سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سلام خوزستان

انتشار اخبار سیاسی- اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خوزستان

سایت اصولگرا: ایران به یک جنگ خارجی نیاز دارد

    ما چنین آموخته ایم که نباید جنگ را به خانه کشید و بایستی در سریعترین و مطمئن ترین حالت ممکن زمین بازی را جایی غیر از خانه خود تعریف کنیم. آمریکا باید بداند که هستند جوانان حزب اللهی که در صورت حمله آمریکا به ایران، زمین بازی را فراتر از ایران تعریف کرده و ظرف کمتر از 48 ساعت تمام 112 کشوری که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد مورد حملات انفجاری و استشهادی قرار خواهد گرفت.   

 سایت اصولگرای آرمان پرس که به داشتن مواضع تندروانه معروف است، در یادداشتی به قلم مدیرش علیرضا فرقانی به آنچه "تحلیل چرایی آمادگی ایرانیان برای نبرد با آمریکا" خوانده است پرداخت و تحت عنوان "ایران به جنگ خارجی نیاز دارد" نوشت:

پیامبر اسلام(ص): هرکس در رکاب امامش جهاد نکرده باشد و یا آرزوی جهاد را نداشته باشد و بمیرد بر شعبه‌ای از نفاق مرده است.

سردار جعفری نیز چندی پیش به تأسی از پیامبر مکرم اسلام جهت لبیک به امام خود گفته بود : «ما برای نبرد بزرگ با آمریکا آماده ایم» هرچند نسل ایشان پیش از این در آزمون عملی جهاد سربلند بیرون آمده بودند اما آرزوی جهاد از طرف ایشان زبان حال نسلی است که مزه شیرین جهاد را نچشیده و حداقل آرزوی جهاد می‌کنند تا بر شعبه‌ای از نفاق نمیرند.

در اینجا سوالی مطرح می‌شود که در صورت بازگویی جواب آن شاید نگرش نظامیان و سیاسیون آمریکایی و اسرائیلی به وضعیت ایرانیان مسلمان را تغییر دهد و دیگر بر گزینه نظامی روی میز تکیه نکنند. شاید دیگر هیگل و اوباما و البته روسای جمهور و وزیران جنگ فعلی و آینده ایالات متحده و اسرائیل از تکرار لفظ گزینه نظامی ناامید و متوجه شوند که آمادگی ما برای نبرد نظامی با آنها یک بلوف نیست بلکه واقعیتی است که ریشه در مبانی دینی ما دارد که تبدیل به فرهنگ ما ایرانیان شده است.

اما آن سوال مهم این است که چرا جهاد در اسلام به کرات سفارش شده تا حدی که آرزوی جهاد نیز بر مومنین واجب تلقی می‌شود؟

در پاسخ به این سوال باید به صورت ریشه‌ای دلیل جنگ ایران و آمریکا را مورد مداقه قرار داد. جنگ اصلی ایران و آمریکا جنگ بین پارادایم‌هاست. چارچوب خداگرایی(تئویسم) و انسان گرایی(اومانیسم).

به طور خلاصه این چنین می‌توان بیان کرد که در چارچوب خداگرایی تمام ورودی‌ها تابعی از فرهنگ است و خروجی باید ادب باشد تا مورد قبول واقع شود از این رو قرآن مأدبه الله است. ادب را بزرگان درک حضور ، درک حدود و حفظ حدود می‌دانند.

به عنوان نمونه هر وقت از قهرمانان دفاع مقدس ایران نام برده می‌شود هرگز از تخصص و تکنیک‌های نظامی‌گری آنان یاد نمی شود و همواره ادب و ایمان ایشان در شاخص‌هایی مانند فروتنی، شجاعت، ایثار و ... محل ذکر است.

هرگز از ثروتمندی در جامعه دینی به خوبی یاد نمی‌شود مگر اینکه مبادی آدابی چون خیر بودن ، ساده زیستی ، کمک به دیگران، احتکار نکردن ، نزول نخوردن و ... باشد.

در چارچوب خداگرایی هرگز از سیاست‌مداری به خوبی یاد نمی‌شود مگر اینکه هدف وی توجیه کننده وسیله‌اش نباشد و خصلت‌هایی چون مردم‌داری، رویکردی خدمت محور بجای قدرت محور و ... داشته باشند.

در حکومت دینی سعادت فوق امنیت تعریف می شود و امنیت آن جامعه فرهنگ محور است. از این رو بود که امام خامنه ای نیز استقلال کامل را در گروی استقلال فرهنگی بیان داشته اند. از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود و طبق گفته امام خمینی علل موجده انقلاب ما علل مبقیه نیز است ، بایستی برای حفظ فرهنگی که منتج به انقلاب اسلامی ایران شد اعم از وحدت ، قناعت ، ایثار ، شهادت طلبی و ... تلاش مضاعف کرد.

در نظام سرمایه در چارچوب خداگرایی، مبنایی ترین سرمایه ، سرمایه ایمانی است سپس سرمایه علمی، در مرحله سوم سرمایه اجتماعی و در نهایت سرمایه مادی. علمی مهم است که ایمان تولید کند و اجتماعی که ایمان را حفظ و ایجاد و بسط دهد و مادیاتی که از راه مشروع بدست آید و در راه تکامل بشری خرج شود.

پس چرایی «ما برای نبرد آماده ایم» از دو جهت قابل توجیه است. اول آنکه حداقل در آرزوی جهاد باشیم تا بر شعبه‌ای از نفاق نمرده باشیم و دوم اینکه شاید هیچ چیزی مانند یک جهاد، کمکی به حفظ فرهنگ اول انقلاب نمی‌کند و مسبب افزایش سرمایه‌های ایمانی و اجتماعی برای انقلاب اسلامی نمی‌شود.

اما در چارچوب انسان گرایی تمام ورودی ها تابعی از اقتصاد است و خروجی بایستی ثروت باشد در غیر این صورت آن ورودی و حرکت از ابتدا فاقد اعتبار خواهد بود.

در نظام سرمایه در چارچوب انسان گرایی مبنایی ترین سرمایه ، سرمایه مادی است سپس سرمایه علمی و در نهایت سرمایه اجتماعی. به عبارتی علمی ارزشمند است که سرمایه مادی تولید کند و ثروت. فردی حائز اهمیت است که سرمایه مادی تولید کند و ثروت. پس تمام برنامه و افعال تابعی از اقتصاد است و در صورتی ارزش پیدا می کند که مولد ثروت باشد. حال اگر حرکتی مانند یک جنگ تمام عیار نافی منافع آنها باشد با تمام وجود از آن حذر خواهند کرد زیرا در صورت وقوع آن شاهد نابودی خود خواهند بود.

پس حرف آخر را اول می زنیم که دولتمردان آمریکایی باید بدانند ؛ جنگ بعدی با حضور ایران و آمریکا متضمن بقای انقلاب اسلامی ایران و نابودی مطلق آمریکا خواهد بود. جنگی که برای ایرانیان مسلمان جنگ تضامنی خواهد شد. جنگی که مسلمانان به یاری و حفظ دین خدا می روند و خداوند نیز عاقبت آنان را ضمانت خواهد کرد. هرگز در این جنگ شکست و پیروزی ظاهری معنایی ندارد و پیروزی مطلق از آن مسلمانان خواهد بود. پس آمریکا و اسرائیل باید بدانند که دیگر برای ملتی که در قاموسشان شکست ندارند خط و نشان نکشند زیرا مسلمانان به چیزی دل نبسته اند که برای از دست دادن آن بترسند و برای فرار از جنگ دست به هر مذاکره و خفتی بزنند.

جنگ، مفهومی است همزاد بشر. مفهومی که در طول تاریخ مصادیق مقدس و نامقدسی را در اقصی نقاط کره زمین به خود دیده است. هرچند در اکثر جنگ ها در دو طرف جبهه گروه های باطلی قرار داشتند اما بودند جنگ هایی که یک طرف آن جبهه حق بود و دفاعشان مقدس. آنانی که جنگشان مقدس بود هرگز آغازگر جنگ نبودند اما بعد از مورد حمله قرار گرفتن بلادرنگ مترصد پاسخ دادن می شدند و جنگ دوطرفه می شد.

برخی از صاحبنظران غربی جنگ را بواسطه چرخش قدرت مایه پیشرفت می دانند. برخی دیگر جنگ را در عصر نوین مسبب گردش مالی صنایع جنگی و دفاعی و به تبع آن شکوفایی اقتصادی تحلیل می کنند و برخی دیگر جنگ را تحسین می کنند به خاطر از بین رفتن ضعیفان و باقی ماندن قدرتمندانی که می توانند دنیا را آباد کنند.

اما اسلام نظری غیر مکاتب دیگر دارد. اسلام جنگ را نه به خاطر چرخش قدرت و یا مسائل اقتصادی بلکه تنها دلیل جنگ را دفاع از عقیده می داند. عقیده ای که اگر مقدس باشد کشته شدن در راه آن "شهید" محسوب می شود و شهدا "عند ربهم یرزقونند". تا پیش از اسلام جنگ مفهومی شوم بود و ترسناک. شوم به دلیل ویرانی و مرگ و میرش و ترسناک به دلیل عواقب غیر قابل پیش بینی آن.

اسلام شومی جنگ را این چنین مهار کرد و به کام مجاهدین شیرین : "لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ" (نساء95)....... هرگز افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند!

اسلام همچنین ترس را از دل مومنین این چنین زدود که: "کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ مَعَ الصَّابِرِینَ" (بقره249).......چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند! و خداوند، با صابران و استقامت‌کنندگان است.

اما از آنجایی که رویارویی حق و باطل تا قیامت ادامه خواهد داشت، خداوند همواره مومنین را توصیه کرده است که جهت ارهاب و مواجهه با کفار در حالت آمادگی کامل قرار داشته باشند و این چنین فرمود: "وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّـهِ وَعَدُوَّکُمْ (انفال60)..........هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها دشمنان آماده سازید و همچنین اسبهای ورزیده برای میدان نبرد، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!

اسلام برعکس دیگر مکاتب که جنگ را تنها در راستای اهداف نفسانی و به شرط پیروزی توصیه می کنند، جنگ را فارغ از پیروزی یا شکست تنها به شرط جنگیدن در مسیر مرضات الله برای هر مسلمانی واجب کرده و این چنین دستور داد که: "کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ (بقره216)......... جنگ بر شما مقرر شد.

مسلمانان در مکتب اسلام این چنین آموخته اند که وقتی با دشمن در تمام زمینه ها روبرو می شوند لحظه ای حتی تصور عقب نشینی و تسلیم به ذهنشان خطور نکند و خداوند همواره مومنین بزدل را از عقب نشینی انذار می دهد که: "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ ﴿١٥﴾ وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ" ﴿١٦﴾ انفال ........ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه‌رو شوید، به آنها پشت نکنید و فرار ننمایید و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد چنین کسی به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است!

اما آمریکا و دولتمردان آن که سالهاست برای ایران اسلامی رجز می‌خوانند و هر رئیس جمهوری غایت اقتدار خود را در تهدید ایران می داند و رویای جنگ با ایران خواب آشفته آنان شده بایستی برخی نکات را جهت یادآوری به ایشان متذکر شد.

آمریکا باید بداند که در صورت حمله به ایران ، پاسخ دادن به آمریکا بر اساس آموزه های دینی بر مسلمین واجب است و لحظه ای در انجام وظیفه شرعی خود کوتاهی نخواهند کرد.

آمریکا باید بداند که اگر مردم آمریکا را به بهانه های واهی جنگ های احتمالی و با هزینه های گزاف برای جنگ 2001 و 2012 و 2035 آماده می کند، در مکتب شیعه هر فردی از دوران نوجوانی منتظر ظهور است و از ملزومات آن آمادگی برای جنگ و جهاد.

آمریکا باید بداند که اگر به ضرب حقوق ماهی 9 هزار دلار جوانان آمریکایی را برای جنگ در دیگر کشورها اغوا می کند ما چنین آموخته ایم که اگر جهاد نکنیم و یا در آرزوی جهاد نباشیم و بمیریم در نوعی از نفاق مرده ایم و این نوع از مرگ برای ما ننگ است و آرزوی جهاد و جنگ افتخار ماست.

آمریکا باید بداند که فرزندان روح الله و یاران سیدعلی مانند دیگر جوانان کشورهای همسایه نیستند. هرچند آنان مسلمانند اما هرگز حضرت علی(ع) را درک نکردند که فرمود: "هیچ قومی در خانه ی خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر اینکه ذلیل شد." پس ما چنین آموخته ایم که نباید جنگ را به خانه کشید و بایستی در سریعترین و مطمئن ترین حالت ممکن زمین بازی را جایی غیر از خانه خود تعریف کنیم.

آمریکا باید بداند که هستند جوانان حزب اللهی که در صورت حمله آمریکا به ایران، زمین بازی را فراتر از ایران تعریف کرده و ظرف کمتر از 48 ساعت تمام 112 کشوری که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد مورد حملات انفجاری و استشهادی قرار خواهد گرفت.

و در نهایت آمریکا باید بداند که اگر جوانان آمریکایی از ترس مرگ شعار «stop the war» را سر می دهند ، فرزندان روح الله نه تنها هرگز از جنگ فرار نمی کنند بلکه همواره این دعا را بر لب دارند که «اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک».

(دیگر ابعاد نیاز ایران به جنگ خارجی بزودی منتشر خواهد شد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد