

اسلام علوش، سخنگوی گروه تروریستی «جیش الاسلام» (بزرگ ترین شاخه "جبهه اسلامیه") می باشد. «احرار الشام» یک شاخه دیگر از شاخه های 7 گانه جبهه اسلامیه می باشد.

علوش در این بیانیه با فرار به جلو، ایران را متهم نبرد در سوریه کرده است!

یکی از گروه های تروریستی حاضر در نبرد زبدانی، گروه «احرار الشام» است که اخیرا به مناسبت اعلام رسمی مرگ ملا عمر، «عزاداری رسمی» اعلام کرد! این گروه مسلح اعلام کرده برای فرار از جهنم زبدانی، حاضر بود با ایران مذاکره کند و این مذاکره در سطح ابتدایی برگزار شد؛ اما ایران آن را متوقف کرده است.

شهید حسن احمد کنعان، از شهدای گردان «جعفریون»

در عملیات زبدانی، از طرف ارتش سوریه گردان «جعفریون» مشارکت دارد که شیعیان شهر حمص آن را تشکیل داده اند.

گردان جعفریون (شیعیان اثنی عشری شهر حمص سوریه)، از جمله گردان هایی است که در ایران تقریبا ناشناخته مانده است! 

عکس یادگاری قهرمانان گردان جعفریون بالای سر جنازه تروریستی که در زبدانی به هلاکت رسیده است.

احرار الشام در بیانیه ای که به این مناسبت منتشر کرده، نوشته است: «بی تردید حرف آخر را در این زمینه تهران بیان خواهد کرد. درخواست ما از ایران این است که تونل امنی ایجاد کند تا احرار الشام بتواند از زبدانی خارج و به مناطق تحت سیطره متحدان خود کوچ کند! در مقابل، احرار الشام از جنگ و مواجهه نظامی در نبرد زبدانی خودداری خواهد کرد.» البته در بخش دیگری از این بیانیه، تروریست های احرار الشام ادعا کرده اند که از ابتدا برای "جهاد" وارد سوریه شده اند و همه سربازان آن برای "شهادت" آمادگی دارند!!

پادگان آموزشی احرار الشام

در همین زمینه، «احمد قرة علی» سخنگوی رسمی گروه تروریستی احرار الشام در گفت و گو با پایگاه خبری اورینت نت (وابسته به ارتش آزاد سوریه) در مورد این بیانیه گفت: «ما ابتدا از همه گروه های معارض و مسلح دعوت کردیم که در صف واحد علیه حزب الله و متحدان ایران در زبدانی بجنگیم. اما شرایط نبرد به صورتی بود که واقعا نابرابر به نظر می رسد. ما از متحدان خود در استان ریف دمشق و به خصوص از گروه های مسلح حاضر در ارتفاعات قلمون درخواست مساعدت کردیم؛ اما به نظر می رسد زبدانی به صورت کامل محاصره شده و تنها خدا می تواند به ما کمک کند!!»

خودروهای زرهی حزب الله در حال نبرد در زبدانی،

بخش هایی از شهر زبدانی، هم اکنون آزاد شده است.

سخنگوی این گروه وهابی در ادامه تهدیداتی مطرح می کند که به وضوح خوی تروریستی و وحشیانه این گروه را نمایش می دهد: «تردیدی نیست که ایران توانسته زبدانی را به طور کامل محاصره کند. اما نباید فراموش کند "فوعه" و کفریا" نیز به شعاع ده ها کیلومتر محاصره کامل شده است. اهالی این دو شهر را "رافضی ها" تشکیل می دهند که مجاهدین از آمادگی و انگیزه کامل برای قتل عام آنان برخوردارند! ما به ایران پیشنهاد دادیم در برابر حفظ امنیت نسبی زبدانی، ما نیز متقابلا ضامن امنیت فوعه و کفریا در ادلب خواهیم بود. اما ایران هیچ نرمشی در برابر این پیشنهاد از خود نشان نداد!» {پایگاه خبری تحلیلی فردا، پیش از این در گزارشی اختصاصی به محاصره و خطر قتل عام این دو شهر پرداخته بود.}

روزنامه السفیر لبنان، به صراحت نبرد در زبدانی را مهم ترین دغدغه احرار الشام خواند.

هشدار معارضان در مورد اهمیت زبدانی و ضرورت سیطره گروه های تکفیری بر آن

گفتنی است همزمان با این مصاحبه، «انس درکل» از مقامات احرار الشام در صفحه فیس بوک خود، شکست قریب الوقوع زبدانی را این گونه خواست به تهدیدی برای ایران و حزب الله تبدیل کند(!): «ایران در زبدانی دست به یک جنون زده است. ساز و برگ نیروهای اعزامی به زبدانی و حجم وسیع آنان به اندازه ای است که باید رسما از "جنون" حرف زد. ما به ایران گزینه های مختلفی پیشنهاد دادیم تا بتوانیم به راه حل های میانه دست یابیم؛ اما ایرانیان تنها یک گزینه را دوست دارند: "جنگ" ! 33 روز از مقاومت مجدان حاضر در زبدانی می گذرد؛ در حالی که امکانات نظامی مهاجمان چند برابر است و مجاهدان ماه ها محاصره سخت و کشنده را تحمل کرده اند.»

آخرین نقشه ها از نبرد زبدانی

پایگاه خبری تحلیلی فردا، یک ماه قبل در گزارشی اختصاصی، به صورت دقیق و  تفصیلی در مورد این نبرد اطلاعاتی را منتشر کرد. بعد از فتح کامل زبدانی، گزارش اختصاصی بعدی از این شهر منتشر خواهد شد.

او بعد از این متن شاعرانه، رسما ایران و حزب الله را تهدید می کند: «مقاومت و رزم مجاهدان زبدانی، پایان تراژدی حزب الله و ایران در زبدانی نخواهد بود! مجاهدان سرزمین شام آرزی شهادت دارند و همگی برای عملیات انتحاری آمادگی دارند. حالا که حزب الله با تمام قوای خود به زبدانی آمده تا این جا را اشغال کند؛ مجاهدان می توانند با عملیات های انتحاری یک در برابر ده و یک در برابر پنجاه، بیش ترین تلفات را بر حزب الله وارد کنند. در نتیجه شاید زبدانی موقتا اشغال شود؛ اما ماشین نظامی حزب الله در زبدانی پنچر شده و نتیجه آن در سهل الغاب و داریا مشاهده خواهد شد!»

مسئول محلی زبدانی در تشکیلات احرار الشام، به صراحت از حضور گروه های مبارز و مسلح فلسطینی در کنار حزب الله برای آزادسازی این شهر خبر داده است.

گفتنی است طبق سیاست رسمی دولت سوریه، شورشیان مسلح در صورتی که رسما از گذشته خود اعلام برائت کنند و ضمن تحویل سلاح خود، برای تعقیب تروریست های خارجی با دولت قانونی حاکم همکاری کند، مشمول عفو خواهند شد و قیام مسلحانه شان علیه دولت و کشور سوریه نادیده گرفته می شود. این سیاست به صورت رسمی از اواخر سال 2012 کلید خورد و حتی وزارتخانه «آشتی ملی» برای پیگیری آن به صورت رسمی تأسیس شد.

بیانیه فرار به جلوی احرار الشام بعد از رد درخواست مذاکره از سوی ایران

اوج این سیاست، در سال 2013 در شهر حمص خودنمایی کرد. در درگیری های القصیر در استان حمص و برزه در ریف دمشق و به خصوص در آن زمان در درگیری های شمال استان حماه، تعداد قابل توجهی از عناصر وابسته به ارتش آزاد سوریه با ابراز ندامت از گذشته خود، سلاح های خود را تحویل داده و به عنوان شهروند عادی سوری به شهرها بازگشتند. اما این مشکل، زمانی کلید خورد که ارتش توانست بعد از محاصره کامل و مؤثر شهر حمص، از طریق محلات شیعه نشین و مسیحی نشین به مواضع گروه های تکفیری حمله کند. در آن زمان، تعداد زیادی تروریست خارجی در حمص حضور داشتند که مشمول قانون عفو نمی شدند و در نتیجه باید تا پای جان می جنگیدند!

جنگیدن تا پای جان، حتی برای نظام و ارتش سوریه نیز مطلوب نبود! علت اصلی تدوین سیاست آشتی ملی که تا به امروز، منتقدان جدی در رده های مختلف حزب بعث سوریه دارد «الویت اداره بر شهرها و ساختمان ها» نسبت به «جنگ و مجازات تروریست ها» بود. طبق همین منطق، وزارت «آشتی ملی»، نمایندگان خود را به میان مخالفان فرستاد و از سوی دیگر گفت و گوهای منطقه ای میان کشورهای حامی بشار اسد با ترکیه و عربستان کلید خورد که در نتیجه آن، تونل امنی برای تروریست ها ایجاد شد که در صورت ترک کامل حمص، نیروهای خود را به تلبیسه و از آن جا به سمت شمال (حلب) اعزام کنند. گروه تروریستی «احرار الشام» در آن زمان، یکی از گروه های تروریستی خارجی فعال در سوریه بود که توانست از این نبرد جان سام بدر برد تا در شمال سوریه فتنه انگیزی کند.

بالاترین مقام شرعی گروه تروریستی احرار الشام، به صراحت تجربه طالبان را برای گروه های تکفیری - که "جهادی" می خواند! - "خوب و ارزنده خواند!
گروه احرار الشام نیز به مناسبت اعلام مرگ ملا عمر، عزای عمومی اعلام کرد!
مفتیانی که روی دست بزرگان خود بلند شدند؛
با وجود این که البغدادی در رأس شورای شریعت قرار دارد، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل، ترمذی-. در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند.

گروه گزارش ویژه مشرق - ابو عمر البغدادی (ابوعبدالله الرشید البغدادی، هلاکت2010)، که بنا به سوابق موجود، بنیان گذار «دولت اسلامی عراق و شام» محسوب می‌شود، ساختار کنونی اداره داعش را طرح‌ریزی کرد. او که بنا به گزارش‌ها، به سان بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، جزو افسران ارتش بعث عراق بود، مجموعه‌ای از شوراها را به عنوان ساختار سازمانی معین کرد که به این قرارند: شورای رهبری، شورای شریعت، شورای «شورا»[1] (منظور مجمع مشورتی است) شورای نظامی، شورای امنیتی و تروئیکای شریعت (مفتی‌های سه گانه). البته لازم به ذکر است که در سال‌های پس از هلاکت ابوعمر البغدادی، و ارتقاء و گسترش گروه «دولت اسلامی عراق و شام»(داعش)، به لحاظ کمی و کیفی این شوراها دچار تغییراتی شدند( به ویژه از بعد از فتح 4 استان عراق در تابستان گذشته). اکنون بر اساس قراین و گمانه‌زنی‌ها، شورای مالی، شورای قضایی، شورای رسانه، شورای امور اطلاعاتی، شورای امداد جنگنجویان به ساختار قبلی اضافه شده‌اند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابوعمر البغدادی

شورای شریعت: بنا به گمانه‌زنی‌ها، خود ابوبکر البغدادی شخصا در رأس این شورا قرار دارد. دارای 6 عضو است که با تشبه به «شورای 6 نفره» تعیین خلیفه ایجاد شده است، که عمر ابن خطاب، در بستر مرگ شکل داده بود. دو کارویژه اصلی آن، یکی نظارت بر انطباق عملکرد شوراهای دیگر با شریعت، و دومی انتخاب خلیفه در صورت مرگ خلیفه کنونی است. به تعبیر بسیاری از کارشناسان غربی، شورای شریعت با وجود سهم کم‌تری که در اخبار مربوط به داعش دارد، حیاتی‌ترین بخش این گروه است. نظارت بر خطابه‌های خود به اصطلاح «خلیفه ابراهیم» (ابوبکر البغدادی)، و سایر چهره‌های کلیدی داعش، ابلاغ مجازات‌ها، مواعظ، حکمیت، نظارت بر رسانه‌های گروه، تدوین مواد آموزشی برای نیروهای تازه جذب‌شده و مشاوره به خلیفه برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت گروگان‌های گروه، از جمله کارکردهای دیگر شورای شریعت به حساب می‌آید.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
شورای شریعت حیاتی‌ترین بخش داعش است

توصیه‌هایی چون آتش زدن معاذ الکساسبه (خلبان اردنی) و سربریدن جیمز فولی آمریکایی، از توصیه‌های آن بوده است. یکی از مفتی‌های جداشده از داعش، در مصاحبه با روزنامه الاخبار، گزارش داد که علاوه بر شورای اصلی، شوراهای کوچک‌تری در هر ناحیه وجود دارد که با هماهنگی با شورای اصلی، درباره امور همان ناحیه تصمیم‌گیری می‌کند. به گفته او، شورای اصلی دارای دو مفتی اصلی است که مفتی عراق و مفتی سوریه هستند. همین منبع، از فردی به نام «ابوعبدالله الکردی» به عنوان مفتی عراق نام برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
مواردی مانند توصیه به سربریدن جیمز فولی آمریکایی و آتش‌زدن معاذ الکساسبه خلبان اردنی از سوی شورای شریعت انجام می‌شود

یکی دیگر از به اصطلاح علمای سابق داعش، در مصاحبه‌ای که به صورت ناشناس با الشرق الاوسط انجام داده، روابط حاکم بر شورای شریعت را این گونه توضیح می‌دهد:

"با وجود این که البغدادی در رأس شوراست، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند که درک عمیقی از دین دارند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل- ترمذی و ...- تنها برجسته‌ترین‌ها به شورا راه می‌یابند . در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند."

البته همین مسأله باعث شده که تنش‌ها و چالش‌هایی هم میان اعضای خود این شورا، یا میان این شورای با سایر بخش‌های داعش به وجود بیاید. به ویژه آن جا که این به اصطلاح علما هم نمی‌توانند برای پاره‌ای اعمال داعش توجیه شرعی پیدا کنند! یا زمانی که به توصیه‌های آن‌ها به عنوان روحانیون برجسته از سوی سایر بخش‌ها یا حتی خود مثلا خلیفه ترتیب اثر داده نمی‌شود. «هشام الهاشمی»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان مسایل داعش و نویسنده کتاب «دنیای داعش» از برخی شیوخ شناخته شده دولت اسلامی نام می‌برد که در سال 2014، بر سر همین مسایل از گروه فاصله گرفتند: ابوشعیب المصری، ابوسلیمان العتیبی، احمد المطیری، منیعه المنیعه و ابوهمام الشامی.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
هشام الهاشمی

حتی به گفته هاشمی، برخی از آن‌ها با نفس اعلام خلیفه از سوی گروه مخالف بوده و هستند، چرا که به اصطلاح حجت شرعی برای اعلام خلیفه نمی‌بینند. البته برخی روایت‌ها حاکی از آن است که انتخاب البغدادی، بدون مشورت با شورای شریعت انجام گرفت. گرچه نیاز به یادآوری نیست که چنین اختلافاتی اگر وجود داشته باشد، بیشتر بر سر حدود قدرت و وزن کشی اختیارات در درون خود گروه است و وجه سیاسی دارد، وگرنه بسیاری از اعمال سبعانه و مخوف داعش از قبیل ذبح انسان‌ها، مصلوب کردن، مثله کردن، به بردگی گرفتن و آتش زدن انسان‌های زنده همگی با مهر تایید همین شورای شریعت انجام گرفته است. گویی اصولا برای سایر اعمال یک گروه خونخوار و شقی و قسی حجت شرعی و توجیهات منصوص وجود دارد، و اختلاف بر سر پاره‌ای اعمال سلایق در اجراست!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

به هر حال، خود این شورا از چند کمیته تشکیل شده است که شامل کمیته‌های فتاوا، تحقیق، مدارس مذهبی، امر به معروف و نهی از منکر، مساجد و قضاوت می‌شود. مثلا کمیته مدارس مذهبی مسؤول ارایه درس به نیروهای تازه وارد، آموزش قضات و امامان مساجد است. گرچه روحانیونی از ملیت‌های مختلف در این شورا حضور دارند، ولی دست بالا از آن عراقی‌هاست. از معروف ترین روحانیون شورای شریعت می توان به ابو بکر القحطانی، عثمان النازح و ترکی البنعلی اشاره کرد که موسوم به تروئیکای شریعت هستند(گزارش‌های تاییدشده از هلاکت عثمان النازح در محاصره عین العرب وجود دارد). علاوه بر کتب معتبر حدیث در نزد اهل سنت (صحاح سته)، کتاب هایی چون «فقه جهاد»[2](14 درسگفتار فردی به نام ابوعبدالله مهاجر) هم مورد استفاده شوراست. به علاوه کتاب «مدیریت وحشی‌گری»(اداره التوحش) نوشته یکی از استراتژیست‌های القاعده به نام مستعار ابوبکر ناجی (محمد حسن خلیل الحکیم یا ابوجهاد مصری) در زمینه مسایل راهبردی مورد استناد آن هاست.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عثمان النازح معدوم - از مفتیان شورای شریعت

به نظر می آید که داعش، با به دست آوردن قلمرو بیشتر روی زمین و قرار دادن تعداد بیشتری از اهالی عراق و سوریه تحت سلطه خود، اکنون به دنبال ایجاد یک نوع سامان سیاسی-اجتماعی بر مبنای نسخه داعشی از اسلام است. به بیان دیگر، با گذشت چهار سال از ظهور طوفانی داعش به عنوان یک جنبش انقلابی که نظم موجود در عراق و سوریه را به چالش کشید، حالا این گروه تروریستی خونریز به دنبال تثبیت خود به عنوان یک حکومت در سرزمین‌های تاکنون غصب کرده است. در این میان، تدوین و اجرای احکام «شریعه» (قرائت وهابی-تکفیری از اسلام) در قالب «فتاوا»، مهم‌ترین ابزار داعش برای حکومت درازمدت است، چرا که داعش به ساختار پارلمان و دستگاه قانون‌گذاری مدرن اعتقادی ندارد. مسلم است که برای اجرای چنین پروژه‌ای، علمای داعش که به عنوان «مفتی» شناخته می‌شوند و رهبران معنوی آن به حساب می‌آیند، نقشی اساسی برای این گروه ایفا می‌کنند. در یک کلام، شورای شریعت، نقش یک مجلس قانونگذار را برای داعش بازی می‌کند. در ادامه به معرفی چند تن از مهم‌ترین مفتیان داعشی می‌پردازیم.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
کتاب اداره التوحش نوشته ابوبکر الناجی

ترکی البنعلی

ترکی البنعلی، با نام اصلی ترکی بن مبارک بن عبدالله (معروف به ابوضرغام و ابوهمام الاثری، کنیه: ابوسفیان سلمی،1984) روحانی 31 ساله متولد بحرین، به عنوان رسانه‌ای‌ترین ایدئولوگ داعش شناخته می‌شود. او به طور مرتب در انظار حضور به هم می‌رساند، سخنرانی می‌کند، وارد مباحثات فعال اینترنتی با حامیان و منقدان خود می‌شود و در کل، به ویترین معنوی داعش تبدیل شده است. او با ریش و موهای بلند سیاهرنگ و مرتب شانه شده، لباس‌های سفیدرنگ آراسته و عینک ظریفی که به چشم می‌زند، تلاش می کند چهره یک روحانی تندروی جوان و جذاب را به نمایش بگذارد. بر خلاف بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، فضای مجازی پر از عکس‌ها و ویدیوهای این ایدئولوگ داعشی است و این نشان می‌دهد که تشکیلات داعش روی بعد تبلیغی کار او، حساب زیادی گشوده است. هشام الهاشمی، کارشناس خبره مسایل داعش، او را "مثل حصاری می داند که از ایدئولوژی داعش در برابر نفوذ، محافظت می‌کند."

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

اخباری وجود دارد که او نویسنده "شرح حال رسمی" خلیفه خودخوانده داعش، ابوبکر البغدادی است. بیانیه‌ها و سخنرانی‌های این روحانی جوان و فوق-تندرو در مقیاس وسیع در مناطق تحت کنترل داعش تکثیر و توزیع می‌شود. بنا به زندگینامه‌ مختصری که از او در سایت‌های جهادی وجود دارد، او در یک خانواده سرشناس بحرینی به دنیا آمد و پرورش پیدا کرد. برای تحصیل علوم دینی به کالج مطالعات عربی و اسلامی دبی رفت، ولی بعد از مدتی به دلیل ایدئولوژی افراطی خود از دبی اخراج شد. او تحصیلات دینی خود را در مدارس اسلامی بحرین و بیروت تکمیل کرد و خیلی زود به چهره برجسته جامعه کوچک سلفی‌های فوق-محافظه‌کار در کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شد. او اوایل سال گذشته میلادی به سوریه رفت و به داعش پیوست. نوع اسلامی که بن علی ارایه می‌دهد، حال به جایی رسیده که نه تنها از سوی علمای سنت‌گرای منطقه زیر سوال رفته، که حتی بسیاری از علمای جهادی هم او را به خاطر تندروی مورد نکوهش قرار داده‌اند. از جمله «ابومحمد المقدسی» (عسام البرقاوی) روحانی تندروی اردنی که گویی زمانی مرشد ابومصعب الزرقاوی و البته استاد همین البنعلی بود، و همچنین «ابوقتاده الفلسطینی»، دیگر روحانی تندروی فلسطینی، این نوع اسلام را وحشیانه معرفی کرده و پیروان آن را مشتی جنایتکار خواندند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابوقتاده روحانی افراطی فلسطینی و از سرکردگان القائده، اسلام ترکی البنعلی را وحشیانه و حامیان آن را جنایتکار می‌خواند

ترکی البنعلی، یکی از نظریه‌پردازان ذبح «کفار» است. همچنین او کسی است که برای حراج زنان ایزدی برای بردگی، توجیه شرعی ارایه کرد. در یک تالار گفت‌وگوی اینترنتی در یکی از پایگاه‌های وابسته به داعش، او با استناد به نظر «ابن تیمیه» (نیای فکری وهابیت)، بردگی زنان جنگجویان کافر را مجاز دانست. در این جا تذکر این نکته لازم است که، گویی یک نوع بده بستان میان به اصطلاح علمای داعشی و جنگجویان جوان این گروه برای دادن فتاوای باب میل به وجود آمده است. به این مفهوم که، داعش به مانند سلف خود القاعده، با کنار گذاشتن روحانیت سنتی، ادعای رجوع بی‌واسطه به قرآن و حدیث را دارد. اصولا از دید جهادی‌ها، روحانیت سنتی در جهان عرب چیزی بیش از آلت دست حکام خودکامه کشورهای منطقه نیستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ترکی البنعلی

نوجوانان و جوانانی هم که به داعش می پیوندند، چندان آگاهی عمیقی از اسلام ندارند. آن‌ها در اوج شهوات و خواسته‌های جوانی، عمدتا به قصد آزادسازی تکانه‌های جنسی و خشونت خود، آن هم در لوای جهاد، وارد میدان‌های نبرد در سوریه و عراق می‌شوند، و در آن‌جا، روحانیتی هست که خود جوان است، در علوم دینی چندان عقبه و تجربه‌ای ندارد، ولی فتاوای برانگیزاننده و باب میل این جوانان می‌دهد (آخرین مورد از چنین شاهکارهایی برگزاری مسابقات قرآن با هدیه یک زن اسیر به برنده مسابقه بود!). ایمن التمیمی، از تحلیلگران مسایل جهادی‌ها در سوریه و عراق، معتقد است:

«قطعا یک مساله شکاف نسلی در این جا وجود دارد. دولت اسلامی متفکران و جنگجویان جوان را جذب می‌کند.»

در همین راستا، روزنامه لبنانی الاخبار، در گزارشی از هشدار البنعلی به رهبری داعش خبر داد. بر مبنای این گزارش، بن علی به البغدادی گفته است که گروه با "فروپاشی آرام" رو به رو خواهد شد، مگر این که موفق به ارایه روحانیون جوان و افراطی جدید شود. گویا با چراغ سبز رهبری داعش، کار جذب دانشجویان افراط گرای مدارس اسلامی در سعودی، اردن، یمن و مراکش شروع شده است.


رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
جلسات موعظه ترکی البنعلی در شهر سرت لیبی، از جمله شهرهای اشغال‌شده توسط تروریست‌های داعش

در اردیبهشت ماه دو سال پیش، وقتی ابوبکر البغدادی، شروع گسترش امارت خود را به سوی سوریه اعلام کرد، البنعلی اولین کسی بود که تک نگاره‌ای با عنوان "دست‌ها را برای بیعت با البغدادی دراز کنید" نوشت.، و از همه مسلمانان مجاور امارت البغدادی خواست که با امیر او بیعت کنند. عجیب این که در همان تک نگاره، خلیفه شدن البغدادی را پیش‌گویی می‌کند: " از خدا می‌خواهیم روزی را که شیخ خود را بر بالای کرسی خلافت ببینیم." به علاوه، او در شرح حالی که برای البغدادی نگاشت، نسب او را به حضرت محمد(ص) رساند تا شرط قریشی بودن خلیفه تأمین شود!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در اواخر آوریل 2014، البنعلی مقاله دیگری نوشت که در آن اعلان عمومی خلافت دولت اسلامی را در 29 ژوئن 2014 (1رمضان1435) پیش‌گویی کرد. در این مکتوب، بنعلی، پیش از کسب قابلیت سیاسی کامل توسط داعش برای اعلام خلافت، همان استدلال حقوقی و شواهد برآمده از نصوصی را به کار برد که اندکی بعدتر، سخنگوی رسمی داعش در اعلان خلافت ماه رمضان خود به کار برد (و این نشان از نفوذ بالای البنعلی در این گروه تروریستی دارد) -عمده این استدلالات برگرفته از تفسیر معروف «ابوعبدالله قرطبی» (فقیه و مفسر،متوفی 671هجری) موسوم به «تفسیر قرطبی» گرفته شده است. بنعلی خلافت داعش را به عنوان " هسته آن خلافت پیش‌گویی شده و مبتنی بر مشیت الهی" دانست. او دولت اسلامی عراق و شام را واجد آن حدی از قدرت و قابلیت سیاسی دانست که مقدمه یک خلافت اسلامی است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در سوابق البنعلی چند نوبت بازداشت در کشورهای مختلف به دلیل اتهاماتی چون اشاعه تفکرات خشونت‌گرا، از راه به در کردن جوانان و ایدئولوژی انحرافی دیده می‌شود و پیش از پیوستن به داعش، او را از ورود به کشورهای امارات متحده، کویت، مصر و قطر منع کرده بودند. البنعلی شاگرد «ابومحمد المقدیسی»، معروف‌ترین روحانی تکفیری زنده دنیا و پدر معنوی القاعده هم بوده است. بررسی مکتوبات و سخنرانی‌های این دو، نشان از بعضی خطوط ذهنی مشترک و همفکری و تعاملات میان این دو به اصطلاح متفکر تکفیری دارد. پیش از پیوستن بنعلی به داعش، او در چند کتاب خود به تحسین استادش پرداخت و از اندیشه اش دفاع کرد. المقدسی هم در جواب، دانش دینی شاگرد خود را گواهی کرد. به این ترتیب که به او «اجازه کلی» برای تدریس تمام آثار او (المقدیسی) را داد. المقدیسی در مقدمه‌ای که برای یکی از کتاب‌های بنعلی در سال 2009 نگاشت، چنین از او یاد کرد:

"‌وقتی شور فوق‌العاده و حمایتش از دین، توحید، جهاد و مجاهدین را دیدم، به او اجازه تدریس همه کتاب‌هایم را دادم....اگر شیخی حق بالیدن به شاگردش را داشته باشد، من به این برادر عزیزم می‌بالم."

وقتی المقدسی یک «شورای شریعت» در وبسایت خود ایجاد کرد (پاییز 2009) ، بنعلی را یکی از مفتی‌های آن تعیین کرد و حتی زمانی که خود در زندان بود، به او اجازه صدور فتوا به جای خود را داد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد المقدیسی

بنعلی از نام‌های مستعار زیادی استفاده کرده است تا به قول خود از شر "جباران و سرکوبگران کشورهای عربی" در امان بماند. با قدرت‌گیری داعش از اوایل 2014، او در سوریه مستقر شد و از آن موقع به بعد بیشتر نام واقعی خود را به کار می‌برد (برخی اسامی مستعار او: ابوخذیفه البحرینی، ابوحزم السلفی، ابوبکر ابن عبدالعزیز الاثری). هنگامی که دولت بحرین تهدید کرد که شهروندی بحرینی‌هایی را که در سوریه می‌جنگند، باطل خواهد کرد، مگر این که ظرف دو هفته به بحرین برگردند، او با نوشتن شعری، ضمن دست انداختن مفهوم شهروندی، چنین پاسخ داد: "‌آیا منطقی است حالا که تازه به شام، سرزمین نبردهای حماسی رسیده‌ایم، بازگردیم؟....سرزمینی که در آن اسلام حاکم است، سرزمین من است؛ این جا سکونتگاه من است و به آن تعلق دارم."

با جاگیرشدن البنعلی در قلمرو غصب‌شده داعش در سوریه و دست بالا یافتن این گروه میان گروه‌های تروریستی-تکفیری دیگر منطقه، او کم کم قلم خود را علیه چهره‌های مذهبی سایر گروه‌ها تیز کرد. مهم‌ترین این گروه‌های رقیب داعش، جبهه النصره و مجمع شورای حرکت احرار الشام هستند. او با انتقاد از روحانیون تکفیری شناخته شده‌ای چون «ایاد قنیبی»، «ابوبصیر الطرطوسی»، «ابومحمد الجولانی» و «عدنان العرعور» شروع کرد و اکنون خود «ایمن الظواهری» و البته استاد سابق یعنی «ابومحمد المقدیسی» و «ابوقتاده فلسطینی»زیر ضرب حملات کلامی این ایدئولوگ داعش قرار دارند. حمله به استاد سابق البته از همه مهم‌تر است و نشان از تعمیق شکاف نسلی میان جبهه تکفیر دارد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد المقدیسی و ابوقتاده که از سوی دست‌پرورده خود، بنعلی، تکفیر شدند

المقدیسی در بیانیه‌ای در اوایل 2014، از شیخ‌های جوان جهادی انتقاد کرد که حرمت پیران را نگه نمی‌دارند (مانند ظواهری و ابوقتاده). او آن‌ها را متهم کرد که بر شانه‌های بهترین‌ها و درخشان‌ترین‌ها (!) ایستاده‌اند و همزمان تفکر آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کنند. چند روزی پیش از آن، بنعلی در بیانیه‌ای، سن و سال بالای امثال ابوقتاده را عامل آشفتگی ذهنی و عدم درک آن‌ها نسبت به داعش دانست. به واقع این بیانیه، اظهار مخالفت آشکار سران داعش با مفهوم «اسبقیت» به عنوان فاکتور برتری میان گروه‌های تکفیری بود؛ امری که بعدتر در نبردهای خونین میان النصره و داعش خود را نشان داد. البته با توجه به سن نسبتا کم خود البنعلی، طبیعی است که او و چهره‌هایی شبیه به او به دنبال سرنگونی تخت اهل فتوای سالخورده‌تر و جاافتاده‌تر تکفیری باشد، تا اینگونه به جایگاه خود استحکام دهند و نقش خود را بر تارک تفکر سلفی-جهادی حک کنند.

به نظر می‌رسد پروژه البنعلی برای ایجاد یک نسل از رهبران مذهبی جوان فوق افراطی و آشنا با دستگاه‌های تبلیغی مدرن، یکی از ستون‌های برنامه گروه‌های تروریستی داعش، در سال‌های آتی باشد. به هر حال، پس از شخص به اصطلاح خلیفه ابراهیم، ظاهرا ترکی البنعلی مهم‌ترین چهره اصطلاحا معنوی داعش باشد.

ابومحمد العدنانی

ابومحمد العدنانی الشامی، با نام اصلی «طاها صبحی فلاحه»، سخنگوی رسمی گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) است. او در سال 1977 در شهر «بنش» از استان ادلب سوریه به دنیا آمد. البته او بیشترین دوران عمر خود را در شهر حدیثه در استان الانبار عراق زندگی کرد و جزو اولین جنگجویانی بود که نبرد با نیروهای ائتلاف را در عراق آغاز کرد. در سال 2005، با نام جعلی «یاسر خلف حسین الراوی» توسط آمریکایی‌ها دستگیر و 5 سال بعد در 2010 آزاد شد. به گفته مقامات امنیتی عراق او از نام‌های مستعاری چون طاها البنشی، جابر طاها فلاح، ابوبکر الخطاب و ابوصادق الراوری بهره می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد العدنانی

در 15 آگوست 2014، شورای امنیت نام او را به فهرست تحریم مالی و تسلیحاتی افراد و موجودیت‌های مرتبط با القاعده اضافه کرد. در 18 آگوست 2014، وزارت خارجه ایالات متحده هم او را به عنوان «تروریست جهانی ویژه» معرفی و جایزه‌ای تا سقف 5 میلیون دلار را برای اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین کرد. در 22 سپتامبر 2014، یک سخنرانی به شدت تحریک‌کننده با عنوان "‌به راستی که خداوند شما همواره ناظر است" از او منتشر شد، که بسیاری از ناظران آن را نخستین دستور رسمی داعش به پیروان این گروه، برای کشتن «کافران» در کشورهای غربی تلقی کرده‌اند:

«اگر می‌توانید یک کافر آمریکایی و اروپایی را بکشید - به ویژه فرانسوی‌های خبیث و پلید- یا یک کانادایی، یا یک استرالیایی، یا هر کسی از جبهه کفار، از جمله شهروندان کشورهایی که وارد ائتلاف جنگی با دولت اسلامی شده‌اند، پس به الله توکل کنید، و او را به هر شیوه و راهی که می‌توانید بکشید؛ سرش را با سنگ متلاشی کنید، با چاقو بکشید، یا با ماشین از رویش رد شوید، یا از بلندی پرتابش کنید، یا خفه‌اش کنید، یا مسموش کنید.»

مطبوعات غربی این شیوه مورد تشویق از سوی العدنانی را اشاره به قتل یک سرباز بریتانیایی به نام «لی ریگبای» دانستند که در می 2013، توسط دو جوان بریتانیایی با تفکر تکفیری در خیابانی در لندن کشته شد. هم سر اورا به زمین کوبیدند و هم با ضربات متعدد چاقو مورد اصابت قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
قاتلان لی ریگبای، افسر بریتانیایی که توسط دو نیجریه‌ای تازه مسلمان‌شده ابتدا با خودرو زیر گرفته شد و سپس با ضربات چاقو و کوبیدن سرش به زمین، به قتل رسید

العدنانی که در سخنرانی‌هایی که به طور مرتب منتشر می‌کند به " صلیبی‌های" غربی نسبت به ورود به جنگ با داعش هشدار می‌دهد، در پیامی خطاب به اوباما، مداخله نیروهای ائتلاف را "آخرین کارزار صلیبیون" خواند و آن را محکوم به شکست دانست، کما این که به زعم او صلیبیون همواره شکست خورده‌اند.

العدنانی همان کسی بود که در شب اول ماه رمضان سال گذشته، تشکیل خلافت اسلامی را رسما اعلام کرد: «این امیدی است که در دل هر مجاهد موحدی پرمی‌کشد....این خلافت است. این خلافت است؛ واجب کنار گذاشته شده دوران ما...برای همه مسلمین روشن می‌کنیم که با این اعلام خلافت، بر همه مسلمین فرض است که بیعت خود را با خلیفه (البغدادی) اعلام کنند.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

عدنانی در سخنانی که به عنوان مواضع رسمی داعش منتشر می‌کند، به مسایلی چون بیعت گروه‌های تروریستی جدید با خلیفه داعش در سرتاسر منطقه می‌پردازد. برای مثال در پیام 30 دقیقه‌ای صوتی که در 22 ژوئن سال جاری از او منتشر شد، العدنانی خبر انشعاب بخشی از تروریست‌های «امارت اسلامی قفقاز» که در بیعت با القاعده بودند و پیوستن آن‌ها به داعش را اعلام کرد. او به تروریست‌های قفقازی مژده داد که خلیفه البغدادی بیعت آنان را پذیرفته است. این مسأله از این رو حایز اهمیت است که بخشی از زبده‌ترین نیروهای تروریستی و تکفیری در این منطقه (به ویژه داغستان) زندگی می‌کنند که ورود آن‌ها به نبرد میدانی، موجب تقویت نیروی رزم داعش می‌شود. العدنانی از طرف خلیفه، کسی به نام «محمد القدری» را به عنوان امیر داعش در قفقاز منصوب کرد و از همه مجاهدین قفقاز خواست که به کاروان القدری بپیوندند و با او بیعت کنند و در همه چیز جز گناهان پیرو او باشند.

بخش عمده اوقات العدنانی، به مانند ترکی بن العلی، مصروف مقابله کلامی با گروه‌های تکفیری رقیب داعش می‌شود. او به ویژه جدل‌های بسیاری با ایمن الظواهری، رهبر فعلی القاعده داشته است که خواهان مصالحه و آشتی زیرشاخه پیشین القاعده (یعنی داعش) با بدنه اصلی سازمان است. در حالی که داعش با سرزمین‌هایی که در عراق و سوریه غصب کرده است، ادعای بالادستی و مشروعیت انحصاری در میان همه گروه‌های جهادی دارد. به نظر عدنانی همه تروریست‌هایی که در گروه‌هایی به جز داعش می‌جنگند، در مسیر باطل قرار دارند و تنها مسیر صحیح جهاد با کفار، پیوستن به داعش و بیعت با ابوبکر البغدادی است. او در بیانیه‌ای که علیه نیروهای سنی معارض داعش در سوریه و لیبی صادر کرد، خطاب به انان چنین می‌گوید:

«ما هم دعوت خود را از سربازانی که در دار و دسته‌های سوریه و لیبی می‌جنگند، تجدید می‌کنیم...ما از ایشان می‌خواهیم که قبل از شروع جنگ علیه داعش (که همان حکم الله را اجرا می‌کند) مدتی طولانی فکر کنند."

در همین جمله، میزان تمامیت‌خواهی گروهی تروریستی آشکار است، که هنوز هیچ هویت و مشروعیت تثبیت شده‌ای نداشته، خود را یگانه مسیر رستگاری می‌داند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عکسی نادر از سه مفتی داعش؛ از راست: البنعلی، القحطانی و النازح

یکی دیگر از خطوط اصلی که العدنانی در پیام‌های خود دنبال می‌کند، شعله‌ور کردن یک جنگ فرقه‌ای تمام عیار میان مسلمانان است. شیعیان که در بین تکفیری‌های عراق به عنوان «صفوی‌ها» شناخته می‌شوند، هدف اصلی این تحریکات مذهبی هستند. حتی قبل از اعلام خلافت در تابستان سال گذشته، العدنانی این خط را با شدت دنبال می‌کرد. فراز زیر از یکی از پیام‌های صوتی او به تاریخ 17 ژوئن 2013، این حقیقت را آشکار می‌کند. او خطاب به سنی‌های سرتاسر منطقه چنین توصیه‌ای می‌کند:

«اگر (در برابر شیعیان) حفاظت می‌خواهید، باید سلاح بردارید. نسبت به پذیرفتن هر نوع طرحی آگاه باشید، چرا که پذیرش هر طرحی، به معنای فریب خوردن دوباره از شیعیان است. به خداوند شما راه دیگری جز شمشیر ندارید، و هر چه زودتر به سراغش بروید، پیروزی بیشتری از آن شماست، و تأخیر مساوی با باخت خواهد بود."

عبدالله الجنابی

عبدالله الجنابی، متولد 1951 در شهر فلوجه عراق، یک روحانی محلی بود که نام او اول بار در جریان شورش‌های فلوجه علیه نیروهای ائتلاف در عراق بر سر زبان افتاد. گرچه از زمان صدام حسین هم به عنوان امام مسجد سعد ابن ابی وقاص، نماز جمعه برگزار می‌کرد. اما در سال 1998، به دلیل برخی انتقادات آشکار از دولت عراق، از امامت مسجد کنار گذاشته شد. با این حال با سقوط صدام، او به جایگاهش در این مسجد بازگشت، و این بار تیغ تیز انتقادات او متوجه نیروهای آمریکایی شد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عبدالله الجنابی

در «نبرد اول فلوجه» (آوریل 2004) و محاصره نافرجام این شهر توسط آمریکایی‌ها، عبدالله جنابی در کنار عمر حدید، معاون ابومصعب الزرقاوی، نقش اصلی را در مقاومت شورشی‌های فلوجه در برابر آمریکاییان داشت. گرچه در جریان «نبرد دوم فلوجه» در سپتامبر همان سال و اشغال شهر توسط نیروهای آمریکایی، الجنابی از شهر فرار کرد، ولی مدتی بعد دوباره بازگشت و در رأس گروهی فراگیر از مبارزان ضد دولت عرق، موسوم به شورای مجاهدین عراق (نزدیک به القاعده) قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
نبرد فلوجه

«خون روی دست همه پلیس‌هاست. ساختمان‌های پلیس برای شکنجه و اعتراف‌گیری استفاده می‌شد...و باید نظافت شود».

این بخشی از یکی از سخنرانی‌های معروف او به عنوان امام مسجد سعد بن ابی وقاص در فلوجه، در دوران سلطه القاعده بر شهر بود.

«به خداوند قادر و خون شهیدان سوگند می‌خوریم که ارتش صفوی‌ها وارد شهر نخواهد شد، مگر این که از روی جنازه‌های ما گذر کند.»

تا زمان قدرت‌گیری القاعده در اواخر 2013، الجنابی به طور متناوب در مناطق مختلف تحت کنترل القاعده تردد داشت. اما در اوایل 2014 به فلوجه بازگشت و دوباره مواعظ پرحرارت خود را علیه دولت عراق، شیعیان و نیروهای خارجی از سر گرفت. بنا به گزارش‌های نیروهای امنیتی عراق، در هنگام برگزاری نماز جمعه توسط جنابی، حدود 200 مرد مسلح نقابدار مسجد و اطراف آن را قرق می‌کنند و همه حاضران در مسجد، پیش از ورود بازرسی بدنی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

الجنابی از نیروهای برجسته القاعده در عراق محسوب می‌شد و اتحادی راهبردی با معاون مصعب الزرقاوی، عمر حدید، برای اداره فلوجه برقرار کرده بود. از همان زمان با راه انداختن محاکم شرعی و تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر، روی طالبان را هم سفید کرد. در زمان سلطه او و عمر الحدید، فلوجه دژ تروریست‌های جهادی از ملیت‌های مختلف در عراق بود. با اعلام امارت اسلامی توسط ابوبکر البغدادی، او جزو اولین فرماندهان القاعده بود که با او بیعت کرد و اکنون به عنوان امیر داعش در فلوجه شناخته می‌شود. به علاوه، او یکی از اعضای شورای شریعت این گروه هم هست. نکته جالب توجه در مورد الجنابی این که، او جزو رهبران مذهبی صوفی مشرب فلوجه به حساب می‌آید. گرچه در حال حاضر به نظر می‌رسد هیچ اثری از مشی ملایم و معتدل صوفیانه در او نمانده است و یکسره جامه سلفی‌گری بر تن کرده است.

احمد موسی جبرئیل

جبرئیل یک روحانی و واعظ 43 ساله اهل میشیگان ایالات متحده است. او در خانواده‌ای فلسطینی به دنیا آمد و در کودکی، به واسطه تحصیل پدرش در دانشگاه اسلامی مدینه، 3 سال در مدینه زندگی کرد. نوجوانی را دوباره در آمریکا گذراند، تا این که برای تحصیل دانشگاهی راه پدر را در پیش گرفت و به دانشگاه اسلامی مدینه رفت. او تحصیات تکمیلی خود را در رشته حقوق از دانشگاهی در ایالت میشیگان دریافت کرد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
احمد موسی جبرئیل

در سال 2006، او به اتهام کلاهبرداری‌های مالی مختلف، پولشویی، فریب شرکت‌های بیمه و فرار مالیاتی به مبلغ 400000 دلار، به 6.5 زندان محکوم شد. در مارس 2012، با قید «تحت نظارت 3 ساله دادگاه» از زندان آزاد شد و تنها دو سه هفته بعد، اولین پیام‌ها و موعظه‌های اینترنتی او در دفاع از تروریست‌ها در سوریه، منتشر شد. او که ساکن شهر «دیربورن» ایالت میشیگان ساکن است، در نخستین پیام خود خطاب به مریدانش، بعد از آزادی در مارس 2012، چنین نوشت:

«وقتی برادران شما در سوریه سخن می‌گویند، همگی باید دهان خود را ببندند و گوش دهند، چرا که آن‌ها ثابت کرده‌اند که مردان واقعی هستند.»

او اکنون به قطب طرفدارن داعش در ایالات متحده تبدیل شده است. جبریل به استفاده گسترده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی برای تبلیغ داعش در آمریکا کاملا واقف است و جالب این که با وجود این که تحت نظارت کامل دولت فدرال ایالات متحده قرار دارد، بی‌محابا در سخنرانی‌های خود نفرت‌پراکنی می‌کند و کفار غیرمسلمان را مستحق مرگ می‌داند. یکی از اهداف ثابت حملات کلامی او، شیعیان هستند که طبق سنت واعظان تندروی وهابی، بعضا از کفار هم بدتر معرفی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
احمد موسی جبرئیل؛ الهام‌بخش جوانان غربی مشتاق داعش

طبق گزارش «مرکز بین المللی برای مطالعه افراط گرایی و خشونت سیاسی»، در ماه می سال گذشته میلادی، احمد موسی جبریل یکی از پرطرفدار ترین روحانیون در میان طرفداران داعش است و به نوعی نقش الهام‌بخش را برای جوانان غربی مشتاق پیوستن به داعش ایجاد می کند. این گزارش با تحلیل محتوای وبسایت‌های طرفدار جبرئیل، نشان می‌دهد که جبرئیل یکسره به تشویق جوانان غربی به گسترش اسلام با شمشیر و آغاز جنگ مقدس و نفرت از غیرمسلمین مشغول است. «پتر نویمن» استاد مطالعات امنیتی کینگ کالج لندن درباره شیوه جبرئیل چنین می‌گوید:

«او همان توجیهات الهیاتی و سیاسی را برای این جوانان فراهم می‌کند که خودشان جویای آن هستند. وجود او برای داعش مهم است. او آن چه را که آن‌ها فکر می‌کنند، صورت‌بندی می‌ند. او خیال آن‌ها را راحت می‌کند.»

این گزارش در یک پویش آماری از 190 جوان جنگجوی عضو گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه، از ایالات متحده، اروپا، کانادا و استرالیا، چنین نتایجی ارایه می‌دهد:

-21 درصد آن ها احمد جبرئیل را د فیسبوک لایک می‌کردند (بالاترین درصد در میان چهره‌های جهادی).

-60 درصد آن‌ها او را در توئیتر دنبال می‌کردند (باز هم بالاترین درصد در توئیتر)

-78 درصد لایک‌های فیسبوک جبرئیل مربوط به اعضای داعش و جبهه النصره بود.

-86 درصد دنبال‌کنندگان توئیتری احمد جبرئیل از اعضای داعش و جبهه النصره بودند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
صفحه احمد جبرئیل در توئیتر

البته گفتنی است که بعد از انتشار چند گزارش از فعالیت‌های احمد جبرئیل در حمایت و تبلیغ برای گروه‌های تروریستی، مقامات دولت فدرال احساس خطر کرده و فشارها را بر او افزودند، به نحوی که از ژانویه 2015، از میزان پست‌های اینترنتی او کاسته شد. لیکن در همین چند ماه سکوت اینترنتی، لایک‌های او در فیس بوک از 217000 به 240000 رسید و گروه‌های طرفدار او که «شیخ احمد» صدایش می‌کنند، با ارسال پیام‌هایی خواستار کاهش فشارها بر او آزادی بیشتر برای فعالیت‌هایش هستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند


موسی سِرانتونیو

رابرت موسی سرانتونیو، متولد 1985 در ملبورن استرالیا، یکی از محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین مبلغان داعش، به ویژه در میان طرفداران غربی این گروه تروریستی است. این به اصطلاح شیخ استرالیایی داعش، سال گذشته، پس از 5 ماه قرار داشتن تحت نظارت پلیس فیلیپین (به دلیل دعوت به خشونت و دیدگاه‌های افراطی)، در جولای گذشته در شهر لاپو لاپوی فیلیپین دستگیر شد. البته بعد از بازجویی توسط مقامات پلیس فدرال استرالیا، خیلی زود آزاد شد. نکته قابل توجه این که، همزمان با این حضور در آپارتمانی در شهر لاپو لاپو، او از طریق توئیتر و فیسبوک خود، به هواداران و پیروانش چنین گزارش می‌داد که در راه سوریه است:

«ان شاالله خیلی زود به شام خواهم رسید. ما را که در حال بستن بار خود هستیم، دعا کنید.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

او اندکی قبل‌تر، در زمان اعلام خلافت ابوبکر البغدادی، با چنین واژگانی آن را تهنیت گفته بود:

«الحمدلله استقرار این خلافت در این ماه مبارک، موجی از شادی برای همه مسلمین بود، و شعف زیادی برای هم ما به وجود آورد.»

همین به اصطلاح شیخ، در زمان دستگیری، با 11 خط موبایل، یک ساعت گرانقیمت تگ هویر، و مبالغی وجه نقد، با یک زن فیلیپینی (بعد مدعی شد که همسر مسلمان فیلیپینی اوست)، در آپارتمانش به سر می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
دستگیری سرانتونیو در فرودگاه مانیل فیلیپین

بنا به گزارش ها، او در 17 سالگی به اسلام گروید و تبدیل به یکی از معروف‌ترین مبلغان آنلاین تروریست‌های عراق و سوریه شد. گویا از اوایل 20 سالگی، سرانتونیو در ارتباط نزدیک با «انور الافلاکی»، یکی از فرماندهان اصلی القاعده قرار داشت (که در 2011 به هلاکت رسید). گزارش مرکز بین‌المللی برای مطالعات افراط گرایی (مستقر در لندن)، موسی سرانتونیو را یکی از "مراجع معنوی" جنگجویان خارجی پیرو داعش معرفی می کند، گرچه هیچ مدرک روشنی از نقش مستقیم او در انتقال تروریست های به سوریه و عراق یا ارتباط‌گیری با آن‌ها وجود ندارد.

او معمولا در ویدئوها و سخنرانی‌های اینترنتی خود لحنی پرحرارت، جوان‌پسند و گاه بسیار عامیانه به کار می‌گیرد، در نتیجه روی تازه‌مسلمانان نوجوان و جوان غربی تأثیر بالایی اعمال می‌کند (مثلا او برای اشاره به وزارت خارجه آمریکا از واژه "فاحشه آشغال یانکی" استفاده می‌کند). مثل سایر مبلغان و روحانیون جوان داعشی (به ویژه ترکی البنعلی) این وهابی جوان هم به شدت متکی به شبکه‌های ‌اجتماعی و ظرفیت‌های دنیای مجازی است. صفحه فیسبوک او در میان تروریست‌های اهل دنیای مجازی، سومین صفحه پرلایک است. روزنامه گاردین انگلیس، او را همچون یک «لیدر تماشاگران فوتبال» یا چیرلیدر برای داعش خوانده است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

«واضح است که او چهره مهمی است که پیام‌های سیاسی، اخلاقی و معنوی او برای بخشی از جنگجویان خارجی جذاب است.»

به هر حال، مقامات استرالیایی، به ویژه خود نخست وزیر تونی آبوت که به شدت نگران "رشد خانگی" افراط گرایی و بازگشت تروریست‌ها به خاک کشور، بسیار نگران و آشفته شده‌اند، با این دستگیری و محدودتر کردن امکانات تبلیغی امثال سرانتونیو، قصد دارند این پیام را مخابره کنند که اوضاع فعلا تحت کنترل است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد