سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار سیاسی روز



سخنان عجیب رئیس‌جمهوری چین
اگرچه پیام حزب حاکم کمونیست چین برای انجام تمهیدات با هدف پیروزی در جنگ به نظر ستیزه‌جویانه می‌آید، اما دولت ممکن است به راحتی از ارتش بخواهد تا دست از جمع‌آوری پول از راه نامشروع برداشته و تنها به کارش بپردازد.
سرویس بین الملل «فردا»: رئیس‌جمهوری چین در چند ماه گذشته مکرراً به ارتش آزادی‌بخش این کشور گفته تا خودشان را آماده پیروزی در یک جنگ کنند، وی بارها خواستار مدرن شدن ارتش، افزایش آموزش‌ها و تقویت آمادگی ارتش، نیروهای دریایی و هوایی شده است. 
 
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشته است: این درخواست‌های مداوم از جانب شی جینپینگ، رئیس‌جمهوری چین و حزب حاکم کمونیست از ارتش این کشور همسایگان چین را از دهلی نو گرفته تا واشنگتن به فکر فرو برده است. 
 
حال سوال اینجاست که تمام این تمهیدات و آمادگی‌ها برای چیست؟ آیا رهبری چین خودش را برای آماده اقدامی می‌کند؟ آیا آنها به دنبال افزایش عملیات نظامی یا گزینه‌ای اینچنینی هستند؟ یا یک توضیح دیگری برای تمام این تحرکات وجود دارد؟ یک توضیح معتبر و موثق شاید این باشد که رهبری چین در حال سوق دادن ارتش خود به سمت آمادگی است که بخشی از عملیات داخلی ضدفساد است. اقدامات مقابله با فساد ارتش چین در پی دستگیری و انجام دادگاه نظامی «ژو کایهو»، افسر سابق و بلندپایه ارتش چین به شدت افزایش یافته است. این مقام مسوول به اختلاس، پرداخت رشوه، سوءاستفاده از منابع مالی دولت و سوءاستفاده از قدرت متهم است و گمان می‌رود که با فروش درجه‌های نظامی مبلغ 5.9 میلیون دلار به جیب زده باشد. 
 
فساد در ارتش چین به باوری به شدت گسترده است و اگرچه تاثیرات آن نامشخص هستند اما همین فساد باعث شده تا افسران نالایق ارتقاء یابند، از منابع مالی دولتی سوءبرداشت شود و توافقات مالی و پروژه‌هایی عظیم میان مقاطعه‌کاران ارتش و افسران به امضا رسد. همین موارد باعث شده است تا پول و هزینه‌ای که صرف فساد افسران شده بیش از هزینه‌های آموزش سربازان باشد. 
 
اگرچه پیام حزب حاکم کمونیست چین برای انجام تمهیدات با هدف پیروزی در جنگ به نظر ستیزه‌جویانه می‌آید، اما دولت ممکن است به راحتی از ارتش بخواهد تا دست از جمع‌آوری پول از راه نامشروع برداشته و تنها به کارش بپردازد. 
 
احتمال دیگر این است که رئیس‌جمهوری چین و حزبش به دنبال سوق دادن ارتش در پذیرش سطحی از آمادگی برابر با پنتاگون هستند. ارتش ایالات متحده که به صورت مداوم در سراسر جهان مستقر است، اغلب بدون اطلاع قبلی به آموزش نیروها با بالاترین استانداردها می‌پردازد. اکثر استقرارهای عادی ارتش آمریکا نیز پر از عملیات‌های سخت و خطرناک هستند که تنها با انجام آزمایشات و تمرینات می‌توان آنها را انجام داد. 
 
البته این احتمال وجود دارد که چین می‌خواهد ارتش این کشور به درجه‌ای بالا در مهارت‌ها دست یابد و تنها انگیزه‌اش داشتن یک ارتش آماده است.  
حزب حاکم کمونیست چین ممکن است به دنبال یک توانایی برای رهبری اقدامات و عملیات ارتش در خارج از کشور باشد. در سال‌های اخیر، چین از ادعاهای خود برای مالکیت دریاهای چین شرقی و جنوبی و مساله تایوان برای منحرف کردن توجه مردم نسبت به مسائل و مشکلات داخلی استفاده کرده است که همین امر باعث بروز تظاهراتی شده است. نابسامانی‌های سیاسی، آلودگی محیط زیست، رسوایی در زمینه محصولات غذایی، نبود امکانات، خدمات بهداشتی و فساد دولتی همگی از مسائل تحریک‌کننده در بروز راهپیمایی‌های اعتراضی هستند. 
با این حال هر تصمیمی که در ارتش چین گرفته می‌شود یک جعبه سیاه پیچیده و مبهم برای جهان خارج است. شاید چین به دنبال آمادگی برای چیزی است. شاید هم نه.



سقوط قیمت نفت آسیبی به آل‌سعود نمی‌زند!
تلاش عربستان برای پائین نگهداشتن قیمت نفت ، اقدامی است که حتی خود امریکایی ها اذعان دارند برای ضربه زدن به اقتصاد ایران طراحی شده است.پایگاه خبری فارین پالسی اخیرا گزارش مفصلی در باره پشت پرده تلاش عربستان برای پائین نگهداشتن بهاء نفت ارائه کرده که نشان می دهد سعودی ها به صورت کاملا برنامه ریزی شده اقتصاد ایران را هدف قرار داده اند.
 گروه سیاسی فردا  تلاش عربستان برای پائین نگهداشتن قیمت نفت ، اقدامی است که حتی خود امریکایی ها اذعان دارند برای ضربه زدن به اقتصاد ایران طراحی شده است. 
پایگاه خبری فارین پالسی اخیرا گزارش مفصلی در باره پشت پرده تلاش عربستان برای پائین نگهداشتن بهاء نفت ارائه کرده که نشان می دهد سعودی ها به صورت کاملا برنامه ریزی شده اقتصاد ایران را هدف قرار داده اند. 
بررسی ها نشان می دهد که چگونه سعودی ها طی ده سال گذشته در حال برنامه ریزی برای ورود به رویارویی نفتی با ایران بوده اند.  

نقشه ای که از قبل طراحی شد

از سال 2006 نقشه چنین برنامه ای کشیده شده بود بطوریکه در نوامبر 2006 "نوال عبید" مشاور امنیتی بندر بن سلطان (سفیر وقت عربستان سعودی در آمریکا و وزیر سابق اطلاعات سعودی) در سرمقاله‌ای برای واشنگتن پست نوشت که "اگر عربستان سعودی تولید نفت را افزایش دهد و بهای آن را به نصف  کاهش دهد، این موضوع ایران را در مسیر یک  ویرانی قرار خواهد داد. 
این گزارش تصریح دارد که سعودی ها در پی طراحی چنین نقشه ای به دنبال آن بوده اند که به بی ثباتی اقتصادی در ایران دامن بزنند و حتی مشاور امنیتی بندر بن سلطان مشخصا بر این موضوع تاکید می کند که در صورت کاهش قیمت نفت اقتصاد ایران دچار آنچنان فشاری می شود که نارضایتی مردمی در ایران را بهمراه خواهد داشت. 
از 6 ماه گذشته تا به امروز قیمت نفت طی یک پروسه زمانی تدریجی  از 180 دلار در هر بشکه در نهایت به 57 دلار رسیده و ظاهرا این موضوع اقتصاد کشورهای عرب تولید کننده نفت را تحت تاثیر قرار نداده است . به عبارت دیگر، اقتصاد کشورهای عرب تولید کننده نفت در حوزه خلیج فارس  با افت 40 درصدی قیمت نفت دچار تلاطم نشده و این موضوع برای آنها امری ساده و پیش پا افتاده است ! 

وزیر نفت عربستان: سقوط قیمت تاثیر بر اقتصاد ما و عربها ندارد

وزیر نفت عربستان در حاشیه نشست وزرای نفت سازمان تولیدکنندگان نفت ( اپک) به این موضوع مهم اشاره کرده که که سقوط قیمت نفت نمی تواند تاثیر قابل توجه و بزرگی بر روی اقتصاد عربستان و کشورهای عربی داشته باشد. 
با این حال این مقام عرب هیچگونه اشاره مستقیمی به سیاسی بودن اقدام دولت متبوعش در خصوص کاهش عمدی بهای نفت نمی کند . وزیر نفت سعودی یک دلیل عامه پسند اقتصادی را در خصوص سیاست دولت عربستان برای پائین نگهداشتن بهای نفت ارائه می دهد و می گوید: " اگر چه قیمت فعلی نفت بی رغبتی سرمایه گذاری در بخش انرژی را به دنبال داشته اما موجب رشد اقتصاد جهانی می شود و در نهایت منجر به بالا رفتن تقاضا جهانی و کاهش تولید عرضه کنندگان خواهد بود. " 
نکته مهمی که در اظهارات وزیر نفت عربستان مشاهده می شود ، تصمیم گیری برای دیگر کشورهای عربی است. او انگار که سخنگوی تمام کشورهای عربی تولید کننده نفت و به عبارتی نقش سرپرستی و قیمومت آنها را دارد می گوید عربستان و کشورها دیگر عربی به دنبال برگردان موازنه به بازار جهانی نفت هستند. ! 
سیاست نفتی سعودی ها در خوش خدمتی به منافع تندروهای امریکایی تا جایی پیش می رود  که حتی جان مک کین جمهوریخواه تند روی مخالف اوباما ،خواستار قدردانی از عربستان به دلیل کاهش قیمت نفت می شود.  

راهکار مقابله با بحران چیست؟

در این میان مشخص است که برای مقابله با این اقدام سعودی ها همیشه نمی توان منتظر دیپلماسی و خوش و بش و ارسال پیام های دوستانه بود. بر این اساس ، روش دیپلماسی در تعامل با اعضای اوپک نمی تواند تاثیر قاطعی برای خروج ایران از بحران کنونی داشته باشد و بهتر است به  استراتژی های مقابله ای مثل بازار سازی ( فروش نفت ارزان تر برای تحت تاثیر قرار دادن اقتصاد نفتی کشورهای عرب) مبادرت شود. در مقابل برخی نیز می گویند باید به دیپلماسی ادامه داد و منتظر شرایط جهانی بود تا قیمت نفت مجددا بالا برود و شرایط به صورت طبیعی بهبود پیدا کند. 
در حال حاضر اقتصاد عربستان به خاطر در آمد هنگفت سالیانه از حج ،در وضعیت مناسبی قرار دارد و اینکه وزیر نفت عربستان می گوید کاهش قیمت فشاری به ما و دیگر عربها وارد نمی کند نشان می دهد که سعودی ها حاضرند در صورتی که حتی اقتصاد یکی از متحدانشان دچار مشکل شد، سریعا با دلارهای ذخیره به کمک او بشتابند.  
راه حل بحران با این وصف مشخص است... باید عربستان را در معادلات منطقه ای تحت فشار قرار داد تا مجبور به کرنش و عقب نشینی شود. تکرار تجربه یمن می تواند بخشی از این راهبرد باشد.



بهره برداری دو سویه عربستان و امریکا از یک پروژه ضد ایرانی
ناتوی عربی از سوی دیگر سوپاپ اطمینانی برای سرکوب جنبش‌های داخلی خواهد بود. از این روست که بحرینی ها بسیار مشتاق شکل گیری چنین ارتشی هستند تا موضوع مداخله نظامی عربستان در این کشور را بیشتر توجیه کنند. البته تشکیل چنین ارتشی چندان آسان نیست و قطعا کشورهایی مانند قطر و عمان در برابر عربستان سعودی خواهند ایستاد.
سرویس سیاسی «فردا»؛ پروژه ایران هراسی سناریویی است که غرب برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان و مستحکم کردن روابط خود با حکام عربی منطقه مورد بهره برداری قرار می دهد. گرچه ایران هراسی مطامع غرب را برآورده می سازد اما این اصطلاح سیاسی کارکردی دو سویه دارد و حکام عربی منطقه نیز از این موضوع جهت سرکوبی شیعیان و همچنین ایجاد بلوکی عربی علیه ایران استفاده می کنند. عربستان سعودی که خود را در کورس رقابت منطقه ای با ایران می بیند به نوعی از این پروژه در جهت همراه ساختن کشورهای عربی کوچک بهره برداری می کند تا در جهت رقابت سیاسی در منطقه تنها نماند.

از لحاظ داخلی نیز کاملا اشکار است که دول سنی منطقه از سیاست های تهران به عنوان بهانه‌ای برای مقاومت در برابر درخواست اتباع شیعه و درخواست واشنگتن برای انجام اصلاحات سیاسی استفاده می کنند. از سال 2003 تاکنون سران مصر، اردن و عربستان بارها از ایران به خاطر بی ثباتی های عراق انتقاد کرده‌اند و هشدار داده اند که اگر شیعیان عراق در بغداد قدرت را به دست گیرند، ایران نفوذ چشمگیری در منطقه به دست خواهد آورد. این چنین تفکری باعث شده است تا توجه حکام سنی، نسبت به مسئولیت آنان در قبال مشکلات کشور عراق منحرف شده و به مسائل دیگری معطوف شود، اردن، قطر وعربستان سعودی مدت هاست نیازهای تروریستی داخل عراق را تامین می کنند.

این امر به ترفندی برای مقاومت در برابر فشارهای آمریکا مبنی بر اعمال اصلاحات سیاسی هم تبدیل شده است. آنها معتقدند که اگر آوردن دمکراسی به خاورمیانه، به معنی قدرت یافتن شیعیان و ایران است، بهتر است واشنگتن با دیکتاتوری اهل سنت کنار بیاید.

البته جمهوری اسلامی ایران از اتخاذ مواضع قومی و ضدیت با اهل تسنن خودداری می کند و در عوض تلاش دارد تا در مقابل ائتلاف آمریکا و اسرائیل در منطقه بایستد و مسلمانان را نسبت به سناریوهای غرب در خاورمیانه آگاه سازد.

در این میان تقویت هلال شیعی از جمله نگرانی‌هایی است که پروژه ایران هراسی را برای عربستان توجیه می کند. ژئوپلوتیک شیعه مفهومی است که اعراب از آن نگرانی شدیدی دارند و همواره به آمریکایی ها تهدیدات آن را یادآوری می کنند. شیعیان حدود پنجاه درصدشان در هلالی از لبنان تا پاکستان پراکنده بوده و به طور کلی جمعیتی بالغ بر بیش از 140 میلیون نفر را تشکیل می دهند. بسیاری از آنان طی سالهای به وسیله قدرتهای سنی به حاشیه رانده شده‌اند و هم اکنون حقوق و نفوذ سیاسی بیشتری را طلب می کنند.

با سقوط صدام حسین و با قدرت گرفتن شیعیان در عراق تکاپوی کشورهای عربی جهت تغییر این مساله تشدید شد. عربستان سعودی با خطر بیداری اسلامی در منطقه نیز مواجه شد و همین امر سبب شد تا عربستان و غرب به فکر تقویت گروه‌های تروریستی در منطقه بیفتند. موضوعی که ماحصل آن شکل گیری داعش با عقبه بعثی و تصرف نصفی از خاک دو کشور سوریه و عراق توسط این گروه تروریستی است. عربستان و غرب در این روند درواقع شبه ارتشی را علیه محور مقاومت تقویت کرد اما در بلند مدت با پیروزی‌هایی که محور مقاومت علیه تروریست‌ها بوجود آمده و از سوی دیگر موضع گیری جهانی علیه این گروه تروریستی خشن به فکر تشکیل یک ارتش عربی در مقابل محور مقاومت است.

پیشنهاد این موضوع توسط بحرین در شورای همکاری خلیج فارس مطرح شد. مشاور پادشاه بحرین در کنفرانس امنیت منطقه‌ای مدعی شد برای مقابله با «تهدید ایران» کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید الگوی ناتو را در پیش بگیرند.محمد عبدالغفار گفته است: «شورای همکاری خلیج فارس برای حفظ ثبات باید مدرن شود. الگوی ناتو، لزوم تلفیق منابع برای مقابله با چالش‌هایی نظیر ایران و سوریه را نیز در بر می‌گیرد. هیچ گزینه‌ای جز متحد شدن وجود ندارد.»
این در حالیست که چند سال قبل مسئله ناتوی عربی ابتدا به صورت یک طرح در آمریکا و اسرائیل طراحی شد ولی در نهایت نتوانست اجرایی بشود.آمریکایی ها 3 سال قبل چنین طرحی را مطرح کردند، محاسبه آن زمان آمریکایی ها این بود که با خروج از عراق و افغانستان برای جلوگیری از قدرت نمایی ایران باید ناتوی عربی شکل بگیرد.

ناتوی عربی برای آمریکا و همچنین عربستان سعودی منافع بسیاری در بر دارد. ارتش جدید و ساختار بندی جدید نیاز به پول و هزینه و سلاح های جدید دارد. موضوعی که قطعا برای امریکا بسیار سود آور خواهد بود. عربستان سعودی در این میان نیز می تواند با در دست گرفتن رهبری ارتش عربی کشورهای دیگر را بیشتر تحت نفوذ خود قرار دهد و خیال خود را نسبت به رقابت با ایران در منطقه آسوده تر سازد.

ناتوی عربی از سوی دیگر سوپاپ اطمینانی برای سرکوب جنبش‌های داخلی خواهد بود. از این روست که بحرینی ها بسیار مشتاق شکل گیری چنین ارتشی هستند تا موضوع مداخله نظامی عربستان در این کشور را بیشتر توجیه کنند. البته تشکیل چنین ارتشی چندان آسان نیست و قطعا کشورهایی مانند قطر و عمان در برابر عربستان سعودی خواهند ایستاد.

«ایران هراسی»، «شیعه هراسی» و «اسلام هراسی» که هر کدام به عنوان دایره ای بزرگتر دیگری را در بر می گیرند، سناریوهایی هستند که با گسترش عمق استراتژیک ایران، شیعیان و اسلام در جهان، غرب و دیکتاتورهای عربی منطقه برای رفع نگرانی خود آنرا به کار می گیرند و از این رو بر پیگیری این سیاست مدوامت می ورزند.




گزارشی در باب اظهارات شیرزاد و زیباکلام در دانشگاه تهران؛
میل دستیابی به فناوری هسته‌ای در تهران از سالهای پیش از 1335 شمسی آغاز شد و با قرارداد مشارکت هسته‌ای با آمریکا برای خرید یک مرکز تحقیقات هسته‌ای در دانشگاه تهران و همچنین توافقنامه خرید دو دستگاه راکتور آب فشرده (.P.W.R) با توان 1200 مگاوات با شرکت آلمانی «کرافت ورک یونیون» برای استفاده در نیروگاه بوشهر به اوج خود رسید. روند توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران منجر به عقد 3 قرارداد دیگر در زمینه ساخت نیروگاه هسته‌ای با اروپایی‌ها شد.

سرویس سیاسی «فردا»- چهارشنبه هفته گذشته (26آذر) میزگردی با عنوان «درباره یک توافق...» برای بررسی 10 سال مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 از سوی انجمن اسلامی دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد که در آن همایش مهمانان مراسم (احمد شیرزاد، صادق زیباکلام و هرمیداس باوند) در اظهارات خود تمامی دستاوردهای هسته‌ای کشورمان را زیر سوال بردند، به گونه‌ای که احمد شیرزاد نماینده اصلاح‌طلب دوره ششم مجلس شورای اسلامی در اظهار نظری عجیب گفته بود:‌ من همان زمان در مجلس مطرح کردم که از چاه هسته‌ای آبی درنمی‌آید مگر برای بعضی‌ها نانی درآید. اما دریغ از یک لیوان آب. با این حال اگر از من بپرسید چرا کشور به سمت هسته‌ای شدن رفت باید بگویم که نمی‌دانم.

در این گزارش سعی می‌شود به دلایل نیازمندی کشورمان به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای اشاره شود که شاید خود به نوعی بهترین پاسخ به شبهه‌افکنی کسانی باشد که بدون مطالعه علمی می‌گویند ما برای استفاده‌های پزشکی و تحقیقاتی به چشمه‌های ضعیف رادیواکتیو نیاز داریم و همین برای ما کافی است و هیچ وقت هم تا قبل از تحریم‌ها مشکلی در تامین این چشمه‌ها نداشتیم. در زمینه غنی‌سازی کشورهایی به این سمت می‌روند که نیروگاه‌های هسته‌ای قدرت برای تولید برق داشته باشند و در غیر این‌صورت غنی‌سازی توجیه دیگری ندارد.

76 سال پیش اینشتاین دانشمند یهودی آلمانی به روزولت رئیس‌جمهور وقت امریکا نامه نوشت و او را در جریان تحقیقات اتمی آلمان و تلاش این کشور برای دستیابی به سلاح هسته‌ای قرار داد. دیری نپائید که آمریکا دست به کار شد و خیلی زودتر از آلمان، اولین بمب اتم را ساخت و در سال 1324 در جنگ دوم جهانی علیه ژاپن به کار برد.

پس از امریکا سایر کشورها همچون انگلیس، شوروی، فرانسه و آلمان نیز به سمت هسته‌ای شدن پیش رفتند و رقابت شدیدی در این زمینه بین کشورها درگرفت. در این شرایط آمریکا باز هم یک گام از سایر کشورها پیشی گرفت و در 29 آذر 1330 در یک پایگاه آزمایشگاهی از رآکتور هسته‌ای برای تولید انرژی الکتریکی (در حدود 100 کیلووات) استفاده کرد. از آن پس دیگر رقابت تنها بر سر بمب اتم نبود و ساخت نیروگاه هسته‌ای نیز در این چارچوب قرار گرفت.

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Station) یک نیروگاه الکتریکی است که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیوم استفاده می‌کند. چون شکست سوخت هسته‌ای اساساً گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده رآکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود، از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربین‌ها و ژنراتورها و درنهایت برای تولید برق استفاده می‌شود. 

در کنار کشورهای توسعه یافته، ایران نیز در این دوران نیم‌نگاهی به فناوری هسته‌ای و تولید برق از آن داشت. میل دستیابی به فناوری هسته‌ای در تهران از سالهای پیش از 1335 شمسی آغاز شد و با قرارداد مشارکت هسته‌ای با آمریکا برای خرید یک مرکز تحقیقات هسته‌ای در دانشگاه تهران و همچنین توافقنامه خرید دو دستگاه راکتور آب فشرده (.P.W.R) با توان 1200 مگاوات با شرکت آلمانی «کرافت ورک یونیون» برای استفاده در نیروگاه بوشهر به اوج خود رسید. روند توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران منجر به عقد 3 قرارداد دیگر در زمینه ساخت نیروگاه هسته‌ای با اروپایی‌ها شد.

ساخت نیروگاه‌ بوشهر در حال پیشرفت بود تا اینکه در بحبوحه انقلاب، تبلیغات علیه استفاده از انرژی هسته‌ای رواج یافت و حتی دانشجویان شاغل به تحصیل در این رشته، در بهمن 57 در نوفل لوشاتو گردهم آمدند و با ذکر دلایلی، مخالفت خود را با این فناوری اعلام کردند. آنها معتقد بودند که کشور ایران بر روی نفت بنا شده و نیازی به انرژی خطرناک هسته‌ای ندارد. همین مسائل نیز باعث شد که در دولت موقت بسیاری از قراردادهای هسته‌ای ایران کان لم یکن شود و تنها نیروگاه بوشهر به جهت هزینه‌های صورت گرفته و پیشرفت متناسب، به اتمام برسد. اما  جنگ تحمیلی و تهدید امنیت نیروگاه بوشهر باعث شد که طرف آلمانی از ادامه فعالیت سرباز زند. پس از جنگ نیز فشارهای آمریکا بر کشورها برای عدم همکاری با تهران در تکمیل نیروگاه بوشهر مزید علت شد تا در نهایت ایران در سال 1373 ناچاراً با روسیه قرارداد 800 میلیون دلاری برای تکمیل نیروگاه امضا کرد.

از آن زمان تا به امروز کشورهای غربی به بهانه‌های مختلف ماتع تکمیل و راه‌اندازی این نیروگاه با تمام توان خود شدند؛ آنها می‌گفتند ایران دارای منابع غنی انرژی فسیلی است و با این منابع نیازی به استفاده از انرژی هسته‌ای برای تولید برق ندارد اما در مقابل استدلال تهران این بود که نفت یک ماده ارزنده برای صنایع شیمیایی است  که تامین کننده نیازهای دیگری نیز هست و حال اینکه اورانیوم جز برای تولید انرژی کارایی دیگری ندارد، یعنی اگر از آن انرژی اخذ نشود، باید در دل زمین بخوابد و هیچ مصرف دیگری نداشته باشد. جدای از این، هیچ کشوری به انتظار نمی‌نشیند تا روزی منابع انرژی‌اش به پایان برسد و پس از آن به دنبال انرژی جایگزین باشد. به عنوان مثال اگر کشوری بر روی انرژی هسته‌ای سرمایه‌گذاری کند، از لحظه آغاز تا زمانی که این تکنولوژی مهارشود و به بار بنشیند 20 یا 30 سال  زمان احتیاج است، بنابراین ایران نمی‌تواند 30 سال بدون انرژی بماند و پس از آن به تکنولوژی هسته‌ای آنهم اگر کشورهای غربی مانع نشوند، دست پیدا کند. علاوه بر این هیچ کدام از کشورهای غربی -و حتی روسیه و آمریکا با منابع غنی نفت و گاز- صبر نکردند که منابع فسیلی‌شان پایان یابد و پس از آن به دنبال انرژی جایگزین بگردند.





دغدغه اصلی جهان عادت کرده به مصرف انرژی در دو دهه آینده، تولید انرژی است و ساخت نیروگاه برق تنها راه خروج از بحران انرژی در دهه‌های آینده است. امروزه نیروگاه اتمی با توجه به سایر مزایایی که در علوم مختلف دارد، اقتصادی‌ترین نیروگاهی است که احداث می‌شود. در حال حاضر سهم انرژی هسته‌ای در تولید برق جهان 16%، زغال سنگ 41%، گاز 19%، نفت 5% و انرژی‌های آبی و تجدیدپذیر 19 درصد است. براساس آمار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تا سال 88، 442 راکتور اتمی در دنیا در حال بهره‌برداری بوده که این نیروگاه‌ها 377 گیگاوات توان الکتریکی تولید می‌کنند. کشورهای مختلف در روند ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای رفتار متفاوتی داشته‌اند. به عنوان مثال کشور انگلستان که تا سال 1965 پیشرو در ساخت نیروگاه اتمی بود، پس از آن تاریخ ، ساخت نیروگاه اتمی در این کشور کاهش یافت، اما برعکس در آمریکا به اوج خود رسید. کشور آمریکا که تا اواخر دهه 1960 تنها 17 نیروگاه اتمی داشت، در طول دهه های 1970و 1980 بیش از 90 نیروگاه اتمی دیگر ساخت.

هم اکنون فرانسه با داشتن سهم 75 درصدی برق هسته‌ای از کل تولید برق خود در صدر کشورهای جهان قرار دارد. پس از آن به ترتیب لیتوانی (73 درصد) ، بلژیک (57 درصد) ، بلغارستان و اسلواکی (47 درصد) و سوئد (48.6 درصد) می‌باشند. آمریکا نیز حدود 20 درصد از تولید برق خود را به برق هسته‌ای اختصاص داده است. گرچه ساخت نیروگاههای هسته‌ای و تولید برق هسته‌ای در جهان از رشد انفجاری اواخر دهه 1960 تا اواسط 1980 برخوردار نیست، اما کشورهای مختلف همچنان درصدد تأمین انرژی مورد نیاز خود از طریق انرژی هسته‌ای می‌باشند.

با روند رو به کاهش منابع انرژی فسیلی، یافتن منابع انرژی جایگزین مهمترین چالش بشر در قرن 21 است و در این راستا کشورها به دنبال منابع ارزان و پاک انرژی بوده و هستند. در این جهت جمهوری اسلامی ایران نیز متناسب با شرایط واقعی موجود در بازار انرژی جهانی، نگرش استراتژیک به استفاده بهینه از منابع انرژی‌های جایگزین را در دستور کار جدی خود قرار داده است. در نگاه استراتژیک ایران،کارآمدی بلند مدت استفاده از انرژی‌ها نو و جایگزینِ منابع تمام شدنی و در اصطلاح انرژی‌های ترکیبی برعکس نگاه اقتصادی صرف که منافع کوتاه مدت و یک بعدی را درنظر می‌گیرد،مورد توجه است.

بهره‌برداری از تکنولوژی هسته‌ای امروزه به روندی عادی در بین کشورهای دنیا تبدیل شده است. به گونه‌ای که براساس آخرین آمار ارائه شده در سالهای 2005 در حدود 447 نیروگاه هسته ای با قدرت 383758 مگاوات در حال بهره‌برداری بوده است و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که کشورها بسیاری در پی دستیابی به این نیروگاه‌ها هستند. طبق برآورد شورای جهانی انرژی تا سال 2020 میلادی میزان عرضه انرژی هسته‌ای نسبت به سطح فعلی نزدیک به دو برابر افزایش خواهد یافت. همچنین در کنار تهی شدن منابع انرژی فسیلی و تعهد کشورها برای کاهش میزان گازهای گلخانه‌ای آینده بسیار روشنی را می‌توان برای این صنعت ترسیم کرد.

ضمن اینکه اساساً هیچ کشوری از لحاظ استراتژیک سعی نمی‌کند انرژی مورد نیازش را فقط از یک منبع تامین کند ولو آنکه این منبع انرژی در آن کشور به فراوانی یافت شود! به عنوان مثال قیمت گاز طبیعی قیمتی متغیر است و هم اکنون که نقش زیادی در سوخت جهانی ندارد، قیمت چندانی هم ندارد؛ اما گفته می‌شود در دهه‌های آتی، سهم عمده‌ای از سوخت را به خود اختصاص خواهد داد و مسلماً قیمت سوخت در آن شرایط با وضع کنونی بسیار متفاوت خواهد بود. اگر اکنون این محاسبات انجام شود و ما تصمیم بگیریم مثلا 7 هزار مگاوات برق از انرژی هسته‌ای تامین کنیم، حتی اگر این کار به صورت فاینانس انجام شود، دست کم دوازده سال طول خواهد کشید و این خود یک متغیر است. با ذکر چند پارامتر موثر در خصوص ضرورت نیروگاه هسته‌ای از لحاظ اقتصادی می‌توان بحث را روشن‌تر ساخت، البته همه پارامترها را باید به نرم‌افزار داد تا در مورد صرفه اقتصادی آن نظر بدهد.

نخستین درس در اقتصاد انرژی در مورد انرژی حداکثری این است که فرق بین انرژی هسته‌ای و انرژی کلاسیک (نفت و گاز) در سرمایه‌گذاری اولیه بالا و هزینه‌های راهبردی پایین است. به عنوان مثال یک نیروگاه هزار مگاواتی فسیلی سالیانه به ده میلیون بشکه نفت یا معادل انرژی آن از سوخت‌های فسیلی دیگر مثل گاز نیاز دارد که براساس مطالعات کارشناسی، با در نظر گرفتن قیمت اوپک و هزینه‌های استخراج، قیمت پایه نفت حدودا بشکه‌ای 80 دلار خواهد شد و هزینه یک نیروگاه هزارگیگاوات الکتریکی چیزی حدود 800 میلیون دلار در سال خواهد شد و در مورد گاز در حد 2 میلیارد فوت مکعب در سال خواهد شد.

حال با در نظر گرفتن 800 میلیون دلار قیمت سوخت و صد میلیون دلار هزینه تعمیرات و نگهداری، درمجموع حدود 900 تا هزار و دویست میلیون دلار هزینه راهبردی یک نیروگاه فسیلی هزار مگاواتی در سال می‌شود حال آنکه در شرایط عادی، هزینه سوخت یک نیروگاه فسیلی بسیار پایین خواهد بود؛ یعنی عددی بین 400 تا 700 میلیون دلار برای یک نیروگاه هزار مگاواتی. اما سوخت هسته‌ای مورد نیاز یک نیروگاه هسته‌ای هزار مگاواتی حدودا 30 تن اورانیوم غنی شده در سال است که هزینه آن در شرایط سیاسی و اقتصادی مناسب 10 میلیون دلار و در بدترین شرایط 25 میلیون دلار است.


براساس این گزارش، در بدبینانه‌ترین شرایط  هزینه سوخت مورد نیاز یک نیروگاه هسته‌ای 10 درصد هزینه سوخت یک نیروگاه فسیلی مشابه است که با احتساب 50 سال عمر یک نیروگاه اتمی، تفاوت این هزینه به قیمت‌های امروز، بیش  از ده‌ها میلیارد دلار خواهد شد. جدای از این رفتار کشورهایی همچون روسیه  که با تولید 8 میلون بشکه نفت در روز تولید و صادرات حدود 5 میلیون از آن، 30 نیروگاه هسته‌ای دارد و به سرعت هم به نیروگاه‌های خود اضافه می‌کند در حالی که این کشور اولین کشور در ذخایر گازی است و جمعیت آن هم تنها کمی بیشتر از دو برابر ایران است. با بررسی این مسائل، صرفنظر کردن از تکنولوژی هسته‌ای و فواید گسترده آن اعم از تولید برق، رادیوداروها و صنعت کشاورزی، چشم پوشی از این انرژی، خطایی استراتژیک برای کشورها به حساب می‌آ ید و کشورها را در آینده به سوی وابستگی انرژی سوق خواهد داد.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد