همه چیز درباره اشرف/ بخش سوم و پایانی
اردوگاهی که قرار بود «زیارتگاه» ایرانیان باشد/ «آیندهسوزی» استراتژی سیاه مسعود برای اعضا
سران فرقه منافقین توهمات زیادی داشتند که یکی از آنها تبدیل پادگان اشرف به زیارتگاه پس از فتح ایران بود.
به گزارش خبرگزاری فارس/a>، بامداد چهارشنبه 21 شهریور ماه سال جاری اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه کمپ اشرف با خروج آخرین گروه اعضای سازمان تروریستی منافقین برای همیشه از لوث وجود این فرقه پاکسازی شد و کمپ اشرف به طور کامل در اختیار ارتش عراق قرار گرفت. بر همین مبنا بر آن شدیم تا گزارشی که چند ماه پیش از بخشهای آزاد شده این پادگان تهیه شده بود را دوباره منتشر کنیم تا آن دسته از خوانندگانی که آشنایی چندانی با جغرافیا و محیط این پادگان و نیز رفتار فرقهای رهبران گروهک تروریستی منافقین ندارند، بتوانند با نگاهی دقیقتر و ظریفتر بر آنچه طی 3 دهه گذشته در این پادگان گذشته شناخت بهتری نسبت به این گروهک حاصل کنند. ***
به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس/a> به بغداد، پادگان اشرف منطقهای نظامی در استان دیالی است با ابعاد 6 کیلومتر مربع در 8 کیلومتر. این پادگان در سال 1364 از سوی صدام به گروهک منافقین اهدا شد تا آنها خیانتهای خود علیه جمهوری اسلامی را در این پادگان سازماندهی کنند.این پادگان در سالجاری بنا به توافق دولت عراق و سازمان ملل باید تخلیه شود که تاکنون بیش از سه هزار عضو منافقین از آن خارج شده و تنها 80 نفر باقی ماندهاند.در همین راستا خبرنگاران بازدیدی از مناطق تخلیه شده پادگان داشتند که حاصل آن در چند گزارش آمده که آخرین بخش آن از نظر خوانندگان میگذرد.

درب اصلی پادگان اشرف معروف به درب اسد(شیر)
توهمات رئیس یک فرقه
از پادگان اشرف تا مرزهای ایران (قصر شیرین) حدود 90 کیلومتر فاصله است. از نظر نظامی نردیکترین و بهترین مکان برای حمله و یا انجام تحرکات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران همین منطقه است که به دلیل بافت اجتماعی آن (وجود اهل سنت تندرو، سلفی و القاعدهای) و همچنین جغرافیای محیطی انتخاب شد.عملیات شکست خورده فروغ جاویدان که بلافاصله پس از قطعنامه 598 و پایان جنگ انجام گرفت، حاصل تلفیق این موقعیت جغرافیایی، استعداد نظامی، تعداد نفرات و توهمات مسعود رجوی بود که باعث شکست سنگین منافقین و کشته شدن بیش از 2000 عضو این گروه تروریستی شد.
توهم فتح ایران به قدری زیاد بود که مسعود به اعضا گفته بود وسایل خود را جمع کنند، چرا که چند روز دیگر در تهران خواهند بود.
به همین منظور بود که تمام اعضای فرقه از کشورهای اروپایی جمع آوری شدند تا سازمان با 7 هزار نیرو و قدرتی مضاعف تهران را فتح کند و اعضا با همین توهم حتی هدایایی را برای بستگان خود در ایران گرفته بودند.

خمپاره های استفاده نشده در پادگان اشرف
تلاش سران فرقه برای کشتن احساسات اعضا/«آینده سوزی» استراتژی سیاه مسعود برای اعضا
سران منافقین برای کشتن احساسات اعضای خود اقدامات زیادی را انجام دادهاند.یکی از مهمترین این اقدامات کشتن حس وابستگی به خانواده هاست. در فرقه به اعضا تلقین میکنند که خانواده«ام الفساد» است و برای رستگاری باید از آن ها فاصله گرفت. این استراتژی در پیش گرفته شده از سوی سران سازمان به نام «آینده سوزی» مشهور است.
این موضوع را میتوان در چارچوب ترس سران منافقین از بیدار شدن احساسات فطری اعضا تحلیل کرد.
این ترس تا آنجاست که در مورد حیوانات نیز مصداق پیدا میکند.
زمانی سران اعضا اقدام به خرید و پرورش گوسفند کردند تا از آنها برای تامین غذای خود استفاده کنند، اما مدتی نگذشت که سران احساس کردند که اعضا به آنها وابسته شدهاند، بنابراین دستور دادند تا همه گوسفندان را سر بریده و دیگر حیوانی وارد این قرارگاه نشد.یکی از اعضای سازمان اقدام به نگهداری یک سگ برای خود کرده بود و زمانیکه سران فرقه به این موضوع پی بردند، ضمن بر خورد با فرد «خاطی»، سگ وی را نیز کشتند.

اردوگاهی که قرار بود «زیارتگاه» ایرانیان باشد
مسعود در پیامی گفته بود که پس از فتح تهران خیابان مرکزی اشرف (خیابان 100) را به فرودگاه تبدیل خواهیم کرد. آنها قصد داشتند اشرف را به عنوان نماد مقاومت به ملت ایران نشان دهند که این امر را نیز از طریق تسهیل سفر ایرانیان با ساخت فرودگاه در این اردوگاه دنبال میکردند.
دانشگاه اشرف
در پادگان اشرف سولهای وجود دارد که از آن به عنوان دانشگاه یاد میشود و در آن به فارغ التحصیلان خود مدرک هم میدهد.سیستم تدریس در این دانشگاه به این گونه است که فرد مدتی به عنوان دانش پذیر مشغول به تحصیل برخی علوم شده و بعد به عنوان کار عملی وارد حوزههای خود میشدند که غالباً به حوزه کشاورزی خلاصه می شد.
تصفیه خانه و ژنراتور مستقل
این پادگان دارای یک تصفیه خانه و ژنراتوری مجزا از شهر خالص است که این موضوع برای یک پادگان قابل توجه است. سازمان تانکرهای عظیم سوخت را برای روشن بودن همیشگی ژنراتور تهیه کرده بود که تنها در یک مورد 42 تانکر چند هزار لیتری پس از تخلیه بخشی از اشرف از سوی منافقین از زیر زمین بیرون کشیده شد.
سوء استفاده از شهروندان عراقی برای القای محبوبیت
تلویزیون سازمان بارها تصویر عراقیهایی را نشان داده که در اشرف حضور دارند و این حضور را نشانه حمایت جامعه عراق از خود میداند.حقیقت ماجرا اما چیز دیگری است. سازمان هر از چندی اقدام به فروش لوازم مستعمل خود کرده و برای این کار مردم مناطق اطراف را به ترفندهای مختلف از جمله قیمت نازل لوازم مستعمل و حتی پذیرایی، صرف غذا و گردش در محیط اشرف به این پادگان آورده و تصاویر آنها را به عنوان حامیان خود منتشر میکرد. این در حالی است که سوژههای آنها که عمدتاً از روستاهای اطراف میآمدند هیچ اطلاعی از این سو استفاده نداشتند.
سخنرانیهای چند ساعته رجوی، بهترین زمان برای استراحت اعضا
مسعود رجوی به حرافی مشهور است. وی به طور مرتب اقدام به سخنرانی کرده و هر بار نیز به طور معمول چند ساعت را مصروف این کار میکند.
اعضای جدا شده به این سخنرانیها بسیار علاقه داشته و دارند، زیرا میتوانند به مدت چند ساعت استراحتی را در سالنی سرپوشیده و به دور از گرما و سرمای طاقت فرسای این سرزمین داشته باشند.
زمینهایی که پس از 30 سال دوباره کاربری کشاورزی یافتند
در بخشی از زمین تخلیه شده اشرف، تراکتورها مشغول شخم زدن زمین هستند.راهنما میگوید که این کشاوزران زمینهای خود را پس از حدود 30 سال غصب از سوی صدام و منافقین در سال 1391 پس گرفته و مشغول کار روی آنها شدهاند.این تصویر، پایان سفری یک هفتهای به پادگان اشرف بود که 25 سال نکبت بار را برای اعضای خود رقم زد، افرادی که بیشتر آنها به واسطه مغز شویی و فریب، عمر خود را در این پادگان تباه کرده و برای ملت ایران و عراق خاطرات تلخی را رقم زدند.
افشاگری پسر رجوی درباره پدرش و منافقین +عکس
پسر مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی منافقین، پدر خود را فردی دجال مینامد و معتقد است که وی حتی در حق نیروهای سازمان تحت امر خود به شدت ظلم کرده است.
به گزارش جهان، یکی از اقدامات جنایتکارانه سازمان منافقین، نقض حقوق اعضای این تشکیلات است که از سوی سرکردگان آنها صورت گرفته است.
بعد از شکست سنگین منافقین در عملیات مرصاد، رجوی با برگزاری نشستهایی تحت عنوان تنگه و توحید سعی کرد تقصیر این ناکامی بزرگ را بر گردن خود اعضا بیاندازد.
منظور از تنگه همان تنگه چهارزبر بود که در آنجا نیروهای سازمان توسط رزمندگان ایرانی تارومار شدند و منظور از توحید نیز همان حربه رجوی بود که سعی داشت عدم موفقیت در این عملیات را برگردن عدم توجه ذهن و فکر نیروها به کسب پیروزی و انجام ماموریت بیاندازد.
وی با این بهانه مسئله انقلاب ایدئولوژیک و طلاق اجباری را مطرح کرد تا به قول خودش نیروها ذهن و فکر خود را از غیر تشکیلات پاک کنند و دلبستگیهای دنیایی خود را فراموش کنند.
با فروپاشی خانواده، مسعود رجوی به بهانههای مختلف کودکان را از پدر و مادرها جدا کرده و به اروپا انتقال داد و در کمپهایی جداگانه نگهداری کرد تا این افراد را تبدیل به تروریستهایی آموزش دیده کند و مورد استفاده قرار دهد.
در سال ۱۹۹۷ با توجه به آغاز بحران نیرو در سازمان، رجوی برای تقویت روحیه در میان نیروها تصمیم به بر گرداندن نوجوانانی کرد که در کودکی در ۱۹۹۱ به بهانه خطرات ناشی از جنگ اشغال کویت علیرغم مخالفت خانواده هایشان به اروپا و کانادا فرستاه شدند.
هیچ کدام از این کودکان مراحل قانونی مهاجرت فرزند خواندگی را طی نکردند زیرا اکثر آنان با مدارک جعلی وارد این کشورها شدهاند.
اما سازمان با سوءاستفاده از عدم سختگیری ماموران فرودگاهها بر رفت و آمد کودکان، این کار را صورت داده بود.
تحلیل رجوی این بود که کودکان مانعی درراه رهائی فکری وابستگان سازمان هستند و با دور کردن بچه ها، انرژی بیشتری برای براندازی نظام ایران آزاد خواهد شد!
طرح بازگرداندن این نوجوانان به اشرف در سال ۱۹۹۷ که تبدیل به ماشینهایی شده بودند که استقلال فکری نداشتند، خیانتی دیگر در حق همین کودکان بود زیرا بسیاری از این نوجوانان پدران یا مادرانشان یا هردو را در عملیاتهای سازمان از دست داده بودند و البته این بازگشت نیز به هیچ عنوان به معنای بازگشت به آغوش خانواده نبود.
از آنجا که تاخیر در اعزام این نوجوانان باعث میشد که آنان به سن قانونی برسند و در آن صورت امکان بردن این افراد برای همیشه از بین میرفت، اکثر این نوجوانان قبل از اینکه تبعه آن کشوری که در آن ساکن بودند بشوند، توسط سازمان به عراق برگردانده شدند. این اقدام باعث شد که برگشت آنان به ان کشور بدلیل اسم غیر واقعی ثبت شده در مورد مدارک مهاجرت و نیز عدم تابعیت آن کشور دچار اشکال جدی شود.
این کودکان که در حدود ۹۰۰ نفر بودند قربانی امیال سرکردگان تروریست گروهک منافقین شدند و عمر و زندگی خود را در این را از دست دادند.
مصطفی (معروف به محمد) رجوی که فرزند مشترک مسعود و اشرف ربیعی می باشد، یکی از همین افراد است. به گفته اعضای جدا شده سازمان، مصطفی که اکنون بیش از ۳۰ سال سن دارد و با افکار سیاستهای پدرش به شدت اختلاف دارد، میگوید: « من بدبخت ترین بچه دنیا هستم. وقتی که نوزاد بودم مادرم در خانه تیمی در تهران کشته شد، بعد از آن با پدر بزرگم بودم که توسط تشکیلات به فرانسه برده شدم. در آنجا روزها با ۴ تا محافظ به مدرسه می رفتم و عصر ها هم معلم خصوصی داشتم. حق نداشتم با بقیه بچهها بازی کنم و بعد هم که به اینجا(عراق) اورده شده ام».
مصطفی رجوی مایل نیست که در عراق باشد ولی از آنجا که با سیاستهای پدرش مخالف است برای عدم افشای روابط داخلی اجازه خروج از عراق را به وی نمی دهند، وی بارها اشاره کرده است که «مسعود» دجالترین فرد در دنیاست.
وی در زمانی که در اشرف نگه داشته میشد یک بار با چند نفر از اطرافیانش با یک کامیون اقدام به فرار کرده و سعی داشت از سیمخاردارها و سیاج اشرف عبور کند که دستگیر شد.
وی در بهار سال ۲۰۰۳ به همراه چند نفر دیگر با تهیه مقداری دلار و تهیه نقشه عراق اقدام به فرار می کنند که لو می روند، آنها در اوایل شب بعد از شام بایک آیفا به یک قسمت از سیم خاردار اشرف می زنند و هنگام پرش از سقف کامیون ، توسط ماموران مراقبت مصطفی دستگیر میشوند. ماموران یک سیلی به گوش مصطفی می زنند و به وی فحاشی میکنند. چند همراه دیگرنیز دستگیر و به اتاق اطلاعات برده می شوند و در انجا مورد توهین و ضرب و شتم قرار می گیرند و بعدا به انفرادی برده میشود.
پروژه ضدامنیتی «رفع فیلتر فیسبوک»
پروژه نانوشتهای در دستور کار برخی نهادهای خاص قرار گرفته تا زمینه «رفع فیلتر فیسبوک» در کشور فراهم شود.
به گزارش جهان به نقل از سایت رجانیوز، به نظر میرسد پروژه نانوشتهای در دستور کار برخی نهادهای خاص قرار گرفته تا زمینه برای پیگیری برخی سناریوهای امنیتی – اطلاعاتی در کشور فراهم شود؛ پروژهای که در گام اول و با توجه به حساسیت فضای مجازی در میان جوانان، اینترنت را هدف اصلی خود قرار داده است.
جرقه اول در این زمینه را سایت شخصی اکبر هاشمی رفسنجانی زد. چند روز پس از روی کار آمدن رسمی دولت آقای روحانی، سایت هاشمی رفسنجانی در اقدامی معنادار، جملهای مثبت از او را که سال گذشته بیان شده بود کرد.
این سایت در مطلبی با عنوان «نظر هاشمی درباره فیس بوک چیست؟»، مسدود شدن این شبکه اجتماعی در ایران را غیرقابل قبول دانست و به نقل از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: «امروز عصر انفجار اطلاعات است و این مهمترین تفاوت شرایط زمانی برای انقلاب ما و انقلابهای امروز منطقه است. قیام ۱۵ خرداد را که مردم ما انجام دادهاند و شهدای بسیاری داشت در دنیا بسیار کم مطرح شد. روزنامههای خارجی تنها چند کلمهای و آن هم حرفهای رژیم را مینوشتند اما اکنون وقتی یک خبرنگار به زندان میرود در کل دنیا پخش میشود. رسانههای آزاد و مخصوصاً سایتها که درگیر دولت نیستند گاهی هم با اغراق و بزرگنمایی این موضوعات را مطرح میکنند. این گونه انفجار اطلاعات دیگر بسته نمیشود البته عوارض بدی هم دارد اما ما برخلاف عدهای که فکر میکنند این جریانها خطرناک است فکر میکنیم این جریان به سعادت بشریت کمک میکند و چیز مبارکی در دنیاست. امروز یک صفحه فیس بوک که هزینهای برای مردم ندارد تبدیل به موضوع خبری در تمام تلویزیونها و دستگاههای دنیا میشود.»
اما این ابراز ارادت سایت هاشمی به فیسبوک پایان ماجرا نبود. روزنامه «هفت صبح» هم در یکی از شمارههای اخیر خود، تیتر و عکس نخست را به انتشار خبری درباره صفحه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جدید کشورمان اختصاص داد و از فعالیت رسمی این صفحه به عنوان صفحه ضخصی مسئول دیپلماسی ایران خبر داد.
فارغ از اینکه آیا فعالیت در یک سایت اینترنتی که بنا به هر دلیلی در داخل کشور مسدود است و طبق قوانین، فعالیت در آن جرم محسوب میشود، از سوی یک مقام رسمی آن هم در جایگاه بالایی مانند وزارت امور خارجه قابل پذیرش است یا خیر، به نظر میرسد همزمانی این رویدادها خبر از یک برنامه مدون خبر میدهد.
از سوی دیگر، روزنامه «فایننشال تایمز» در گزارشی در مورد محمدجواد ظریف، صفحه فیس بوک او را مورد توجه قرار داده است. این روزنامه انگلیسی نوشته است: «دو هفته پس از معرفی ظریف به عنوان وزیر خارجه، این دیپلمات کارآزموده ۵۳ ساله، طرفداران زیادی را برای صفحه فیس بوک خود جذب کرده است. ظریف که نماینده سابق ایران در سازمان ملل بوده، چهار سال پیش به فیس بوک ملحق شد.» یش از این نیز گزارشهای متعددی در مورد صفحههای فیس بوک و توییتر منصوب به روحانی منتشر شده بود و حالا فعالیتهای مجازی وزیر خارجه جدید ایران مورد توجه قرار گرفته است.
یک سایت نزدیک به دولت یازدهم هم درباره این مساله نوشته است: «هم اکنون فرزندان و دیگر اعضای خانوادهٔ بسیاری از مقامات کشوری و نیز برخی از مسولان رده پایینتر و همچنین بسیاری از فعالان سیاسی و تقریبا اکثریت فعالان مطبوعاتی و همچنین بسیاری از چهرههای شناخته شدهٔ دیگر حوزهها، صفحاتی به نام خود در فیسبوک دارند که هر از گاهی برخی از آنها در رسانهها هم بازتاب پیدا میکند.»
این مساله در حالی صورت گرفته که پیش از این، مدیریت شبکه اجتماعی فیس بوک صفحات مرتبط با جریان مقاومت مانند صفحات مرتبط با سیدحسن نصرالله، حزب الله لبنان و گروههای مقاومت فلسطینی و سوریهای را نیز مسدود کرده بود.
به نظر میرسد با توجه به رویکرد ضدارزشی و ضدایرانی مدیران فیسبوک و نقش آفرینی این شبکه اجتماعی در کودتاهای مخملی مدرن، اصرار عجیب برخی سیاسیون بر طرح موضوع لزوم رفع مسدودیت این سایت در داخل کشور، مشخص میکند که پروژه مشخصی در این زمینه مورد اقدام قرار گرفته و احتمالا رفع فیلتر فیسبوک، گام اولیه در اجرای آن خواهد بود؛ پروژهای که با توجه به سابقه استفاده از این شبکه اجتماعی در جریان آشوبهای خیابانی سال ۸۸، لزوم توجه ویژه مقامات امنیتی به این مساله را گوشزد میکند.