رئیس قوه قضاییه تأکید کرد
وزارت اطلاعات و سپاه مراقب خطر ورود جریانهای تکفیری به کشور باشند
رئیس قوه قضائیه با هشدار درباره خطر تفکرات تکفیری و سلفی در جهان اسلام، از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور خواست به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند.
به گزارش خبرگزاری فارس/a> به نقل از اداره کل روابط عمومی قوه قضاییه، آیت الله صادق آملی لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی با تبریک سالروز میلاد حضرت رسول اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) و فرا رسیدن هفته وحدت تأکید کرد: جریانهای تکفیری همچون موریانه « وحدت اسلامی » را از درون میخورند.رئیس دستگاه قضا نقش غرب در شکلگیری وهابیت را از « مسلمات تاریخی » دانست و افزود: جریانهای تکفیری و سلفی هیچ ربطی به اسلام و اعتقادات برادران اهل سنت ندارند، بلکه فرقههایی ساخته و پرداخته غرب برای تضعیف جوامع اسلامی هستند.
آیت الله آملی لاریجانی تصریح کرد: از وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران میخواهیم که در برابر خطر ورود جریانهای تکفیری به کشور هوشیار باشند و دیدگاههای تکفیری را به هیچ وجه از جنس اختلاف نظر مذاهب اسلامی تلقی نکنند، بلکه برخوردی متناسب با ماهیت ضدامنیتی این جریانها در پیش بگیرند.
رئیس قوه قضاییه در ادامه با یادآوری رسالههای فراوانی که به قلم بزرگان اهل سنت در مخالفت با دیدگاههای محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار جریانهای تکفیری در جهان اسلام، نوشته شده است اظهار کرد: از هموطنان اهل سنت نیز انتظار داریم که جریانهای تکفیری را از خود طرد کنند و اجازه ندهند این جریانات استعماری و فاسد به کشور نفوذ کنند.
آیت الله آملی لاریجانی با بیان اینکه شیعه و سنی در ایران سالهاست که با آرامش در کنار هم زندگی میکنند افزود: با اینکه مطابق قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی، مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری است، نهتنها برادران اهل سنت بلکه دیگر اقلیتهای دینی نیز در پناه نظام اسلامی در امنیت به سر میبرند و آزادانه فعالیت میکنند.
رئیس دستگاه قضا با توجه به وضع کنونی جهان و آنچه در کشورهای اسلامی از جمله سوریه، عراق، افغانستان میگذرد، اختلاف افکنی را «بزرگترین ظلم» به مسلمانان دانست و تصریح کرد: بیگمان در میان مذاهب گوناگون اسلامی اختلاف نظر وجود دارد اما میزان مشترکات بسیار بیشتر است و افزون بر این واضح است که اختلافات در عقیده هرگز نباید تبدیل به دشمنی شود.
آیت الله آملی لاریجانی در بخش دیگری از سخنانش پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را «بهترین وسیله برای قرب الیالحق» خواند و خاطر نشان کرد: توسل به پیامبر در آیات قرآن مورد توجه قرار گرفته و حتی میتوان گفت به این عمل توصیه شده است؛ چنانکه در آیه 64 سوره نساء (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) به خطاکاران و کسانی که به نفس خود ظلم کردهاند، امر شده است که نزد پیامبر بروند و استغفار کنند، همچنین پیامبر نیز برایشان استغفار کند.
رئیس قوه قضاییه افزود: با توجه به عبارت پایانی این آیه (واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) میتوان چنین برداشت کرد که رحیمیت و توابیت پروردگار نسبت به این گروه، جزای مسلّمی است که از استغفار پیامبر(ص) برای گناهکاران ناشی میشود.
آیت الله آملی لاریجانی تصریح کرد: اگر هر یک از ما به اعمال خود بنگریم، درمییابیم که به دلیل خطاها و غفلتهایمان به نفس خود ظلم کردهایم و میتوانیم مصداق این آیه شریفه باشیم؛ بنابراین باید به سمت توسل به پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) برویم تا در استغفار به رویمان باز شود.
وی با تاکید بر اینکه پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بیانگر ارزشهای عالی انسانی هستند گفت: اگر مسلمانان به خود بیایند و به معارف قرآنی و سیره اهل بیت رجوع کنند خودکفا میشوند و میتوانند روی پای خود بایستند.
رئیس دستگاه قضا با اشاره به آیه «ولاتهنوا و لاتحزنوا و أنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین» (سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید) تصریح کرد: این وعده الهی، بلکه قانون الهی است که مومنان بر دشمنانشان برتری پیدا میکنند و اگر وضع کنونی جهان اسلام با این خطاب قرآنی همخوانی ندارد به این دلیل است که ایمان ما قرآنی نیست و بویژه برخی حاکمان در کشورهای اسلامی پایبند به ارزشهای دینی نیستند.
رئیس قوه قضاییه با تأکید بر اینکه وحدت اسلامی نیز راهکاری برای تحقق مفهوم این آیه مبنی بر برتری اهل ایمان است، تأکید کرد: مومنان با یکدیگر اختلاف ندارند، بلکه اختلافات از هوای نفس ناشی می شود.
آیت الله آملی لاریجانی در بخش پایانی سخنانش با توجه به مرگ آریل شارون، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی و عامل کشتار فلسطینیان در اردوگاههای صبرا و شتیلا گفت: قصاب صبرا و شتیلا را همه دنیا میشناسند اما نکته تأسف برانگیز مرثیه سرایی سران کشورهای غربی پس از به هلاکت رسیدن این جنایتکار است.
رئیس دستگاه قضا افزود: آیا معنی حقوق بشر غربی این است که از شخصی که باید در دادگاه به اتهام جنایت علیه بشریت محاکمه شود تجلیل کنند؟ این مرثیه سرایی نشان میدهد که ادعای حقوق بشر غرب دروغی بیش نیست و ما از این نگاه متناقض و ابزاری به حقوق بشر ابراز تأسف میکنیم.
گلوبال ریسرچ بررسی کرد
کیفهای پر پول بندر بن سلطان برای تروریستهای جهان
یک پایگاه تحلیلی ـ خبری، گزارش مفصلی از شبکه تروریستی رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان منتشر کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس/a>، پایگاه خبری تحلیلی «گلوبال ریسرچ» در گزارشی مسئله تروریسم جهانی در عربستان و شبکه تروریستی بندر بن سلطان، رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان را مورد بررسی قرار داد.
فاطمه حسینی
یک سفر، چند اعتراف و چند فرضیه
جک استراو که در مصاحبه با بی بی سی ادعا کرده آمریکا و انگلیس نقشی زیانبار در ایران داشته اند، آیا تا به حال کشور متبوعش و آمریکا تلاش کرده اند تا آنچه را که ایشان زیانبار می خواند، جبران کنند؟
سفر جک استراو، وزیر خارجه اسبق انگلیس، و هیئت همراهش به تهران، پس از کشمکش های فراوان، در حالی پایان یافت که این سوال مطرح می شود که به راستی جک استراو در تهران به دنبال چه بود؟ حامل پیام دوستی انگلیس با ایران، یا اینکه اهداف پشت پرده دیگری هم برای این سفر وجود داشت.
دکتر افشار سلیمانی
افراطگرایی اسلامی در قفقاز و آینده المپیک زمستانی سوچی روسیه
ولادیمیر پوتین که اعتبار شخصی خود را برای بازیهای المپیک گرو گذاشته و دولت روسیه که با استقرار 37000 نیروی پلیس منطقه سوچی را تحت کنترل گرفته است؛ به احتمال زیاد خواهد توانست امنیت مسابقات المپیک را در ماه فوریه تامین نماید.
مدخل بحثاخیرا چند عملیات انتحاری در منطقه ولگاگراد روسیه رخ داد و منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی غیر نظامی گردید. بروز چنین اقداماتی در روسیه پسا شوروی امری غیرعادی نیست و در طول دو دهه گذشته با شدت و حدت های متفاوت، شاهد اقدامات مشابهی بوده ایم. در این نوشتار به بررسی ریشه های تاریخی افراطی گری مذهبی در روسیه، توانمندی های دولت و افرطیون، نگاه سایر بازیگران به این تحولات، موفقیت و عدم موفقیت پوتین در مهار این بحران و میزان تامین امنیت سوچی برای برگزاری مسابقات المپیک پیش رو خواهیم پرداخت.
علل انفجارها و تندروی ها
این حوادث یک روی سکه وقایع در این کشور محسوب می شوند، روی دیگر این سکه برخورد خشن دولت روسیه، به ویژه از زمان روی کار آمدن لادیمیر پوتین در اولین دوره ریاست جمهوری او، و کشته شدن تعداد زیادی از مبارزین مسلمان قفقاز شمالی به دست نظامیان روسی است.
از سوی دیگر علت العلل این حوادث به حداقل دو قرن برخورد خشن و غیرانسانی روسیه تزاری و شوروی سابق با مسلمانان، و به ویژه با مسلمانان قفقاز شمالی و در راس آنها چچن ها، باز می گردد. فروپاشی شوروی فرصتی برای مردم این منطقه در راستای ادامه مبارزات تاریخی و احیا و اثبات هویت دینی، قومی و رسیدن به استقلال شمرده شد.
در قفقاز شمالی در درون فدراسیون روسیه چند جمهوری خودمختار مسلمان وجود دارد که در طول دو قرن اخیر همواره در جهت اثبات هویت، حقانیت و رسیدن به استقلال مبارزه کرده اند. در این میان چچن ها در مرکز ثقل این مبارزات قرار داشته و در حال حاضر نیز به رغم همه محدودیتها و سلطه روسها، به تلاش های خود ادامه می دهند.
تلاش مبارزین چچنی در ابتدای فروپاشی شوروی و در دوره ای بوریس یلتسین، رییس جمهور فدراسیون روسیه، تا حدودی به نفع آنها شد و منجر به امضای قراردادی بین آنها و مسکو گردید. که در ضمن قرار داشتن چچن در ترکیب روسیه، اختیارات زیادی برای اداره خود به آنها می داد.
اما ماه عسل این دوران پایان نیافت و پوتین که از سوی نیروهای ملی گرا و اهالی سرویس اطلاعات و امنیت برجای مانده از شوروی سابق ( که خودش نیز جزیی از آن بود ) حمایت می شد، با پا نهادن بر توافق یلستین با چچن ها و تراشیدن بهانه ای به چچن ها حمله نظامی کرد و با هدف سلطه بر این منطقه تعداد کثیری از مردم عمدتا مسلمان را کشت.
اما به رغم گذشت بیش از یک دهه از این تهاجم، موفق به برقراری امنیت در قفقاز شمالی نگردید. این رویکرد مسکو سبب شد مبارزین قفقاز شمالی به روش عملیات پارتیزانی و انتحاری علیه منافع روسیه روی آورند و در طول قریب 14 سال اخیر، به صور مختلف اقدام به حمله به منافع روسیه و لاجرم کشتن افراد غیرنظامی نموده اند. که حوادث ماه دسامبر 2013، آخرین نمونه از این عملیات تاکنون است که برعهده فرمانده موسوم به سازمان امارات قفقاز گذاشته شده (هرچند که او هنوز مسئولیت این عملیات را نپذیرفته) است.
اما با توجه به سخنان وی پیرامون تهدید دولت روسیه و ضرورت ممانعت از برگزاری مسابقات زمستانی المپیک سوچی (که کمتر از یکماه به برگزاری آن مانده است)، که بر روی نوار ویدیویی ضبط شده و در ماه ژوئیه 2013 منتشر گردیده، اقدامات اخیر را منتسب به وی می دانند و از احتمال تکرار اینگونه اقدامات سخن می گویند.
نگاهی به حوادث روزهای پایانی 2013
هر چند که سرنخ های انفجارهای ولگاگراد در عربستان مشاهده می شود، اما عاملان این انفجارها چچنی و قفقازی بودهاند. برای درک ارتباط حوادث اخیر با ریاض باید به آنچه در دیدار رئیس جمهور روسیه و بندر بن سلطان، رئیس سازمان اطلاعاتی عربستان، گذشت توجه کرد.
محافل سیاسی منطقه بر این باور هستند که گروه های سلفی فعال در جمهوری های مسلمان نشین قفقاز شمالی روسیه، با پشتیبانی برخی کشورهای خارجی، عملیات اخیر را با هدف تحت تأثیر قرار دادن میزبانی المپیک زمستانی از سوی روسیه انجام می دهند. |
---|
در این دیدار بندر تلاش کرده بود موضع روسیه در قبال سوریه را با استفاده از پیشنهادهای مختلف تغییر دهد که ظاهرا مورد پذیرش پوتین واقع نشده بود. البته برخی منابع خبر می دهند بندر بن سلطان در طول اقامت سه هفته ای خود در مسکو و انجام چند دیدار با پوتین، با دادن وعده های ارزشمندی به وی توانست به توافقات مهمی دست یابد.
بندر وعده داد لیستی شامل اطلاعات جامع درباره افرادی که مسکو آنها را چچنی های تروریست می خواند، به سرویس اطلاعاتی روسیه ارائه دهد. گفته می شود که اسامی چند عربستانی، چچنی و اتباع چند کشور عربی دیگر در این لیست وجود داشته باشد. وی آماده ارائه همه اطلاعات خود درباره گروه های شورشی افراطی چچن است و این اطلاعات را « شکار بزرگ » نامیده که همین امر پوتین را ترغیب به همکاری با بندر کرده است.
رئیس جمهور روسیه در پی انفجارهای اخیر تروریستی که در ولگاگراد که منجر به کشته شدن 32 نفر و زخمی شدن 102 نفرگردید، تأکیدکرد که تروریست های تحت فرمان عربستان که تئوریسین های این حواث بودهاند پاسخ دردناکی دریافت خواهند کرد. او گفت: به جانیان فرصت نخواهم داد و پاسخ ما به زودی نقشه خاورمیانه را تغییر خواهد داد و این و عده من به فرزندان روسیه است.
پوتین افزود: این حوادث نیاز به بررسی و تحقیق ندارد زیرا به انفجارهای لبنان، سوریه و عراق شبیه است و واضح است که چه کسی در پشت پرده آنها قرار دارد. براساس گزارش سازمان امنیت فدرال روسیه، یکی از این انفجارها را یک تروریست وابسته به یک گروهک تروریستی مورد حمایت عربستان در سوریه، اجرا کرده است.
رئیس جمهور روسیه همچنین ضمن درخواست از شورای امنیت سازمان ملل برای گنجاندن عربستان به عنوان حامی تروریسم به این کشور هشدار داد که به عنوان کشوری که از تروریست در منطقه حمایت مالی میکند و مسئول اصلی جرائم ضد حقوق بشری است، حمله خواهد کرد.
جمع بندی و استنتاج
با مرور تحولات تاریخی پیرامون اعتقادات و مبارزات مسلمانان قفقاز شمالی و در راس آنها چچن ها، در می یابیم حوادثی که اخیرا و در آستانه برگزاری مسابقات المپیک زمستانی سوچی در ولگاگراد روسیه رخ داد، ریشه در تحولات حداقل سه قرن گذشته دارد و شیوه اقدام مبارزین قفقازی تابعی از برخورد روسها با مسلمانان این منطقه در اداوار گذشته می باشد.
زیرا که اعتقادات دینی مسلمانان چچن دارای دو خصلت مشخص است. یکی اینکه اکثرا مسلمان حنفی مذهب میباشند که خود در حوزه نظارت مرکز مذهبی قفقاز شمالی و داغستان، مستقر در ماخاچ قلعه که پیرو مذهب شافعی است قرار دارند و دیگر این که در اعتقادات آنها طریقت های صوفیانه جایگاه ویژهای داشته و از خود تاثیر شگرفی به جا گذاشته است.
رئیس جمهور روسیه در پی انفجارهای اخیر تروریستی که در ولگاگراد که منجر به کشته شدن 32 نفر و زخمی شدن 102 نفرگردید، تأکیدکرد که تروریست های تحت فرمان عربستان که تئوریسین های این حواث بودهاند پاسخ دردناکی دریافت خواهند کرد. او گفت: به جانیان فرصت نخواهم داد و پاسخ ما به زودی نقشه خاورمیانه را تغییر خواهد داد و این و عده من به فرزندان روسیه است. |
---|
خصلت طریقتگرائی چچنها، گویا در شکل دهی به انگیزه مبارزه و مقاومت آنها در برابر روسهای مهاجم در سراسر قرون 18، 19، 20 مؤثر بوده است. روسها نیز متقابلا وحشیانه ترین روشها را نسبت به این ملت مبارز و مقاوم روا داشتهاند. داستان مبارزات قهرمانانه غازی محمد، شیخ شامل، کوشا حاجی، علی بیک حاجی، عبدالرحمان، اورون حاجی و سایرین زبانزد همگان و جزو خاطرات چچنی هاست و نمیتوانند آن را فراموش نمایند. به همین خاطر رمز مقاومت و مبارزه مردم چچن با روسها در گذشته و حال، اسلامخواهی و طریقت صوفیانه است.
چرا که رهبران مبارزاتی را عمدتا شیوخ متصوفه تشکیل میدادند. بقای اسلام در میان چچن ها و سایر اقوام منطقه عمدتا به سبب ریشه های تاریخی و نقش آنها در مبارزات ملی در قرون گذشته بوده است. در واقع نگرش یک چچنی به اسلام جنبهای از هویت ملی او محسوب می شود. چچنی ها بر اساس گزارشهای مقامات رسمی شوروی، از اواسط دهه هشتاد اقدام به فعالیتهای مذهبی نگرانکننده نمودند. به گوش رسیدن لرزش پایه های نظام شوروی کمونسیتی از سوی دیگر، سبب افزایش فعالیتهای زیرزمینی در بین چچنیها شده بود.
مبارزین چچن از سال 1999 به این سو، پس از هجوم نیروهای روسیه به دستور پوتین به چچن، وارد لاک دفاعی شده اند و عملیات انتحاری و پارتیزانی علیه روسها انجام میدهند. همچنین پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا، مسکو از فرصت استفاده کرد و جنگ علیه استقلال طلبان چچن را به بخشی از مبارزه علیه تروریسم تبدیل نمود و به قلع و قمع مسلمانان چچن پرداخت.
در واقع مسکو با انجام معامله با غرب و آمریکا ( که در مقاطعی حامی استقلال خواهی چچنها بودند و از آنها حمایت میکردند و برخی از رهبران چچن را به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفتند)، مبادرت به این اقدام غیرانسانی نمود.
پس از قریب 6 سال سکوت نسبی که بحران چچن آتش زیر خاکستر بود، در ماههای پایانی سال2009 و در ماههای اخیر سال جاری میلادی (2013) شاهد افزایش این گونه عملیات از سوی مبارزین چچن، اینگوش و داغستانی علیه روسها هستیم. این تحولات نشان میدهد که بحران هنوز حل نشده و مردم چچن و مسلمانان روسیه که بیش از 20 میلیون نفر تخمین زده میشوند در پی کسب استقلال از مسکو هستند.
البته آنها در شرایط فعلی اختیارات بیشتری مطالبه نمیکنند و مایلند در ترکیب فدراسیون روسیه ادامه حیات دهند، اما اصالتا در پی استقلال هستند. در این بین محافل سیاسی منطقه بر این باور هستند که گروه های سلفی فعال در جمهوری های مسلمان نشین قفقاز شمالی روسیه، با پشتیبانی برخی کشورهای خارجی، عملیات اخیر را با هدف تحت تأثیر قرار دادن میزبانی المپیک زمستانی از سوی روسیه انجام می دهند.
به نظر می رسد دوکو عمراف تحت تاثیر منصور آشورما، که در دراواخر قرن 18 علیه روسها مبارزه می کرد و قصد داشت یک کشور اسلامی در ماوراء قفقاز تحت قوانین شریعت اسلامی ایجاد کند و البته موفق نشد، قرار گرفته باشد. آثار شکاف و شکست در میان شورشیان پدیدار شد، عمراف خود را امیر امارت قفقاز اعلام کرد که مجموعهای از گروهها را در قفقاز شمالی در بر میگرفت. عمراف همواره از ابزار حملات انتحاری، که باسایف آن را در روسیه رواج داده بود، استفاده می کند.
همانگونه که شوروی نتوانست با برقراری دیوار آهنین خود را حفاظت کند، روسیه ای که ضعیف تر از شوروی است، در دنیای متکثر و الکترونیک کنونی نخواهد توانست به سلطه خود بر منطقه قفقاز شمالی، آن هم با کاهش نرخ رشد جمعیت روسی، تا سالهای طولانی ادامه دهد. |
---|
استراتژی و تاکتیکهای برخورد مسکو با مبارزین چچنی، اینگوشی و داغستانی آنها را مجبور کرد تا به سراغ کمکهای مالی و انسانی برخی کشورهای اسلامی و در راس آنها عربستان و قطر بروند. از این رهگذر حضور جنگجویان خارجی در جنگ چچن، این نبرد را از یک مبارزه مذهبی- قومی برای کسب استقلال، به یک جنبش افراطگرای اسلامی با ماهیت فرامرزی تبدیل نموده که به بخشهای دیگر قفقاز نیز سرایت کرده است.
در حالی که اگر پوتین قرارداد یلستین با چچن ها را به رسمیت می شناخت و به آن عمل می کرد، حوادث 15 سال اخیر رخ نمی داد. اما نوع مواجهه پوتین با قفقاز شمالی سبب شده است که آنها بر خواست خود مبنی بر استقلال از مسکو پافشاری کنند و دولت مرکزی روسیه تاکنون موفق به برقراری امنیت کامل منطقه نشده است و بعید بنظر می رسد از این پس نیز بتواند به این مهم دست یابد. مگر اینکه از طریق مذاکره با آنها و دادن اختیارات بیشتر در حوزه های مختلف به آنان، تا حدود این بحران را کاهش دهد.
پوتین نگران این است که اگر خودمختاری کامل آنها را به رسمیت بشناسد، قفقازی ها به سوی استقلال گام بردارند. غافل از اینکه برای همیشه نمی توان با زور بر مسلمانان این منطقه حاکم بود. همانگونه که شوروی نتوانست با برقراری دیوار آهنین خود را حفاظت کند، روسیه ای که ضعیف تر از شوروی است، در دنیای متکثر و الکترونیک کنونی نخواهد توانست به سلطه خود بر این منطقه، آن هم با کاهش نرخ رشد جمعیت روسی، تا سالهای طولانی ادامه دهد.
بنابراین مسلمانان قفقاز با استفاده از هر فرصتی، امنیت ملی روسیه را به چالش خواهند کشید و هزینه های زیادی بر دولت این کشور تحمیل خواهند کرد. نمونه بارز دیگری از استفاده چچن ها از فرصت ها عملیات انتحاری، در دسامبر 2013 است. گفته می شود این عملیات با هدایت دوکو عمراف، فرمانده امارات قفقاز، در آستانه برگزاری مسابقات المپیک زمستانی سوچی، در 400 مایلی این منطقه انجام گرفته است. و این بار دیگر نشان داد که مسکو توان برقراری کامل امنیت را ندارد.
سوء ظن به عمراف زمانی تشدید شد که ویدئویی در ماه ژوییه 2013 توسط گروههای افراطگرای شبه نظامی قفقاز شمالی در برخی سایتهای روسیه منتشر شد، و در آن دوکو عمراف چچنی الاصل، درباره المپیک زمستانی سوچی، که در هفتم فوریه 2014 برگزار خواهد شد، هشدارهای صریحی داد. المپیکی که دولت روسیه برای موفقیت آن، 60 میلیارد دلار سرمایهگذاری کرده است.
تروریستها در صدد القای این موضوع هستند که با وجود همه تدابیر امنیتی، باز هم تضمینی در این بازی ها نیست و امکان اینکه حملاتی مشابه در جریان بازی های المپیک صورت بگیرد، هست. چنانچه در نوار و یدئوی مورد اشاره، عمراف که لباس استتار بر تن کرده و مانند همیشه ریش پرپشتی بر صورت خود دارد، میگوید:
امروز ما باید به کسانی که در کرملین زندگی میکنند، نشان دهیم که مهربانی ما به معنای ضعف مان نیست. آنها میخواهند بازیهای المپیک را بر استخوان های اجداد ما برگزار کنند. بر استخوان های مسلمانان کشته بسیاری که در سرزمین ما در دریای سیاه دفن شدهاند. ما مجاهدین نباید اجازه دهیم این اتفاق رخ دهد و در این راه، از هر ابزاری که خداوند اجازه آن را داده، استفاده می کنیم.
سخن آخر
اینک که ولادیمیر پوتین، وجهه و اعتبار شخصی خود را برای بازیهای المپیک گرو گذاشته و سرویسهای امنیتی روسیه، چند سال است که در پی تضمین برگزاری بدون دردسر این رقابتها هستند، به احتمال زیاد دولت روسیه که با استقرار 37000 نیروی پلیس کارکشته و از 300 کیلومتری سوچی این منطقه را تحت کنترل گرفته است خواهد توانست امنیت مسابقات المپیک را در ماه فوریه تامین نماید.
اما این به معنای فایق آمدن برهمه ماجرا نیست و به احتمال بسیار زیاد از این پس نیز متناوبا با شدت و حدتهای مختلف شاهد عملیات انتحاری و پارتیزانی از سوی مبارزین قفقاز شمالی علیه منافع دولت روسیه خواهیم بود. به ویژه آنکه دموکراسی هدایت شده و تمامیت خواهانه پوتین، پاسخگوی مطالبات مردم روسیه نیست.
هرچند که وی در آستانه برگزاری مسابقات سوچی، با آزاد کردن خودوروفسکی و برخی از زندانیان سیاسی، به منظور جلب افکار عمومی داخلی و خارجی، ژست دموکرات مابانه ای از خود نشان داد. اما ماهیت پوتین دموکراسی را برنمی تابد و پس از مسابقات سوچی، کماکان به روش سلطه گری خود باز خواهد گشت و بسیار بعید می نماید که بلوف وی در خصوص تغییر دادن نقشه خاورمیانه به زیان عربستان، جامه عمل به خود بپوشد.
دکتر افشار سلیمانی
سفیر پیشین و کارشناس اوراسیا
جک استراو که در حال حاضر ریاست گروه دوستی ایران و انگلیس را بر عهده دارد. پس از چندین ماه حرف و حدیث های متفاوت، سه شنبه هفته گذشته (17/10/92) در رأس هیأتی چهار نفره وارد تهران شد و در مدت اقامت سه روزه خود، با برخی از شخصیت های سیاسی کشورمان دیدار و گفتگو کرد. این سفر البته واکنش هایی را نیز از سوی برخی از نمایندگان به دنبال داشت که برخی از این واکنش ها در جای خود قابل تأمل است.
اما در کنار همه مخالفت و موافقت ها، باید دید که اهمیت این سفر برای انگلیس چه بوده که پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، دست دوستی به سوی ایران دراز می کند و خواهان بهبود روابط میان دو کشور است؟ تا جایی که جک استراو پس از پایان این سفر حاضر می شود در مصاحبه ای با بی بی سی، به نقش زیان بار و مخرب آمریکا و کشورش در ایران و فضای غبارآلود روابط ایران و انگلیس اعتراف کند. و به ایرانیان حق دهد که هنوز نسبت به غرب، به ویژه این دو کشور، بدبین باشند. صحبت های قابل تأملی که باور آن برای ایرانیانی که همواره انگلیس را روباه پیر خطاب کرده اند سخت به نظر می رسد.
غرب به این نتیجه رسیده است که چاره ای جز پذیرفتن ایران به عنوان یک کشور تاثیرگذار در جهان ندارد و اگر قرار بر پذیرش باشد، باید از بسیاری از خواسته های غیر منطقی خود دست بردارد. به همین دلیل سعی بر آن دارد به نحوی عمل کند که ذره ای از خواسته های آنان مورد غفلت واقع نشده و در این راستا چاره ای جز به کارگیری مکر و نیرنگ و فریب ندارد. |
---|
در حقیقت باید گفت این سفر از آن جهت برای مقامات انگلیسی با اهمیت بود که آنها خوش بین هستند با توجه به تغییر به وجود آمده در فضای سیاسی ایران، بتوانند روابط تیره و فضای غیر قابل اعتماد میان دو کشور را، که به دلیل اقدامات مداخله جویانه انگلیسی ها در امور داخلی کشورمان، طی سالهای متمادی ایجاد و در سالهای اخیر به خصوص در حوادث پس از انتخابات سال 88 پررنگ تر شده است، بهبود بخشند. و بار دیگر با گسترش نفوذ خود در ایران و با مکر و نیرنگ به فرصت سوزی در کشورمان به نفع خودشان بپردازند.
انگلیسی ها که روزگاری سلطه خود را بر سایر منابع ایران مسلط کرده بودند و به تاراج سرمایه های کشورمان می پرداختند، ظاهراً فراموش کرده اند اگر اعتمادی در این میان رنگ باخته و یا رابطه ای مخدوش شده، ریشه در اقدامات سلطه جویانه و استعمارگرایانه و مداخلات غیر قانونی آنها در امور جاری کشورمان دارد. و به این آسانی از اذهان عمومی مردم ایران پاک نخواهد شد و اگر قرار باشد اعتمادی شکل بگیرد و رابطه ای میان دو کشور برقرار شود، گفتن چند جمله و یا اظهار نظر مثبت درباره ایران کافی نخواهد بود.
بلکه باید دولت انگلیس رفتار و منش خود را در رابطه با ایران به صورت ریشه ای مورد بررسی قرار داده و تاریخ حضور خود در ایران، و استعمار و استثماری را که به ایرانیان تحمیل کرده ، بازخوانی کند. سپس خود قضاوت کند که با توجه به پرونده سیاه آنان در ایران، ایرانیان چطور می توانند به راحتی گذشته را فراموش و به آنها اعتماد کنند.
«جک استراو که در مصاحبه با بی بی سی ادعا کرده آمریکا و انگلیس نقشی زیانبار در ایران داشته اند»1 ، آیا تا به حال کشور متبوعش و آمریکا تلاش کرده اند تا آنچه را که ایشان زیانبار می خواند، جبران کنند، یا همچنان به گسترش بی اعتمادی میان ایران و غرب دامن زده اند. اگر واقعاً آقای استراو اعتقاد دارد که عملکردشان در مورد ایران اشتباه بوده، چرا همچنان مدافع تحریم و تعلیق فعالیت های هسته ای ایران هستند و حتی حاضر نیستند به تعهداتی که در مذاکرات ژنو به ایران داده اند عمل کنند.
البته این اظهارات آقای جک استراو بحث جدیدی نیست، چرا که برخی از مقام های آمریکایی، از جمله اوباما، نیز طی ماه های اخیر از همین ادبیات در مورد ایران استفاده کرده اند. اظهاراتی که فقط در حد حرف باقی مانده و مواضع شان بعد از مذاکرات هسته ای و توافقنامه ژنو، همچنان بر پایه دامن زدن به بی اعتمادی و کاهش روابط پا برجا است.
سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا کشورهای غربی به دنبال تغیر موضع خود در قبال ایران هستند و تلاش دارند برای احیای روابط خود با ایران از یکدیگر سبقت گیرند؟ آیا آنها واقعاً از گذشته خود پشیمان هستند یا از این رهگذر تنها به دنبال منافع و تطهیر چهره خود در نزد افکار عمومی، و همچنین بهبود موقعیت تضعیف شده خود در منطقه می باشند؟
در واقع انگلیسی ها و دیگر کشورهای غربی به نقش اثرگذار و مهمی که ایران می تواند در منطقه و جهان داشته باشد پی برده اند، و به این باور رسیده اند که گزینه نظامی راه مقابله با ایران نیست. بلکه باید از درِ دوستی وارد شد تا بتوان از قدرت منطقه ای ایران و نفوذ آن در بسیاری از کشورهای جهان، برای تطهیر چهره خود استفاده کنند.
آنها در واقع منافع خود را در منطقه خاورمیانه در گرو ارتباط با ایران می بینند، و این مذاکرات را نوعی فرصت برای ادامه حضور خود در منطقه دانسته و از هر تلاشی برای رسیدن به اهداف خود دریغ نمی کنند. حال گاهی با لبخند، تعریف و تمجید، و گاهی هم با تهدید و ارعاب، یعنی با استفاده از سیاست « چماق و هویج ». در حقیقت آنها بر این باورند که برای رسیدن به هدف، باید از این سیاست پیروی کرد تا طرف مقابل را وادار به پذیرش خواسته هایشان کنند.
دولت انگلیس باید رفتار و منش خود را در رابطه با ایران به صورت ریشه ای مورد بررسی قرار داده و تاریخ حضور خود در ایران، و استعمار و استثماری را که به ایرانیان تحمیل کرده ، بازخوانی کند. سپس خود قضاوت کند که با توجه به پرونده سیاه آنان در ایران، ایرانیان چطور می توانند به راحتی گذشته را فراموش و به آنها اعتماد کنند. |
---|
غرب به این نتیجه رسیده است که چاره ای جز پذیرفتن ایران به عنوان یک کشور تاثیرگذار در جهان ندارد و اگر قرار بر پذیرش باشد، باید از بسیاری از خواسته های غیر منطقی خود دست بردارد. به همین دلیل سعی بر آن دارد به نحوی عمل کند که ذره ای از خواسته های آنان مورد غفلت واقع نشده و در این راستا چاره ای جز به کارگیری مکر و نیرنگ و فریب ندارد. عملی که سالها با استفاده از آن نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان سوم به اهداف سلطه طلبانه خود دست یافته اند. در نگاهی دیگر اگر قدرت منطقه ای ایران را نپذیرند و حقوق ملت ایران را محترم نشمرند، جایگاه شان در منطقه به مخاطره می افتد و این موضوع تهدیدی برای وجهه بین المللی آنها است.
در واقع غرب با توجه به شرایطی که در آن گرفتار آمده، به دنبال راه نجاتی برای برون رفت از مشکلات خود می باشد و در رویارویی با ایران دچار نوعی سردرگمی شده است که نه راه پس دارد و نه راه پیش؛ به همین دلیل برای اینکه بازنده این میدان نباشد تلاش دارد از در دوستی وارد شود و خواسته هایش را با رنگ و لعاب دیگری به ایران تحمیل کند؛ موضوعی که کار را برای دولتمردان ایرانی بیش از هر زمان دیگری سخت تر می کند و عملکرد آنها را بیشتر از گذشته در معرض نقد و بررسی افکار عمومی قرار می-دهد.
البته دولتمردان ایران بیش از دیگران سابقه مداخلات و خیانت های غربی ها را در ذهن دارند و اگر ما همچنان نمی توانیم به راحتی به غرب اعتماد کنیم و دست دوستی آنها را بفشاریم اما به نمایندگان کشورمان اعتماد می کنیم و دست یاری به آنها می دهیم تا بتوانند بیش از پیش برای احقاق حقوق ملت ایران در عرصه جهانی قدم بردارند و صداقت و عزت مندی ایرانیان را به اثبات برسانند.
غرب نیز اگر خواهان بهبود روابط با ایران است بهتر است به ادعاهایش جامه عمل بپوشاند و به مداخله در امور داخلی کشور، حقوق هسته ای ایران و همچنین دامن زدن به گسترش ناامنی ها در جهان و شعله-ور کردن آتش جنگ در کشورها پایان دهد تا شاید آن زمان دوستی ها برقرار و اعتمادها پایدار شود چراکه تاکنون هم اگر رابطه ای مخدوش شده و یا اعتمادی از بین رفته نه از سوی ایران بلکه از سوی غرب انجام گرفته و پایان دهنده این فضای غبارآلود نیز نه ایران، بلکه کشورهای غربی به خصوص انگلیس و آمریکا باید باشند. در پایان مروری دوباره بر بخشی از سخنان مقام معظم رهبری که پنجشنبه(19 دی ماه) در دیدار با مردم قم بیان فرمودند خالی از لطف نیست.
«آنچه براى ما مهم است این است که ما در رفتار خودمان، در گذشته ى خودمان تأمّل کنیم و از ضعفهاى خودمان و از قوّتهاى خودمان درس بگیریم؛ امروز هم همین است. کسى توهّم نکند که آن کسانى که در مقابل انقلاب اسلامى با همه ى قوا ایستاده بودند، امروز منصرف شده اند؛ نه، امروز هم ایستاده اند؛ منتها هر دشمنى اگر چنانچه ناچار شد، عقب نشینى می کند؛ اگر مجبورشان کردید و وادارشان کردید به عقب نشینى، ناچار عقب نشینى میکنند؛ امّا از دشمنى منصرف نمی شوند؛ امروز مسئله در دنیا این است. دشمن را باید شناخت، جبهه ى دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّى گرفت، نباید فریفته ى آن شد، هدف را نباید فراموش کرد.» 2
پی نوشت:
1 . http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921020000644
2 .
این گزارش در ابتدا به برخی از نقائص دستگاه حکومتی عربستان اشاره میکند و مینویسد این کشور توسط یک خانواده دیکتاتوری اداره میشود که تحمل هیچ مخالفی را ندارند و مدافعان حقوق بشر و مخالفان سیاسی را به شدت سرکوب میکند.
* شبکه تروریسم راه حل عربستان برای مواجهه با مخالفتها
گلوبال ریسرچ مینویسد این کشور پادشاهی در حال حاضر به خاطر مخالفتهایی که چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بینالمللی با آنها روبرو است به سمت ایجاد یک شبکه بینالمللی ترویستی روی آورده و تأمین منابع مالی و آموزش آنها را به عهده گرفته است.
* شبکه تروریسم جهانی بندر بن سلطان
مبدع این شبکه تروریستی، طبق آنچه در این گزارش آمده، بندر بن سلطان، رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان است که ارتباطات عمیقی با مقامات بلندپایه سیاسی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا دارد.
بندر بن سلطان در پادگان نیروی هوایی «ماکسول» و دانشگاه جان هاپکینز آموزش دیده و برای بیش از دو دهه سفیر عربستان در آمریکا بوده است. وی بین سالهای 2005 تا 2011 دبیر شورای امنیت ملی بوده و در سال 2012 به سمت رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان منصوب شد.
* همکاری بندر بن سلطان با سازمان سیا در نیکاراگوئه
گلوبال ریسرچ تصریح میکند بندر بن سلطان از اوان فعالیتش فعالیتهای مخفیانه تروریستی را با همکاری سازمان سیا آغاز کرد. یکی از عملیاتهای مشترک وی با سازمان سیا در خلال دهه 1980 این بود که وی 32 میلیون دلار به شورشیهای کنترا در نیکاراگوئه کمک کرده است که درگیر نبرد با دولت این کشور بودند.
در بخش دیگری از این گزارش ادعا شده بندر بن سلطان از حوادث 11 سپتامبر سال 2001 نیز آگاهی داشته است.
* عربستان؛ از نظامی قبیلهای تا محور تروریسم
گلوبال ریسرچ میافزاید: «بندر بن سلطان عربستان سعودی را از یک رژیم درونگرا و قبیلهای به سمت نظامی کاملاً وابسته به قدرت آمریکا و حکومتی که یک مرکز منطقهای برای شبکه تروریستی است تبدیل کرده است. بندر شبکه وسیعی از عملیات مخفیانه تروریستی، اعم از القاعده، گروههای وهابی و سایر گروههای مسلح سنی را مسلح و تأمین مالی کرده است.»
* همکاری با رژیم اسرائیل بر اساس خصومت مشترک با ایران
همکاری با سازمانهای جاسوسی آمریکا برای هدایت شبکههای تروریستی تنها اقدام بندر بن سلطان نبوده است. طبق این گزارش، وی به تازگی مسیر مستقلی را آغاز کرده، زیرا برخی از منافع عربستان سعودی در منطقه، راهی غیر از منافع آمریکا را پیش گرفتهاند. بر همین اساس است که با وجود خصومت دیرینه عربستان با رژیم اسرائیل، بندر بن سلطان اخیراً یک رابطه کاری و فعال را با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل شروع کرده است. رابطهای که هسته مشترک آن را دشمنی با ایران تشکیل میدهد.
* تروریسم در راستای امپریالیسم غرب و اهداف هژمونیک عربستان
رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان به طور مستقیم یا از طریق بازیگران نیابیاش در راستای بازآرایی نظام سیاسیاش، بر هم زدن ثبات کشورهای مخالف و توسعه دستاندازیهایش در کشورهای مختلف از آفریقای شمالی گرفته تا جنوب آسیا بوده است. این اقدامات گاه در راستای امپریالیسم غرب و گاه در راستای آرمانهای هژمونیک عربستان بوده است.
* اقدامات تروریستی عربستان در تونس و مراکش
بندربن سلطان، به عنوان مثال، در کشورهای تونس و مراکش میلیونها دلار پول خرج کرده تا مطمئن شود جنبشهای دموکراسیخواه سرکوب شده و به حاشیه رانده میشوند. طبق این گزارش، به افراطگرایانی که از کمکهای عربستان بهرهمند میشوند دستور داده میشود تا رهبران جنبشهای دموکراتیک و رهبران مخالف را ترور کنند. در تونس و مراکش، سیاستهای رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان در راستای منافع آمریکا و فرانسه است، اما در لیبی و مصر چنین نیست.
* تروریسم در لیبی
حمایت عربستان سعودی از تروریستهای مرتبط با القاعده که در حال نبرد با معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی بودند همراستا با جنگ هوایی ناتو بود. اما در مراحل بعدی، رویکرد عربستان از ناتو فاصله گرفت: عربستان سعودی پس از سقوط رژیم قذافی از القاعده و باندهای تبهکار تروریستی حمایت کرد.
گلوبال ریسرچ میافزاید: «به افراطگرایان لیبی کمکهای مالی شد تا عملیات نظامیشان را به سوریه گسترش دهند، جایی که رژیم عربستان در حال سازماندهی عملیات نظامی گستردهای بود تا نظام بشار اسد را سرنگون کند.»
* حمایت از کودتای نظامی مصر؛ تلاشی برای سرکوب دموکراسی
در کشور مصر بندر بن سلطان با همکاری اسرائیل راهبرد تضعیف دولت مستقل و روی کار آمده با فرایندهای دموکراتیک از گروه اخوان المسلیمن را پیش رو گرفت. بندر بن سلطان و نظام دیکتاتوری عربستان از کودتای نظامی در مصر و روی کار آمدن ژنرال السیسی حمایت مالی کردند. بندر بن سلطان با فراهم آوردن یک بسته کمک 15 میلیارد دلاری و وعدههای کمکهای بیشتر، برای ارتش مصر امکان حیات مالی و مصونیت اقتصادی فراهم آورد.
در ادامه این گزارش آمده است: «بندر با حمایت از این کودتای نظامی، یک رقیب اسلامی روی کار آمده با فرایندهای دموکراتیک که در تضاد با نظام استبدادی عربستان بود را حذف کردند.»
شبکه تروریستی بنسلطان در حمایت مالی گسترهای که برای مسلح کردن و آموزش دهها افراطگرا از کشورهای آمریکا، اروپا، خاورمیانه و قفقاز دارد بیش از جاهای دیگر مشهود است.
* تروریستهای عربستان در سوریه
تروریستهای القاعده عربستان، در سوریه «شهدای اسلام» نام گرفتند. دهها باند تبهکاری در سوریه برای سلاحها و پولهای عربستان سعودی رقابت کردند. پایگاههای آمورشی با مربیان کشورهای اروپایی و آمریکایی در کشورهای اردن، پاکستان و ترکیه تشکیل شدند. بندر از اصلیترین گروه تروریستی به نام «عمارت اسلامی دولت عراق و شام» حمایت کرد.
* پولهای بندر بنسلطان برای بمبگذاری سفارت ایران در لبنان
گلوبال ریسرچ مینویسد: «در حالی که حزبالله از بشار اسد حمایت میکرد، بندر بن سلطان برای گروهان عبدالله عظام در لبنان پول و تسلیحات فرستاد تا جنوب لبنان، سفارت ایران و قبرس را بمبگذاری کند. بندر سه میلیارد دلار به ارتش لبنان کمک کرد بلکه بتواند جنگ داخلی جدیدی بین ارتش و حزبالله راه بیندازد. وی با همکاری فرانسه و آمریکا اما با حمایت مالی بیشتر نقش اصلی را به عهده گرفت و هدایتکننده اصلی یک جبهه سه وجهی علیه سوریه، حزبالله و ایران شد.»
در عراق، در حالی که آمریکا متعهد به حمایت از نوری المالکی است، بندر برای گروه تروریستی داعش «عمارت اسلامی عراق و شامات» حمایت میکند. در افغانستان و پاکستان هم بند بنسلطان ارتباطهایش با طالبان تقویت کرده است.
این گزارش در پایان تأکید میکند: «رژیم عربستان همانند رژیم اسرائیل هنگامی که یک حاکم مرتجع برای بر هم زدن ساز و کارهای دموکراتیک روی کار میآید با کیفهای پر پول وارد صحنه میشود تا از آن رژیم پشتیبانی کند. وقتی که یک شبکه تروریستی پدیدار میشود تا یک نظام ملی، سکولار یا شیعه را از بین ببرد میتواند روی کمکهای مالی و تسلیحاتی عربستان حساب کند.»