سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار سیاسی و اقتصادی روز ایران و منطقه و تحلیل

 

تکرار خلیج خوک‌ها این بار در سوریه؛
غربی‌ها با ناامیدی از پیروزی شورشیان و مزدوران مسلح در سوریه، بیش از آن که بر پیروزی شورشیان تاکید داشته باشند، این حوادث را فرصتی برای خلاص شدن و به مسلخ فرستادن افراطگرایانی می دانند که در صورت بازگشت به کشورهای خود(آلمان، انگلستان، فرانسه و...) می توانند موج تروریستی به راه بیاندازند.
 
گروه بین‌الملل مشرق - سال 1961 میلادی، آمریکا برای مقابله با حکومت فیدل کاسترو -رهبر انقلاب کوبا- از مخالفان او حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی نموده و با پشتیبانی لجستیکی، این مخالفان را تشویق کرد که به کوبا حمله نمایند. در طرح پیشنهادی با عنوان عملیات «زاپاتا» حتی مواردی چون بمباران نیروهای ارتش انقلاب کوبا توسط هواپیماهای آمریکا پیش بینی شده بود و یک ناو هواپیمابر نیز در آمادگی عملیاتی برای حمایت از نیروهای شورشی، در آماده باش کامل به سر می‌برد. طرح عملیاتی بر روی کاغذ، حکایت از پیروزی شورشیان و سرنگونی حکومت تازه تاسیس کاسترو داشت و پیش بینی می‌شد نیروهای شورشی به راحتی بتوانند بر حامیان کاسترو غلبه کنند؛ اما آنچه که اتفاق افتاد، برخلاف تصور آمریکا و C.I.A، شکست مفتضحانه شورشی‌ها بود.

نیروهای شورشی که توقع مواجهه با دفاع قاطع نیروهای حامی کاسترو و متحمل شدن تلفات سنگین را نداشتند از اربابان آمریکایی خود تقاضای کمک نظامی نمودند و این جا بود که آمریکایی‌ها بین قربانی کردن شورشی‌ها یا حفظ منافع خود و دوری از درگیری با کوبا که حمایت نظامی شوروی سابق را داشت، گزینه دوم را انتخاب کردند. این انتخاب، به معنای مضمحل شدن شورشی‌ها و شکست آن‌ها بود. این حادثه که جهانیان آن را با عنوان خلیج خوک‌ها می‌شناسند، پیامدهای گسترده ای را به دنبال داشت.
در حوادث اخیر سوریه، بار دیگر شاهد تکرار این مسئله هستیم. تعدادی از نیروهای شورشی و مزدور که بعضاً تبعه سوریه نیز نیستند با دستور مستقیم آمریکا و حمایت جبهه امپریالیستی و با نوکری دولت‌های چند کشور از جمله ترکیه، عربستان و قطر و به امید سرنگون کردن حکومت مردمی بشار اسد، دست به اقدامات تروریستی در خاک سوریه زدند.

مدل طراحی هر دو عملیات یکسان است. اطلاعاتی که به شورشیان داده می‌شود باعث می‌شود آن‌ها چنین تصوراتی را داشته باشند:

* حکومت حاکم هیچ محبوبیتی در بین مردم ندارد و در صورت بروز یک جرقه، مردم دست از حمایت ظاهری خود برداشته و با نیروهای شورشی (که خود را آزادی خواه معرفی می‌کنند) همراهی خواهند کرد.

* ارتش کشور آمادگی دفاع در مقابل تهاجم شورشیان را نداشته و سربازان و نظامیان یا خود را تسلیم کرده و یا اعلام بی طرفی می‌نمایند.

* در صورت بروز هرگونه مشکل و مقابله، نیروهای خارجی  به صورت آشکار وارد صحنه شده و از شورشیان حمایت خواهند کرد.

* پس از پیروزی، غنایم این جنگ به شورشیان تحویل خواهد شد و آن‌ها به عنوان حاکمان جدید، مورد پذیرش جامعه جهانی قرار خواهند گرفت.

شورشیان و تروریست‌هایی که با این تصورات وارد صحنه سوریه شدند، در عمل با وضعیتی مشابه مخالفان کاسترو در حادثه خلیج خوکها یعنی حمایت گسترده مردمی از حکومت حاکم (در این جا حکومت بشار اسد) و دفاع ارتش از حکومت و مردم، مواجه شدند.

آن بخش از مردم سوریه نیز  که از برخی رفتارهای و قوانین حکومت سوریه ناراضی بوده و شرایط را مهیای تغییر می دانستند بعد از مشاهده رفتار اصلاحی حکومت بشار اسد و تغییر قوانین و نیز مشاهده رفتارهای دور از انسانیت و وحشیانه گروههای سلفی و تکفیری از قبیل سربریدن مردم، به صلیب کشیدن جنازه کشته ها، اعدام بدون محاکمه، تخریب اماکن تاریخی و مذهبی، هتک حرمت مشاهد شریفه، کلیساها و...متوجه شده اند نه تنها نباید از این گروهها حمایت نمایند، بلکه باید همگام با دولت سوریه به مقابله با این مزدوران بپردازند.

شورشیان و گروههای مزدور درگیر در سوریه  در این مرحله توقع دارند که آمریکا و هم‌پیمانان و حامیان شورشیان، برابر توافقات و قولهای قبلی، به صورت نظامی وارد صحنه شده و به صورت مستقیم و رو در رو با ارتش سوریه درگیر شوند؛ اما آنچه که مشخص است، هرگز آمریکا و کشورهایی چون ترکیه اجازه ورود آشکار و علنی را به این صحنه ندارند و اگر تمایلی نیز به این مسئله داشته باشند، افکار عمومی و محاسبات منطقی این اجازه را به آن‌ها نخواهند داد.

حمایت دولتهای روسیه، چین، ایران، عراق و ... از دولت مشروع و قانونی سوریه و همراهی مردم با حکومت بشار اسد  و تشکیل یگانهای دفاع مسلحانه مردمی و از همه مهم‌تر برآورد تلفات گسترده و نیز عدم امکان پیش بینی تبعات بین‌المللی این موضوع، دست امریکا و هم‌پیمانان آن را می‌بندد و این مسئله به وضوح در جریان ساقط کردن هواپیمای متجاوز ترکیه توسط ارتش سوریه و عدم دخالت ناتو، علی رغم عضویت ترکیه در این پیمان، به اثبات رسید. نهایتا ترکیه برای جبران این تحقیر دست به یک اقدام متجاوزانه زد و با گذشت مدت مدیدی از وقوع این رخداد، اقدام به سرنگونی یک جنگنده سوری نمود و ادعا کرد که این هواپیما به خاک ترکیه تجاوز کرده است.

حوادث اخیر پس از  انتشار فایل صوتی مربوط به جلسه سردمداران ترکیه در خصوص چگونگی  دخالت در سوریه -که علاوه بر رسوایی سیاسی یک افتضاح برای دستگاه اطلاعاتی ترکیه محسوب می شود- نیز این تحلیل را تایید می نماید  که نیروهای خارجی امکان مداخله مستقیم در سوریه را ندارند.

اکنون به نظر می رسد غربی‌ها با ناامیدی از پیروزی شورشیان و مزدوران مسلح در سوریه، بیش از آن که بر پیروزی شورشیان تاکید داشته باشند، این حوادث را فرصتی برای خلاص شدن و به مسلخ فرستادن افراطگرایانی می دانند که در صورت بازگشت به کشورهای خود(از جمله آلمان، انگلستان، فرانسه و...) می توانند یک موج تروریستی را به راه بیاندازند. تصویب قانون لغو تابعیت اتباع کشورهای غربی که در سوریه حضور داشته اند بخشی از این سناریو می باشد. 

آنچه که در سوریه اتفاق افتاد، تکرار حادثه خلیج خوک‌ها بود و باید از این مساله به شکست عملیات «زاپاتای دوم» نام برد. مشخص است اگر شورشیان و تروریست‌ها بر حمایت نظامی آمریکا و غربی‌ها  و ایادی منطقه ای آنها امید دارند، باید این موضوع را فراموش کرده و برای حفظ جان خود، هر چه زودتر صحنه سوریه را ترک و به کشورهای خود بازگردند؛ در غیر این صورت، به نظر می‌رسد روزهای آینده تلفات سنگین‌تری را از ارتش و مردم سوریه دریافت نمایند.
البته نکته ای که اکنون باعث نگرانی شدید آمریکا شده است نه شکست شورشیان و مزدوران در سوریه بلکه  همگرایی مثبت بین ارتش و مردم سوریه و حزب الله لبنان است . اکنون سوریه علاوه بر یک ارتش قوی -که نه در رزمایشها بلکه در صحنه میدانی و واقعی با انواع  رزم و نبرد مواجهه شده و به تجربه ای گرانبها دست یافته است و از نظر روحیه در سطح بالای خودباوری قرار دارد- دارای یک نیروی مردمی مسلح کارآزموده و چریک است که توسط ارتش سوریه و حزب الله لبنان آموزش دیده است و این مساله کابوسی برای رژیم صهیونیستی است .

به نظر می رسد اشغالگران صهیونیست که بخشی از خاک سوریه را در اختیار دارند از هم اکنون نگران چگونگی  دفاع در برابر جبهه ای هستند  که پیش از این  معمولا با آرامش و سکون همراه بوده است .وقوع برخی حوادث و درگیریهای مسلحانه در منطقه جولان را می توان از همین منظر مورد تفسیر قرار داد.

باید منتظر ماند و آینده را به دقت رصد کرد. به نظر می رسد حوادث سوریه به روزهای حساس خود رسیده است و پیروزی دولت قانونی سوریه میتواند زمینه ساز قدرت گیری بیش از پیش محور مقاومت در منطقه باشد.

* علی اکبری 
 
   
دورخیز آمریکا برای محدود کردن توان موشکی ایران در توافق نهایی 
 
کری: تحقیقات موشکی ایران نیز از موضوعات جاری مورد بحث در مذاکرات است/ ایران را به علت حمایت از تروریسم و حقوق بشر تحریم می‌کنیم/ متن ضعیف توافقنامه ژنو چگونه در مذاکرات گام نهایی به کمک آمریکا آمد؟

گروه بین الملل – رجانیوز:  جان کری، وزیر خارجه آمریکا گفته است موضوع تحقیقات موشکی ایران از موضوعات مورد بحث در مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 است. 

به گزارش رجانیوز، وزیر امور خارجه آمریکا این اظهارنظر را بامداد روز چهارشنبه و با حضور در جمع اعضای کمینه دفاعی سنای آمریکا عنوان کرده است.

وی با اشاره به دور جدید گفتگوهای ایران و 1+5 گفت: «ما با جدیت و چشمان کاملا باز وارد این گفتگوها شده ایم. برای همین در حالی که گفتگو می کنیم، ما به اعمال تحریم هایی که تحت تاثیر طرح اقدام مشترک نباشند، ادامه می دهیم؛ تحریم هایی که نه فقط بر سر برنامه اتمی بلکه بر سر حمایت از این کشور از تروریسم نیز اعمال می شود. همچنین پرونده این کشور را در خصوص حقوق بشر در هر جایی که بتوانیم، دنبال می کنیم.»

جان کری در اظهاراتی که از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده همچنین مدعی شد مدت "آستانه هسته‌ای شدن" ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای دو ماه است.

وزیر امور خارجه آمریکا همچنین با اعلام اینکه موضوع موشک های ایران در مذاکرات هسته ای به بحث گذاشته شده، اعلام کرد: « این موارد بخشی از گفتگوهای جاری است. تحقیقات، نوع تحقیقات، و به ویژه تحقیقات روی کلاهک ها موضوع گفتگو است. موضوع راکتور اراک نیز مطرح است. ما به صراحت گفته ایم که هیچ مشروعیتی برای وجود یک مرکز راکتور پلوتونیوم تمام عیار وجود ندارد. هیچ توجیهی برای این کار وجود ندارد. آنها می گویند از این مرکز برای بخش خصوصی استفاده خواهد شد. باید به این مسائل رسیدگی شود این مسائل در مذاکرات مطرح است.»

هر چند مقامات وزارت امور خارجه ایران اعلام کردند که درباره موضوعات غیر از موضوع هسته ای در مذاکرات صحبتی نشده است با این  حال علاوه بر کری، مایکل مان، سخنگوی کاترین اشتون اعلام کرده است که قدرت های جهانی از ایران خواسته اند که کار بر روی موشک های بالستیک و دوربرد را متوقف کند.

خبرنگار «رجانیوز» از یک منبع آگاه کسب اطلاع کرده است، آمریکا حتی این پیشنهاد را  مطرح کرده که ایران در نهایت می‎تواند تنها با برد 500 کیلومتر موشک تولید کند.

پیش از این نیز وندی شرمن در میزگردی درباره ایران که در تاریخ 22 فورویه 2014 در اورشلیم برگزار شد، اظهار کرد:

«آنچه در این باره به شما خواهم گفت این است که تمامی مسائلی که برای ما نگرانی ایجاد می کنند بخشی از این مذاکرات هستند. و همچنین یادآور می شوم که در برنامه اقدام مشترک آمده که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد باید قبل از هر توافق جامعی مورد رسیدگی قرار گیرند. و می توانید نگاه کنید تا ببینید در آن قطعنامه ها چه آمده است

معاون وزیر امور خارجه آمریکا به آن بخش از توافقنامه ژنو اشاره دارد که صراحتا تاکید کرده در موضوع بررسی‌های قطعنامه شورای امنیت کشورهای عضو این شورا باید از اقدامات ایران در انجام بندهای اجرایی قطعنامه شورای امنیت به رضایت برسد.

در توافقنامه ژنو در این باره آمده است:  

گام های اضافی در میان اقدام ¬های اولیه و گام نهایی، از جمله، در میان موارد دیگر، پرداختن به قطعنامه¬های شورای امنیت با نظر به اینکه ملاحظه شورای امنیت سازمان ملل در این موضوع به صورت «رضایت بخش»، به نتیجه برسد.

There would be additional steps in between the initial measures and the final step, including,

among other things, addressing the UN Security Council resolutions, with a view toward

bringing to a satisfactory conclusion the UN Security Council's consideration of this matter

گفتنی است در بند قابل اجرای 9 ، قطعنامه 1929 شورای امنیت که علیه ایران به تصویب رسیده، آمده است: «که ایران به هیچ گونه فعالیتی که به موشک های بالستیک با قابلیت پرتاب سلاح های هسته ای مربوط باشد، و از جمله پرتاب با فناوری موشک های بالستیک دست نخواهد زد، و کشورها تمامی اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد تا از انتقال فناوری یا کمک های فنی به ایران که در ارتباط با چنین فعالیت هایی باشند جلوگیری کنند.»

هر چند قطعنامه شورای امینت درباره موضوع هسته ای ایران بر مبنای حقوق بین الملل غیرقانونی است با این حال تیم مذاکره کننده هسته ای ایران با عقب نشینی از موضع پیشین و با تایید مرجعیت شورای امنیت در حل و فصل اختلافات هسته ای، در عمل ایران را در موضع انفعال قرار دادند. 

بنابراین، اگر قرار است به تمامی قطعنامه های شورای امنیت رسیدگی شود، این مسئله باید به نحوی مورد رسیدگی قرار گیرد.

البته در سایه سکوت مقامات وزارت امور خارجه ایران، فرماندهان نظامی کشورمان اعلام کردند که برنامه دفاعی جمهوری اسلامی بر اساس یک برنامه بلند مدت به پیش می رود و هرگز و تحت هیچ شرایطی، هیچ محدودیتی از سوی هیچ کشوری را نمی پذیرند.

با این حال سئوالی که آقای ظریف باید به آن پاسخ گوید آن است ، با توجه به سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی درباره قدرت دفاعی و اینکه توان موشکی ایران از خطوط قرمز به حساب می‌آید و به نظر می‌رسد فرماندهان نظامی، مجلس شورای اسلامی و ... معامله بر سر آن را هرگز نمی پذیرند با این حال ، چه تدیبری اندیشده است که در توافق نهایی این موضوع را حل و فصل کند؟

و یا آنکه قرار است همانند توافقنامه ژنو ایران امتیازاتی را واگذار کند و بعد درباره ضرورت اجرای آن در داخل کشور سخن بگویند و یا آنکه اذعان کنند ایران اصلا نیازی به موشک های دوربرد ندارد.   

 

 

 

 

 

رهبری به کدام فرمول هسته‌ای اشاره کردند؟
پنجشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۲۶
 
تحلیل خاص مسؤولان دولت وقت درباره علم و فناوری هسته‌ای سبب شد با این خیال که می‌توانند با قبول شرایط طرف غربی به نتیجه برسند، به سمت بیانیه تهران حرکت کردند، بیانیه‌ای که از سه ضلع "ایران - برزیل - ترکیه" تشکیل شد.

به گزارش جهان به نقل از مشرق؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، امروز در دیدار مدیران و متخصصان سازمان انرژی اتمی، با یادآوری مذاکرات چند سال پیش ایران با دو کشور دیگر برای تهیه سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، گفتند: در آن زمان فرمولی برای تهیه سوخت به دست آمد اما آمریکایی‌ها برخلاف آنچه به دوستان خود در منطقه و در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی گفته و برخی مسؤولان داخلی هم آن را باور کرده بودند، در این روند اختلال ایجاد و تصور کردند که ایران را در تنگنای کامل قرار داده‌اند.

فرمول تهیه سوخت رآکتور تهران چه بود؟

به دنبال زمزمه اتمام صفحه سوخت راکتور هسته‌ای و تحقیقاتی تهران که با سوخت ۲۰ درصد قابلیت فعالیت داشت و بیشتر در زمینه های تحقیقاتی و به خصوص پزشکی استفاده می‌شد، غرب به خصوص آمریکا با سوء استفاده از موقعیت بوجود آمده با این تحلیل که جمهوری اسلامی ایران بالاخره به بن‌بست رسیده است، پیشنهادهایی را برای تأمین سوخت راکتور تهران و همچنین مذاکره درباره دیگر موضوعات همچون حقوق بشر، حمایت از مقاومت و ...مطرح کردند که با مخالفت مسؤولان جمهوری اسلامی ایران روبرو شدند و همین مسئله سبب شد آمریکا با خرید اورانیوم ۲۰ درصد یا صفحه سوخت ۲۰ درصد مخالفت کند.

اوج مشکلات در نیمه دوم سال ۸۸ خود را نشان داد و بعضی از مسؤولان داخلی با این تفسیر که جمهوری اسلامی به علم و فناوری هسته‌ای دست پیدا کرده است و می‌تواند تا حدودی به سمت تعلیق یا تعطیلی غنی سازی پیش برود، به نوعی وارد مذاکره غیر مستقیم با آمریکا شدند و در این میان دو کشور ترکیه و برزیل به عنوان میانجی برای حل مشکل سوخت راکتور تهران وارد بازی در پرونده هسته‌ای ایران شدند.

تحلیل خاص مسؤولان دولت وقت درباره علم و فناوری هسته‌ای سبب شد با این خیال که می‌توانند با قبول شرایط طرف غربی به نتیجه برسند، به سمت بیانیه تهران حرکت کردند، بیانیه‌ای که از سه ضلع "ایران - برزیل - ترکیه" تشکیل شد.

منوچهر متکی، وزیر امور خارجه وقت، بیانیه مشترک "ایران - ترکیه - برزیل" در اجلاس مورخه ۱۷ می ۲۰۱۰ (۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ تهران) درباره موارد ۱۰ گانه مورد توافق را به این شرح تشریح کرد:

بر اساس ماده یک، سه کشور بر تعهد خود برعدم گسترش سلاح هسته‌ای تأکید می‌کنند و حقوق تمام اعضاء از جمله جمهوری اسلامی ایران در تحقیق، پیشرفت و همچنین چرخه سوخت را محترم می‌شمارند.

بر اساس ماده دو بیانیه، سه کشور اعتقاد راسخ خود را بر اجرای این مفاد دارند تا در فضایی مثبت، سازنده و غیرتقابلی هم دور جدیدی از همکاری‌ها و تعاملات آغاز شود.

در ماده سه این بیانیه، تبادل سوخت هسته‌ای را گامی برای شروع همکاری در عرصه‌های مختلف فناوری و صلح‌آمیز هسته‌ای عنوان شده است.

ماده چهار این بیانیه نیز حکایت از این مسأله دارد که تبادل سوخت هسته‌ای حرکتی رو به جلو و سازنده و نقطه‌ شروعی برای همکاری با ملت‌هاست و چنین حرکتی باید به همکاری مثبت و همکاری صلح‌آمیز هسته‌ای منجر شود و از هر گونه تقابل از جمله بیانات و رفتار تهدیدآمیز که به حقوق ایران لطمه می‌زند اجتناب و همکاری هسته‌ای جایگزین آن شود.

در ماده پنج این بیانیه که اصلی‌ترین بخش این توافقنامه است این توافق حاصل شده است که هزار و ۲۰۰ کیلوگرم سوخت اورانیوم کمترغنی‌‌شده در ترکیه به صورت امانت نگهداری شود، که در مالکیت ایران خواهد بود و ایران و آْژانس امکان نظارت بر آن را دارند.

در ماده شش این بیانیه نیز آمده است جمهوری اسلامی ایران موافقت خود را در مورد موارد فوق به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ظرف هفت روز اعلام می‌کند و متناسب با درخواست گروه وین (روسیه، فرانسه، آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی) جزئیات بیشتری درباره‌ تبادل سوخت از طریق توافقنامه‌ خطی و ترتیبات مربوط به توافقنامه ایران و وین که متعهد به تحویل ۱۲۰ کیلوگرم سوخت اورانیوم مورد نیاز رۀکتور تهران می‌باشند، شرح داده خواهد شد.

در ماده هفت این بیانیه نیز اعلام شده است از زمانی که گروه وین توافق خود را اعلام کند طرفین خود را ملزم به اجرای ماده شش می‌دانند و ایران نیز موافقت خود را با انتقال هزار و ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم کمترغنی‌شده (LEU) اعلام می‌کند و گروه وین نیز متعهد می‌شود ۱۲۰ کیلوگرم سوخت مورد نیاز رآکتور تهران را به ایران تحویل دهد.

در ماده هشت نیز پیش‌بینی شده است در صورتی که مفاد این بیانیه مورد توجه قرار نگیرد حسب درخواست ایران، ترکیه سوخت را به ایران برگشت دهد.

در ماده ۹ نیز این مسأله مورد تأکید قرار گرفته که ترکیه و برزیل از شروع گفت‌وگوهای ایران با ۵+۱ در هر مکان از جمله ترکیه و برزیل حول نگرانی‌های مشترک استقبال می‌کنند.

در ماده نهایی این بیانیه نیز ترکیه و برزیل از رویکرد سازنده ایران در پیگیری حقوق و پایبندی به معاهده ان‌پی‌تی قدردانی کرده و ایران نیز از اقدامات دو کشور در این زمینه تشکر می‌کند.

انتقادات به بیانیه تهران

اگرچه این بیانیه با حمایت نظام از دولت به تصویب رسید، ولی همان زمان انتقادات قابل تأملی نسبت به مفاد این توافق از سوی کارشناسان و نمایندگان مجلس به گوش می‌رسید.

"احمد توکلی" نماینده مجلس درباره این بیانیه می‌گوید: بیانیه تبادل سوخت هسته‌ای مصالح ملی را تأمین نمی‌کند.

* در مفاد بیانیه دقت شود تا جان کلام به دست آید. این بیانیه تا اینجا، ایران را یکطرفه متعهد می‌سازد که کل ۱۲۰۰کیلو اورانیوم ۳.۵ درصدی خود را از تسلط خویش خارج کند و به خاک ترکیه منتقل کرده و تحت سلطه آن کشور قرار دهد بدون آنکه طرف پرمدعای غربی هیچ تعهدی بسپارد.

* در بند هشت این بیانیه آمده است اگر غربیها به مفاد این بیانیه توجه نکنند، ایران باید از ترکیه بخواهد و ترکیه باید بدون قید و شرط اورانیوم امانتی را بازگرداند. در عین حال بند هفت برای گروه وین (آمریکا، فرانسه، روسیه و آژانس) تکلیف تعیین می‌کند که ۱۲۰کیلو اورانیوم ۲۰ درصد بعداَ آن هم ظرف یک سال به ایران بدهد.

* بقیه بیانیه ‌بیشتر به تعارفات دیپلماتیک شبیه است. در نتیجه تا اینجا ایران خودش را متعهد کرده است و با کمال تعجب قوی‌ترین اهرم خویش را برای ادامه مذاکرات از دست می‌دهد. این بیانیه که آن را بیانیه تبادل سوخت نامیده‌اند مصالح ملی ما را تأمین نمی‌کند و ان را باید بیانیه انتقال سوخت هسته‌ای ایران نامید نه تبادل سوخت.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا صدور این بیانیه نمی‌تواند بن‌بست فعلی را بشکند، یا قطعنامه جدید تحریم را متوقف کند این چنین پاسخ داد: این ما نبودیم که مذاکرات را متوقف کردیم. رئیس جمهور از هر فرصتی برای گشودن باب گفت‌وگو بهره می‌گرفته است تا حدی که بعضا مورد انتقاد هم واقع شده است. اگر قرار باشد بن بست به هر قیمت شکسته شود، چرا اساسا چند سال برای استیفای حق مسلم ملت ایستادگی کردیم و به تولید صنعتی اورانیوم موفق شدیم؟ اگر گروه وین اورانیوم ۲۰ درصد را نداد و شرط تحویل را توقف و تعطیلی هر نوع غنی سازی قرار داد و تهدید کرد که در غیر این صورت تحریم جدید اعمال می‌کنیم چه خواهیم کرد؟ باز هم به نقطه‌ای خواهیم رسید که حال در آن هستیم اگر با فشار ترکیه را از بازگرداندن اورانیوم ما منع کرد چه می‌کنیم؟ در آن صورت که خیلی هم محتمل است روابط دوستانه ما با یکی از همسایگان مهم ما را نیز اسیب می‌زند. (تابناک - ۲۸ اردیبهشت ۸۹)

شیطنت روسیه، موضع آمریکا و تردید اروپا

در حالی که در بیانیه تهران که توسط سه کشور ترکیه، ایران و برزیل درباره موضوع هسته‌ای ایران به امضا رسیده و صادر شد، ایران حسن نیت خود را برای مبادله سوخت هسته‌ای‌اش اعلام کرده است، واکنش های اولیه کشور های غربی یک دست و امیدوارکننده نبود و می‌توان گفت نرم‌ترین واکنش ها ـ به نسبت گذشته ـ واکنش دولت آمریکا و بحث‌برانگیزترین آن، واکنش دولت روسیه و بدترین واکنش، واکنش فرانسه و انگلیس بوده است.

رئیس جمهور روسیه که از جمله نخستین کسانی بود که در این باره اظهار نظر کرد، ضمن زیر سؤال بردن این بیانیه افزود، دو سؤال اساسی در این باره وجود دارد: اول اینکه آیا ایران خودش غنی‌سازی را ادامه خواهد داد؟ مدودیف سپس خودش پاسخ داد تا آنجا که من از مواضع مقامات ایرانی درک کرده ام باید بگویم که بله؛ ایران تصمیم دارد به فرایند غنی سازی ادامه دهد و در این صورت نگرانی های جامعه بین المللی همچنان درباره برنامه هسته ای ایران باقی خواهد ماند.

وی در سؤال دوم خود می پرسد آیا این سطح از مبادله سوخت کافی است؟ آیا این سطح از مبادله سوخت همه جامعه بین المللی را راضی خواهد کرد و در پاسخ باز خود می گوید من نمی دانم اما مشورت بیشتری درباره این بیانیه باید با تهران و قدرت های درگیر این پرونده انجام گیرد.

در همین حال روزنامه صهیونیستی "هاآرتص"در بازتاب معاهده تبادل اورانیوم ایران با ترکیه و برزیل با اشاره به استقبال دیمیتری مدودیف، رئیس جمهوری روسیه، از این طرح، به نقل از وی نوشت: «این مسأله اما نمی تواند از نگرانی های بین الملی در ارتباط با برنامه هسته ای بحث برانگیز تهران بکاهد.»

مدودف با تاکید بر لزوم تبادل نظر با ایران و قدرت های بزرگ جهان در این زمینه، افزود: «پس از آن باید در این رابطه تصمیم گیری کنیم که آیا این پیشنهادها کافی است یا پیشنهادهای دیگری لازم است. از این رو به تصور من یک توقف کوتاه در این مسأله مشکلی ایجاد نخواهد کرد.»

"رابرت گیبس"، سخنگوی وزارت خارجه، آمریکا اعلام کرد که آمریکا در هر زمان و مکانی آماده است که با ایران وارد بحث شود تا ایران بتواند ثابت کند که برنامه هسته ای آن کشور با مقاصد صلح‌آمیز است. به گفته وی، تصمیم ایران به ادامه برنامه غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۲۰ درصد نقض آشکار قطعنامه های فعلی شورای امنیت سازمان ملل است.

سخنگوی کاخ سفید در ادامه افزود: «بیاینه صادره از سوی تهران در ارتباط با تمایل این کشور به مذاکره با کشورهایی از جمله آمریکا، چین، فرانسه، روسیه، انگلیس و آلمان که خواهان حل و فصل بن بست هسته ای ایران هستند، مبهم است.»

وی همچنین در پاسخ به خبرنگاران افزود: «این معاهده تغییری در تداوم تلاش های آمریکا برای اعمال تحریم های بین المللی علیه این کشور به وجود نخواهد آورد. چراکه گفتار و رفتار مقامات ایرانی به ندرت با یکدیگر مطابقت دارد. ایران باید پیشنهاد خود را برای انجام بررسی های لازم به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه دهد.»

دستاورد خوش‌بینی به غرب

با تمامی نقاط قوت، ضعف و ابهام درباره بیانیه تهران، مسؤولان سابق دولتی در اجرای کامل آن حسن نیت خود را نشان دادند اما نتیجه دیگری به غیر از خیال طراحان و مجریان، در صحنه بازی اجرا و دیده شد.

درست ماه بعد از بیانیه تهران، نوزدهم خرداد ماه ـ شورای امنیت سازمان ملل متحد، چهارمین قطعنامه تحریمی علیه ایران را تصویب کرد! در این باره باید گفت که ۱۲ عضو شورای امنیت به این قطعنامه رأی مثبت و برزیل و ترکیه، اعضای غیر دائم شورای امنیت نیز رأی مخالف دادند؛ رأی لبنان نیز ممتنع بوده است.

جلسه رأی‌گیری با سخنان نماینده مکزیک، رییس دوره‌ای شورای امنیت آغاز شده و پس از قرائت درخواست حضور نمایندگان آلمان و جمهوری اسلامی ایران در این نشست، نوبت به نمایندگان مخالف رسید تا سخنرانی کنند. 

نمایندگان برزیل و ترکیه دو نماینده مخالف بودند. نماینده برزیل گفت که پس از تلاش‌های دو کشور ترکیه و برزیل در رسیدن به توافقنامه مبادله سوخت اتمی ایران در خاک ترکیه، مخالف تحریم‌های بیشتر علیه ایران است.

نماینده ترکیه اما با حمایت از اقدامات دیپلماتیک افزود: جمهوری اسلامی باید با تعلیق غنی‌سازی اورانیوم به مذاکرات وارد شده و مسائل را حل کند.

پس از آن، رییس شورای امنیت درخواست رأی‌گیری کرد که دوازده رأی مثبت داده شد. ترکیه و برزیل، نمایندگانی بودند که رأی منفی دادند و تنها لبنان بود که به «قطعنامه شماره ۱۹۲۹» رأی ممتنع داد. (تابناک - ۱۹ خرداد ۸۹)

درواقع خوش خیالی و تحلیل اشتباه درباره غرب و آمریکا نسبت به اینکه اگر برای رفع نگرانی های غرب یک قدم برداریم، غرب هم قدم یگری بر می دارد، در بیانیه تهران خود را به وضح نشان داد و غرب با تصویب قطعنامه علیه ایران خوی استکباری خود بیش از پیش نشان داد.

بعد از شکست بیانیه تهران، با تدبیر سران عالی رتبه نظام، رشادت و مجاهدت‌های تیم هسته‌ای به خصوص دانشمندان هسته‌ای و شهید شهریاری، نظام اسلامی توانست بر خلاف باور غرب و دشمنان داخلی و خارجی، به اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد و صفحه سوخت دست پیدا کند و صفحه دیگری از پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را رقم بخورد.  
 
 
 
 
 
پاکستان از تنبیهش توسط ایران می گوید
چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۲
 
یک مقام آگاه وزارت نفت پاکستان گفت ایران از اجرای پروژه انتقال گاز به این کشور ناامید شده و با هدف تنبیه پاکستان در صدد انتقال گاز به هند از طریق عمان برآمده است.

به گزارش پایگاه اینترنتی دی نیوز، یک مقام ارشد وزارت نفت و منابع طبیعی پاکستان گفت تهران از طریق شروع یک پروژه جدید انتقال گاز به عمان و هند، آماده تنبیه اسلام‌آباد به‌دلیل کوتاهی در تکمیل خط لوله ۷۸۱ کیلومتری در خاک این کشور بر اساس قرارداد انتقال گاز به پاکستان است.

سلمان خورشید، وزیر امور خارجه هند، یوسف بن علوی عبدالله، وزیر امور خارجه عمان و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در روز ۲۸ فوریه [۹ اسفند ماه ۹۲] در دهلی‌نو با یکدیگر دیدار کردند و در مورد پروژه ۴ تا ۵ میلیارد دلاری انتقال گاز از زیر دریا که پاکستان را دور می‌زند، گفت‌وگو کردند.

اما شاهد خاقان عباسی، وزیر نفت پاکستان در این باره گفت: «ما هیچ اطلاعی از هرگونه جایگزینی این‌چنینی پروژه‌های گازی نداریم.» وی افزود: خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان تعهدات قراردادی برای هر دو کشور ایجاد کرده است و به‌محض پایان یافتن تحریم‌ها می‌تواند اجرایی شود.

مبین صولت، مدیر شرکت گاز سیستمز پاکستان نیز از این موضوع ابراز بی‌اطلاعی کرد.

بر اساس توافق، پاکستان باید تا دسامبر ۲۰۱۴، ۷۸۱ کیلومتر خط لوله انتقال گاز از مرز دو کشور تا منطقه نواب‌شاه احداث می‌کرد، اما این کشور هیچ اقدامی برای احداث این خط لوله صورت نداده است.

در صورتی که پاکستان نتواند به تعهدات خود عمل کند، باید ماهیانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار جریمه به ایران بپردازد.

این اتفاق پس از آن رخ داد که دولت پاکستان کمکی ۱.۵ میلیارد دلاری از عربستان دریافت کرد. اما دولت پاکستان می‌گوید، به‌دلیل تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران، قادر به تأمین مالی بودجه ۱.۸ میلیارد دلاری مورد نیاز برای تکمیل این خط لوله نیست و هر زمان که تحریم‌ها برداشته شد، اسلام‌آباد طی ۱۸ ماه خط لوله را تکمیل خواهد کرد.

پاکستان همچنین از ایران خواسته است تا از استناد به بند مربوط به جریمه دولت کوتاهی کننده در تکمیل پروژه پس از ۱۴ دسامبر ۲۰۱۴ [۲۳ آذر ماه ۹۳]، موعد تکمیل پروژه خودداری کند.

ایران می‌گوید، پاکستان این توافقنامه را در میانه تحریم‌ها به امضا رسانده و رؤسای جمهور دو کشور در مقطعی که تحریم‌ها گسترده‌تر از زمان فعلی بوده، مشترکاً در مراسم شروع به کار این پروژه حضور یافته‌اند، اما زمانی که دولت جدید پاکستان بر سر کار آمد، به‌بهانه تحریم‌ها عملاً این پروژه را رها کرد. این اقدام پاکستان مقامات ایرانی را از تکمیل این پروژه مأیوس کرده و موجب تصمیم گیری آنها برای جایگزینی این پروژه با پروژه انتقال گاز به عمان و هند شده است.

به‌گفته یک مقام ارشد دولت پاکستان، هشدار دهنده‌ترین بخش موضوع این است که بر اساس قرارداد گازی جدید، ایران از محل میدان پارس جنوبی گاز را به هند صادر خواهد کرد، در حالی که قبلاً قرار بود گاز تولیدی از این میدان به پاکستان صادر شود.  
 
 
 
 
 
چگونه القاعده در سوریه گرفتار شد 
 

یک سال قبل در چنین روزهایی، ابوبکر بغدادی از تأسیس دولت اسلامی در عراق و شام خبر داد.

العالم نوشت؛ با گذشت حدود یک سال از علنی شدن اختلافات شاخه‌ها و سران القاعده، به نظر نمی‌آید که پایانی برای درگیری‌ها بین تشکیلات بین‌المللی القاعده و شاخه آن در سوریه «جبهه النصره» از یک سو و گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) از سوی دیگر، وجود داشته باشد.
 
این اختلافات که از سال گذشته در حد اختلاف نظر بود، طی سه ماه گذشته به درگیری مسلحانه تبدیل شد؛ به صورتیکه تا کنون حدود دو هزار تن از عناصر این گروه های تروریستی در سوریه در این درگیری های داخلی از پای در آمده اند.
 
یک سال قبل در چنین روزهایی، ابوبکر بغدادی از تأسیس دولت اسلامی در عراق و شام خبر داد. این اتفاق پس از آن صورت گرفت که مشخص شد ابو محمد جولانی سرکرده جبهه النصره یکی از نیروهای زیر دست ابوبکر بغدادی است.
 
بغدادی با اعلام تأسیس گروه داعش، تأکید کرد که این گروه تروریستی از ادغام گروه های جبهه النصره و دولت اسلامی عراق تشکیل شده است.
 
اما چند ساعت پس از این ماجرا، ابومحمد جولانی سرکرده جبهه النصره با اعلام مخالفت با تصمیم بغدادی و خروج از داعش، همه را غافلگیر کرد.
 
البته ایمن ظواهری هم اختلاف جولانی با بغدادی و شکستن بیعت با او را فرصتی مناسب برای تکمیل کودتا ضد سرکرده سابق القاعده یعنی اسامه بن لادن دانست. 
 
 
  
 
 
نبرد «یَبرود» ، دزدهای متشرع و مقاوت...!
چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۳۲
 
تکه تکه شدن گروه ها یک فرایند نا محسوس بود که تا پیش از آزادی سریع یبرود ، از دید ناظران خارج از میدان نبرد مخفی باقی مانده بود ، مخصوصا اینکه یک ماه پیش از سقوط این شهر ، «جبهه النصره» با تبلیغات فراوان خبر از تشکیل یک اتاق عملیات واحد تحت رهبری خود داده بود...
پایگاه خبری انصارحزب الله - وقتی شیشه عمر قوای مسلح در یبرود به دست نیروهای مقاومت شکست ، تازه صدای سقوط تشت رسوایی عاملان این شکست گوش فلک را کر کرد. پژواکی از انبوه اتهامات که بین امرای جبهه النصره و ارتش آزاد و حتی فصائل داخلی آنان رد و بدل شد. از نامردی و بزدلی گرفته تا خیانت و فروکردن خنجر از پشت در پلوی برادران جهادی !.

«اسلام علوش» سخنگوی «جیش الاسلام» ، در حالی عقب نشینی و بزدلی گردانهای وابسته به ارتش آزاد را عامل سقوط «یبرود» نامید که «جبهه النصره» به اعزام نیروی کمکی از سوی آنان امید داشت.

این گسیختگی تنها وابسته به بزدلی و ترس گروههای مسلح مستقر در یبرود نبود ، بلکه ریشه در بی اعتمادی ناشی از فساد و خیانتی داشت که دامن گیر نیروهای شورشی یبرود شد و کار باز پس گیری سریع این شهر به دست نیروهای مقاومت و در راس آن حزب الله لبنان را سهولت بخشید.

نگاهی به روابط داخلی گروههای مسلح پیش از سقوط یبرود حکایت از رقابت و کش مکش این گروهها برای استفاده از امتیازات و سیطره بر اموال باد آورده دارد .حرص بی پایانی که دست آخر به بی اعتمادی محض میان آنان انجامید تا مثل گله گرگ به هم روبروی هم بخوابند و یکدیگر را در مقابل نیروهای مقاومت تنها بگذارند.

یکشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰ ، زمانی که یبرود در آتش منازعه فرو رفت ، فتنه رقابت میان گروهای شورشی بر سر تصاحب اموال نیز آغاز شد تا جایی که فرصت طلبان خود را بر سر خوان نعمت دیدند و برای سهولت غارت در قالب گروههای مسلح ، مثل قارچ از زمین سبز شدند. تا جایی که در مدت یک سال تا پیش از تاسیس ستاد کل ارتش آزاد تعداد آنان به ۱۰۰۰ گروه در سوریه رسید!.

بالاخره این گروهها در قالب گردان نظم داده شدند و پس از هفته ها ذیل نام ارتش آزاد قرار گرفتند تا به عملکرد خود تحت عنوان انقلاب ، اعتبار ببخشند. کسب اعتبار برای غارت غنایم در حالی معنی می یابد که با مرور سابقه برخی امرای این گردان ها تنها به نام مشتی مجرم سابقه دار و بی سواد بر می خوریم.

«مثقال رحمة» ، «صدام حقوق» ، «فارس نمر» ، «عبد النبی رومیة» و امثال آنان ، کسانی بودند که تصمیم گرفتند برای پرهیز از درگیری میان گروههای تحت امرشان ، یبرود را به چند بخش تقسیم کنند. اما این توافق دوامی نیاورد و به انشقاق و دعوا و در نهایت کشتار بر سر غنایم در همان ابتدای امر انجامید.

اما رویه با افزایش نفوذ «جبهه النصره» شکل جدیدی به خود گرفت. دزد ها پرچم ارتش آزاد را بر زمین گذاشتند و علم «جبهه النصره» را برافراشتند. تقوی و ایمان در چهره ها ظهور کرد ، ریش ها بلند شد و اعاده شریعت در راس امور قرار گرفت. با فرو رفتن تدریجی یبرود به زیر سیطره «جبهه النصره» ، دزدی و غارت بدون بیعت با «ابو محمد الجولانی» امکان پذیر نبود.

در همین راستا «أبو مالک التلّی» امیر «جبهه النصره» در «القلمون» برای سر و سامان دادن به گروههای تازه بیعت کرده به یبرود نقل مکان کرد تا بیعت و التزام آنان به اهداف «جبهه النصره» را تحکیم کند.

او برای تحکیم بیعت ، دست و دل بازی شاهانه ای از خود به خرج داد و به تقسیم پول و غنایم بین فصائل تحت بیعت «الجولانی» کرد تا بر علیه فصائل ضد «جبهه النصره» متحد شوند.

مجموعه های مسلحی که به «جبهة النصرة» تقرب یافتند گروه تحت امر أسامة العسالی ، مجموعة محمد سالم بودند که در ازای دریافت غنایم مکفی به کار تجهیز اتوموبیل های بمب گذاری شده وافراد انتحاری مشغول شدند که از عرسال در لبنان به یبرود وارد می شدند.

اما سیادت جبهه النصره بر یبرود ، با آغاز سرکشی «أبو بکر البغدادی» زعیم «الدولة الإسلامیة فی العراق والشام» از فروردین ماه سال ۹۲ دچار چالش شد. اختلاف او با «الجولانی» امیر کل «جبهه النصره» و «الظواهری» امیر کل القاعده و فرمانده جبهه خراسان روزهای طلایی «جبهه النصره» در کل جبهه ها و از جمله «یبرود» را سیاه کرد.

قدرت روز افزون داعش شامه تیز امرای دزد و بی سواد سوری را که یک شبه متشرع و اهل فتوی شده بودند را به کار انداخت ، زیرا وقت انفصال از «جبهه النصره» و اتصال به «داعش» فرا رسیده بود.

«عبد النبی رومیة» و مجموعه مسلح تحت امرش اولین گروهی بودند که به «جبهه النصره» رکب زدند، پرچم این گروه را به زمین انداختند و علم داعش را برافراشتند.
دور اندیشی «عبد النبی رومیة» برای تداوم دزدی به سرعت تبدیل به الگو برای سایر شورشیان فرصت طلب تبدیل شد و کار به جایی رسید که دزد های حمصی که «یبرود» مهاجرت کرده بودند گروه گروه از «جبهه النصره» جدا و برای بهره برداری از شرایط به شهرشان بر می گشتند تا به داعش بپیوندند. این همان کاری بود که دزد های متشرع ، در القصیر کردند !. دسته جمعی به انقلابیون خیانت کرده و پشت به مرگ از ترس سلاح مقاومت به سوی «یبرود» سرازیر شدند تا از خوان نعمت پهن شده در این شهر بهره ببرند.

شاید شرحی که گذشت تفسیر خوبی برای عدم حضور گردانهای بزرگ در میدان یبرود باشد جایی که گروههایی نظیر «أحرار الشام» ، «جیش الإسلام» و یا «تحریر الشام» و غیره ترجیح دادند به دلیل تهدید ناشی از رابطه غیر دوستانه با سایر گردانهای شورشی مستقر در «یبرود» ، آن را ترک و در مناطق مجاور آن مثل «رنکوس» مستقر شوند.

منطقه ای که «جیش الإسلام» بر آن متمرکز است و امیر آن «زهران علوش» از ترس دزد های انقلابی «یبرود« ترجیح می داد سلاح مورد نیاز خود را از این محور قاچاق کند تا از شهر نا امن «یبرود«.

یکی دیگر از نمونه های قابل ذکر درباره پدیده «خود هراسی» میان گروههای معارض ، حادثه عجیبی بود که در حمله نیروهای مقاومت برای «لواء تحریر الشام» رخ داد .دراین نمونه که یک سال پیش رخ داد وقتی «فراس البیطار» امیر این گروه دستور حمله به منطقه «هجانة» در نزدیکی «یبرود» را صادر کرد ، هیچ یک از گردان های مستقر در «یبرود» به بهانه کمبود وقت برای نجات او گروهش کاری انجام ندادند. این درحالی بود که برخی ناظران قسم یاد می کردند که فرصت کافی برای اعزام نیروی کمکی باقی بود.

تکه تکه شدن گروه ها یک فرایند نا محسوس بود که تا پیش از آزادی سریع یبرود ، از دید ناظران خارج از میدان نبرد مخفی باقی مانده بود ، مخصوصا اینکه یک ماه پیش از سقوط این شهر،«جبهه النصره» با تبلیغات فراوان خبر از تشکیل یک اتاق عملیات واحد تحت رهبری خود داده بود که متشکل از ۴۹ گروه و ۳۰ هزار نیرو در جبهه حوران و درعا بودند تا برای حمله بزرگ به پایتخت آماده شوند.!

این فرایند مضحک درالقلمون نیز جریان داشت که با اعلام خبر تاسیس «القیادة العسکریة الموحدة فی القلمون» در مورد آن تبلیغ می شد. پروپاگاندایی که در میدان عمل بی معنی بود. چون گروهها پشت به هم و به شکل منفصل و منفرد در برابر نیروهای مقاومت به مهلکه وارد شدند. این پدیده ای بود که به کمک نیروهای مقاومت آمد تا نبرد «الحسم» در یبرود را برنامه ریزی کنند و سپس در مناطق قارّة ، دیر عطیة و النبک پیشروی کنند.

بنابراین آزادی سریع یبرود، ماهیت گروههای مسلح را نمایان ساخت که چگونه فساد و جرم و آدم ربایی و خیانت و حرص در غارت اموال همچون ویروس آنان را زیر لوای شریعت مضمحل ساخته است.

همه شاهد بودند که چطور امرای دزد النصره از جمله «عبد النبی رومیة» ، «أسامة العسالی» ، «صدام حقوق» و «حمادی زهر الدین» و عناصرشان پیش از رویارویی با قوای مقاومت ، بویژه نیروهای حزب الله ، در حالی که برتپه های اطراف «یبرود» مسلط بودند ، موا ضع دفاعی خود را ترک و همراه با خانواده و ثروت بادآورده از غارت ها به روستاهای لبنان گریختند. تا بدین ترتیب دورنمای احتمالی وضعیت جبهه پر طمطراق جنوب در زیر سایه رشد داعش مشخص باشد.  
 
 
 
 
 
 
 
 
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد