وزارت خارجه آمریکا در گزارشی جدید ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد
وزارت خارجه آمریکا در تازهترین «گزارش سالانه تروریسم» که روز جمعه منتشر کرده ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، وزارت خارجه آمریکا در گزارشی جدید که روز جمعه منتشر کرد ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرده است.
در «گزارش سالانه تروریسم» که وزارت خارجه آمریکا روز جمعه منتشر کرد کشورهای ایران، کوبا، سودان و سوریه در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار گرفتهاند. ( )
واشنگتن همچنین با بیان این ادعا که ایران کماکان در فهرست نگرانیهای این کشور در زمینه اشاعه تسلیحاتی قرار دارد این کشور را به حمایت از تروریسم در خاورمیانه و تلاش برای گسترش نفوذ در این منطقه و آمریکای لاتین متهم کرده است.
در این گزارش ۳۸۸ صفحهای ادعا شده تعداد حملات تروریستی در سال ۲۰۱۴ نسبت به سال ما قبل، ۳۵ درصد افزایش داشته است. رقم مرگومیرهای ناشی از این حملات هم با رشد ۸۱ درصدی مواجه بوده است.
وزارت خارجه آمریکا در گزارش مزبور حمایت ایران از حماس و حزبالله لبنان را مصادیقی از آنچه «حمایت از تروریسم» خواندهاند قلمداد میکند.
حمایت ایران از دولت قانونی بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه هم در این سند مغرضانه شاهدی دیگر بر این مدعا گرفته شده است.
وزارت خارجه آمریکا در بخش دیگر این گزارش با طرح این ادعا که ایران اعضای ارشد القاعده را حبس کرده از عدم تحویل انها به مقامات قضایی جهت محاکمه آنها انتقاد به عمل آورده است.
سند وزارت خارجه آمریکا مواد مربوط به سال ۲۰۱۴ را پوشش میدهد اما به نوشته نیویورکتایمز، از هیچیک از اظهارات مقامات آمریکایی اینطور برداشت نمیشود که دیدگاه آنها تغییر کرده است.
اسناد ویکیلیکس: سعودیها پسر مهاجرانی را در انگلیس بورس تحصیلی کردند
یکی از سندهای منتشر شده ویکیلیکس نشان میدهد که سفارت عربستان سعودی در لندن هزینه تحصیل پسر عطا الله مهاجرانی را تامین کردهاند.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، یکی از سندهای منتشر شده توسط ویکیلیکس درباره عربستان نشان میدهد که سفارت این کشور در لندن هزینه تحصیل پسر عطا الله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت اصلاحات را تامین کردهاند.
این سند که تاریخ آن برای 10 اکتبر سال 2011 است اشاره می کند که به درخواست عطاالله مهاجرانی این بورس تحصیلی در مقطع دکترا برای پسرش توسط سفارت عربستان تامین شده است.
این سند اشاره دارد که سفارت عربستان در لندن هزینه بیش از 12 هزار پوندی برای هرسال تحصیلی(4 سال_از 2011 تا2015) و هزینهای بالغ بر 4256 پوند برای هزینههای زندگی آقازاده اصلاحات را تامین میکند.
سایت افشاگر ویکیلیکس عصر امروز اعلام کرد حدود 500 هزار قطعه سند جدید از وزارت خارجه عربستان سعودی منتشر کرده است.
بنا به اعلام ویکیلیکس این اسناد پیامهای محرمانهای را شامل میشوند که از سفارتخانههای عربستان سعودی در سرتاسر دنیا مخابره شده است.
جولیان آسانژ مدیر سایت ویکیلیکس در بیانیهای اعلام کرد: «اسناد عربستان سعودی پرده از یک دیکتاتوری مرموز و غیرقابل پیشبینی برمیدارند که علاوه بر گرامی داشتن صدمین اعدام با گردن زدن در سال جاری، به تهدیدی علیه همسایگانش تبدیل شده است.»
ارنست مونیز: دسترسی به اماکن و اشخاص عناصر ضروری برای توافق با ایران هستند
وزیر انرژی آمریکا در مصاحبهای با یک شبکه خبری آمریکایی بار دیگر بر ضرورت دسترسی به اماکن و اشخاص برای دستیابی به توافق هستهای نهایی با ایران تأکید کرد.
شبکه خبری پیبیاس پیش از این گزیدهای از این مصاحبه را منتشر کرده بود. خبرگزاری فارس در راستای سیاست خود برای انتشار سریع و جامع اخبار، اظهارات مونیز را دقایقی بعد از قرار گرفتن این بخش روی وبسایت شبکه خبری پیبیاس ترجمه و منتشر کرد. مشروح اظهارات ایشان در زیر تقدیم مخاطبان گرامی میشود.
به گزارش گروه مانیتورینگ خبرگزاری فارس، ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا روز جمعه در مصاحبهای با شبکه خبری پیبیاس بار دیگر بر لزوم دسترسی به اماکن و اشخاص برای توافق هستهای با ایران تأکید کرد.
مونیز در ابتدای این مصاحبه در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه آیا ضربالاجل ۳۰ ژوئن برای توافق هستهای، موعدی «واقعی» است گفت که واشنگتن خواستار توافق در تاریخ مذکور است.
او گفت: «ما مطمئنا میخواهیم در ۳۰ ژوئن به توافق برسیم. دلایل متعددی برای این موضوع داریم، اعم از تعاملاتی که باید بعد از آن با کنگره داشته باشیم و گزارشی که باید به انها بدهیم. بنابراین داریم سخت تلاش میکنیم.»
دولت آمریکا بایستی مطابق مفاد قانونی که ماه گذشته به امضای باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا رسید توافقنامه هستهای احتمالی را تا موعد ۹ جولای (نه روز بعد از ضربالاجل) تقدیم کنگره کند. در صورتی که دولت در موعد مقرر توافقنامه را تحویل کنگره دهد، دوره نظارت بر آن ۳۰ روزه خواهد بود؛ در غیر این صورت دوره مورد نظر به ۶۰ روز افزایش خواهد یافت.
ارنست مونیز افزود: « هدف ما تکمیل این توافق است تا ما و شریکانمان یعنی گروه ۱+۵ بتوانیم اطمینان داشته باشیم که برنامه هستهای ایران صلحآمیز است؛ و اینکه اگر چنین نبود، به سرعت این موضوع را تشخیص داده و به آن پاسخهای مناسب بدهیم.»
مونیز در بخش دیگری از این مصاحبه «شفافیت و راستیآزمایی» را زیربنای توافق هستهای با ایران خواند و افزود: «ما بر سر اقداماتی فوقالعاده، اعم از آگاهی از کل زنجیره تأمین در سر تا سر فرایند غنیسازی توافق کردهایم. این نوع از دسترسی را برای مدت طولانی خواهیم داشت، بنابراین من فکر میکنم ما اقدامات راستیآزمایی کاملاً فوقالعادهای خواهیم داشت.»
مونیز این اقدامات راستیآزمایی را محور مسدود کردن آنچه راههای مخفیانه ایران برای دستیابی به سلاح هستهای خواند عنوان کرد.
وزیر انرژی آمریکا در پاسخ به سوال دیگری درباره مخالفت مقامات ایرانی با دسترسی به «سایتهای نظامی» و دانشمندان ایران گفت: « ما نیاز داریم اقدامات راستیآزمایی که توصیف کردم را داشته باشیم. درباره دانشمندان باید بگویم که بخشی از ابعاد هستهای توافق باید حل مسائل مربوط به PMD یا ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران باشد و دسترسی به آنها و مصاحبه با آنها برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (نه ما) ضروری خواهد بود. برای آژانس، هم دسترسی به اشخاص و هم اماکن ضروری خواهد بود.»
منظور از «ابعاد نظامی احتمالی» ادعاهایی هستند مبنی بر اینکه ایران قبل از سال 2003 اقدام به انجام آزمایشهایی در زمینه سلاحهای هستهای در برخی از سایتهای خود کرده است. کشورهای غربی ادعا میکنند شواهد مربوط به این تحقیقات از اسنادی به دست آمدهاند که در لپتاپی متعلق به یکی از فعالان برنامه هستهای ایران بودهاند.
بسیاری از کارشناسان در صحت این اسناد و منبع آنها ابراز تردید کرده و این احتمال را مطرح کردهاند که آنها توطئهای برای جنجالآفرینی بر سر برنامه هستهای ایران بوده باشند. «محمد البرادعی»، مدیر کل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در زمان افشای سندهای مزبور سکان هدایت این نهاد بینالمللی را در دست داشته در کتاب خاطرات خود درباره صحت و اعتبار آنها ابراز تردید کرده است.
مونیز به این سوال که آیا دسترسی به اشخاص و اماکن، عوامل اساسی برای رسیدن به توافق هستهای هستند، اینطور پاسخ داد: «بله، کاملاً.»
این اظهارات وزیر انرژی آمریکا در حالی صورت گرفته که کارشناسان میگویند فشارها بر ایران برای مصاحبه با دانشمندان هستهای یا بازدید از اماکن نظامی جهت تحقیق درباره «ابعاد نظامی احتمالی» فراتر از اختیارات آژانس بینالمللی انرژی اتمی تحت سند پروتکل الحاقی است و آژانس تنها با درخواست از ایران برای امضای سند «پروتکل الحاقی مضاعف» است که میتواند چنین مطالبهای را مطرح کند.
ایران در چارچوب تفاهم لوزان که در 13 فروردینماه سال جاری با گروه 1+5 امضا کرد با اجرای پروتکل الحاقی در صورت حصول توافق هستهای نهایی موافقت کرده است، اما به گفته کارشناسان، تجربیاتی نظیر ترور دانشمندان هستهای یا وقایع رخ داده برای عراق در بازرسیهای سازمان ملل از این کشور تحت برنامه موسوم به «آنسکام» خاطراتی تلخ هستند که تهران را به سر سپردن به هر گونه تعهدات فراتر از سند پروتکل الحاقی مشکوک میکند، گو اینکه اجرای پروتکل الحاقی در جریان توافق موسوم به «سعد آباد» در پاییز سال 1382 خود نیز تداعیگر خاطراتی خوشایند نیست.
علاوه بر این دغدغهها، هانسبلیکس، مدیر کل اسبق آژانس ماه گذشته با بیان اینکه نمیتوان برای بازرسیها از برنامه هستهای ایران ترتیباتی جدا از سایر کشورها در نظر گرفت درخواستهای مربوط به بازرسی در هر مکان و مکان از تأسیسات هستهای ایران را «غیرقابلقبول» خوانده است.
وزیر انرژی آمریکا تصریح کرد موصوعاتی مانند مرحلهبندی تحریمها مسائلی هستند که باید طی دو هفته آینده درباره آنها مذاکره صورت گیرد.
او در ادامه در پاسخ به سوال مجری برنامه که مدعی شد آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش خود نوشته ایران ذخائر اورانیوم خود را بر خلاف تعهداتش افزایش داده گفت که مقامات آمریکایی در این باره توضحیات لازم را دادهاند.
مونیز افزود آژانس همواره تصریح کرده ایران به تمامی تعهداتش پایبند بوده است. مونیز در توضیح بیشتر گفت که ایران تا تاریخهای تعیینشده ذخائر اورانیوم خود را کاهش خواهد داد و آن را به مقادیر تعیینشده خواهد رساند.
مونیز گفت دو راه برای کاستن از ذخائر اورانیوم، رقیقسازی و انتقال به خاک یک کشور دیگر هستند که به باور او، راه دوم راهی سادهتر است.
وزیر انرژی آمریکا در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا جان کری آماده است هفته آینده به وین سفر کند گفت که با وزیر خارجه ملاقات کرده و او آماده انجام این سفر است.
این مقام امریکایی تحریمهای بینالمللی وضع شده با فشار آمریکا علیه ایران را نشاندهنده عدم اعتماد جامعه بینالمللی به صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران دانست و در ادامه گفت: «من این توافق را فرصتی میبینم که ایران در دراز مدت نشان دهد که مقاصدش از برنامه هستهای کاملاً صلحآمیز است.»
چرا پوتین شاهزاده سعودی را به کرملین راه نداد؟
کارشناسان روس میگویند انتقال محل دیدار با محمد بن سلمان از کرملین به حاشیه نشست سنت پترزبورگ، یک پیام روشن داشت و آن اینکه مسکو شاید حاضر به همکاری اقتصادی با ریاض باشد، اما عربستان را شریک سیاسی خود نمیداند.

به گزارش مشرق، محمد بن سلمان جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی روز پنجشنبه 18 ژوئن (برابر با 28 خرداد) با هیئتی راهی مسکو شد. دیداری که در مطبوعات منطقه و روسیه بازتاب فراوانی داشته و تحلیل های متعددی از آن شده است.
خبرگزاری «ژئوپلیتیک» روسیه درباره این سفر ناگهانی و غیرمنتظره میگوید: «شاهزاده سعودی به مسکو آمد تا با ولادیمیر پوتین دوست شود. پادشاهی عربستان به دلیل تغییرات ژئوپلیتیکی اخیر در منطقه خاورمیانه ترجیح میدهد در جهت وزش باد حرکت کند و به همین خاطر دیپلماتهای سعودی به روسیه آمدند تا به نحوی از کمک پوتین بهره مند شود، اما اگر ما از کسی بخواهیم در شرایط سخت دستمان را بگیرد یا باید قبلا برای این شخص کاری انجام داده باشیم و یا باید اکنون کاری برای طرف مقابل انجام دهیم، اما به نظر میرسد پوتین دل خوشی از سعودیها ندارد، چراکه در ابتدا قرار بر این بود که دیپلماتهای سعودی در مسکو در کاخ کرملین با پوتین ملاقات کنند، که این دیدار سیاسی بطور غیرمنتطره به همایش بینالمللی اقتصادی در سن پترزبورگ موکول شد».
به نوشته این خبرگزاری، موکول کردن دیدار شاهزاده سعودی از مسکو به سن پترزبورگ بیانگر این نکته است که سعودیها نتوانستند با پیشنهادهای اولیه خود نظر مساعد پوتین را جلب کنند که این اقدام برای پادشاهی عربستان سعودی بسیار تحقیرآمیز است، چراکه قبل از این، اغلب دیدارهای سیاسی سعودیها با هماهنگی باراک اوباما (رئیس جمهوری ایالات متحده) صورت میگرفت، اما گویا سلمان شاه این بار تصمیم گرفت مستقلانه عمل کند که البته پیامدهای آن بعدها مشخص میشود.
در واقع سعودیها با شتافتن به سوی پوتین به آمریکا کنایه میزنند و میخواهند ارزش خود را نزد آمریکاییها بالا ببرند، اما از سوی دیگر، روسها این تاکتیک عربستان را از قبل شناسایی کردند و اکنون ضربه غیرمنتظره به پادشاهی ریاض وارد کردند که بنا به گفته مطبوعات عربستان، مقامات سعودی از این اقدام پوتین واقعا عصبانی شدند.
با وجود این، چندین سوال مطرح است؛ آیا روسیه به اتحاد سعودیها نیاز دارد؟ روسیه به کمک عربستان سعودی چه مشکلاتی را میتواند حل کند؟ عربستان از نقطه نظر اقتصادی میتواند برای روسیه مفید باشد، زیرا ریاض از منابع غنی و عظیم نفت و گاز برخوردار است و از نظر تولید نفت جایگاه اول را در جهان به خود اختصاص میدهد؛ بنابراین روسیه با برقراری همکاری در زمینه نفت و گاز با کشورهای حاشیه خلیج فارس یعنی با ایجاد اتحاد روسیه-عربستان، اتحاد روسیه-ایران، اتحاد روسیه-ونزوئلا و همچنین اتحاد روسیه-آذزبایجان میتواند با بستن دربهای سازمان اقتصادی اوپک، یک «ابراتحادیه» ایجاد کند که بعدها تمام قیمتهای جهانی نفت وگاز و آنچه که به انرژی مربوط میشود توسط این ابراتحادیه تعیین خواهد شد.
از این رو بنظر میرسد که پوتین با درنظر گرفتن پتانسیلهای همکاری اقتصادی با عربستان سعودی ترجیح داد در همایش بین المللی اقتصادی در سن پترزبورگ با شاهزاده سعودی دیدار کند نه در کاخ کرملین. درواقع پوتین با این اقدام خود نشان داد که با سعودیها میتوان همکاری اقتصادی داشت نه همکاری سیاسی.
لازم به یادآوری است که همایش بین المللی اقتصادی سن پترزبورگ از پنجشنبه 18 ژوئن سال جاری (2015) (برابر با 28 خرداد 1364) آغاز شده و به مدت سه روز لغایت 20 ژوئن ادامه خواهد داشت. قرار است بیش از هفتاد موافقتنامه تجاری و اقتصادی در حاشیه این نمایش به امضاء برسد.
روابط روسیه و ژاپن، چشم اندازهای همکاری اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، مسائل مربوط به سرمایهگذاری میان روسیه، هند و کشورهای خاورمیانه و همچنین نزدیک شدن روسیه به اتحادیه اروپا، از جمله موضوعات مورد بحث این همایش بینالمللی اقتصادی هستند. علاوه براین، نشست کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و کشورهای عضو «بریکس» نیز در حاشیه این همایش برگزار میشود.
در همایش بین المللی اقتصادی سن پترزبورگ توجه خاصی به روابط روسیه با ایتالیا، روابط روسیه با یونان و همچنین روابط روسیه با کشورها آمریکای لاتین و آمریکای شمالی میشود.
مشرق گزارش میدهد؛
بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعملهای اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویسهای اطلاعاتی وارد کشور هدف میشوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق میکند.
گروه جنگ نرم مشرق- زمانی که صحبت از جاسوس میکنیم، بسیاری تصور میکنند که جاسوسها یعنی افرادی چون "جیمز باند" که کارهای عجیب و غریب میکنند و توانایی و قدرت غیرمتعارف دارند. چنین تصوری درباره جاسوسی در عصر حاضر از اساس غلط و اشتباه است. جاسوسها طبیعیتر و معمولیتر از آن هستند که مورد توجه قرار بگیرند و یا انگشتنما شوند. این جماعت به قدری "شبیه همه" هستند که تفاوت و تمایزشان ازدیگران دشوار و سخت است. شخص جاسوس نیز برای اینکه به اهدافی که مدنظرش است، برسد، به صورت طبیعی در پوششهای مختلفی وارد می شود و به همین دلیل این افراد هزار شغل و هزار عنوان دارند و به طور عمومی با مشاغل و عناوینی چون توریست، ورزشکار، روزنامهنگار، هنرمند، دانشمند، محقق، پژوهشگر، بازرگان و... همزیستی دارند. هیچکس در هیچ کجای دنیا به نام و عنوان جاسوس پاسپورت نمیگیرد. هویتها چیزی دیگری را نشان میدهند اما در واقع آنها کار دیگری میکنند.
سرویسهای جاسوسی همواره سعی دارند افراد مختلفی را به استخدام خود درآورند تا مخفیانهتر و مطلوبتر به اطلاعات مهم مد نظر خود دست پیدا کنند که در این میان، خبرنگاران از جایگاه ویژهای برخوردارند. بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعملهای اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویسهای اطلاعاتی وارد کشور هدف میشوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق میکند.
پس از انقلاب اسلامی و کینهای که غرب از ملت و حکومت ایران به دل گرفت و ایران را به دلیل "استقلالطلبی" خود به عنوان یکی از دشمنان خود معرفی کرد، همواره به دنبال ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران بود که این امر به اطلاعات درست و دقیق از داخل ایران نیاز داشت. به همین منظور از خبرنگاران کشور خود یا از افرادی ایرانی که تابعیت کشورهای غربی را نیز دارند و در داخل ایران به کار خبری مشغول هستند، به عنوان یکی از بازوهای جمعآوری اطلاعات استفاده میکنند.
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران که همواره در حال رصد تهدیدات علیه کشور هستند، فعالیت خبرنگاران نماینده کشورهای خارجی به خصوص غربی را نیز تحت نظر دارند تا آنها نتوانند در پوشش خبرنگاری به فعالیتهایی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دست بزنند که در غیر این صورت آنها را دستگیر کنند. یکی از جدیدترین نمونههای این دستگیری نیز "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» است که موجب فشار زیاد تبلیغاتی و رسانهای غربیها به خصوص آمریکاییها علیه کشورمان شده است.
به بعضی از این افراد که در قالب خبرنگار و محقق اقدام به جاسوسی و فعالیت علیه امنیت ملی کشور کردند و به دام افتند، توجه کنید:
جیسیون رضائیان
اواخر تیرماه سال 93 "جیسیون رضائیان" خبرنگار «واشنگتن پست» به همراه همسرش "یگانه صالحی"، و یک عکاس خبری و همسر این عکاس که با رضاییان همکاری میکردند، توسط ماموران امنیتی در تهران به جرم جاسوسی بازداشت شدند. زوج دوم مدتی بعد آزاد شدند و همسر جیسیون رضائیان که خبرنگار روزنامه انگلیسیزبان "نشنال" مستقر در امارات متحده عربی نیز بود، در اوایل مهرماه همان سال به قید وثیقه آزاد گردید.
خبرنگار ۳۸ ساله "واشنگتن پست"، که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت میکرد، تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی دارد و همسرش یگانه صالحی نیز برای اقامت در آمریکا اقدام کرده بود. البته رضاییان با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک ایران شده است.
«نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامههای ضدتحریمی ایران» بخشی از اتهامات "جیسون رضاییان" است
علی رغم جوسازی شدید رسانههای غربی به خصوص مقامات آمریکایی مبنی بر بیگناهی جیسیون رضائیان، اتهامات سنگین امنیتی متوجه وی شده است. از جمله مهمترین اتهامات ضدامنیتی رضاییان، نفوذ در اماکن مهم دولتی و افشای برنامههای "ضدتحریمی ایران" از جمله هویت واسطههای تجاری و ماهیت شرکتهای همکار ایران در پروسه دور زدن تحریمها و جاسوسی از برنامه هستهای کشورمان است. رضاییان در ایران و آمریکا ارتباطات وسیعی با افراد مختلف دارد که میتوان به دوستی با "توماس اردبرینک" خبرنگار نیویورکتایمز مقیم ایران که با یک خانم ایرانی ازدواج کرده تا لابی "نایاک" که مرتبط با وزارت دفاع آمریکا است و.... اشاره کرد.
حمایت مستقیم "اوباما" از "جیسون رضائیان"، نشان از اهمیت این فرد برای دولت آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی این کشور است
کیفرخواست رضاییان در آخر فروردین امسال از سوی دادستانی تهران صادر شد که وی را به جاسوسی از طریق جمعآوری تصمیمات کشور در خصوص مسائل سیاست داخلی و خارجی و قراردادن آن در اختیار افراد غیر صالح متهم کرده است. بر اساس کیفرخواست صادره، «دسترسی و جمعآوری اطلاعات طبقهبندی شده، همکاری با دول متخاصم و نوشتن نامه به اوباما رئیس جمهور آمریکا و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» از دیگر اتهامات جیسون رضائیان است که بزودی دادگاه وی تشکیل میگردد. استفاده اوباما در ضیافت شام سالانه با اتحادیه خبرنگاران کاخ سفید از کلماتی نظیر "تمام توانم را به کار خواهم بست"، "تا آزادی او از پا نخواهم نشست" و "آرام نمیگیرم" برای جیسون رضائیان، نشان از اهمیتی است که این فرد برای دولت آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی این کشور دارد.
رکسانا صابری
بازداشت رکسانا صابری در بهمن ماه سال ۱۳۸۷ نیز یکی ار پر سر و صداترین پروندههای جاسوسی در ایران به شمار میرفت. صابری که تابعیت ایرانی- آمریکایی دارد، از پدری ایرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی متولد شده است و از سال 83 حدود شش سال قبل از دستگیری، در ایران و با مجوز دولت برای رسانه هایی چون "رادیوی عمومی آمریکا" (ان پی آر) و بی بی سی مشغول به کار بود. مجوز فعالیت وی از یک سال قبل از بازداشت توسط دولت تمدید نشده بود اما وی فعالیت خود را ادامه داد.
"رکسانا صابری" به عنوان مترجم در مجمع تشخیص مصلحت، در پی جمعآوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بود
رسانههای غربی ادعا کردند که صابری در حال مطالعه برای تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات ایران و روابط بینالملل در سطح فوق لیسانس و همچنین نوشتن کتابی در باره ایران بوده، اما این درحالی است که وی به عنوان "مترجم" در مجمع تشخیص مصلحت نظام کار میکرده و در پی جمعآوری "اسناد محرمانه" درباره حمله عراق به آمریکا بوده است.
"رکسانا صابری" به عنوان مجری در کنسرت ضدانقلاب «امید برای ایران» در برلین ایفای نقش کرد
رکسانا صابری برای جاسوسی به نفع ایالات متحده، توسط دادگاه به هشت سال زندان و پنج سال تعلیق از فعالیت خبرنگاری محکوم شد اما این مجازات در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی تخفیف داده شد. وی پس از گذراندن چهار ماه در زندان به اتهام جاسوسی در اردیبهشت سال 88 از زندان آزاد و به همراه پدر و مادر خود ایران را به سمت آمریکا ترک کرد. رکسانا صابری بعد از آزادی همچنان فعالیت خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه میدهد و به عنوان نمونه در کنسرتی که در آستانه انتخابات سال 92 در برلین توسط سازمان اطلاعاتی آلمان برای "حمایت از سران فتنه و اغتشاشات" برگزار شد، به عنوان مجری ایفای نقش کرده بود.
مازیار بهاری
مازیار بهاری خبرنگار «نشریه نیوزویک» که تابعیت ایرانی و کانادایی دارد، سال 88 به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری وارد ایران شده بود که در اواخر خرداد ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.
از اتهامات "مازیار بهاری" میتوان به «جمعآوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقهبندی» شده نام برد
بهاری که فارغالتحصیل رشتههای علوم سیاسی و سینما از دانشگاه کاناداست، از سال 1373 فعالیت مستند سازی و خبرنگاری را آغاز کرد، و در طول سالهای گذشته در رسانههای مختلف و در کشورهای گوناگون در منطقه خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی به فعالیت خبری مشغول بوده و با آنکه تاکید میکرد کارمند BBC و شبکه 4 تلویزیون انگلیس نیست، فیلمهایی را برای این رسانهها تهیه کرده بود.
"مازیار بهاری" در کنار عوامل فیلم ضدایرانی «گلاب»، که بر اساس کتابی که وی پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد
دادگاه انقلاب ایران مازیار بهاری را به جهت جرائم «اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، جمعآوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقهبندی شده، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبر انقلاب و رئیس جمهور و اخلال در نظم عمومی» به بیش از ۱۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. وی که با وثیقه سه میلیارد ریالی آزاد بود، قبل از اعتراض به حکم دادگاه از کشور به صورت غیرقانونی گریخت و همچنان به فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه میدهد. فیلم ضدایرانی «گلاب» نیز توسط "جان استوارت" بر اساس کتابی که "بهاری" پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد.
کلوتید ریس
کلوتید ریس قبل از انتخابات سال 88 به عنوان دانشجوی جغرافیای سیاسی و همچنین یک استاد زبان فرانسه برای یک فرصت ۶ ماهه مطالعاتی در دانشگاه اصفهان به ایران سفر کرده بود. اما یکی از اهداف سفر وی "جمعآوری اطلاعات" در رابطه با برنامه هستهای ایران بود که در این رابطه در فواصل ماههای ژوئن تا سپتامبر 2007 یک دوره "کارورزی" را درباره فنآوری هستهای در «کمیساریای انرژی اتمی» فرانسه گذراند تا بابت ماموریتش با آشنایی بیشتری اقدام کند.
"کلوتید ریس" یک دوره کارورزی درباره فنآوری هستهای در فرانسه به جهت جاسوسی گذرانده بود
ریس از جمله مهرههای سفارتخانه فرانسه بود که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق حضور در تجمعات و اغتشاشات 25 و 27 خرداد ماه سال 88 و همچنین جمعآوری اخبار، اطلاعات و تهیه تصاویر از این اغتشاشات و ارائه آن به وابسته علمی سفارت فرانسه توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. زمانی که وی بازداشت شد و در دادگاه تهران به جرایم خود اعتراف کرد، وزیر خارجه وقت فرانسه برنارد کوشنر، در مصاحبهای گفت: «کشورش آنقدر احمق نیست که یک دختربچه را برای جاسوسی به ایران اعزام کند و او فقط یک معلم ساده زبان است.»
نشریههای فرانسوی پس از آزادی "ریس" اعلام کردند که وی دارای "کد امنیتی" و درخدمت دستگاه اطلاعاتی فرانسه بوده است
بر اساس حکم اولیه دادگاه ریس به تحمل ۱۰ سال حبس در ایران محکوم شد که در جلسات تجدیدنظر این حکم به پرداخت جریمه نقدی معادل ۲۸۵ هزار دلار کاهش یافت. وی بعد از پرداخت جریمه نقدی و پس از قریب به ده ماه بازداشت در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد. چند روز پس از آزادی ریس، نشریههای فیگارو و لیبراسیون فرانسه اعلام کردند که کلوتید ریس دارای "کد امنیتی" و درخدمت دستگاه اطلاعاتی فرانسه بوده و به این دلیل تاکنون صحبتی از این مسئله نشده که نگران جان او در ایران بودند.
خبرنگاران آلمانی
دو خبرنگار آلمانی در مهرماه سال 89 برای راه انداختن یک کمپین بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران، به خانواده یک زن ایرانی در تبریز که به اتهام قتل و ارتکاب زنا محکوم به مرگ شده بود، نزدیک شده بودند تا از آنها برای اهداف خود استفاده کنند؛ اما با هوشمندی ماموران امنیتی قبل از هرکاری دستگیر شدند. این دو فرد که در نشریه "بیلد ام زونتاگ" آلمانی فعالیت میکردند، با ویزای توریستی وارد ایران شده بودند و نه به عنوان خبرنگار، اما در این پوشش با شبکههای ضد انقلاب خارجی در ارتباط و همکاری میکردند.
دو خبرنگار آلمانی نشریه "بیلد ام زونتاگ" در زمان بازداشت با مادران خود دیدار کردند
این دو فرد در دادگاه برای جرم «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور جمهوری اسلامی ایران» ابتدا به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم گردیدند که در نهایت این حکم به جزای نقدی تبدیل شد و این دو آلمانی با پرداخت جریمه و پس از 4 ماه بازداشت در ابتدای اسفند 89 به همراه وزیر خارجه وقت آلمان (گیدو وستروله)، به کشورشان بازگشتند.
کوهنوردان آمریکایی
اوایل مرداد 1388 سه کوهنورد آمریکایی که یکی از آنان خبرنگار نیز بود، در حالی که از عراق وارد خاک ایران شده بودند، به اتهام جاسوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد شامل "شِین بائر" که در رسانههای غربی خبرنگار آزاد معرفی شد، به همراه "سارا شورد" که دانشآموختهٔ رشته ادبیات انگلیسی بود، در دمشق زندگی میکرد. شورد در آنجا به تدریس زبان انگلیسی و یادگیری زبان عربی مشغول بود. همچنین به همراه این دو نفر "جاش فَتال" که فعال محیط زیست معرفی گردید نیز جزو بازداشتیها بود.
در میان سه کوهنورد آمریکایی، "شِین بائر" (نفر سمت چپ) خبرنگار بود که ادعا میکرد در پی کسب خبر برای انتخابات کردستان عراق بوده است
ایران سارا شورد را در شهریور ۱۳۸۹ و پس از چهارده ماه، قبل از صدور حکم دادگاه، به دلایل پزشکی با قرار وثیقه 500 هزار دلاری که از طرف شاه عمان تامین شد، آزاد گردید و به آمریکا رفت. یک سال بعد دادگاه شِین بائر و جاش فَتال را به اتهام جاسوسی مجموعاً به تحمل 16 سال حبس محکوم کرد؛ سپس دادگاه تجدید نظر برای هریک از این دو نفر قرار وثیقه 500 هزار دلاری تعیین کرد که باز پادشاه عمان با پرداخت این هزینه زمینه آزادی این دو نفر را فراهم کرد و آنان نیز ایران را ترک کردند. این افراد بعد از خارج شدن از ایران به اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند.
رضا رفیعی فروشانی
رضا رفیعی روزنامهنگار و نماینده سابق «مجله تایم» در ایران بود که در اوایل تیرماه سال 88 توسط نیروهای امنیتی به اتهام جاسوسی دستگیر شد. وی به اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان و اجانب، تلاش در جهت راهاندازی شبکههای غیرقانونی ماهوارهای خصوصی برای "حزب اعتماد ملی" و برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی متهم شده بود.
رفیعی بعد از انتخابات با حضور مستقیم در اغتشاشات 88، گزارش لحظه به لحظه حوادث و شلوغیهای تهران را از طریق عکسبرداری و تصویربرداری به وسیله تلفن ماهوارهای، ایمیل و سایت فیس بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویسهای جاسوسی آمریکا و امارات متحده عربی منتقل مینمود. همچنین وظایفی از جمله جمعآوری اطلاعات آثار اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریمهای آمریکا درایران و انتخابات برای شبکههای ماهوارهای و نفوذ دراحزاب سیاسی و تاسیس NGO با هدف تاثیرگذاری و استحاله چهرههای سیاسی در راستای براندازی نرم را به عهده داشت.
"رضا رفیعی" (در تصویر، در حال دفاع از خود در دادگاه) نماینده سابق «مجله تایم» با عناصر وابسته به سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی همکاری داشت
این جاسوس به مدت دوسال به عنوان "منبع کد دار" با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که به طور مستقیم با سرویس اطلاعات آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند، فعالیت میکرد که دادگاه بدوی برای این اتهامات، او را به ۷ سال زندان محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه و نیم سال حبس قطعی تعزیری کاهش یافت. وی پس از حدود دو سال حبس در خرداد سال 90 از زندان آزاد شد.
پیوند جاسوسی با مسائل عاطفی برای فرار از شکست
رسانههای غربی جزء لاینفک از ماشین سرمایهداری و حکومتهای لیبرال دموکراسی غرب هستند و یک خبرنگار غربی که به ایران میآید، مانند یک دولتمرد و سیاستمدار یا متخصص و یا صاحب سرمایه غربی در مجموعه غرب میگنجد و برای او بیشتر منافع ملی غربیها که در هر برهه برای مقابله با ایران در قالب یک موضوع تعریف میشود، مهم است. البته کشورهای غربی نیز اهمیت زیادی به این جاسوسهای خود میدهند و به محض اینکه دستگیر میشوند، با جار و جنجال رسانهای و فریاد بلند اعتراض میکنند تا خبرنگاران جاسوس آزاد شوند و ایران را به نقض حقوق خبرنگاران متهم میکنند.
در بسیاری از موارد نیز این شکست امنیتی را با مسائل عاطفی و احساسی پیوند میزنند و «مامان و بابا»ها را گسیل ایران میکنند تا آنها اعلام کنند که بچه ما جاسوس نیست و ایران جهنم خبرنگاران است؛ گویی کار کردن در سازمانهای اطلاعاتی شغلی است که حتما پدر و مادرها در جریان آن هستند!
جاسوسی از بین نمیرود، فقط از فردی به فرد دیگر منتقل میشود
دشمنی جریان صهیونیستی که حکومتهای غربی را تحت اراده خود درآورده با ایران همچنان ادامه دارد و این یعنی نیروهای امنیتی همیشه باید مراقب باشند. غربیها و همپیمانان عربی آنها با از دست دادن جاسوسهای خود در ایران، کار جمعآوری اطلاعات جهت ضربه زدن به منافع ملی ایران را متوقف نمیکنند و افراد جدید را جایگزین میکنند. وظیفه "نیروهای امنیتی" دستگیری آنها و وظایف رسانههای داخلی اطلاع رسانی دقیق به مردم و دفاع دربرابر هجمه سنگین دستگاه تبلیغاتی غرب است تا مردم ایران هر روز برای مقابله با این دشمنان، با "بصیرت"تر به "مقاومت" خود ادامه دهند تا بتوانند "استقلال" خود را در تمام زمینهها نهادینه کنند.