سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار آثار تبعات انتقال آب کارون و اعتراضات اجتماعی

 

الآن وقتی در جایی گفته می شودخلیج عربی، همه ما فریاد مان در می آید که چرا نمی گویند خلیج فارس! و بعد سر و دست می شکنیم تا اثبات کنیم که این خلیج بطور تاریخی، پسوند فارس دارد و باید کلمه فارس در پس آن بیاید. این یک نوع نگرش به مسئله و روش یافتن پاسخ ها است که هم پر هزینه است و هم سبب می شود تا راه نگرش های جدید بسته شود. حالا فرض کنیم که هر روز هم بگویند و همه کشورهای عربی هم بگویند خلیج فارس، خب بعد چه می شود؟ این غرور ما چه راه درست و مناسبی را در جلوی ما می گذارد. بنده اطمینان دارم که کشوری مانند امارات که هنوز هم ادعای جزایر تنگه هرمز را دارد...
خوزنیوز / خدادادشوراب: نوشته اینجانب در خوز نیوز، واکنش های متفاوتی را در پی داشت که بنده از هر جهت منت دار این توجهات هم استانی های خونگرم خویش هستم.

1- بنده بسیار خوشحال شدم که بعضی از دوستان پیام گذاشته اند که من اهل نجف آباد و یا اصفهان  هستم و سنگ آنجا را به سینه می زنم. خب، این نشان می دهد که من خوزستانی توانسته ام به دور ازعلاقه ها و وابستگی های محلی ام، حرفی بزنم که ممکن است یک نجف آبادی هم آن را بگوید. اما این چه حرفی می تواند باشد که میان من و یک نجف آبادی مشترک است؟ بنظرم این از جنس همان حرفی است که یک ملت می تواند بزند، مانند وقتی که مردم ایران بی آنکه توافقی از پیش تعیین شده داشته باشند و بی آنکه هم را دیده باشند یا تبادل نظر کرده باشند، اکثریت شان به یک شخص یا برنامه اش رای می دهند. این رای مشترک و این حرف مشترک، دلیل اش خاستگاه ها و فضای مشترکی است که ما ایرانیان در آن زندگی می کنیم.

حرف اینجانب بر اساس همین ویژگی هایی است که ما را یک ملت کرده است. اگر من خوزستانی از دغدغه آن نجف آبادی بی خبر باشم و مناسبات زندگی ام را بگونه ای تعریف کنم که هیچ وجه مشترکی با او نداشته باشد، خب، من چه نسبتی با ایرانی بودن خودم دارم؟ اما بنده می خواهم حتی از این هم فراتر بروم و عرض کنم که اگر من بعنوان یک انسان، دغدعه یک همنوع خودم را در نجف آباد نداشته باشم، چگونه می توانم معنی انسان بودن خودم را برای خودم و فرزندانم تعریف کنم؟

2- ممکن است دوستانی بگویند که آنها اینگونه نیستند. یعنی هموطنان ما در اصفهان، زندگی شان را جوری تعریف کرده اند که ربطی به شاخص های زندگی مردم خوزستان ندارد. یعنی همانطور که مرتب می خوانیم و می شنویم، بگویند که اصفهانی ها تافته ای  جدابافته هستند و پیشرفت شان را بر گرده امثال خوزستان بدست آورده اند.

اینجانب نه تنها چنین توصیف هایی را از اصفهان و اصفهانی ها ندارم  بلکه حتی برخلاف برخی نظرات موجود، بر این باور هستم که اصفهان  و بویژه یزد، یک الگوی خوبی برای آینده همه ایرانیانی هستند که دورنمایی از محدودیت منابع ملی در انتظارشان است. ما باید میان یک جریان اجتماعی و تاریخی با گروه های موجود در این جریان تفاوت بگذاریم. نباید تلاش گروه هایی از شهروندان اصفهان را که به هر بهایی می خواهند، پیشرفت شان را تامین کنند با کل فرهنگ و جریان تاریخی اصفهان یکی کرده و حکم واحدی برای آنها صادر کرد. اما یک نکته را باید منصفانه بپذیریم و آن فشار زیادی است که بی آبی در این استان وارد کرده است. سرنوشت زاینده رود و نابودی آن فقط مسئله ای نیست که اصفهان باید برای آن نگران باشد، این باید دغدغه یک خوزستانی هم باشد زیرا در این صورت است که ملت بودن ما و مهم تر از آن،  انسان بودن ما می تواند راهی برای ارتباط ما با هم پدیدار سازد.

اما حتی اگر هم اخلاق و منش اصفهانی ها را بر اساس آنچه این دوستان معترض می گویند در نظر بگیریم، باید عرض کنم این  نمی تواند مبنای یک رفتار انسانی و حتی در اندازه ملی برای ما باشد. یعنی قرار نیست تا با استناد به یک رفتار نامعقول، ما نیز رفتاری همانند داشته باشیم. چنین چرخه معیوبی از عمل و عکس العمل های کور، فقط گره های موجود را افزایش می دهد و بغض های فرو خورده ای را در نسل جوان ما ایجاد می کند که به هیچ وجه به صلاح ایران آینده و آینده فرزندان مان نیست.

3- روش طرح چیزها همیشه از خود چیزها مهم تر است. بدترین اتفاقی که برای کارون افتاده است این نیست که کسی به فکر آینده این رود مهم و استراتژیک نیست بلکه کسانی هستند که بد از آن دفاع می کنند. این دفاع بد و غیر کارشناسانه است که کارون را در این 20 سال بی دفاع کرده است. در همان سالی که همه ما از انتقال آب کارون ناراحت و عصبی بودیم، یعنی اوایل دهه هشتاد، هر ساله یک سوم از زمین های زراعی اصفهان به دلایلی از جمله کم آبی و بی آبی در آیش مانده و از دور خارج می شدند. در همان سال ها این آمار در خوزستان کمتر از یک بیستم از کل زمین های زراعی بود. آن وقت ما هی فریاد می زدیم که چرا آب را می برند؟ خب، بایست می بردند و اگر نمی بردند جای پرسش داشت. درست است که خوزستان سه برابر اصفهان زمین زیر کشت دارد و حدود نصف آنها در زیر سیستم دیم هستند و اصفهان یک هشتم زمین هایش دیمی هستند، اما حتی این هم نمی تواند مبنای یک دفاع حقوقی باشد.

تصور بفرمایید یک منبع عمومی از آب بر روی یک کوهی وجود دارد که در دو طرف آن، می خواهند از این منبع بهره مند شوند. در این طرف، سه برابر طرف دیگر، زمین زراعی وجود دارد و مدعی است که نیاز بیشتری دارد اما آیا این نیاز می تواند یک پشتوانه حقوقی برای تقسیم عادلانه باشد؟ اگر کسی هست که غذای زیادتری می خورد، آیا این نیاز به او اجازه می دهد که غذای بیشتری نیز طلب کند؟ خب، با این استدلال لابد اگر کسی هم زور بیشتری داشت این حق را دارد که سهم بیشتری نیز درخواست کند؟ یعنی درست ما بر اساس همان استدلالی که اصفهانی ها را محکوم می کردیم که از قدرت سیاسی و مالی شان استفاده می کنند تا آب بیشتری ببرند، خودمان بر اساس همین استدلال که چون حق تاریخی و قدیمی داریم و اراضی بیشتری از ما نیاز به آب کارون دارد، با انتقال آن مخالف بودیم!

اگر توجهی به دفاعیات امروزی کارون بیاندازیم، این ها از جنس همان مسائلی هستند که پیشتر نیز مطرح شد و راه به جایی نرساندند یعنی هم آب انتقال داده شد و هم کارون به اغماء رفت. چرا؟ چون  آمار و ارقام یک چیزی می گفتند، ما یک چیز دیگری فریاد می زدیم وسرانجام  کارون نیز به راه دیگری رفت.

ممکن است که کسانی بپرسند که وقتی ما می دانیم که کاری اشتباه است، چه تفاوتی می کند که چگونه این اشتباه را آشکار کنیم و یا با چه روش ها و گفتمانی، اعتراض خودمان را نشان دهیم؟ بنظرم این یک نکته اساسی است که پرسمان ما را در خوزستان وحتی در حوزه بزرگ تری در ایران، تحت تاثیر خود قرار داده و کمتر اجازه می دهد تا نگرش های جدیدی به مسائل، راه های منطقی تر و کم هزینه تر را آشکار سازند. وقتی که ما روش های پر هزینه ای را برای کاوش پرسمان های خود برمی گزینیم، فقط این نیست که راه ما را در یافتن پاسخ دور می کند بلکه این هم است که راه ظهور نگرش های جدید را بسته نگاه می دارد زیرا وقتی یک نگرش و روش، هزینه اش آنقدر زیاد می شود که قدرت ریسک کردن را به صفر می رساند، البته کسی هم به دنبال نگرش های جدید نمی رود.

الآن وقتی در جایی گفته می شودخلیج عربی، همه ما فریاد مان در می آید که چرا نمی گویند خلیج فارس! و بعد سر و دست می شکنیم تا اثبات کنیم که این خلیج بطور تاریخی، پسوند فارس دارد و باید کلمه فارس در پس آن بیاید. این یک نوع نگرش به مسئله و روش یافتن پاسخ ها است که هم پر هزینه است و هم سبب می شود تا راه نگرش های جدید بسته شود. حالا فرض کنیم که هر روز هم بگویند و همه کشورهای عربی هم بگویند خلیج فارس، خب بعد چه می شود؟ این غرور ما چه راه درست و مناسبی را در جلوی ما می گذارد. اینکه امروز عراقی ها بگویند شط العرب و ما ایرانی ها بگوییم اروند، آیا باعث می شود تا دید متفاوتی را نسبت به واقعیت های جهان معاصر پیدا کنیم و به این خاطر باید هم دیگر را دشمن بدانیم؟ بنده اطمینان دارم که کشوری مانند امارات که هنوز هم ادعای جزایر تنگه هرمز را دارد، بیشتر به نفت و گاز این خلیج چشم دارد تا به اسم و مسمای آن، یعنی چیزی که هم اکنون در میدان های مشترک گازی ما و آنها در حال اتفاق است. اگر ما می توانستیم در پس هویت ایرانی که  می خواهیم به خلیج فارس بدهیم، این خلیج را حتی در پسوند عربی و یا هر پسوند دیگرش، بخوبی بشناسیم و از آن بهره برداری کنیم، زمینه بیشتری برای غرورملی خودمان داشتیم.

اینها را عرض کردم تا منظورم روشن شود که چرا روش طرح یک مسئله می تواند از خود مسئله اهمیت بیشتری داشته باشد و چرا درباره موضوع کارون، ما به چیزهایی چسبیده ایم که هم طرح نابجایی دارند و هم ما را از موضوع اصلی پرت می کنند.

4- اگر و چنانچه برخی از دوستان و خوانندگان خوزنیوز توجه داده اند، سخن اینجانب شنیده شود، مسئله ما با کارون دیگر یک مسئله خوزستانی محسوب نخواهد شد. حرف بنده و بسیاری از کسانی که در این چند روز بهتر از من نوشته اند این است که کارون را دوباره کارشناسی کنیم و اگر توانی دارد بر اساس عدل و انصاف با آن رفتار و از آن بهره برداری کنیم.

ما نباید از کارون یک هویت خوزستانی بسازیم. درست است که کارون در خوزستان یک فرهنگ ساخته و نسبت مستقیمی با زندگی ما پیدا کرده است اما نابجا خواهد بود اگر این فرهنگ را به بیانیه و شعار تبدیل کنیم و از آن چماقی برای کوفتن هموطنان خودمان بسازیم. کارون نمادی از زندگی و زایندگی در خوزستان است و نه بیانیه ای برای خوزستانی بودن ما. شاخ و نشان کشیدن برای آن تشنه ای که رویای رسیدن آب به کاشانه اش را دارد به دور از مهربانی و خونگرمی زبانزد خوزستانی ها است. بگذاریم منطق استوار بر آمار و اطلاعات کارشناسی از کارون دفاع کند و ما دوستداران او نیز در پی این روش و منش از کارون حمایت کنیم.
 
 
 
 
 
با کمال تاسف شاهد هستیم که سازمان عریض و طویلی مانند سازمان آب و برق خوزستان که بعد از شرکت نفت، دومین سازمان اداری، خدماتی و عملیاتی استان خوزستان است، هنوز برای تحلیل کارون به آمارهای سال های دور ارجاع می دهد و یا شرکت هایی مانند آبفا استان در خصوص آب اشامیدنی شهرهایی که از کارون تامین میگردند مشخصات واقعی آب این رودخانه در اختیار مردم مصرف کننده قرار نمی گیرد
شیما غرابی از کاربران خوزنیوز مطلب زیر را برای ما ارسال کرده است که متن آن در زیر می آید:

موضوع کارشناسی دوباره روخانه کارون که در سایت خوزنیوز منتشر شده است، زمینه تازه ای را در خصوص مسائل زیست محیطی و نقش این رودخانه در زندگی مردم خوزستان مطرح می کند که درسال های گذشته مورد غفلت واقعه شده است.

ما مردم خوزستان عادت کرده ایم که همیشه با صدای بلند از چیزهایی حرف بزنیم که اطلاعات درست و به روز شده ای از آنها نداریم. البته مقصر ما نیستیم بلکه سازمان ها و ادارات بزرگ و کوچکی هستند که با وجود صدها و هزاران پرسنل تحصیل کرده و کارشناس، نه فقط آمار و اطلاعات خود را به روز نمی کنند بلکه با استفاده و معرفی آمار و مشخصات کهنه شده استان، همه را به اشتباه می اندازند. آماری که از رودخانه کارون توسط مشاوران انتقال آب مطرح می شود اصلا مناسبتی با واقعیات رودخانه کارون در بعد از پل شالو ندارد. مثل این است که منظره ای سرسبز و آباد را با نرم افزار کامپیوتری طراحی کنند و در مقطعی از یک بیابان بگذارند و سپس تحلیل کنند که این محل پتانسیل این را دارد که جمعیت زیادی را اسکان و غذا دهد.اگر نگوییم که این فریبکاری است، بطور حتم یک اشتباه بزرگ و فاجعه بار است.

با کمال تاسف شاهد هستیم که سازمان عریض و طویلی مانند سازمان آب و برق خوزستان که بعد از شرکت نفت، دومین سازمان اداری، خدماتی و عملیاتی استان خوزستان است، هنوز برای تحلیل کارون به آمارهای سال های دور ارجاع می دهد و یا شرکت هایی مانند آبفا استان در خصوص آب اشامیدنی شهرهایی که از کارون تامین میگردند مشخصات واقعی آب این رودخانه در اختیار مردم مصرف کننده قرار نمی گیرد.این ظلم بزرگی به مردمی است که در بدترین آب و هوای ایران و حتی جهان، زندگی می کنند ولی نمی دانند که آب خوردن آنها از چه کیفیتی دارد.

تا زمانی که تصویر رودخانه کارون در کتاب های مرجع این سازمان ها و شرکت ها بر پایه اطلاعات کهنه و غلط باشد، هرچه ما از این طرف فریاد می زنیم، آن طرف کار خودشان را می کنند. من نه مخالف آب رسانی به اصفهان هستم و نه دشمن اصفهان. اصفهان هم بخشی از وطن ماست و مثل همه ایرانی ها آن را دوست دارم. ولی بحث ما درباره اثرات فاجهع باری است که دارد اتفاق می افتد.مقاله آقای روزبه کردونی که در همین خوز نیوز منتشر شده است، بخوبی روشن می کند که چگونه بعضی از پروژه راه غلط را می روند و مملکت را با بحران مواجه می سازند.

آقای مقتدایی استاندار محترم، باید کارگروهی را برای کارشناسی مجدد کارون تعیین کنند و این کارگروه هرچه سریعتر با فراخواندن همه سازمان ها و ادارات ذیربط، با انتخاب یم مشاور معتمد و با تجربه، کار کارشناسی کارون را در همه ابعاد شروع کند. اینکه مرتب بگوییم نمی گذاریم اب را انتقال دهند، نه فقط حرف بی پشتوانه ای است بلکه ما را در نزد سایر مردم استان های زیر سوال می برد. ما باید با مدرک و با امار هایی که شک و تردیدی در آنها نباشد، فاجعه در حال اتفاق برای کارون را به همه مردم ایران توضیح دهیم و آن وقت است که می توانیم موضوع کارون را از یک موضوع درون استانی به یک موضوع ملی آنطور که هست، معرفی کنیم. باید این شعار را سرلوحه درخواست خودمان بکنیم: کارشناسی دوباره کارون یک فوریت ملی است.
 
 
 
 
 
 
یکی از اولیای دانش آموزان«بهبیدی» در گفتگو با خبرنگار خوزنیوز می گوید: فرزندان ما در مقطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی چندین سال است که از نبود آب آشامیدنی سالم و بهداشتی در مضیقه هستنتد و علیرغم پیگیر های متعدد از طرق مختلف به ویژه سازمان آب و فاضلاب روستایی شوشتر و نماینده مردم این شهرستان در مجلس شورای اسلامی هنوز نتیجه ای نگرفته ایم و پس از گذشت افزون بر سه دهه از عمر انقلاب اسلامی و تجربه 11 دولت ...
خوزنیوز: 138 دانش آموز مقاطع ابتدایی و راهنمایی روستای بهبید در 30 کیلومتری شرق شوشتر از عدم دسترسی به آب آشامیدنی رنج می برند و این درحالیست که آب رودخانه کارون از کنار گوش این دانش آموزان می گذرد.

کارونی که ما خوزستانی ها بحق مدعی آن هستیم که نباید بیشتراز این مورد تهدید برداشت غیر اصولی استان های دیگر گردد و طی چند روز گذشته شاهد واکنش های گوناگون از طرف طیف های متفاوت استان بودیم تا جایی که پای خانم ابتکار نیز به ساحل کارون باز شد تا از برداشت غیر کارشناسی از موجودی این رودخانه مهم و تاثیر گذار جلوگیری بعمل آید والبته جمیع این تلاشها که غالبا از روی دلسوزی ومسئولیت پذیری در مقابل نسلهای آتی صورت گرفته قابل تقدیر است. اما مسئولین استان بویژه سازمان آب و فاضلاب روستایی باید به این نکته مهم نیز توجه داشته باشند که مادامی تلاشهای  همه جانبه گروه های مردمی مورد قبول عامه است که موجودی آب رودخانه در جهت استفاده شهروندان استان قرار گیرد.

یکی از اولیای دانش آموزان«بهبیدی» در گفتگو با خبرنگار خوزنیوز می گوید: فرزندان ما در مقطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی چندین سال است که از نبود آب آشامیدنی سالم و بهداشتی در مضیقه هستنتد و علیرغم پیگیر های متعدد از طرق مختلف به ویژه سازمان آب و فاضلاب روستایی شوشتر و نماینده مردم این شهرستان در مجلس شورای اسلامی هنوز نتیجه ای نگرفته ایم و پس از گذشت افزون بر سه دهه از عمر انقلاب اسلامی و تجربه 11 دولت؛ روستای ما که فاصله چندانی باشوشتر و پر آبترین رودخانه کشور یعنی کارون ندارد از نبود آب شرب که بی شک مایه حیات است محروم می باشد و در حال حاضر هر 15 روز یکبار بوسیله تانکرهای سیار آب مورد نیاز روستا تامین می گردد که به هیچ وجه مقدار آن برای 70 خانوار پر جمعیت که 138 دانش آموز دارد کافی نیست و آب ارسالی در حین حمل و نقل معمولا آلوده می گردد و کلرموجود نیز به علت فرار بودن در مخازن خانگی خاصیت خود را از دست می دهد و قطعا تولید بیماری نیز خواهد کرد.

یکی دیگر ازاهالی این روستا با انتقاد از نماینده شوشتر درمجلس شورای اسلامی و سازمان آب و فاضلاب روستایی شهرستان شوشتر در همین خصوص گفت:بارها و بارها اعلام کرده ایم که حاضریم بخشی از هزینه های مربوطه را پرداخت نمائیم ولی فرزندانمان از آب سالم و بهداشتی استفاده نمایند چرا که خط لوله آب شرب از چند قدمی این روستا به سمت روستا های همجوارعبورمی کند و علیرغم مکاتبات و جلسات متعدد با مسئولین زیربط هیچ نتیجه ای نگرفته ایم و معمولا عملکرد آنان درحد قول و قرار باقی می ماند.

یکی از دانش آموزان مقطع راهنمایی با نشان دادن داروهای خود گفت: بیمارهستم وهرساعت یک الی دوبارباید آب بنوشم تا بیماری خونی که به آن مبتلا هستم  تحت کنترل باشد ولی نبود آب آشامیدنی در مدرسه علاوه بر مشکلات بهداشتی فراوان برای هم کلاسی هایم و دانش آموزانی  نظیر من بسیار خطرناک است. وی درادامه افزود: دانش آموز راهنمایی به تناسب سن و سالش نسبت به دانش آموز ابتدایی به مقدارآب بیشتری نیاز دارد و بسیار مضحک و خنده دار است که هر روز صبح دانش آموزان علاوه بر کیف و کتابشان هر کدام یک بشکه با شکل و شمایل متفاوت حاوی آب آشامیدنی همراه دارند که با توجه به شرایط اقلیمی خوزستان گرم و ناگوار مورد استفاده قرار گیرد. وی در پایان از مسئولین زیربط خواست تا هر چه زود تر مشکل آب آشامیدنی این روستا مرتفع گردد.

گزارش/ جهانگیر ترکستانی
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد