به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، سید صالح موسوی از مدافعان خرمشهر در جنگ 45 روزه و رزمنده تیپ 22 البدر در جریان روزهای اشغال و فتح خرمشهر، به دلیل وقوع سکته مغزی در بستر بیماری است.
وی هفته گذشته در بیمارستان آیتالله طالقانی آبادان بستری و سپس با آمبولانس به تهران و بیمارستان بقیهالله اعزام شد.
سید مجید موسوی، امروز خبر از شرایط نامناسب جسمی پدر داد و عنوان کرد: حال سید صالح تعریفی ندارد و به این زودی از بیمارستان مرخص نخواهد شد.
وی در تشریح حال پدر، عنوان کرد: سمت چپ بدن وی بدون حرکت است و در حرف زدن نیز دچار مشکل است.
موسوی یادآور شد: رزمندگان پیشین خرمشهر و دوستان وی در پایتخت به طور مداوم جویای حال پدر هستند.
فرزند رزمنده خرمشهری دوران دفاع مقدس، در پاسخ به چگونگی پیگیری مسئولان شهر خرمشهر در مسیر درمان سید صالح موسوی، خاطرنشان کرد: مسئولان خرمشهر را نمیشناسیم و انتظاری نیز از آنها نداریم، دوستان سید حضور دارند و تمامی امور مربوط به سیدصالح را پیگیری میکنند.
به گزارش خبرگزاری فارس، سید صالح یکی از مدافعان غیور خرمشهر است که در جریان روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی و یورش ناجوانمردانه ارتش بعث همراه با سایر رزمندگان خرمشهری، سپاهی، و ارتشی دفاع جانانهای از شهر خود داشت و روز 24 مهرماه در خیایان آرش (جهانآرا) خرمشهر مجروح شد و در کنار وی، بهنام محمدی 14 ساله به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
وی یکی از رزمندگان نستوهی بود که در دوران اشغال خرمشهر، بارها توسط شنا عرض رودخانه را برای شناسایی موقعیت دشمن به آنسوی کارون طی کرد و به قسمت اشغال شده خرمشهر اعزام شد.
موسوی بعد از پایان جنگ و پس از حضور در مستند «شهری در آسمان»، به کار روایتگری روی آورد و در برههای همراه با شهید آوینی در گروه مستندسازی روایت فتح فعالیت کرد.
او در خاطراتش از طولانیترین سجده خود در روزهای مقاومت خرمشهر خبر داد و گفت: پس از چند روز جنگ مستمر و بیخوابی در کوچههای خرمشهر، مهیای نماز صبح شدم که در نخستین سجده به خواب رفتم و با صدای غرش تانکها در ساعات اولیه صبح بیدار شدم و به زعم من آن طولانیترین سجده و کاملترین نمازم بود.
موسوی در تشریح دلیل عریان شدن در عکس معروف فوق، اشاره کرد: روز دهم مهرماه جنگ در خرمشهر به حدی نزدیک و تن به تن دنبال میشد که هر لحظه امکان اسارتمان وجود داشت و عراقیها از اسیر کردن یک سپاهی بسیار خوشحال میشدند و بسیار به این لباس اهانت میکردند، تصمیم گرفتم با تنی عریان بجنگم تا در احتمال اسارتم مبادا بعثیها از اسیر کردن یک پاسدار خوشحالی کنند، یاد دارم آن روز آنقدر گلوله آر پی جی شلیک کردم، که کمر عریانم سوخت.
سید صالح، شاهد شهادت بسیاری از دوستان، همرزمان و رزمندگان خونینشهر بود، وی گنجینهای از خاطرات تمام نشدنی روزهای مقاومت و فتح خرمشهر است که بارها در برنامهها و رسانههای مختلف به بیان این خاطرات پرداخته است.
خداوند، عزت دهد سربازان اسلام را، که همچون تاج فخر بر سر این مرز و بوم میدرخشند و عزت امروز ایران را با رشادتهای خود رقم زدهاند.