سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

اخبار انتخابات

 

کاندیداهای انتخابات یازدهم و غفلتی عظیم؛
حجم بالای شعارهای اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری مخاطب را دچار تردید می کند که آیا بحث بر سر انتخاب رئیس جمهور ایران است یا وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی؟
 مشرق؛ این روزها فضای رسانه ای کشور مملو است از شعارهای اقتصادی ای از این دست؛ شعارهایی که نامزدهای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برای جلب افکار عمومی از آن ها استفاده می کنند.


*   "قول می دهم ظرف دو سال آینده شرایط اقتصادی درست را فراهم کنم"

*   "مسابقه کار آفرینی در کشور راه‌اندازی می کنیم"

*    "ایجاد سالانه ۶۰۰ هزار شغل دور از دسترس نیست"

*   "برنامه ریزی اشتغال حداقل یک میلیون نفری در سال را داریم"

*    "برای اشتغال باید اقدامات اساسی انجام شود"

*    "رقم بیکاری بالا است"

*   "در دولت آتی به ۵ تا ۸ میلیون شغل جدید نیازمندیم"

*    "اجرای نامناسب بنگاه های زودبازده مشکل بیکاری را حل نکرد"

*   "اولویت کاری من دادن یارانه سبز است"

*    "در دولت من ۸ مورد یارانه به مردم تعلق می‌گیرد"

*    "تورم یک رقمی از طریق برقراری انضباط مالی تحقق پیدا می‌کند"

*    "یارانه‌ها افزایش می‌یابد"

*    "۵ میلیون کسب‌وکار خانگی ایجاد می‌کنم"

*    "مسکن مهر را ادامه می دهم"

*   "در چند سال ایران را دگرگون می‌کنم"

*    ....


فارغ از بررسی شعارهای اقتصادی برخی نامزدها که به خوبی نشان می دهد از سازوکارهای اقتصادی کلان بی اطلاع بوده و برنامه های چندین ساله شان را (در صورت دارا بودن چنین برنامه ای) بر پایه توهمات و یا در بهترین حالت، برآوردها و محاسبات اشتباه خود و اطرافیانشان به نگارش درآورده اند.

حجم بالای این شعارها مخاطب را دچار تردید می کند که آیا بحث بر سر انتخاب رئیس جمهور اسلامی ایران اسلامی است یا وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی؟
 
بی تردید امروز اقتصاد یکی از اولولیت های اصلی کشور بوده و معضلات اقتصادی نظیر بیکاری، گرانی، تورم و ... محسوس ترین مشکلاتی قلمداد می شود که بیشتر آحاد جامعه درگیر آن هستند.

اما اقتصاد یکی از اولویت های کشور است و نه تنها اولویت این کشور

سند این مدعا بیانات مقام معظم رهبری است که به واسطه اشراف قوی و مثال زدنی شان بر مسائل کشور در برهه های مختلف زمانی موضوعات لازم را گوشزد کرده و وظیفه مسئولان و مردم را تعیین می کنند.

البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است که بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تکیه کرده‌ام اما تنها مسئله هم مسئله‌ اقتصاد نیست.
(حرم مطهر رضوی 1/1/۱۳۹۲)

 

اقتصاد و مباحث اقتصادی آن گاه که از نگاه انقلابی رهبر انقلاب مورد بررسی قرار گرفته و مطرح می شود دو بعد اصلی را پوشش می دهد:

*اول آن که ایشان اقتصاد را تحت سبک زندگی اسلامی مدنظر قرار داده و آن را صرف ابزاری برای حفظ اقتدار، شرف و عزت کشور و مردم می دانند.

*دوم آن که بهبود شاخص های اقتصادی را از حیث توجه و رسیدگی حکومت به مشکلات معیشتی مردم به خصوص محرومان و مستضعفان به عنوان یکی از وظایف حکومت اسلامی بیان می کنند.

در واقع در نگاه معظم له اقتصاد، معیشت، ثروت، رفاه مادی و مانند اینها زیرمجموعه سبک زندگی انسان مسلمان است و حکومت اسلامی از اقتصاد به عنوان یکی از ابزارهای تسهیل کننده روند تعالی ملت و رقم زننده ی آرامش دنیوی و اُخروی افراد جامعه استفاده می کند.

باید توجه کرد که این پیشرفت‌ها وسایل و ابزاری است برای دستیابی به بخش حقیقی و نرم‌افزاری تمدن اسلامی؛ یعنی سبک و شیوه‌ی زندگی.
(دیدار با جمعی از جوانان خراسان شمالی ۱۳۹۱/۰۷/۲۳)


در این نگاه رفاه مادی هدف حکومت و جامعه اسلامی و تضمین کننده حیات طیبه نیست، اگرچه تسهیل کننده است.

 
انسان و جامعه انقلابی با حداقل نیازهای مادی به سوی قله گام بر می دارد، اگر هم دنبال رفاه باشد، آن را برای حفظ اقتدار ملی و یا فراهم کردن زمینه آسایش برای اقشار ضعیف تر می خواهد. بعضاً مشاهده می شود که میان نگاه رهبر فرزانه انقلاب و مسئولان شکاف های عمیقی وجود دارد که نمونه آن در اظهارات برخی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نهفته است.
 
برخلاف نگاه رهبر انقلاب که اقتصاد را در کنار فرهنگ، سبک زندگی، امنیت ملی، مباحث اعتقادی، تمدن سازی، ورزش، رسانه، جنگ نرم، امور نظامی و ... در نظر گرفته و آن را به صرف ابزاری در راه ساخت کشور اسلامی و سپس برپایی تمدن نوین اسلامی مطرح می کنند، بیشتر مسئولان اقتصاد را هدف گرفته و برنامه های خود را حول آن ترسیم می نمایند.

بر همین اساس نامزدهای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز ترتیب اولویت اول خود را اقتصاد در نظر گرفته و تصور می کنند تنها نیاز مردمی که پس از 35 سال همچنان پای آرمان های انقلاب اسلامی خود ایستاده اند نیاز های اقتصادی ایشان است.

در حالی که اگر اولویت اول کشور اقتصاد می بود رهبر انقلاب که همواره از درک بالای مردم تمجید کرده و هنگام ترسیم افق های کلان بر روی آن ها حساب می کنند، در این مورد نیز به شکل صریح درباره معضلات اقتصادی با مردم صحبت کرده و برای مثال آن ها را دعوت به قناعت و ... می  فرمودند، در حالی که ایشان با واقع نگری وضع کشور را بدر و خیبر توصیف می نمایند.

همچنان که قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‏ها و غلبه‏ ى بر آنها.
(پیام نوروزی ۱۳۹۱)


و باز اگر اولویت اول مردم اقتصاد بود اکنون خیابان های ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای امریکایی و اروپایی مملو از مردم معترض به سیاست های اقتصادی می شد.

 

تفاوت دیگری که نگاه نامزدهای انتخاباتی و در کل تعداد زیادی از مدیران با دیدگاه مقام معظم رهبری دارد این است که ایشان اقتصاد را زیرمجموعه ای از یک کل به نام سبک زندگی در نظر می گیرند اما مدیران مبتنی بر نگاه علوم غربی اقتصاد، فرهنگ و ... و هر یک از حوزه های دیگر را جداگانه در نظر گرفته و مورد بررسی قرار می دهند.

نتیجه آن که هنگامی که رابطه بین اقتصاد و سبک زندگی از بین برود و تأثیر اقتصاد بر سبک زندگی در نظر گرفته نشود استفاده از اقتصاد لیبرالی به گرایش مردم به سبک زندگی امریکایی دامن می زند و بد تر از آن از مبحث مهم تر یعنی سبک زندگی غفلت صورت می پذیرد.

پیشرفت در مفهوم اسلامى، با پیشرفت یک بُعدى یا دو بُعدى در فرهنگ غربى متفاوت است؛ چند بُعدى است. یکى از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبک زندگى کردن ...
(دیدار با جمعی از جوانان خراسان شمالی ۱۳۹۱/۰۷/۲۳)


در واقع نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مانند بسیاری از همتایان خود با مشغول شدن به اشتغال، فرهنگ، سیاست و ... حوزه بالادستی که زندگی و سبک زندگی است را فراموش می کنند، حال آن که بدون مشخص کردن سبک زندگی مطلوب و طرح ریزی برای پیاده سازی آن صحبت از اقتصاد و دیگر حوزه تنها اتلاف هزینه و زمان کشور و مردم است.

 
نامزدهای دوره یازدهم انتخابات ریاست جمهوری باید در نظر داشته باشند دولت به عنوان بالاترین مسئول اجرایی کشور نه تنها در حوزه اقتصاد بلکه در سایر حوزه ها و بخش ها نیز وظیفه دارد به مردم خدمت کند، خدمتی که نحوه انجام آن تأثیر مستقیم بر سبک زندگی افراد جامعه خواهد داشت.

به طور کلی رفتار، منش و عملکرد هر دولت برای چهار سال سبک زندگی مردم یک جامعه را تعیین می کند، از گفتار و رفتار رئیس دولت گرفته تا سیاست خارجی و سیاست های اقتصادی و فرهنگی و ... هم ظاهر دولت و دولتمردان و هم عملکرد آن ها زندگی و سبک زندگی آحاد جامعه را دچار تحول خواهد کرد.

برای مثال دولتی که در سیاست خارجی خود عزتمندانه و مقتدر رفتار کند، این اقتدار در زندگی مردم جامعه بازتاب پیدا خواهد کرد و دولتی که سیاست های ذلیلانه در پیش گیرد باعث رواج ذلت، حقارت در میان مردم خود خواهد شد. بنابراین سبک زندگی افراد یک جامعه به مدت چهار سال تحت الشعاع فعالیت های دولت و سبک زندگی دولتمردان قرار خواهد گرفت.

 حال سوال اینجاست نامزدهایی که بیشترین شعارهای انتخاباتی خود را حول مسائل اقتصادی چیده اند، آیا در زندگی شخصی خود نیز تا این اندازه به مسائل مادی و اقتصادی توجه دارند؟ افرادی که خود را برای تصدی چهارساله بر منصب ریاست جمهوری کاندیدا کرده اند چه منش و روشی در زندگی شخصی خویش دارند؟ روشی که نه تنها زندگی دنیوی که حیات اخروی افراد جامعه را نیز دچار تغییر خواهد کرد.


 
سبک زندگی حاصل از برنامه های دولت در کنار منش دولتمردان تأثیر مستقیم و گاه بی بازگشتی بر زندگی مردم می گذارد. سبک زندگی امروز افراد جامعه محصول عملکرد دولت های گذشته و رؤسای آن ها بوده است. متأسفانه بیشتر نامزدهای انتخابات یازدهم کمترین توجهی به مباحث حوزه سبک زندگی ندارند، در حالی که سبک زندگی و برپایی تمدن نوین اسلامی در سال گذشته به شکل ویژه ای از سوی مقام معظم رهبری مورد توجه قرار گرفت.
 


جست و جو در فضای مجازی نشان می دهد یکی از کلماتی که کمترین کاربرد را در بین سخنان نامزدهای انتخابات داشته است(و شاید اصلا نداشته است)، سبک زندگی و کلیدواژه های پیرامون آن می باشد.

نامزدهای انتخاباتی و تیم های فکری شان حتی فرصت نکرده اند در میان سایت ها و وبلاگ ها به بررسی خواسته های اصلی مردم بپردازند. زمانی که حتی نوجوانان و جوانان شهرستانی مناطق دور از پایتخت در وبلاگ هایشان سبک زندگی و مؤلفه های آن را از نامزدها مطالبه می کنند.
نامزدهای 50 و 60 ساله محور صحبت های خود را مباحث اقتصادی صرف، آن هم در نازل ترین شکل و محدود به مسائل روزانه خورد و خوراک و رفاه مادی قرار داده اند.

به این ترتیب برخی نامزدها مردم را عده ای عوام که به دنبال سیر کردن شکم خود و فرزندانشان و یا گرفتن عروسی و داشتن درآمد ثابت هستند، در نظر می گیرند، در حالی که مردم بسیار جلوتر از آن ها بوده و با اقتدا به امام خود رفاه اقتصادی را در جهت زندگی عزتمندانه و کریمانه و برای نیل به اهداف والای انقلاب اسلامی می خواهند.


 
به راستی اگر مردم ایران اسلامی به دنبال زیست مادی و رشد و نمو حیوانی و نباتی می بودند، اساساٌ نه انقلاب می کردند و نه در هشت سال جنگ تحمیلی فشار و مشقت های فراوان اقتصادی را متحمل می شدند.

در مجموع سبک زندگی محمدی صلی الله علیه و آله واژه مغفول مانده در برنامه ها و صحبت های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است.

بعید به نظر می رسد هنگامی که این موضوع از طرف نامزدهای ریاست جمهوری که به عنوان شاخص های مدیران کلان نظام واجد احراز صلاحیت شده اند، نادیده گرفته شده است در میان نامزدهای انتخابات شوراهای شهر و روستا مورد توجه قرار گرفته باشد.
 


به این ترتیب می توان چنین ارزیابی نمود که اکثر نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری علاوه بر اینکه حوزه سبک زندگی را نادیده گرفته اند، عملکرد گذشته آن ها در پست های مختلف نشان می دهد با نگاه تکنوکرات خود تنها به مؤلفه های سبک زندگی وارداتی و یا با ارفاق سبک زندگی غیر ایرانی و غیر اسلامی دامن زده اند؛ حتی در حوزه اقتصاد که سنگ آن را به سینه می زنند نیز سبک زندگی را در نظر نگرفته و مدل اقتصادی بومی و اسلامی مد نظر ندارند.

حتی اگر اقتصاد به عنوان بخشی از سبک زندگی جامعه در نظر گرفته نشود نمی توان تأثیرات مستقیم آن بر سبک زندگی افراد جامعه را نادیده گرفت. برای مثال روشن است که ربا و وجود آن در نظام بانکداری و ساختار داد و ستد باعث آلوده شدن سفره مردم که خود نوعی نادیده گرفتن عفت شکم است، خواهد شد، در نتیجه نسل کودک و نوجوانی که گوشت و پوست آن ها ناخواسته از مال آلوده به ربا روئیده حتی اگر مخالف سخن حق نباشند، مشتاق آن نیز نخواهند بود.

این ساده ترین مثال از تأثیر اقتصاد بر سبک زندگی مردم جامعه و مؤلفه ای مانند عفت است، در حالی که مثال ها و موارد بسیاری در این باره وجود دارد. نامزدهای محترم به ویژه نامزد پیروز در انتخابات باید توجه داشته باشند که تک تک افراد جامعه نتایج سیاست های اقتصادی ایشان را با جسم و روح خود لمس کرده و سعادت و شقاوت برخی از آن ها در همین چهار سال آینده و بر حسب بسط و نفوذ عناصر عفت و غیرت در جامعه رقم خواهد خورد.

آیا مسئولی که توان مبارزه با دلالی و احتکار را نداشته و بر مسندی که نباید تکیه زده شریک این فرد نخواهد بود؟

نامزدهای انتخاباتی علاوه بر حوزه اقتصاد و یارانه ها و مسکن مهر باید مسائل و موضوعات کلان تر و اساسی تری مانند سبک زندگی را نیز در نظر بگیرند و نخبگان و اهل نیز ضمن هوشیاری دادن به افراد عادی جامعه باید ذهن آن ها را از شعارهای جذاب اقتصادی به سمت این حوزه ها هدایت کنند زیرا در غیر این صورت مجددا امام خامنه ای چهار سال دیگر باید به طرح مباحث سبک زندگی و حیات طیبه بپردازد، شاید که در دولت دوازدهم مورد توجه واقع شود.


محسن رضایی در سخنرانی خود خطاب به ایرانیان مطرح کرد؛
ما واقعا ایران را مال همه ایرانیان می‌دانیم. این طور نیست که اگر کسی اینجا بود، ایرانی است و اگر کسی بیرون بود‌، نیست. از یک طرف من یک شبکه خویشاوندی برای همه ایرانیان درست می‌کنم تا همه فارسی‌‌زبان‌های این شبکه انسانی در سراسر دنیا ‌با هم مرتبط‌ شوند؛ آن هم فارغ از بحث‌های سیاسی.
کد خبر: ۳۲۳۴۵۱
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۰
شما مردم چگونه می‌توانید به رای‌آوری نامزد با برنامه کمک کنید؟محسن رضایی با حضور در شبکه جهانی جام جم، ضمن تشریح برنامه‌هایش در حوزه‌های اقتصادی، سیاست خارجه، فرهنگی و برنامه‌های ویژه ایرانیان مقیم دیگر کشورها، به پرسش‌های ایرانیان خارج از کشور پاسخ داد؛ پاسخ‌هایی که بسیار شفاف و همراه با راهکارهای عملی بود.

به گزارش «تابناک»، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم‌اینک با حضور در برنامه «با ایرانیان» که از شبکه جام‌جم روی آنتن می‌رود، با ایرانیان بیرون کشور به گفت‌وگو نشست.

مشروح سخنان دکتر محسن رضایی در گفت‌وگو با ایرانیان خارج از کشور، بر لزوم رفع همه موانع برای بهره‌برداری از تخصص و سرمایه ایرانیان خارج از کشور در ایران تأکید ورزید و با اشاره به جایگاه تاریخی این سرزمین، از اهمیت اتحاد ایرانیان سراسر جهان برای رساندن وطن‌ به جایگاه حقیقی‌اش سخن به میان آورد.

متن کامل سخنان دکتر محسن رضایی از این قرار است:

مجری: در خدمت جناب آقای دکتر محسن رضایی هستیم. آقای دکتر خدمت شما سلام و خیر مقدم می‌گویم و خواهش می‌کنم در مقدمه اگر نکته‌‌ای دارید با بینندگان عزیز در میان بگذارید؟

محسن رضایی: بسم الله الرحمن الرحیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر، سلام بر هم‌وطنان عزیز سلام؛ سلام بر هم‌تباران؛ سلام بر سفیران ایران در سراسر جهان. وقتی از من ‌می‌پرسند، چرا شعار شما سلام بر زندگی است، می‌گویم به این دلیل که امروز نوبت زندگی فرا رسیده و سیاست و امنیت و قدرت سر جایش قرار گرفته، ولی زندگی مردم سر جای خود نیست. ما می‌خواهیم به زندگی مردم توجه کنیم. می‌خواهیم نیرو و توان و پتانسیلی ‌که داریم ‌در صحنه زندگی مردم آورده و مشکلات آنان را حل کنیم؛ یعنی می‌خواهیم کیفیت زندگی مردم را ‌بالا ببریم. کیفیت زندگی هم تنها معیشت نیست.

البته معیشت برای من بسیار مهم است. به همین دلیل ‌اقتصاد ‌خوانده‌ام. برنامه‌های مفصل اقتصادی دارم اما می‌خواهم بگویم که اقتصاد هم بخشی از زندگی مردم هست اخلاق،‌ معنویت، عزت و آن هویت و شخصیت جوان‌ها، وقتی ‌می‌بینم که یک جوانی ایرانی کف خیابان‌ها از اعتیاد می‌افتد، احساس می‌کنم ‌بمبی در میان خیابان‌های تهران منفجر شد. وقتی می‌بینم و می‌شنوم که یک ایرانی در خارج از کشور وسیله ای برای دفاع از خودش ندارد، اذیت می‌شوم و احساس می‌کنم که فرزند خودم تحت تأثیر فشارهای شدید است، ولی نمی توانم برایش کاری کنم. ما می‌خواهیم این زندگی را درست کنیم؛ چه داخل کشور و چه در بیرون از آن؛ بنابراین، هدف من مسأله زندگی است.

در اینجا می‌گویم شعار من سلام بر زندگی یا ابوالفضل هم می‌گویم، چرا؟ چون حضرت ابوالفضل قهرمان نبرد برای زندگی بوده است. امام حسین در میانه معرکه نظامی قرار گرفت. به برادرش ‌گفت برو و به خانواده‌ات برس؛ یعنی همان مقدار که جنگ نظامی مهم بود، جبهه نظامی هم مهم بود. امام حسین اشاره کرد که برو شما؛ با اینکه ایشان علمدار ‌و سپهسالار بود، ولی زندگی اهل بیت و زن و بچه خیلی مهم بوده است.

ما می‌خواهیم بگوییم عزیزان من، برادران من، مسئولان کشور، ایرانیان، بیایید با هم دوباره بسیج شویم، مثل همان انقلاب و ‌همان دفاع مقدس به زندگی ‌مردم بپردازیم. البته باید بسیاری از عوامل‌ دست به دست هم بدهد تا ما به این نقطه برسیم، ولی من مطمئنم که ما می‌توانیم بهترین زندگی را برای ایرانیان داخل ‌و خارج از کشور فراهم کنیم.

محسن رضایی: نیاز به تغییرات جدی در سیاست خارجه داریم

سئوال: آیا واقعا با اطمینان کامل و با ضرس قاطع می توانند بفرمایید که آن وعده های انتخاباتی را که دادند می توانند در طول این چهار سال عملی کنند؟ شما برای انتخاب وزرا چه معیاری دارید و اینکه آیا از الان گروهتان مشخص است که چه افرادی وزیر می شوند یا اینکه نه بعدا انتخاب می کنید این افراد را؟ چه برنامه های قابل اجرا‌ء‌، عملی که می تواند در شرایط فعلی هم از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به مملکت کمک بکند دارند؟

محسن رضایی: اولا تشکر می کنم از دوستانی که این سئوالات را مطرح کردند و از اینکه من می بینم دل سوزانه و مثل خود ایرانیان داخل کشور به فکر مملکتشان هستند از تک تک اینها تشکر می کنم اولا من انگیزه خودم را بگویم من وقتی که جنگ تمام شد این سئوال را برای دوستانم مطرح کردم که تهدید بعدی ایران کجا است؟ بر خلاف تصور همه دوستان بعد از هفت ماه من اعلام کردم تهدید بعدی ما پیشرفت و اقتصاد است.

لذا دیگر من معطل نکردم، بلافاصله با اینکه من مهندسی مکانیک علم و صنعت بودم و دانشگاه علم و صنعت قبل ازانقلاب بودم و بخاطر اینکه بار دوم آمدند من را دستگیر کنند، من مخفی شدم، دیگر قبل از انقلاب نتوانستم، ادامه تحصیل بدهم. بعد از جنگ نرفتم مکانیک را بخوانم. با اینکه واقعا علاقه شخصی من مکانیک بود، چون دیدم آن چیزی که ملت ما نیاز دارد. در سالهای آینده مکانیک هست، برق هست، عمران هست، سد سازی هست، پل سازی هست اما فراتر از اینها هم ما نیاز به اقتصاد داریم؛ اقتصاد ایران باید ساماندهی بشود.

به همین دلیل تغییر رشته دادم و رفتم دانشگاه تهران، از لیسانس شروع کردم، فوق لیسانس و دکترا را گرفتم، مثل یک بچه مؤدب هم در سر کلاسهایمان می رفتیم و می نشستیم و اساتید هم بعضا تعجب می کردند، ولی من چون همیشه معتقد بودم که مسیر موفقیت از عقلانیت عبور می کند با کمک توکل یعنی عقل، بستر اصلی است خرد بستر اصلی است علم و دانش بستر اصلی است البته من معتقد نیستم که به این ما اکتفا کنیم.

ما باید از توکل از توسل و از این حالت های عرفانی که بین انسان و خدای خودش هست هم ما باید استفاده کنیم به همین دلیل همه مراحل را طی کردم و بعد هم که در مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گرفتم الان پانزده سال می گذرد رفتم کمیسیون اقتصادی که الان وخودم دارم آنجا را اداره می کنم و بنابراین طی بیست و چند سال گذشته هر کسی مسیر من را دنبال کند می بیند یا دغدغه های من اقتصادی است یا فرهنگی است.

یعنی این دوتا است پس من برای این آمدم در انتخابات که بتوانم فرمان را به دست بگیرم که انشاء الله یک تحولی در اقتصاد و فرهنگ جامعه انشاء الله با کمک اندیشمندان و کارشناسان کشور و خود مردم و خود جوانها با دست آنها با فکر آنها با کمک آنها انشاء الله این کار را انجام بدهیم اما چه ضمانتی دارد برنامه های من خوشبختانه من در این پانزده سال درست است که رئیس جمهور نبودم اما یک بستر خیلی خوبی را فراهم کردم یعنی سیاست های کلی اقتصاد، فرهنگ، مسایل داخلی، اجتماعی را تهیه کردیم به تصویب رهبر انقلاب رسانده ایم که خود آن یک پشتوانه خیلی محکمی است لذا من که الان راه می افتم یک تکیه گاهم سیاستهای کلی است که درتعامل با هزاران کار کارشناسی با کارشناسان کشور اساتید دانشگاهها تهیه شده است و مسیر حقوقیش و قانونیش را هم طی کرده است و در مجمع هم تصویب شده است امضاء‌ رهبر انقلاب را هم گرفته است.

خب این بیانگر این است که این یک پشتوانه خوبی من الان در دست دارم یعنی چشم انداز ایران هزار و چهارصد و چهار را من دارم، سیاستهای کلی اقتصادی را دارم این خیلی مسئله مهمی است مسئله دیگر دانش و آمادگی خود من است من خودم را برای این کار آماده کردم بعضی از دوستان دیگر ما الان دو سه سال است که متوجه شدند که اقتصاد مهم است من بیست و چند سال است که مطمئن شدم که اقتصاد مهم است لذا من یک آمادگی کامل علمی و روحی و برنامه ای در خودم آماده کردم. فقط کافی است فرمان را بدست بگیرم انشاء الله این تحول را بوجود می آورم

مسئله سوم تجربه من است. من یک تجربه بسیار بزرگی در مسئله بحران های ایران دارم قبل از انقلاب، بعد از انقلاب در مواجه با شورش ها در مواجه با جنگ، در مواجه با تحریم های اقتصادی در مسئله سازندگی، بعد از دفاع مقدس و تا امروز کاری که با دولت آقای خاتمی کردم، از نزدیک با آقای احمدی نژاد از نظر کار کارشناسی که وزراء و کارشناسانشان می آمدند در دبیر خانه و مجمع تشخیص و نظرات اینها را می گرفتیم اشکالاتشان را می گرفتیم نظارت هایی که ما کردیم لذا پشتوانه آمادگی های روحی ، علمی و عملی هم به نظرم بالا است و می توانم از اینها استفاده کنم وزراء را ما هنوز مشخص نکردیم ولیکن کاندیداهای هر وزارت خانه مشخص است یعنی الان من برای هر وزارت خانه ام حداقل چهار تا پنج تا کاندید دارم و بعضا بدون اینکه به آنها هم بگویم که شما برای چه می خواهم یک صحبت های اولیه هم کردم ولی لیست نهایی را بستگی به این ده دوازده روز آینده دارد که آیا به نتیجه خواهم رسید و بعد هم ملاک من مسئله تعهد و کار آمدی است.

امام فرمود که این مملکت را به دست نا اهلان و نامحرمان ندهید ما از هر دو واقعا آسیب دیدیم و برنامه های عملی من هم که یکی از آقایان اشاره کردند مفصل هست که حالا شاید در طول برنامه بتوانیم به آن بپردازیم چون نمی خواهم بیشتر پاسخ سئوالات طولانی بشود آن را در طول صحبت هایمان بحث می کنیم.

سئوال: سئوالم این است که برای مهار تورم در ایران در این چهار سال چه برنامه خاصی دارند؟ سئوال من از کاندیدای ریاست جمهوری این است که چه طرح و برنامه ای برای اشتغال و بیکاری خانم ها دارند؟ این سئوال را دارم که واقعا چه تدبیری برای این گرانی که در ایران هستش و واقعا خانواده های ما در رنج و عذاب هستند چه تدبیری برای این گرانی دارید؟ برنامه شما برای رفع مشکلات کنونی اقتصاد کشور چی هست؟

محسن رضایی :
من مشکل اصلی کشور را این می دانم که کشور از نظر اقتصادی صاحب ندارد ما امنیت صاحب دارد، سیاست صاحب دارد، انتخابات صاحب دارد، دین صاحب دارد اما می خواهم اعلام بکنم که اقتصاد ایران متاسفانه طی صد سال اخیر هیچ گاه صاحب نداشت البته یک سازمان برنامه و بودجه درست کردند ولی سازمان برنامه و بودجه هم نمی توانست با مدیران و رهبران اداره کشور یک تعامل تخصصی داشته باشد.

من می خواهم اقتصاد ایران را برای اولین بار صاحب دار کنم، یعنی این که این صاحب پیدا بکند. از بالا هم شروع می کنم؛ یک شورای عالی اقتصاد ملی درست می کنم مثل تیم شانگهای، مثل تیم کره جنوبی، مثل تیم ماهاتیر محمد، مثل تیمهای زیادی مثل تیم آقای اردوغان؛ البته کاری که ما کردیم هم از شرق تجربه گرفتیم. هم از غرب من اول اقتصاد ایران را صاحبش را درست می کنم و یک تیم هفت نفره تا نه نفره از افراد بسیار مسلط و قوی و توانمند می گذارم این لوکوموتیو مادر اقتصاد ایران را اول شکل می دهم . چرا حالا من به این قسمت ها بیشتر توجه می کنم؟

چون مسئله بیکاری و گرانی الان حدود چهل سال است که وارد اقتصاد ایران شده است حتی قبل از انقلاب، مرتب هی دولت ها آمدند و رفتند همه هم گفتند ما گرانی و بیکاری را حل می کنیم من وقتی که برنامه ریزی اقتصاد ایران را می خواندم در سال هزار و سیصد و بیست و هفت آنجا گفته شده است که هدف این برنامه اولین برنامه ایران رشد و عدالت است خب ما در تمام این سالها می بینیم از رشد و عدالت ما گره مان جایی دیگر است بیکاری و گرانی آثار بی صاحب بودن اقتصاد ایران است گرانی و بیکاری آثار یک بیماری است که اگر آن بیماری حل بشود گرانی و بیکاری هم مثل خیلی از کشورهای دیگر حل می شود اما اگر آن بیماری و آن اشکال اساسی آن نقص اساسی برای اینکه آن را حل بکنیم ما از شورای عالی شروع می کنیم بعد در کنار هر وزارت خانه یک وزارت خانه در سایه درست می کنیم.

ایالت های اقتصادی را راه می اندازیم و اقتصاد شهر و روستا را ما سامان دهی می کنیم یعنی یک کار از بالا تا پایین یعنی مدیریت اقتصاد کشور را می بریم تعمیرگاه از بالا تا پایین نوسازیش می کنیم چون با تعمیر کردن هم مسئله حل نمی شود یعنی چیزهایی باید به آن اضافه کنیم و یک چیزهای قدیمی و پوسیده اش را باید بریزیم بیرون این یکی ازکارهای بزرگ است من این را از همان روز اول شروع می کنم.

مسئله دوم این است که برای گرانیها من تورم را در ایران یک اژدهای چند سر می دانم، به علت اینکه دوستان ما نمی توانند با این مبارزه کنند چون به یک سر این اژده ها حمله می کنند با چند سر دیگر می زند مثلا فرض کنید کسر بودجه کشور و انضباط مالی خب این را باید حل کرد این یکی است ولی به موازات این وابستگی ریال ما به دلارهای نفتی این را هم باید این وابستگی را کاهش داد نمی شود صفرش کرد اما می شود یک سبدی را ما پشتوانه پول ملی مان بگذاریم نه فقط دلارهای نفتی.

مسئله سوم این مسایل اخیر است مثل تحریم های اقتصادی است. مسئله دیگر مسئله یارانه ها است. مسئله دیگر مسئله پایین بودن کشش تولید در ایران است. یعنی ما وقتی نقدینگی را اضافه می کنیم سیاستهای پولی، تولید پاسخ مثبت به ما نمی دهد یک کمی پاسخ مثبت می دهد مثلا در یک درصد کمی بقیه اش می شود گرانی در حالیکه وقتی که این آب حیات وارد اقتصاد می شود باید این اقتصاد مثل یک در حقیقت زمین تشنه این اقتصاد یعنی تولید این نقدینگی را جذب بکند بلافاصله تبدیل به سبزی و در حقیقت حاصل خیزی بشود نه، ما کشش تولید هم در حقیقت پایین است که حالا به محیط کسب و کار بر می گردد، به کار آفرینی در حقیقت بر می گردد.

بنابراین مسئله گرانی را ما با یک اقدام همه جانبه همراه با همدیگر یعنی پنج تا شش تا اقدام حداقل به طور مستقیم انجام می دهیم که گرانی را بیاوریم پایین کنترل کنیم که محصول همه فعالیت ها به کنترل نقدینگی و هدایت نقدینگی از این مسیرهای تورمی به سمت مسیرهای تولیدی، از این سفته بازی و دلال بازی و این نقدینگی را هدایت می کنیم در آن آب راههای خودش که بتواند کشتزارهای وسیع را در حقیقت آبیاری کند و ما محصولش را بچینیم مسئله البته حالا در این بحث بانک مرکزی را درست می کنیم.

مدیر اینهایش هم شاید در سئوالات بعدی باشد در رابطه با بیکاری، بیکاری محصول عدم کارکرد یک بازار است یعنی اگر شغل و شاغل، یعنی تقاضا برای نیروی کار و عرضه نیروی کار اگر این دو تا در تعادل باشند خب بیکاری نخواهد بود خب ما هم در شغل آفرینی و کار آفرینی در کشور الان مشکل داریم کار آفرینی ضعیف است حمایت نمی شود و کار آفرینان ما مورد حمایت قرار نمی گیرند امنیت اقتصادی واقعا در معرض مشکلات جدی هست پس کار آفرینی و تولید شغل را ما از یک طرف درست می کنیم از طرف دیگر در حقیت شاغل را درست می کنیم الان دانشگاههای ما شاغل تربیت نمی کنند دانشگاههای ما باید شاغل تعریف کنند حتی کسی که علوم انسانی می خواند باید نهایتا بیاید یک دفتر مشاوره ای بزند که آسیب های اجتماعی و آسیب های روانی راحل بکند. خب دانشگاههای ما انطباقی با تولید شاغل ندارند خب ما باید این کار را بکنیم.

آموزش و پروش ما این طور است، دانشگاه ما این طور است. ما شاغل می خواهیم ما یک فردی که پز بدهد که من یک مدرک دارم که ما نمی خواهیم این را متاسفانه نظام آموزشی ما از قبل از انقلاب این طور بوده و بعد هم تلاشهای زیادی شده و آن تحولی که باید درش صورت می گرفت واقعا صورت نگرفته است بنابراین ما این مجموعه مسایل را در رابطه با بیکاری تنظیم کردیم و مسئله برنامه های اقتصادی من هم که من چهارده تا برنامه مهم اقتصادی دارم و یک سری برنامه های جزئی اولینش تحول در کشاورزی با دادن یارانه سبز هست و مسئله دوم سامان دادن به یارانه های فعلی و سمت و سو دادن به تولید هست و مسئله بعد آزاد سازی سهام عدالت هست چهل و پنج میلیون جمعیت ما سهام عدالت دارند اینها را ما آزاد سازی می کنیم و مسئله طرح بانوان هم که طرحی تحت عنوان طرح کوثر، بانوی ایرانی داریم که در هفت هشت در ده محور این تنظیم شده است.

یکی از آنها مسئله توانمندسازی بانوان است بانوان ما از آشنایی به حقوق خودشان گرفته تا اینکه یک کسب و کاری راه بندازند الان ناتوان هستند چه انتظاری هست ما که بانوانمان را نمی خواهیم تبدیل به گدا بکنیم گدا پروری که ما نمی خواهیم ما توانمند سازی بانوان ایران را من برایش وقت می گذارم از آشنایی به حقوقشان در خانواده، در اجتماع، در سیاست گرفته تا آن کسب و کاری که در حقیقت راه اندای بشود بیمه بانوان را من جدی می گیرم مسئله حق شأن و حق عائله مندی را من در این طرح کوثر بانوی ایرانی در نظر گرفتم در ده مورد طرحی را من برای بانوان فراهم کردم که از حضور در صحنه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، داخل خانه و همچنین آینده آنها که از یک سنی که به بالا می روند در حقیقت محتاج کسی نباشند و بتوانند اگر سرپرستی ندارند سر پای خودشان بایستند و به کسی رو نزنند که باعث شکستن عزت آنها بشود.

مجری: در ارتباط با بحث تحریم ها که عنوان کردید هم چند تا سئوال داریم که به صورت ایمیلی آمده است من خدمت شما بینندگان عزیز عرض می کنم خانم شقایق از انگلیس عنوان کردند آیا می توانید در چهار سالی که رئیس جمهور هستید با دیپلماسی فعال خارجی مانع از اعمال تحریم های جدید بشوید و تحریم های گذشته را هم از بین ببرید؟ آقای صادق عبادی از کانادا عنوان کردند شما با کشورهایی که علیه ایران تحریم می کنند چه برخوردی خواهید کرد؟ یک سئوال ایمیلی دیگر هم داریم آقا یا خانم حسینی از امارات عنوان کردند که برای جلوگیری از اثرات منفی تحریم ها بر زندگی مردم ایران چه برنامه هایی دارید؟


محسن رضایی: خب این از مهمترین مسایل ما است دیگر البته من این اعتقاد را ندارم که اگر تحریم ها برطرف شد ما برگردیم به زمان قبل از تحریم ها آن شرایط، شرایط مطلوب ما است نه، مگر شرایط قبل از تحریم ها خیلی شرایط خوبی بود ؟ یعنی ما در سال هشتاد و هفت آیا واقعا گرانی نداشتیم ؟ بیست و پنج درصد گرانی داشتیم . آیا در سال هفتاد و سه و هفتاد و چهار ما گرانی نداشتیم ؟ آیا در سال پنجاه و سه و پنجاه و چهار قبل از انقلاب آیا گرانی شدید نداشتیم؟

در سال هفتاد و سه و هفتاد و چهار اصلا در چند تا شهر ایران شورش شد و دو سه نفر هم کشته شد پس مسئله تحریم ها بله خیلی مهم است اما این اضافه شده است بر مشکلات یعنی ما باید هم به فکر حل مشکلات اساسی ایران باشیم بالاخره ما باید بیفتیم روی دور پیشرفت ما باید از این حالت نظاره گری که هر چند سالی یک کشوری می آید از ما سبقت می گیرد و ما تماشاچی بشویم باید اولا از این پرهیز کنیم ثانیا ما باید برویم به سمت اینکه تحریم های اقتصادی را برداریم و اینها را هم از سر راه خودمان در حقیقت بزنیم کنار تا بتوانیم یک تعامل موثر و سازنده داشته باشیم.

بنابراین این برای من مهم است این که تحریم ها را هم خنثی بکنیم و هم رفع بکنیم هر دو مهم است خنثی کردن تحریم ها و اینکه ما برگردیم به یک وضعیت مطلوب اقتصادی، مهم است اینکه اینها را هم ما از سر راه برداریم از طریق دیپلماسی هر دو تا کار مهم است به همین دلیل من معقتد به استراتژی قیچی هستم یعنی این قیچی دو تا بله دارد لبه بالایی می شود دیپلماسی و آن لبه پایینی قیچی می شود در حقیقت کارآمدی اقتصادی چرا این دو تا لازم است؟

برای اینکه اصلا ماهیت سیاست این است ماهیت دیپلماسی این است دنیا که دنبال این نیست که حتما منافع خودش را بدهد به ما که هیچ کشوری این طوری نیست حتی کشورهایی که ما الان داریم کمکشان می کنیم حتی آنها هم دنبال این هستند که منافع خودشان را ما باید به فکر در حقیقت منافع خودمان باشیم منافع ما ایجاب می کند که به طرف مقابل ثابت بکنیم که از موضع برابر باهم باید حرف بزنیم چه موقع آمریکاییها ازموضع برابر با ما حرف می زنند ؟

موقعی که احساس کنند که ما سر پای خودمان هستیم البته این کافی نیست وقتی که ما سر پای خودمان قرار گرفتیم حتما باید دیالوگمان را ادامه بدهیم چه کار ؟ که ما پیشرفت هایمان را چند برابر بکنیم برای اینکه ما یک مسئله عبور از بحران داریم یک مسئله جهش در پیشرفت من دنبال هر دوی اینها هستم من تنها دنبال این نیستم که این مشکلات را برطرف کنیم یک وضع عادی پیدا کنیم ما دیگر با وضع عادی اصلا نمی توانیم در دنیا زندگی کنیم ما حتما باید یک جهشی در پیشرفت در حقیقت داشته باشیم لازمه این کار این است که از این سیاست قیچی استفاده کنیم بنابراین من جلوی تحریم های جدید را خواهم گرفت تحریم هایی که تا الان بوده این را شروع می کنیم به کاهش دادنش و با طرحی که برای مذاکرات تهیه کردم اثرات منفی بر تحریم ها را هم با جایگزین کردن روش های جدید در تولید و همچنین باز کردن فضای جدیدی برای صادرات غیر نفتی این آثار را ما خنثی می کنیم.

مجری: می خواستم ببینم که برای سیاست خارجی مملکت چه برنامه ریزی دارند؟ سئوال من این است که در زمینه تنش زدایی بین المللی چه طرح و برنامه ای دارید؟ در حوزه کشورهای تمدنی ایرانی اسلامی چه برنامه ای برای سیاست خارجی دارند که کشورهای جایگزین جای آنها و نقش آنها را ایفا نکند؟

محسن رضایی: بله یکی از مسایل بسیار مهم ما سیاست خارجی است، چون ما هم بعنوان یک بازیگر منطقه ای و هم یک بازیگر بین المللی مسئولیت داریم، هم بعنوان اینکه ما از تعاملات و روابط و مناسبات جهانی باید برای کشورمان استفاده کنیم. بنابراین اگر بخواهیم مسئولیت های خودمان را تعریف کنیم این است که ما هم نسبت به ملتمان در حقیقت مسئولیت داریم که از فضای بین المللی استفاده کنیم، هم بعنوان یک بازیگر منطقه ای یک مسئولیتی بر عهده مان هست. باید در منطقه ای که زندگی می کنیم ایفای نقش بکنیم هم در روابط بین الملل ما یک مسئولیتی داریم من اتفاقا می خواهم از زاویه مسئولیت وارد بحث سیاست خارجی بشوم نه از مواضع و در حقیقت مبانی غیر واقعی. ما مسئول هستیم. لذا عرض کردم من اگر یک ریال به یک کشور دیگر بدهم حداقل یک ریال برای مردمم می آورم داخل.

لذا بستر بین المللی بستر منطقه ای را من فراهم می کنم تا بتوانم مبادلات اقتصادی، مبادلات فرهنگی را داشته باشیم ما الان روابط زیاد سیاسی داریم اما از این روابط چقدر برای اقتصاد استفاده کردیم چقدر برای فرهنگ استفاده کردیم یک انبوهی از این مقاوله نامه ها و تفاهم نامه ها و اینها پر است یعنی وزارت خارجه ما پر است از این مقاوله نامه ها، نوشتند دویست صفحه، سیصد صفحه و چهارصد صفحه خب نتیجه چی؟ یعنی نتیجه چی شد؟ چقدر ریال ما تقویت شد؟ چقدر کار درست شد؟ چقدر اقتصاد ما جهش پیدا کرد؟ چقدر فرهنگ و ادبیات فارسی ایرانی ما در خارج گسترش پیدا کرد؟

البته من نمی گویم کاری نشد ها! چون همه اخلاق من را می دانند من اصلا اخلاقم این نیست که از تخریب دیگران برای خودم یک پلکانی درست کنم. الان هم که می گویم کلی می گویم نفر خاص یا دولت خاصی را نمی گویم ما واقعا نیاز به یک تغییر جدی در سیاست خارجی ایران را داریم اصلا سیاست خارجی را برای چه می خواهیم ؟پس یکیش برای ملت خودمان ،‌می خواهیم ملتمان را واقعا از این روابط و مناسباتی که داریم از این فضای بین المللی فضای منطقه ای فضای اسلامی که داریم می توانیم استفاده کنیم ما الحمد الله خیلی فضا داریم یعنی من فکر نمی کنم کشوری در دنیا این قدر فضا داشته باشد.

ما در رابطه با همین حوزه تمدنی ایرانی یک فضا داریم، ایران در دویست سال پیش دو برابر امروز بوده کو سمرقند و بخارا! کو قفقاز! ما البته آنها را الان ملتهای بزرگی می شناسیم، به حقوقشان احترام می گذاریم ولی قبول کنیم تا دویست سال پیش ما یک حوزه تمدنی عظیم ایرانی داشتیم، دو برابر ایران امروز بوده است. چقدر داریم استفاده می کنیم؟ خب مسئله بعد حوزه فضای و حوزه تمدن اسلامی را داریم ما الان یک کشور موثر اسلامی هستیم بعضی جاها اصلا تنها کشور حاضر در آنجا ایران است مثل فلسطین و مثل لبنان و مثل سوریه و مثل عراق اما از این فضا چقدر استفاده کردیم فضای بین المللی داریم خیلی ازکشورهای دنیا علاقمند هستند از آفریقا گرفته تا جایی دیگر با ایران تعامل داشته باشند نباید فراموش کنیم که ایران در چند هزار سال پیش یک تمدن بزرگ یک سیاست خارجی عظیمی داشت به طوری که مهد عدالت و فرهنگ بود کوروش کبیر چرا این همه به او علاقه دارند؟

برای اینکه کوروش کبیر و ایرانیان کهن ما یک تمدن بزرگی با بسیاری از استانداردهای انسانی و فرهنگ انسانی درست کردند در عین حال که خودشان فرهنگ مذهبی خاصی داشتند ولی یک فرهنگ انسانی گسترده ای را هم در بیرون از مرزهای ایران اعمال می کردند منشور حقوق بشر هست روابط و مبادلات بین المللی است بین ایران و کشورهای مختلف داریوش وقتی که توی وصیت نامه اش می نویسد من در حالی شما را دارم ترک می کنم که چهل و پنج کشور تحت سیطره و تحت نفوذ ایران است.

خب ببینید البته متاسفانه این تجارب نماند این تجارب قبل از اسلام نماند، بعد از اسلام نماند، در زمان صفویه نماند، حتی در زمان دولتهای خود ما،‌ ما هنوز دولت که تشکیل می دهیم می رویم از صفر شروع می کنیم من نمی دانم که چه سری شده است درایران ما که علایق شخصی خودمان را بر علایق ملی و منافع ملی ترجیح می دهیم باز می رویم از صفر شروع می کنیم به وزیر گذاشتن و تمام این تجارب گذشته را متاسفانه از دست رفته من یکی از کارهای مهم که خواهم کرد همین است سیاست خارجی ایران را منهای شخص خود من و تیم خود من ساماندهی می کنم که یک سرمایه ای برای آینده ملت ایران بماند و سعی می کنم که تمام این تلاشها و تمام این افراد چه آنهایی که زنده هستند و چه آنهایی که کتابی نوشتند خاطراتی نوشتند اینها را بیاوریم، برای کشور یک پشتوانه تجربی قدرتمندی درست کنیم که تیمهای بعدی که می آیند حتی اگر ضعیف بودند با این پشتوانه تجربی بتوانند سیاست خارجی ایران را در حقیقت ادامه بدهند.

در همین دیدگاه حرف معروف من این است که ما با یک دست ایستادگی سیاسی، با یک دست پیشروی فرهنگ و اقتصادی یعنی سیاست خارجی ما بر اساس هم ارزش ها هست و هم منافع ملی هست. من معتقد هستم که ما می توانیم این طور باشیم. اتفاقا کارکردن با چنین کشوری برای دنیا راحت تر است، یعنی الان مشکل دنیا این است که می‌گویند ما نمی‌دانیم بالاخره آقای خاتمی می آید یک طور رفتار می کند آقای احمدی نژاد می آید یک طور رفتار می کند شما چه رفتاری دارید؟

من خیلی صریح الان اعلام می کنم ما از ارزش های ایرانی،‌ انقلابی، اسلامی مان کوتاه نمی آییم اما ما منافع ملی مان را می خواهیم ما قابل تعامل هستیم ما خودمان، خودمان هستیم ولی هیچ محدودیتی برای تعامل نداریم. ما در بسیاری از مسایل می توانیم با دنیا تعامل کنیم ما مسئولیت منطقه ای مان را می‌پذیریم.

من مسئولانه در منطقه عمل می کنم یعنی امنیت افغانستان و بحرین عراق سوریه فلسطین این برای من مهم است ما می خواهیم یک امنیت واقعی بوجود بیاید و یکی ازکارکردهایی که انشاء‌الله ما خواهیم داشت همین است که این اوضاع نابسامانی که الان حضور نیروهای بیگانه از یک طرف و درگیریهای افراط گرایی از طرف دیگر درست کردند ما می خواهیم یک نقش فعالی ایفا بکنیم یک امنیتی در منطقه درست کنیم که تجارت، اقتصاد برای همه از جمله ایران انشاء الله مناسب باشد خب بنابراین پس ما معتقد هستیم که ارزشها با منافع ملی نباید در تقابل باشند.

یعنی منافع ملی زیر پای ارزشها از بین نرود ارزشها هم زیر پای منافع ملی از بین نرود ما به دنبال پیشروی فرهنگی و اقتصادی هستیم ما پیشرفت می خواهیم بکنیم بنابراین ارزشهای انقلاب را با این تنظیم می کنیم از طرف دیگر منافع ملی را هم با ارزشهای انقلاب من تنظیم می کنم راه حل این، این است که ما وارد یک دیالوگ جدید می شویم یک نقطه عزیمت جدیدی را تعریف می کنیم خیلی صادقانه و شفاف با رقبایمان حتی با دشمنانمان، حرفهایمان را خیلی صریح و واضح می گوییم، نقاط تعاملمان را تعریف می کنیم.

ما بجز اسرائیل نقاط تعامل فراوانی با کشورهای دیگر داریم ولی یک سری اختلاف نظرها هم داریم ما از اختلافات نظرمان که به سادگی عبور نمی کنیم اما به شکل افراطی و در حقیقت درگیری ها ما مسایل را نمی کشانیم سعی می کنیم با تعامل و گفتگو به یک نقطه ای برسیم اسم آن نقطه را من گذاشتم موازنه نسبی ما موازنه منفی را تجربه کردیم موازنه مثبت را تجربه کردیم من می خواهم در دوره خودم یک موازنه نسبی برقرار کنم موازنه نسبی به نظر من استراتژی و راهبرد جدیدی خواهد بود که ما را از این مسیر در حقیقت عبور خواهد داد.

لذا از یک طرف من یک شبکه خویشاوندی درست می کنم برای همه ایرانیان، همه فارس زبانها این شبکه انسانی در سراسر دنیا همه به هم مرتبط می شوند فارغ از بحثهای سیاسی هم خواهد بود یعنی می رویم در بحث اقتصاد و فرهنگ یک شبکه انسانی حتی مخالفین هم می توانند بیایند آنجا کار بکنند در بعد فرهنگ و اقتصاد مسایل سیاسی را ما می آوریم بیرون یک شبکه انسانی، برادران تاجیک ما می توانند بیایند، افغانی می توانند بیایند، ازبکستان می توانند بیایند، قفقاز می توانند بیایند همه می توانند، نخجوان می توانند بیایند، خود ایرانیها می توانند بیایند در حقیقت یک شبکه خویشاوندی بزرگ ما درست می کنیم که آن حوزه تمدن ایرانی مان را حل کنیم از طرف دیگر من می خواهم روی دیپلماسی نخبگان تاکید کنم.

یعنی ما بدون نخبگان نمی توانیم از این مشکلات فعلی عبور کنیم نخبگان ایران از ورزشکاران گرفته، هنرمندان گرفته، دانشمندان ایرانی گرفته، پزشکان ایرانی گرفته، تجار ایرانی گرفته یک ظرفیت فوق العاده ای ما در نخبگان ایرانی خارج از کشور و ایرانیانی که به خارج می روند برمی گردند داریم خب چرا از این فضا برای دیپلماسی استفاده نکنیم اسم این مدل جدید را من گذاشتم دیپلماسی نخبگان البته بعضی ها می گویند این همان دیپلماسی عمومی است ولی من مخصوصا می خواهم این را تفکیک بکنم چرا؟ چون این می تواند یک پتانسیل عظیمی برای ما داشته باشد، دیپلماسی عمومی هم سر جای خودش باشد.

من می خواهم روی این در حقیقت کار بکنم و این را می خواهم به برادران و خواهران عزیز ایرانی خودم بگویم ما واقعا ایران را مال همه ایرانیان می دانیم این طور نیست که اگر کسی اینجا بود ایرانی است و اگر کسی بیرون بود آن ایرانی نیست. البته من انتظاراتی دارم که فکر می کنم که در یک فرصت مناسبی در همین برنامه اعلام خواهم کرد و در مجموع ما به دنبال یک بسیج عظیمی از همه ایرانیان هستیم که بتوانیم مسیر سیاست خارجی مان را یک مقداری بهبود ببخشیم. طرحی من دارم تحت عنوان اتحادیه آسیای جنوب غربی که شامل بیست و پنج کشور می شوند که بین هند و چین و روسیه و اروپا و آفریقا قرار گرفتند این یک منطقه جدیدی را ما تعریف کردیم در چشم انداز هم هست در اولین فرصت من یک جلسه ای با سران کشورهای منطقه خواهم گذاشت و این ایده را به آنها طرح می کنم و شروع می کنیم به یک همکاری دسته جمعی که انشاء‌الله بتوانیم از این مشکلات بیرون بیاییم.

مجری: سئوال بعدی ایرانیان خارج از کشور در ارتباط با نگاه شما به توسعه فن آوری هسته ای در کشور مان هست؟ می خواستم از رئیس جمهور سئوال داشته باشم که برای پیشرفت برنامه های هسته ای ایران چه برنامه هایی در پیش دارند؟ سئوال ایمیلی هم داریم که خانم سیمین از کویت عنوان کردند اعتماد سازی در عرصه فن آوری هسته ای و فعالیت های اتمی ایران را چطور ایجاد خواهید کرد؟

محسن رضایی: خوشبختانه ما تجربه خوبی داریم تجربه خوب می تواند تلخ هم باشد دیگه چون ما فراز و نشیبهای زیادی در مذاکرات هسته ای داشتیم من مذاکرات هسته ای را از این فراز و فرودها بیرون می آوریم نکته دوم این است که برداشت ما این است که آمریکاییها یا پنج به علاوه یک نمی خواهند وارد یک مذاکره جدی با ما بشوند من آنها را وارد این جدیت می کنم دلیل را این می دانم که آمریکا احتمالا با کمک اسرائیل و انگلیس می خواهند این اوضاع طولانی بشود و مذاکره جدی صورت نگیرد تا تحریم های اقتصادی همه اثر خودش را روی جامعه ایران بگذارد خب من قبول ندارم این را من ادامه مذاکرات را وقت کشی می دانم یعنی زمان دارد از ما گرفته می شود چند سال می خواهد این مذاکرات ادامه پیدا بکند از ترکیه به عراق از عراق به مسکو قزاقستان آلماتی و بعد بروکسل چه خبر است؟

چقدر می خواهد طول بکشد؟ ما اصلا وقت این کارها را نداریم ما باید بحث مذاکرات را بیاوریم سر نقطه ای که یک تفاهم درست و دو طرفه برسیم و شرایط را هم من طوری قرار نمی دهم که کاری نشود نه من شرایط را طوری قرار می دهم که آن عزت ملی ما حفظ بشود ولی راه هم باز بشود اما می خواهم عرض بکنم عزت ملی ما در دو حالت شکسته می شود یکی اینکه ما به کلی فن آوری هسته ای را بگذاریم کنار مثلا دستهایمان را ببریم بالا، عزت ملی ما شکسته بشود یکی هم این وضعی که ما داریم.

این وضع موجود که ما را تحریم کردند و به ایرانیها در خارج از کشور توهین می کنند این هم عزت ملی ما هم از بین رفته است عزت ملی ما در یک ترکیب مقتدرانه و حکیمانه است یعنی ما اقتدار و حکمت را کنار هم خواهیم گذاشت راهی پیدا می کنیم من مطمئن هستم این راه الان مشخص شده است چارچوبش ولی برای نهایی شدنش خب خدمت رهبر انقلاب باید من این را حل کنم. بعد از اینکه فرمان را به دست گرفتم و در دیالوگ با کشورهای غربی هم این را دنبال می کنیم پس بنای من بر این است که یک، زمان کشی را پایان بدهم طولانی شدن را پایان بدهم و مسئله دوم طرحی را دربیندازیم و طرحی را که داریم اجرایی بکنیم که از یک طرف عزت ملی ما حفظ بشود و از طرف دیگر راه پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و تعاملات بین المللی ما این باز بشود و برویم جلو.

مجری: برای تسهیل روابط تجاری و فعالیت های بازرگانان خارج از کشور بخصوص فعالیتهای بانکی این عزیزان چه برنامه ای دارید؟ ما با وجود داشتن فعالیت های تجاری با ایران مشکلی که داریم این است که حساب هایمان مسدود می شود در کشور ترکیه می خواستم بدانم که رئیس جمهور آینده مان چه فکری دارند برای حل این مشکلات؟  چه برنامه خاصی در رابطه با مشکلات کنسولی و پاسپورتی ما در کشورمان دارند آیا برنامه خاصی دارند؟ سئوال ایمیلی هم که آقای سعید عبدلی از آمریکا مطرح کردند گفتند که من و خانواده ام در ابتدای انقلاب از کشور خارج شدیم چون نگران بروز مشکلاتی برای خودمان پس از انقلاب بودیم آیا شما تضمین می دهید اگر به ایران برگردیم مشکلی برای ما ایجاد نشود؟

محسن رضایی: البته همه مشکلات ایرانیان خارج از کشور تنها اینها نیست چون من کاملا در جریان هستم. لذا من این سئوالات را پاسخ می دهم سعی می کنم مشکلات دیگری راهم که خودم در جریان هستم آنها را من هم آنها را بگویم بهرحال یک بخش دیگر مسئله فرزندان و فرزندان ایرانیان خارج از کشور مسئله سربازی است یک مسئله مشکلات حقوقی است که واقعا خود من بعضا اخباری که می شنوم بسیار متاثر می شوم یعنی حتی بعضی وقت ها خبر آنقدر من را تحت تاثیر قرار می دهد که می گفتم ای کاش من می توانستم الان آنجا باشم و این برادر و خواهر ایرانی را از این مشکل حقوقی و قضایی نجاتش می دادم اینقدر متاثر کننده است اخبار خوبی به ما نمی رسد از برخورد بعضی از دولتها و کشورها با ایرانیان خارج از کشور و مسئله دیگر هم که باز جزو مشکلات است.

من می دانم عدم اطلاعات دقیق از داخل ایران است خب خیلی از جوان هایی که مخصوصا در بیرون متولد شدند و پدر ومادرشان ایرانی است اما در یک کشور خارجی به دنیا آمدند اینها خیلی دلشان می خواهد که از اوضاع ایران اطلاع پیدا بکنند من می دانم این را در جریان هستم اینها مجموعه مسایلی است که من مصمم هستم که انشاء الله اینها را یکی یکی هم مورد توجه قرار بدهم هم وقت بگذارم برایش و هم از اهرمها و پتانسیل هایی که در خارج داریم استفاده کنیم اولین مسئله مسئله اقتصاد و تجارت است. این برای من خیلی مهم است چون من می خواهم یک جهش اقتصادی در کشور بوجود بیاید و وقتی که ما حسابهای بانکی مان را نمی توانیم جابجا کنیم و تجارت ما مسدود شده است. عملا، یک محاصره تجاری ما شدیم چه از ورود کشتی ها به بنادر ایران که بیمه هایشان را قطع می کنند چه از نظر حسابهای بانکی خوب وقتی که کالا نیاید و نرود به آن صورت و پول هم جابجا نشود.

ما  اسم این را می گذاریم محاصره تجاری، این محاصره تجاری را ما برایش برنامه داریم اولین بحث این است که تحریم بانک مرکزی باید واقعا برداشته بشود یعنی این برای ما مهم است و آمریکاییها را باید وادار کنیم که دست از این کار بکشند که برای این من یک ایده ای دارم که سر جای خودش طرح خواهم کرد دنبال می کنم.

مسئله دوم این است که تا زمانی که حالا تحریم بانک مرکزی می خواهد برطرف بشود ما می توانیم با کشورهای مختلف یک توافقاتی را انجام بدهیم که این توافقات تسهیل کند جابجایی حسابها را با همدیگر مخصوصا با ترکیه، با چین باکشورهای همسایه با امارات و حتی با برخی از کشورهای اروپایی ما می توانیم این کار را بکنیم و با بعضی از کشورهای آسیایی هم می توانیم این کار را بکنیم اما نه مثل آن چند میلیارد دلاری باشد که برود تو یک بانک کشور آسیایی و بعد آمریکاییها دست بگذارند رویش حالا بلوکه شده باشد اینها را می دانیم و سعی خواهیم کرد که توافقاتی را با کشورها انجام بدهیم که مشکلات تجار ما حل بشود من قبول ندارم که سیاست، وزارت خانه ما یعنی وزارت خارجه ایران فقط در بعد سیاسی و تشریفات بخواهد برود با سران کشورهای دیگر تعامل داشته باشد مثلا گزارش بدهند ما چند تا رئیس جمهور دیدیم چند تا نخست وزیر دیدیم این خب است ما مخالف نیستیم اما مگر سفیر چین یا سفیر ژاپن در کشور ما صبح تا شب در کارخانجات ایران در تجار ایران نیست؟‌

مگر بازار ایران را نمی رود ببیند ؟ مگر دنبال ایجاد قرار دادهای جدید نیست ؟ ما سعی می کنیم سفرایی که در کشورهای اقتصادی خواهیم گذاشت اولا اینها اقتصاد دان باشند اقتصادی باشند توجه اصلی شان را ببرند برای حل مشکلات تجار ما در منطقه و در مسئله ورود و خروج حتما من این را تسهیل خواهم کرد مخصوصا ایرانی هایی که بخواهند سرمایه وارد ایران بکنند یا دانش شان را وارد ایران بکنند من خودم تضمین می کنم یعنی اجازه نمی دهم که یک ایرانی بخواهد یا دانشش را یا سرمایه اش را وارد ایران بکند و کسی مزاحم این بشود هر کسی مزاحم او بشود با من طرف شده است چه پاسبان کف خیابان باشد چه گروههای تندرو باشد چه جاهای دیگر باشد.

البته ما در یک چارچوب عمل می کنیم اما این قدرت را دارم که وقتی به یک ایرانی قول می دهم که شما با همه توانت بیا تو صحنه یک ایرانی منظورم یک نفر نیست یعنی همه ایرانیهایی که بخواهند سرمایه انسانی و یا سرمایه علمیشان را یا سرمایه اقتصادیشان را وارد ایران بکنند اینها که قطعا حل است بقیه ایرانیها هم که می خواهند بیایند سرکشی بکنند و سر بزنند وطنشان را ببینند آنها را هم انشاء‌الله به طور جدی من دنبال خواهم کرد دفاتر حقوقی را با کمک خود ایرانیان که الحمدالله زیاد است من از لس آنجلس گرفته تا جاهای دیگر ما دفاتر حقوقی وسیع و گسترده ای داریم در حقیقت کمک حقوقی و مشاوره حقوقی تنظیم خواهیم کرد که کمک کند هر ایرانی که مشکلی پیدا بکند می تواند با مراجعه به آن دفاتر حقوقی که در سفارت خانه ها برقرار می کنیم.

انشاء‌الله بتوانند مشکلشان را حل بکنند و پیگیری بکنند در مسئله سربازی هم همین طور، سربازی هم من یک تیم گذاشتم انشاء‌الله این مشکل را حل می کنیم کسانی که یک بار از ایران رفتند الان می ترسند خب نه شما نترسید در دولت من نترسید می خواهم جمع بندی من این باشد که ما ایرانیان خارج از کشور را پاره تن خودمان می دانیم یک بخشی از ایران الان در بیرون از ایران است ما نمی توانیم فقط داخل مرزها مسئولیتمان را تعریف کنیم و ایرانیان خارج از کشور را بگوییم به ما چه ! نه ما آنها را هم جزو ایران می دانم و برایشان فکر میکنم و کار می کنم انشاء الله وزارت خارجه ایران را ارشاد اسلامی را تلاش می کنیم که انشاءالله به همه هموطنان عزیز در بیرون برسند و مشکلاتشان را پیگیری کنند.

سئوال: با توجه به این مشکلات اخیری که ایجاد شده بسیاری از دانشجویان یعنی شاید بگوییم همه دانشجویان خارج از کشور درباره تامین ارز برای هزینه های تحصیلیشان مشکل دارند چه برنامه هایی برای تامین ارز دانشجویی در نظر دارند؟ سئوال من از شما این است که برنامه شما برای جذب فارغ التحصیلان خارج از کشور چیست ؟ خانم الهه از فرانسه عنوان کردند که برای رفع مشکلات ارزی دانشجویان خارج از کشور چه برنامه ای دارید؟ و همین طور آقای حسین از مجارستان عنوان کردند با توجه به مشکلات ارزی دانشجویان خارج از کشور چه برنامه ای برای بازگشت و انتقال آنها به دانشگاههای داخل کشور دارید؟


محسن رضایی: خب ببینید من البته مخالف هستم که واقعا چون ما می خواهیم رای بیاوریم هر چیز خلافی را بگوییم که همه مسایل را ما حل می کنیم و مثلا ایران را بهشت می کنیم من اصلا روحیه این طور واقعا ندارم و الان هم اگر صحبتهایی می کنم بر این اساس است که نشستم با خودم دو دوتا چهار تا کردم دیدم اینها را می توانم عمل بکنم قاعدتا شما می دانید که ما الان ذخایر ارزیمان کم شده است یک میلیون بشکه نفت ما را الان نمی خرند و درآمد ارزی ما کاهش پیدا کرده. خب پس ما الان با یک مشکلی مواجه هستیم این یک منابعمان کم است ولی مشکلات دانشجویان خارج از کشور را هم ما مثل داخل به آن نگاه می کنیم یعنی این طور نخواهد بود که تا کمبود ارز بوجود بیاید ما اول سهمیه دانشجویان خارج از کشور را کم بکنیم نه من این کار را نمی کنم من این را به شما قول می دهم من عدالت را بین شما با داخل برقرار می کنم.

مسئله دوم این است که خیلی از دانشجویان خارج از کشور با این وضعیت آمادگی دارند به دانشگاههای داخل منتقل بشوند مثل مسئله تاجیکستان که به من هم مراجعه زیاد شده است اینها می گویند نه ما اصلا خودمان می خواهیم بیاییم حتی اگر شما ارز هم به ما بدهید ما الان می خواهیم بیاییم ولی دانشگاه داخل ما را نمی پذیرند خب من یک تیمی را برای این کار خواهم گذاشت که با گرفتن یک امتحاناتی به همه اینها ما مجوزمی دهیم که بیایند داخل کشور بشوند و این فشار هزینه را کاهش بدهیم مسئله بعد در رابطه با تولید شغل است من برای همه دانشجویان خارج از کشور انشاء‌الله کارهای اقتصادی که در ارتباط با داخل کشور باشد حالا برای همه منظورم این است که به این سمت می رویم که دانشجویان خارج از کشور که بخواهند درآمد زایی داشته باشند.

در رابطه با اقتصاد ملی ما یعنی تعریف می کنیم حالا چه در ارتباط با رابطه ای که بین تجار و بنگاههای ایرانی با خارجی برقرار می کنیم یعنی هر بنگاه ایرانی که بتواند چند تا دانشجوی خارجی را در فرآیند کسب و کار خودش وارد کند من این را یک امتیاز میدهم به آن بنگاه و آن بنگاه کم هم ما بنگاه نداریم شما می دانید که ما تجار فراوانی تو ایران داریم بعضا تجار ما می روند از خارجی ها استفاده می کنند خب من اگر یک تجار ایرانی برود از دانشجویان ایرانی خارج از کشور استفاده کند من در وام دهی مثلا به او امتیاز میدهم اصلا تشویقش می کنم خود این یک بخش زیادی از دانشجویان خارج از کشور می آیند تحت پوشش تولید ملی ما قرار می گیرند مشکلات اقتصادیشان هم در حقیقت حل و فصل میشود می ماند به اینکه بالاخره یک توجه ویژه ای هم انشاء‌الله من خواهم کرد که اجازه نمی دهم عزت یک دانشجوی ایرانی در بیرون خرد بشود.

مجری:  چه برنامه ای در مورد شناساندن بیشتر ایران به خارجی ها و چه برنامه ای در مورد تغییر و یا بهتر شدن نظر خارجی ها نسبت به وطنمان دارید؟ چه برنامه ای برای صنعت توریسم و گردشگری ایران دارند؟

محسن رضایی:‌ سئوال خیلی خوبی است متاسفانه ما الان از یک طرف یک فضا سازی بسیار منفی علیه کشورمان و ایرانی ها داریم از فیلم هایی که تولید می کنند تا تبلیغات گسترده ای که علیه ما هست از یک طرف دیگر ما کم کاری خود ما است ما هم خیلی کم کاری می کنیم من انشاء‌الله در هر دو زمینه چه افکار عمومی و چه گردشگری تلاش خواهم کرد در مسئله افکار عمومی که سعی می کنم که آن چهره واقعی ایران را بشناسانیم، چه از طریق خارجی هایی که طرفدار ما هستند که فراوان هم هستند چه از طریق ایرانیهایی که در بیرون هستند.

برنامه ریزی می کنیم آن چهره واقعی ایران چهره واقعی اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی و حتی سابقه بسیار کهن تاریخی و ملی ما که قابل شناسایی هست در بعد گردشگری توجه جدی تری من خواهم کرد چرا که ما تمام زمینه های گردشگری را که در دنیا در کشورها پراکنده هستند ما یک جا داریم ما گردشگری طبیعت داریم، گردشگری سلامت می توانیم داشته باشیم و داریم، گردشگری پرنده حتی ما گردشگری پرنده داریم شاید مردم ما تعجب کنند ما غریب به بیست میلیون آمریکایی داریم که اینها گردشگر پرنده هستند، هفده میلیون گردشگر ژاپنی هستند که همه دنبال پرنده ها می گردند، ما هم چهار فصل اینجا در ایران پرنده فراوان داریم.

شما همین سی و چهل میلیون جمعیت را تصور بکنید این خودش یک جمعیت خیلی عظیمی می شود این می شود پنجاه میلیون ما اگر از همه کشورها جمعیت وارد بکنیم فقط پرنده ها را ببینند خیلی فضا مناسب می شود بعد آثار باستانی، شوش، پاسارگاد، تخت جمشید اینها آثار بی نظیر تاریخی هستند هزاران نفر هستند که دلشان می خواهد بیایند این آثار را ببینند و مطالعه بکنند البته ما خب باید ترمیم را انجام بدهیم زیر بناها و زیر ساختها را باید در حقیقت داشته باشیم و مسئله طبیعت های بکری که در ایران هست.

در سراسر ایران ما طبیعت های بکری داریم که گردشگرهای طبیعت دنبال آن هستند سلامت من انشاء الله سه تا شهر سلامت را در ایران شکل می دهم که توریسم سلامت به آنجا وارد می کنیم مثل مناطق آزاد می مانند که حتی فرماندار آنجا یک دکتر است شهردار آنجا خودش یک پزشک است و بیمارستانهای بسیار مجهز بیمارستانهای بسیار مدرن درست می کنیم که این پانصد میلیون جمعیت اطراف که با یک ساعت دو ساعت با هواپیما می توانند بیایند خودشان را مداوا کنند، بیایند در اینجا مداوا کنند.

پیش بینی من این است که میلیارد ها دلار فقط ما از طریق این سه تا شهر سلامت می تواند برای ملتمان در حقیقت به دست بیاورد گردشگری مذهبی، ما واقعا یک پتانسیل خیلی عظیمی در بعد گردشگری مذهبی داریم از این هم ما خوب استفاده نمی کنیم در نهایت یکی از آن ستونهای جدیدی که ما می خواهیم زیر اقتصاد ملی ایران بزنیم و آن را از حالت یک ستونی و تک محصولی بیاوریم بیرون یکیش همین توریسم و گردشگری است که به آن خواهیم پرداخت .

مجری: متشکر آقای دکتر از توضیحاتتون اگر بعنوان نکته پایانی مطلبی دارید بفرمایید؟

محسن رضایی: نکته پایانی من با همه ایرانیان خارج از کشور این است که ما و شما دنبال یک رؤیای مقدسی هستیم می خواهیم دوباره خودمان را پیدا کنیم می خواهیم آن ایران بزرگ اسلامی را شکل بدهیم اما نه ایران بزرگ اسلامی که مثل دوران صفویه یا دورانهای قبل از اسلام بخواهیم برویم لشگر کشی بکنیم نه ما نیازی به این نداریم ما می خواهیم تمام حوزه های تمدنی ایران را احیاء بکنیم با فرهنک و اقتصاد، و توسعه و گسترش فرهنگی و اقتصادی را می خواهیم در منطقه داشته باشیم بهترین پتانسیل ها و بهترین ظرفیت ها امروز برای ملت ایران وجود دارد شما سفیران ما باشید تقاضایی که سرباز ملت ایران از شما دارد این است که شما خودتان را آماده چنین اتفاقی بکنید.

بدون شک این اتفاق خواهد افتاد ما در چارچوب این مرزها با این حالت بسته شدن به جایی نمی رسیم ما فضا را باز می کنیم و از بعد فرهنگی، از بعد اقتصادی من نیاز به همه ایرانیان خارج از کشور دارم که با سرمایه انسانیشان با سرمایه مالیشان با سرمایه ارتباطی که دارند واقعا سرمایه ارتباطی ایرانیان خارج از کشور خیلی سرمایه بزرگی است سرمایه های فن آوری که دارند سرمایه های علمی و دانشی که دارند.

انشاء الله بسیج بشوید و کمک بکنید ما به این رؤیایمان برسیم ایران بزرگ اسلامی منتظر من و شما است که بعد از این همه مشکلات و عقب ماندگی ها انشاء‌الله به آن نقطه برسیم رؤیایی فکر نمی کنیم رؤیا داریم اما رؤیایی من فکر نمی کنم چون من همش با برنامه و تعقل و خرد حرکت می کنم رؤیا داشتن خوب است اما رؤیایی عمل کردن سم مهلک این کشور است ما به دنبال این رؤیایمان که ایران بزرگ اسلامی است انشاء‌الله با کمک شما پیش خواهیم رفت و مطمئن هستم که خدای متعال و شهدای عزیز و گرانقدری که ما در این مدت تقدیم کردیم آنها هم کمک ما می کنند تا به این رؤیا انشاء الله دسترسی پیدا بکنیم والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته همه شما را به خدای بزرگ می سپارم.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد