خبرگزاری فارس:اینجا بهار خالی از شکوفه، آمیخته است با ذرات سیاه گرد و غبار و من با همه دلمردگیها باز هم دوست میدارم بهار شهرم آبادان را.
به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، بهار در راه است و ما در کوچه پس کوچههای گذشتهمان به دنبال رد پایی کهنه و قدیمی میگردیم، غافل از اینکه طراوت و تازگی در پشت سرمان در انتظار نیمنگاه ماست.
ذرهای نگاه به آن معطوف نمیکنیم و همچنان فریادزنان روزمرگی را جستوجو و آرزو میکنیم.
بهار در راه است و باید به آن سلام کنیم، با تمام دل و جان و روزهای آبی و آسمانی را از او طلب کنیم برای اولین و آخرینبار!
همه میگویند گلها نشان بهارند اما بیخبرند از اینکه تا دل بهاری نباشد هیچ گلی رنگ بهار به خود نمیگیرد.
بهار را باید در پس پرده احساس ناب تازگی یافت و این معنای حقیقی "پرواژهترین فصل انتظار" است؛ و این خالصی را در هر نقطهای میتوان یافت بهویژه در شهد گلبرگها و شکوفههای سفید و پاک خوش عطر خاطره...
در آبادان ما نیز با اینکه نیمه دوم اسفند را پشت سر گذاشتهایم اما هوا همچنان سوز و سرمای اوایل زمستان را دارد و گرد و غبار پاییز را.
بهار در هر شهری که قدم میگذارد رد پایی منحصر به فردی را از خود به جا مینهد؛ رد پاهایی از جنس همان شهر!
در خوزستان، در سالهای دور وقتی از جنوب به سمت شمال استان میرفتی،لاله های خودرو و شقایقها در بستری از چمنهای خوش رنگ خودنمایی میکرد و چشم هر بینندهای را مسحور به خود اما اکنون... اکنون آنقدر این شاپرکهای نوید و امید پراکنده میرویند که باید در دشت به دنبالشان به هر سو دوید.
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد، به راستی امید تنها صداییست که میتواند جان شقایقها را زنده و تازهتر کند و من دوست دارم این چشمانتظاری پرتشویش را...
اینجا که هستم آبادان است شهری با کوله باری از خاطرات و یاد بودها؛ اینجا شهری است که همه با شنیدن نامش دوست دارند حتی یک بار هم شده سری به این سرزمین نخل و آفتاب بزنند و آنچه را که شنیدهاند از نزدیک نظارهگر باشند.
بهار در آبادان به گونهای دیگر از راه میرسد، آرام و در سکوت... در این شهر نه خبری از حاجی فیروز است و نه تصویری از شکوفه ریز و درشت درختان!
اینجا بهار آمیخته است با ذرات سیاه گرد و غبار و من با همه دلمردگیها باز هم دوست میدارم بهار شهرم آبادان را.
اینجا اعتدال هوا بشارت میدهد آغاز بهار را و به راستی هوای شهر و هوای دلهای مردم اینجا همیشه بهاری است.
خانهتکانی هم در اینجا رنگ کهنه خاک را بر خود به دوش میکشد اما باز هم هوای بهاری رخنه در دل و جان مردم آبادان دارد، همیشه و همهجا.
در هوای ابری یا گرد و غبار، خرید ماهی قرمز و آجیل شب عید چون همیشه یادآور همه بوی عیدیای دوران کودکیام است و من دوست دارم دل دریایی مردم و دل بهاری شهرم آبادان را.
..................................
یادداشت از مریم خبازی