سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

گزارش یک مصاحبه

 

 

مجتبی گهستونی: علی یعقوبی نژاد پس از دو دهه با انتشار کتاب "بوی نفت می‌آید،انگلیسی‌ها آمدند!" به میان مخاطبان خود آمد.

جدیدترین اثر او که یادآور وقایع و روزهای تلخ و شیرین مردم ایران و به ویژه خوزستان با امپراتوری کنسرسیوم شرکت‌های بین‌المللی نفت که همچون یک دولت در سرزمین مادری ما حکومت می‌کردند اشاره دارد به رویدادهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و بمباران تأسیسات نفتی.

این کتاب به تعبیری ادامه کتاب پیشین «رئیس نفت» است که فصل آخر آن با خروج آخرین کارکنان انگلیسی از جزیره آبادان در زمان خلع ید خاتمه پیداکرده بود و با کودتای ۲۸ مرداد به طور مجدد به ایران آمدند ،آغاز می شود.

از سویی دیگر کتاب «بوی نفت می آید! انگلیسیها آمدند!» به لزوم خودباوری ملی ودفاع از آرمان ها وارزش‌های والای حاکم بر جامعه به ویژه به هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که منجر به انهدام بسیاری ار تأسیسات و منابع نفتی ایران در جنوب و پایانه صادراتی جزیره خارگ اشاره هایی دارد.

سید علی صالحی در نوشتاری کوتاه که بر کتاب رئیس نفت نوشته است که " این رساله تحقیقی – علمی و تاریخی ، یکی از بی نظیرترین آثاریست که تاکنون خوانده ام. حقا که مولف و صاحب این اثر گران سنگ، ندیده برای من عظمتی ویژه دارد. آشکار است که عشق کار خود کرده است."

اما در کتاب بوی نفت می‌آید،انگلیسی‌ها آمدند، خسرو معتضد مورخ و محقق در بخشی از پیشگفتاری بر این کتاب اشاره می کند که "علی یعقوبی نژاد خوزستانی است. از خردسالی و جوانی خود شاهد رویدادهای بزرگ و کوچک در ارتباط با صنعت نفت بوده و به همین دلیل کتاب هایش تا این حد شیرین و خواندنی و ملموس به واقعیت است." البته این صاحب نظر در زمینه تاریخ در بخش دیگری از پیشگفتار خود برا این اثر می نویسد: "من بر این اندیشه ام که خواننده کتاب وقتی این کتاب را به پایان می رساند خشنود و راضی خواهد بود که به مطالبی جالب و جامع در زمینه تاریخ نفت، طلای سیاه، ثروت خدادادی میهنش آگاهی یافته است."

با توجه به اینکه کتاب "رئیس نفت" و "بوی نفت می‌آید، انگلیسی‌ها آمدند!" منبع و مأخذی مکتوب در باب تاریخ عملیاتی نفت در جنوب غربی ایران و حوزه‌های نفتی در خوزستان است به دیدار علی یعقوبی نژاد که در اهواز زندگی می کند رفتم تا با او گفت و گویی داشته باشم.

 

*نوشتن را خودخواسته شروع کردید یا نوع مسئولیت شما باعث شد که بنویسید؟ منظور نوشتن هایی است که منجر به انتشار دو کتاب موفق شد.

من وقتی می خواهم بنویسم ساختار آن نوشته را در ذهنم آماده و طراحی می کنم. مثلا وقتی اولین جمله کتاب بوی نفت می آید را نوشتم اینگونه شروع کردم: "و آمدند". این واژه را بی مطالعه ننوشته ام. برای آن فکر کردم. وقتی می گویم " وآمدند" به این خاطر است که در کتاب قبلی از رفتن گفته بودیم. نوشتن کتاب تاریخی مثل شعر گفتن نیست که شاعر بر اساس یک سری احساسات و هیجانات شروع به سرایش می کند. ما در چنین نوشتارهایی متعهد هستیم.

 

*شما ذاتا نوسینده هستید یا به واسطه حضورتان در صنعت نفت گرایش به نوشتن پیدا کردید؟

من از کودکی و به خصوص در دوران دبستان هر شب ساعت ده به برنامه داستان شب رادیو ایران گوش می دادم. داستان را دوست داشتم. در همان دوران نشریاتی مثل کیهان بچه ها و اطلاعات کودکان را پنج ریال می خریدیم و مطالعه می کردم و داستان هایی مثل بیست هزار فرسنگ زیر دریا و آدمک چوبی که بعدها پینوکیو شد را مطالعه می کردم. یک برنامه ای از رادیو پخش می شد که بیشتر به ادبیات شعری می پرداخت و هر هفته این برنامه با این شعر از سعدی شروع می شد:

به چه کار آید زگل طبقی

از گلستان من ببر ورقی

گل همین چند روز و شش باشد

این گلستان همیشه خوش باشد

من با این برنامه های رادیو از این شعر خوشم آمد و به همین دلیل از کتاب فروشی بوستان در خیابان کاوه کتاب گلستان سعدی را خریدم.این کتاب را هنوز هم دارم. این کتاب فروشی، کتاب هم کرایه می داد که گاهی خودم کتاب هایی کرایه می گرفتم. تابستان ها که بیکار بودم و ظهرها هم خواب نداشتیم هم در گرمای تابستان در حوض منزل شنا می کردیم و هم در زیر راه پله خانه مان که در خیابان داریوش اهواز قرار داشت می نشستم و کتاب گلستان سعدی را می خواندم. خواندن این کتاب به انشاء نویسی من خیلی کمک می کرد که یادم می آید انشاء کلاس ششم را ۱۹ بردم و معدل مرا هم بالا برد.

 

*برای نوشتن و افزایش تجربیات خود تا چه حد به سفر نه در قالب ماموریت بلکه برای دست یافتن به شناخت هرچه بیشتر اقدام می کنید؟

یکی از موارد مورد علاقه من است. من تقریبا در تمام مناطق نفتی کار کرده ام. در بخش هایی هم که کار نکردم مراجعه کرده ام و از نزدیک با آن آشنا شده ام. آرشیو بسیار مفصلی از عکس هایی که مربوط به صنعت نفت است دارم که در هر دو کتاب خود از این عکس ها استفاده کرده ام.

 

*در مسیر که می آمدیم تا با شما مصاحبه کنم با ایوب بختیاری کارگردان تاتر مواجه شدم آشنا شدم که با الهام از کتاب اول شما -رییس نفت- نمایشنامه ای با عنوان پرندگان به مسجدسلیمان می روند تا بمیرند نوشته و اجرا کرد. حال این پرسش برایم بوجود آمد که چرا در کتاب هایی که به تاریخ نفت پرداخت می شود کمتر به حوزه فرهنگ و هنر و تاثیر پذیری آن از نفت اشاره می شود؟

در بخش هایی از هر دو کتابم به نام های "رئیس نفت" و "بوی نفت می آید انگلیسی ها آمدند" به حوزه فرهنگ پرداخته ام. در کتاب رئیس نفت به قومیت های خوزستان و نحوه زندگی آنها اشاره کرده ام. منتها مستقیم وارد جزئیات نشدم و بخشی از پرداختن به این قومیت ها را به خواننده واگذار کردم. در قراردادی که با شرکت سابق نفت با بختیاری منعقد شد از فرهنگ بختیاری ها اشاره کرده ام. گفته ام که بخیتاری ها زیرک بودند و با بیاناتی که داشتند نمی گذاشتند که حقوق آن قوم از بین برود. در کتاب بوی نفت می آید انگلیسی ها آمدند که مکمل کتاب رئیس نفت است هم به حوزه فرهنگ در مناطق نفتخیز اشاره کرده ام. در این کتاب یک فصل به ناخدا فرحان اشاره دارد. در این فصل به تعهد جامعه روستایی به مملکت، مبانی مذهبی و حقوق ایرانیت پرداخته ام. نقدی هم زده ام و گفتم به روشنفکرانی که در تهران نشسته اند و مدام می گویند چی شد و چی نشد توجه نکنید. یک روستایی سرزمین خود را بهتر از هر روشنفکر دیگری می شناسد. به طور مثال وقتی جنگ شد و بسیج عمومی اعلان شد از اقصی نقاط ایران و به خصوص روستاها افرادی هجوم آوردند تا در جبهه ها حضور یافتند تا از آب و خاک کشورشان دفاع کنند. البته در خوزستان، هم استانی های ما دفاع اولیه را داشتند و در خرمشهر حماسه خلق کردند و مانع تصرف آبادان شدند. من این موارد را به صورت یک رمان تاریخی مطرح کردم. در آخرین فصل بوی نفت، از ناخدا فرحان که یدک کش کشتی بود نام بردم و از عشق و پایداری او که می خواست مملکت را حفظ کند نام بردم. من اینگونه به تعهدات قومی و فرهنگی موضوع پرداختم.

 

*البته بیشترین اشاره من به جنبه های هنری بود. مثل شکل گیری جنبش های هنری، برگزاری کنسرت ها، تولید آثار صوتی و نمایشی، انتشار کتاب و روزنامه ها که تولید آنها متاثر از صنعت نفت بود که البته به صورت جزیی در هر دو کتاب شما اشاره شده است. آیا در آثار بعدی شما جزیی تر به این موضوع نمی پردازید؟

البته به نام مراکز فرهنگی متاثر از صنعت نفت در هر دو کتاب اشاره کرده ام و عکس هایی منتشر نموده ام. البته وارد جزئیات نشده ام. اکنون به دو دانشجو رشته ادبیات و تاریخ که راجع به کتب و مقالات نوشته شده متاثر از صنعت نفت تحقیق کمک می کنم. هدف این است که به تاثیر نفت در ادبیات داستانی بپردازیم. مثلا مرحوم جلال آل احمد در کتاب "خارک دُرِ یتیم" سفرنامه ای نوشته که به یک منطقه نفتی اشاره دارد. یا مرحوم اسماعیل فصیح داستان هایش در فضاهایی مثل اداره آموزش خرمکوشک یا دانشکده نفت آبادان، بریم و فروشگاه الفی و... اتفاق می افتد. اما کتاب من تاریخی است و در فضاهای عملیاتی سیر می کند. با توجه به علاقه خودم به هنر تلاش می کنم در دو کتاب آینده بیشتر به مکان های هنری و تولیدات متاثر از نفت بپردازم.

 

*در هر دو کتاب شما، بن مایه های داستانی بسیار مشهود است و نویسنده بسیار روان مشاهدات و اتفاق های رخ داده در حوزه نفت را روایت می کند. آیا شما عمدا به روایت صرف داستانی نپرداختید یا اینکه با سبک هسیتوریکال رمانس (رمان تاریخی) راحت تر بودید؟

سبک من هسیتوریکال رمانس (رمان تاریخی) است که تاریخ را در ژانر ادبی روایت می کنم. اگر فصول هر دو کتاب را نگاه کنید قطعا با یک کتاب تاریخ نفت مواجه هستید ولی وقتی کتاب را مطالعه می کنید فکر خواهید کرد که بخشی از یک رمان را مطالعه می نمایید. با اینکه من دو فوق لیسانس مدیریت اجرایی با گرایش تولید و عملیات از دانشگاه آزاد اسلامی و دیگری رشته مدیریت بازرگانی با گرایش سازماندهی از دانشگاه صنعت نفت دارم اما دو لیسانس دارم که یکی از آنها لیسانس ادبیات و زبان انگلیسی است که نشان می دهد با ادبیات آشنا هستم. البته در کتابخانه شخصی خود تقریبا آثار تمام نویسندگان کلاسیک حال و گذشته را داشته و مطالعه کرده ام. به همین دلیل علاقه شخصی من بود که اتفاق های رخ داده در حوزه تاریخ نفت را با کمک از ادبیات بیان کنم. این موضوع به من کمک کرده تا این شیوه و روش را ایجاد کنم. بعضی ها می گویند ژانرو، فرانسوی ها می گویند ژانقو، بعضی ها هم ژانر می گویند که من سعی کردم با این شیوه یک نوع ادبیات نفتی را ارائه بدهم. که البته افرادی مثل اسماعیل فصیح قبلن این کار را هم کرده اند. نفت باعث شده تا ادبیات خاص به خود را شکل بدهد. از ابتدای کشف نفت در ایران که با مسجدسلیمان آغاز شد هزاران فرد در این صنعت شاغل بوده اند و الان هم بیش از ۱۳۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. به همین دلیل این افراد و خانواده هایشان به لحاظ خلق و خوی متاثر از رفتار سازمانی حاکم در صنعت نفت شده اند که البته کوشش هایی می شود فرهنگ و سنت ایرانی حفظ شود. همین موضوع در هنر هم تاثیر گذاشته است.

 

*البته در آثار نویسندگانی مثل احمد محمود، احمد آقایی و احمد بیگدلی نیم نگاهی به صنعت نفت و اتفاقات پیرامون آن شده است. آیا این آثار می تواند منسوب به ادبیات نفتی باشد؟

بله، در کتاب های نویسندگانی که شما اشاره کردید و من نمونه هایی از آن را خوانده ام با داستان هایی مواجه شدم که متاثر از نفت بوده اند که همان ادبیات نفتی محسوب می شود.

 

*با توجه به اینکه هر دو کتاب شما الهام گرفته از فضایی داستانی است و در این قالب تخیل به کمک نویسنده می آید آیا شما در بیان رویدادهای تاریخی از تخیل پرهیز داشتید؟

دقیقا همینطور است. من رویدادی تاریخی را بازگو می کنم که بخش تخیل به کار نمی آید. اما در کتاب بوی نفت می آید درباره کاراکتر ناخدا فرحان که یک ایرانی بود و با سه چهار یدکش نفتی، کشتی های خارجی را به اسکله هدایت می کرد رویدادی را منعکس کردم که این شیوه هدایت کشتی ها به اسکله باعث شد از تخیل های داستانی که مبتنی بر واقعیت بود استفاده کنم.

 

*خود شاهد همه ماجراهای بیان شده در دو کتاب رئیس نفت و بوی نفت می آید بودید یا اینکه بر اساس شنیده ها و مستندات به نگارش پرداخته اید؟

بخشی از این رویدادها را به شخصه شاهد بوده ام. من صحنه های زیادی را در مناطق عملیاتی مشاهده کردم. در کتاب آخر، عکسی از ضیافتی با حضور دکتر لینک به پاس تولید شش هزار بشکه نفت و انتقال آن با خطر لوله بشکه از طریق کشتی منتشر کردم که من البته به جنبه های دیگر این جشن پرداختم. آنجا گفته ام این مدیران شرکت نفت در حالی نوشیدنی خنک می خورnند که آب یخ جاشوها تا ظهر تمام می شود و ناچار می شوند که آب گرم بخورند. بخشی از اتفاق های بیان شده هم در مقطعی بوقوع پیوسته که من حضور نداشته ام یا در سالهای قبل رخ داده است.

 

*برای شما که شاغل در صنعت نفت هستید و در این حوزه هم قلم می زنید و محتوی کتاب های شما هم تاریخی و مبتنی بر اسناد و مدارک است، دستیابی تان به اسناد و مدارک چگونه است؟

بله سخت است. اما چون علاقمند بودم پیگیر این اسناد می شدم. قبل از انقلاب در اختیار گرفتن اسناد و مدارک راحت تر بود. در آن زمان دکتر فریر که مورخ شرکت bp بود و دو کتاب نوشته و موقعی که می خواستم رئیس نفت را بنویسم ایشان کتابی نوشته بود و من جلد اولش را گرفته و با وی مکاتبه کردم. کتاب رئیس نفت با اینکه ضد انگلیسی بود از دکتر فریر درخواست کردم که از عکس های کتابش در اختیارم بگذارد. ایشان علاوه بر اینکه تعدادی عکس فرستاد از اتجام این مطالعات و نگارش کتاب رئیس نفت تشکر کرد. اما هرچه درباره جیکاک پیگیری نموده و حتی مکاتبه کردم که عکس و اطاعات جزیی دریافت کم اما کسی دراختیار ما نگذاشت. چون ایشان عضو انتلیجنت سرویس بود و من در کتاب بوی نفت می آید در فصل آشیرعلی و جیکاک صفحاتی را به این افراد اختصاص دادم .

 

*به گفته محققانی که بر روی آثار شما تاملی داشته اند روایت شفاهی شما از تاریخ تفت متاثر از مشاهداتی است که داشته اید. چاشنی علمی این مشاهدات چه بوده که باعث ماندگاری این آثار شده است؟

واقعیت ها که در قالب ساختار ادبیات وقایع نگاری بیان شده چاشنی مشاهدات بوده است.

 

*با وجود اینکه نفت تاکنون دستمایه آثار بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است آیا همچنان بخش های ناگفته ای از این صنعت وجود دارد که بازگو نشده است؟

طبعا ناگفته های بسیاری هنوز وجود دارد که نیاز به بازنگری و تجزیه و تحلیل دارد. برای مثال درآمد دولت ظرف ۸ سال گذشته معادل چند برابر درآمد مملکت از آغاز تولید نفت تا سال ۱۳۸۴ بوده است.

 

صنعت شهرهایی مانند هفتکل، نفت سفید و مسجدسلیمان در روایت تاریخی شما از نفت چگونه انعکاس یافته اند. آیا وضعیت امروز این شهرها را می شد از قبل پیش بینی کرد؟

راجع به تک تک این شهرها هم در کتاب رئیس نفت و هم در کتاب بوی نفت می آید مطالبی نوشته ام بخصوص راجع به مسجدسلیمان. وضعیت این شهرها را با پیش بینی سالانه ای که از کاهش تولید تهیه می شد قابل پیش بینی بود. طبعا" با کاهش تولید کاهش نیروی انسانی و به طبع آن کاهش تسهیلات و رونق شهری را بدنبال خواهد داشت.

 

*عده ای نفت را بلای سیاه می نامند، گویا توسعه استان های نفتی قربانی توسعه میادین نفتی شده، عقیده شما چیست؟

نفت سرمایه ملی است اگر این ثروت در جهت ایجاد صنایع زیر بنائی آن استفاده شود طبعا نفت برای مملکت رحمت خواهد بود.

 

*چرا علی رغم حیات یک قرنی نفت در کالبد سیاسی و تاریخی استان خوزستان، پشتوانه های تحقیقاتی و علمی کمی برای محققان وجود دارد و آثار شما البته استثنا محسوب می شوند؟

برای اینکه همه برای مصرف نفت تلاش می کردند و بدنبال این بودند که کسی شب در بزند و سهم نفت را بیارد دم خانه.

 *سرنوشت نفت و مناطق نفتی در صد سال دیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟

به کشور ایران اگر خوشبینانه نگاه کنیم تا حدود هفتاد سال دیگر نفت و تا سیصد سال دیگر گاز خواهد داشت. باید از این فرصت ها استفاده کنیم و اقتصاد مملکت را از اتکا به نفت جدا کنیم تا بتوانیم صنعت نفت را که دچار تب هلندی شده وبخش عظیمی از درآمد ارزی را صرف بودجه جاری مملکت می کند شفا بدهیم.

 

*و سرانجام آخرین کتاب شما چه موضوعی دارد؟

درباره میادین نفتی غرب رودخانه کارون است. اسم کتاب "نفت در خاک خون آلود" است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد