تاملی بر علل ناکامی آبادانیها؛ 923-1881-5 کد خبر |
تیم فوتبال نفت آبادان در فصل دوازدهم لیگ برتر با عملکرد ضعیفی که از خود بر جای گذاشت، نتوانست انتظارات هواداران دو آتیشه خود را برآورده کند و سرنوشتی جز سقوط نداشت. تصمیمگیریهای غلط و کارشناسی نشده و آمد و رفتهای متعدد در راس باشگاه و تیم، کمر تیم نفت آبادان را خم کرد؛ کمر فوتبال شهری که مردمش تشنه فوتبال هستند.
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه خوزستان، مُهر سقوط پای پرونده نفت آبادان چند هفته پیش از پایان لیگ ثبت شد تا این تیم عملا با لیگ برتر خداحافظی کند. این اتفاق نه تنها برای مردم آبادان بلکه برای کل هواداران فوتبال در خوزستان ناراحتکننده بود؛ چرا که این تیم از محبوبیت خاصی در بین مردم برخوردار است. باتوجه به اتفاقات عجیبی که در طول فصل دوازدهم برای طلاییپوشان آبادانی افتاد، چنین سرنوشتی برای این تیم پیشبینی میشد.
در این گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری ایسنای خوزستان در پی چرایی سقوط این تیم ریشهدار آبادانی برآمده است و با مدیرعاملان فعلی و گذشته این باشگاه و چند تن از پیشکسوتان فوتبال خوزستان به گفتوگو پرداخته است.
** تغییرات مکرر در راس تیم و باشگاه
قطعا نحوه عملکرد مدیریت در هر مجموعهای در موفقیت و یا عدمموفقیت آن مجموعه تاثیر خواهد داشت. البته مهمتر از آن ثبات مدیریت است که میتواند شکل درستی به آن مجموعه دهد. توجه به مدیریت بحران نیز از شاخصههای یک مدیر موفق است که توانایی آن را در مواجه با شرایط سخت و کنترل آن با اتخاذ تصمیمی منطقی نشان میدهد.
عباس پریوز از کارشناسان فوتبال آبادان، سیاستگذاریهای غلط، ساختار تشکیلاتی و سازمانی معیوب، کنترل مدیریت از پایتخت، انتصاب هیات مدیرهها و مدیرعاملان اصلی و علیالبدل غالبا شرکت نفتی و از جنس سیاسی، صنعتی، غیرمطلع و غیرمسلط به امور مختلف باشگاهداری حرفهای را از عوامل سقوط نفت آبادان بر میشمارد و ادامه میدهد "مدیرانی ناکارآمد در این باشگاه طی سه سال هر کاری که خواستند به دلخواه خود انجام دادند و با چشم بستن روی حقایق، فوتبال این باشگاه را سکوی پرتاب قدرت، شهرت و ثروت خود قرار دادند و صحنه ورزش و صندلی مدیریتی باشگاه را ترک کردند و پاسخگو نبودند."
علی حکمت اولین مدیرعامل باشگاه صنعت نفت در لیگ دوازدهم نیز با تاکید بر اینکه اختلافات هیات مدیره و راس تیم باعث سقوط نفت شد، از دوران مدیریتی خود دفاع میکند و میگوید "در زمان مدیریت من هیات مدیره یکدستی داشتیم، حاشیهها را کنار گذاشته بودیم و دغدغهها را به تیم انتقال نمی دادیم. درکل به نظرم عملکرد باشگاه در زمان مدیریتی من خوب بود."
وی ادامه میدهد "در زمان مدیرعاملیام در ابتدای لیگ، قرعه بدی به ما خورد و چند بازیکن جدید هم جذب کرده بودیم اما رفتهرفته تیم در حال بهتر شدن بود که کاستا برکنار شد. به نظرم اگر او میماند، تیم هم در لیگ باقی میماند. به نظر من هیات مدیره باید طبق آن برنامه از پیش تعیین شده کار میکرد و نباید با هر شعار و فشاری، تیم را به هم میریخت و مربی را تغییر میداد."
او بیان میکند "معتقدم بازیکنان نقشی در سقوط تیم نداشتند و تغییرات مدیریتی و جابهجاییهایی که صورت گرفت، در نماندن تیم در لیگ تاثیرگذار بود. زمانی که صالحی بعد از من مدیرعامل باشگاه شد، به نظرم نتوانست نتیجه بگیرد. او روی نگه داشتن سکوها بسیار کار کرد و کمتر به تیم رسید و حتی در نیمفصل نیز نتوانست ضعفهای تیم را برطرف و بازیکنان خوبی را جذب کند و حتی ابوذر رحیمی یکی از بهترین بازیکنان تیم را از دست داد."
ناصر گودرزی مدیرعامل فعلی باشگاه نفت آبادان نیز تغییرات مکرر در این باشگاه را هدفمند نمیداند و میگوید "در فصل گذشته نفت آبادان ثبات مدیریتی نداشت و این موضوع یکی از عوامل سقوط تیم به لیگ یک بود. به هر حال تغییرات قطعا هدفمند نبوده است چرا که اگر هدفمند بود، نتیجه آن سقوط تیم نمیشد. اختلاف سلیقه که نهایتا باعث متضرر شدن فوتبال آبادان و تیم نفت شد هم از دیگر عوامل عدمنتیجهگیری تیم بود."
وی که معتقد است نفت آبادان با مدیرعامل اول فصل نیز سقوط میکرد، نسبت به تغییر مکرر مدیرعامل باشگاه انتقاد میکند و ادامه میدهد "پس از حکمت، صالحی آمد و سپس من مدیرعامل باشگاه شدم اما معتقدم اگر خود حکمت نیز در این سمت میماند، نهایتا تیم سقوط میکرد. به نظرم مهمترین علت سقوط تیم، عدمثبات مدیریتی بود."
گودرزی بیان میکند "مدیرعاملان قبل از من هم برنامههایی داشتهاند اما به خاطر تغییرات زودهنگام نتوانستند تفکراتی را که داشتند و به سود مجموعه نیز بود، پیاده کنند. به نظرم مسوولان در مجموعه شهری و وزارت نفت باید به این مساله رسیدگی کنند و اگر انتظاری از مجموعه نفت هست و میگوییم که چرا نتیجه نمیگیرد و چرا این مشکلات را دارد، این موضوع را مدنظر قرار دهیم که نباید به این صورت باشد که یک مدیرعامل شش ماه یا یک سال در این سمت باشد، بلکه باید ثبات مدیریت داشته باشیم و به مدیری که در مجموعه است، یک مدت زمان چهار ساله فرصت داده شود تا بتواند برنامهریزی کرده و تیم را از این وضعیت خارج کند."
حبیب گلهداری که از پیشکسوتان فوتبال آبادان است و در گذشته نیز مربی این تیم بوده در این خصوص میگوید "معمولا در بحث مدیریتی مالک یا کارفرما، ساختار، خطوط و برنامههایی را تعیین و بر آنها نظارت و کنترل دارد که به نظر میرسد در نفت آبادان هیات مدیره باشگاه تعهد داشت اما تخصص نداشت و آمار نیز گویای وضعیت آسانسوری این تیم است که این نشان از ضعف مدیریت میباشد."
** ضعف در یارگیری
بسیاری از کارشناسان معتقدند که باشگاه نفتآبادان در جذب بازیکن و مربی عملکرد خوبی نداشت و به دلیل ضعف در این مورد از سایر تیمها عقب ماند.
پریوز در این خصوص توضیحمیدهد "باشگاه با حذف ماشین گلزنیای نظیر فونیکهسی و لئون پاچاچیان که نقش مهمی در موفقیت سالهای گذشته تیم داشتند، بدون جایگزین کردن بازیکنان مناسب، باعث زیان بزرگی به تیم و تضعیف نفت و سقوط این تیم شد. همچنین عقد قرارداد با سرمربیان در خارج از چهارچوبهای باشگاهداری حرفهای توسط یکی از اعضای هیات مدیره در کسب این نتایج ضعیف تاثیرگذار بود."
این پیشکسوت فوتبال ادامه میدهد، "باتوجه به اینکه 80 درصد نتیجهگیری در فوتبال به یارگیری مناسب در ابتدای فصل و ترمیم تیم در نیمفصل بستگی دارد اما رانتخوارهای مافیای این باشگاه با دخالت در زمینه یارگیری و انتصاب مدیران ناکارآمد باعث شدند نفت در لیگ دوازدهم دچار بحران شود."
حکمت نیز با بیان اینکه در یارگیری بازیکنان در زمان مدیریتیام نقشی نداشتم در این خصوص میگوید "من در زمان مدیرعاملیام یک بار برای همیشه در ابتدای فصل استعفا دادم ولی از من خواستند بمانم تا مدیرعامل جدید انتخاب شود و پس از آن من فقط کارهای اداری را انجام میدادم و با تیم کاری نداشتم؛ من اسماً مدیرعامل بودم اما کارهای تیم را هیات مدیره انجام میداد و در جذب بازیکنان هم دخالتی نداشتم و قائممقام و هیات مدیره باشگاه این کارها را انجام میدادند."
همچنین گلهداری در این خصوص بیان میکند "در کدام باشگاه چهار مربی و سه مدیرعامل جابهجا میشوند؟ این موضوع نشان میدهد که هیات مدیره تصمیمهای درستی در گزینش سرمربی و حتی بازیکنان نداشته است.
** استفاده نکردن از نظرات پیشکسوتان
بهرهبردن از نظرات و راهکارهای پیشکسوتان میتواند در پیشبرد اهداف یک باشگاهها یا تیم نقش اساسیای داشته باشد. برخی کارشناسان آبادانی معتقدند که عدمتوجه این باشگاه به پیشکسوتان و نادیدهگرفتن نظرات آنها در رسیدن نفت به بنبست سقوط تاثیرگذار بوده است.
پریوز که از عدمتوجه مسوولان باشگاه نفت نسبت به کارشناسان و پیشکسوتان این رشته گلایه دارد، عنوان میکند "مدیران بیدغدغه، خودخواه و مغرور تیم نفت حتی حاضر نشدند برای یک بار با دعوت از منتقدان و کارشناسان، مشکلات و راهکارهای این باشگاه را بشنوند و حتی درصدد حذف آنها برآمدند ولی میلیونها تومان صرف تستگیری بازیکنان ضعیف و سفارشی دلالها کردند."
** عدمبهره از استعدادهای آکادمی
توجه به زیرساختها ازجمله آکادمیهای فوتبال ازجمله مواردی است که در فوتبال جهان جهت رشد این رشته به آن توجه میشود. آکادمیها با پرورش بازیکنان براساس روشهای روز جهان در پیشرفت فوتبال و پشتوانهسازی تیمهای بزرگسالان تاثیر بسزایی دارند که متاسفانه ضعف باشگاه نفت آبادان در این مورد نیز مشهود است.
حکمت در این خصوص میگوید "زمانیکه من آمدم پس از سالهای سال، آکادمی فوتبال آبادان را تشکیل دادم و به بومیگرایی توجه کردم اما اگر بعد از من در این زمینه کاری نشد، من مقصر نیستم."
همچنین پریوز که نگاهی به نتایج سالهای گذشته و همچنین فصل دوازدهم نفت دارد، عنوان میکند "این نتایج نشان میدهد تیمهای پایه و آکادمی باشگاه نفت به دلیل استفاده از نیروهای ناکارآمد و مردودین سالهای گذشته آن هم به طور باندی، جناحی و انحصاری، طی 10 سال گذشته، این باشگاه را به کمیته امداد و جیره بگیر کردن افراد تبدیل نموده است که به جز حیف و میل کردن بیتالمال هیچ عملکرد مثبتی نداشتهاند."
گلهداری نیز بیان میکند "توجه به پتانسیلهای بومی و زیرساختها، هنر مدیریت است تا با استفاده از داشتهها و هزینههای کمتر به این موارد پرداخته و باعث پیشرفت فوتبال شود. به نظر من برای چهار، پنچ سال باید با یک برنامهریزی مستمر بر ساختارها و تیمهای پایه کار شده تا خودمان بازیکن تولید کنیم."
البته گودرزی با تاکید بر اینکه حمایت از آکادمی باشگاه نفت آبادان در دستور کار قرار دارد، میگوید "این کار شروع شده است ولی باید یک ساختار خوب به آن داده شود تا تیمهای پایه فعالتر شوند و خروجیای برای تیم اصلیمان داشته باشیم. علاوه بر این ما حمایت از باشگاههای فوتبال فعال سطح شهر آبادان را نیز مدنظر داریم."
به گزارش ایسنا، به هر حال نفت باتوجه به این شرایط به لیگ یک سقوط کرد اما راههایی برای جان گرفتن دوباره این تیم وجود دارد. بهرهمندی از مدیریت صحیح، ثبات در سمتهای کلیدی تیم و باشگاه، استفاده از کارشناسان و صاحبنظران این رشته و توجه به زیرساختها نباید از دید مسوولان ذیربط دور بماند.
گزارش از پریسا زنگنهمنش |